کد خبر : 89399
/ 07:28

سهم اندک انقلاب و جنگ در ادبیات

علی براتی گجوان از دغدغه‌های خود در عرصه داستان‌نویسی می‌گوید

سهم اندک انقلاب و جنگ در ادبیات

شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی| علی براتی‌گجوان، نویسنده‌ای است که سال‌ها در حوزه ادبیات جنگ و دفاع مقدس قلم زده است، اگرچه برون‌داد چشمگیر این تلاش، تنها یک مجموعه‌داستان به نام «پسر من قاتل است؟» باشد. او البته سرگرم نوشتن مجموعه‌ داستان دیگری هم درباره آزادگان دفاع مقدس است و از آنجا که تجربه‌هایی از دوران انقلاب نیز دارد و معتقد است وقوع سریع جنگ هشت‌ساله توجه نویسندگان را از انقلاب به سمت جنگ معطوف کرده، مجموعه‌داستان «آماده ترور باش» را آماده چاپ کرده است تا دینش را به انقلاب اسلامی ادا کرده باشد. 

خودش می‌گوید بیش از آنکه دغدغه ادبیات داشته باشد بر سر آن است که نقدهای اجتماعی‌اش را به نگارش درآورد و می‌کوشد که این نقدها را از رهگذر پرداختن به ٢ رویداد بزرگ در تاریخ معاصر ایران یعنی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی وارد کند. این است که تا اندازه‌ای به ماجراهای ناگفته یا کمترگفته‌ها در این زمینه علاقه نشان می‌دهد. بیش از این را در گفت‌وگوی ما با براتی بخوانید.

 

﷯ داستان‌های شما برگرفته از تجربیات شخصی‌تان است. چه تفاوتی است بین شما که داستانتان را زیسته‌اید و آن‌هایی که راوی ماجراهای ناآزموده هستند؟

معتقدم کسانی که بر اساس تجربه زیستی فردی خودشان کتابی می‌نویسند موفق‌ترند، چرا که این تجربیات منحصر‌به‌فرد است و درنتیجه چیزی تازه به مخاطب می‌دهند. شناخت افرادی که نویسنده در یک تجربه جدید آن‌ها را درک و لمس کرده یا با آن‌ها زندگی کرده و رفاقت یا دشمنی داشته است می‌تواند او را در خلق شخصیت داستانی یاری برساند و داستان این شخصیت‌ها را بهتر از دیگران بنویسد. مجموعه داستان «آماده ترور باش» که در دست انتشار است بر اساس تجربه‌های شخصی‌ام است که از دوران تشکیل نخستین انجمن اسلامی در مشهد داشته‌ام. به نظرم تجربیات شخصی باعث باورپذیری داستان و همذات‌پنداری مخاطب با آدم‌های داستان می‌شود.

 

﷯ شما نویسنده‌ای از نسل جبهه‌رفته هستید که خود را داستان‌نویسِ منتقد نیز خوانده‌اید، در این باره توضیح می‌دهید؟

بنیاد نگاه من به حوزه انقلاب و جنگ یک نگاه انتقادی است. تلاش دارم مسائلی را که باعث شده‌است مشکلاتی برای نسل انقلاب و جنگ به وجود آید برای ثبت در تاریخ به داستان تبدیل کنم. می‌خواهم با استفاده از ادبیات این مشکلات را به گوش مدیران برسانم تا باعث شوم در برخورد‌های خود تجدیدنظر کنند. می‌خواهم به مدیران متذکر شوم که باید زیرساخت‌ها را برای حمایت از نسلی که تمام زندگی‌اش را برای جنگ و انقلاب گذاشته است فراهم کنند و این‌طور نباشد که بعد از پایان یافتن یک جریان مثل جنگ و یا انقلاب، آن‌هایی را که مؤثر بودند فراموش کنند و خودشان بر مسندها بنشینند. این نگاه انتقادی البته برای من دردسرهایی هم داشته است و هر گروهی به نحوی با من برخورد کرده‌اند. بچه‌های انقلاب و جنگ مرا ضدجنگ می‌دانند ولی خودم احساس می‌کنم راهم درست و نگاهم در این زمینه متفاوت است و اینکه در داستان‌نویسی بچه‌های جنگ و انقلاب کمتر کسی چنین رویکردی داشته است. حتی بعضی از انتشاراتی‌ها به انتشار آثار ادبیات جنگ گرایشی ندارند، آن‌هایی هم که دست به چاپ این آثار می‌برند، همین‌که می‌بینند یک اثر رنگ‌وبوی انتقاد دارد، دست نگه می‌دارند و آن را چاپ نمی‌کنند.

 

﷯ چرا؟ برای انتشاراتی چه فرقی می‌کند؟

می‌ترسند. می‌ترسند که بهشان انگ و تهمت بخورد. بهشان بگویند ضد جنگ. یا اینکه چاپ چنین نوشته‌هایی در حوزه سیاست‌های آن‌ها نیست. برخی انتشاراتی‌ها و نویسنده‌ها خواسته یا ناخواسته دارند همان بلایی را که سر ادبیات دفاع مقدس آوردند -و فقط حماسه‌ها را دیدند- بر سر ادبیات انقلاب هم می‌آورند. آن‌ها دلشان می‌خواهد فقط از رشادت‌ها بگویند و حماسه‌ها را بنویسند. این بزرگ‌ترین ضربه‌ای است که به ادبیات جنگ زده‌اند و می‌زنند. ما وظیفه‌مان این است که واقعیت آن دوران را خیلی عریان و صادقانه ارائه بدهیم و به نگارش درآوریم تا نسل‌های بعد از ما بدانند چه زحماتی در دوران انقلاب کشیده شده است. آن‌ها باید بدانند این انقلاب و کشور که به دستشان رسیده، چطور حفظ شده است. نسل بعدی باید بداند که ما در جنگ و دوران تثبیت انقلاب چه اشتباهاتی کرده‌ایم که اگر رخ نمی‌داد شاید خیلی از بزرگان نظام که الان نیستند، هنوز زنده بودند. این نگاه من است و در داستان‌هایم این مضمون را مستتر کرده‌ام.

 

﷯ امروز چه جایگاهی برای ادبیات انقلاب و دفاع مقدس قائل هستید؟

جایگاه یعنی داشتن مخاطب. جایگاه یعنی خلق اثر نه تولید اثر. جایگاه یعنی داشتن نویسنده‌ای که صاحب‌نام باشد. کدام‌یک از این‌ها برای این ادبیات وجود دارد؟ واقعیت این است که احساس می‌کنم انقلاب و جنگ سهم ارزشمندی در ادبیات ندارند. اثر درخوری در این حوزه «خلق» نشده و هرآنچه هست «تولید» است. از سویی برای همان تولیدات هم منابع تاریخ شفاهی کافی در اختیار نویسندگان قرار نمی‌گیرد. متون خوب تولیدشده در این زمینه‌ها انگشت‌شمار است. ما نیازمند نگاه جدید به خاطرات باقیمانده از انقلاب و جنگ هستیم.

 

﷯ چرا این نگاه تازه شکل نگرفته است؟

ما نویسندگان نتوانسته‌ایم پاسخ‌گوی سؤالات نسل جوان باشیم یا به‌عبارتی ادبیات هنوز نتوانسته پاسخ پرسش‌هایشان را بدهد. خیلی کتاب‌ها را تولید کردیم که شاید ارزش خواندن یک‌بار را هم ندارد. آن‌هایی که خودشان در جنگ حضور داشتند خیلی اعتقاد به این نداشتند که نگاه غیر حماسی به آثار انقلاب و دفاع مقدس راه پیدا کند. البته نسل جدید که تازه وارد کار شده‌اند بهتر از قبلی‌ها عمل می‌کنند. آن‌ها متوجه شده‌اند که باید تعصبات را کنار بگذارند. صرف نگاه حماسی را کنار بگذارند و واقع‌نمایی کنند. در رهنمودهای رهبر انقلاب درباره خاطرات دفاع مقدس نیز می‌بینیم: «‌از مبالغه و اغراق و مانند این‌ها باید به‌کلّی صرف‌نظر کرد.» ایشان ضمن تأکید بر استفاده از «شیوه‌های هنری» برای بیان این رخدادها، اذعان می‌کنند که «متنِ واقع» و «همان که اتّفاق افتاده» ارائه شود. من فکر می‌کنم سخن رهبر انقلاب درست و دقیق است. ما نباید صرفا از پیروزی‌ها بگوییم. بلکه به ناکامی‌ها هم باید پرداخت تا برای نسل آینده تجربه شود و بتواند در تجربیات بعدی‌اش بهره ببرد. این ظلمی است که بر ادبیات انقلاب و دفاع مقدس رواداشته شده است. مسئله بعدی رویکرد مدیران است، مدیری که در این حوزه از ادبیات صاحب تجربه می‌شود، می‌رود و یک مدیر بی‌تجربه بر مسند می‌نشیند. کار‌ها به تکرار افتاده است. نگاه‌ها به تکرار افتاده است. ما نتوانسته‌ایم مدیر فرهنگی تربیت کنیم، مدیری که بتواند حوزه کتاب و چاپ و نشر را در ادبیات به درستی اداره کند.

 

﷯ شمار آثار ادبی حوزه جنگ و دفاع مقدس از آثاری که با موضوع انقلاب اسلامی نوشته می‌شود بیشتر است. آیا در کیفیت هم وضعیت این‌گونه است؟

در حوزه جنگ کتاب زیاد «تولید» شده است اما هیچ‌یک از آن‌ها «خلق» نشده‌اند، یعنی وجه آفرینشگری و هنری در آن‌ها چندان دیده نمی‌شود. انتقاد اساسی من به این دست از آثار همین است. به نظرم تولیدات آثار دفاع مقدس آثار ضعیفی هستند و اثر برجسته‌ای در بین آن‌ها ندیده‌ام. در حوزه ادبیات انقلاب نیز به همین ترتیب؛ در چنین نوشته‌هایی نه نگاه متفاوتی به اتفاقات انقلاب شده و نه جنگ از کلیشه خارج شده است. درباره پایین‌تر بودن تعداد آثار نوشته‌شده در زمینه ادبیات انقلاب اسلامی نیز باید گفت که با آغاز جنگ حتی فرصتی نماند که نویسنده‌ای بخواهد به انقلاب بپردازد و همه توجه‌ها به سمت نگارش برای دفاع مقدس معطوف شد. به نوعی جنگ، ادبیات انقلاب را بلعید. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی