کد خبر : 89463
/ 04:47
گفت‌وگوی شهرآرا با سازنده مجسمه علی باغبان‌باشی، پیش‌کسوت ورزش مشهد

سردیس آقای دونده

هاشم شفیعی، هنرمند مشهدی و عضو انجمن مجسمه‌سازان ایران، است که تا امروز مجسمه‌های بسیاری را در مشهد، تهران و کیش ساخته‌ است.

سردیس آقای دونده

شکیبا افخمی‌راد| هاشم شفیعی، هنرمند مشهدی و عضو انجمن مجسمه‌سازان ایران، است که تا امروز مجسمه‌های بسیاری را در مشهد، تهران و کیش ساخته‌ است. این هنرمند، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی‌ارشد رشته انیمیشن‌ دانشگاه هنر تهران است که مجسمه‌سازی را با ساخت شخصیت‌های منفی برای پایان‌نامه‌اش آغاز کرد و این‌گونه وارد مسیر هنرهای شهری شد. او با ساخت مجسمه‌های شهدا و دانشوران ایران در جزیره کیش، مسیر حرفه‌ای‌اش در این رشته را ادامه داد. شفیعی در مدت هفت سالی که به مشهد بازگشته، با شرکت در جشنواره‌ خانه بهار و ساخت سردیس‌های شهری بابانظر، شهیدصادقی و مجسمه‌ای مفهومی با مضمون انرژی هسته‌ای، آثاری از خود در این شهر برجای گذاشته است. این هنرمند یک سال و نیم پیش با شرکت در پروژه ساخت سردیس‌ که برگزارکننده آن خانه هنرمندان بود و٢٠هنرمند دیگر نیز در آن شرکت کرده‌بودند، ساخت سردیس علی باغبان‌باشی، قهرمان دونده سابق و دو شخصیت دیگر را انتخاب کرد که درمیان آن‌ها «باغبان‌باشی»، دونده جهانی، به‌عنوان یک شخصیت ورزشی متفاوت، شایان توجه است. شفیعی توانسته است ساخت سردیس باغبان‌باشی را بعد از یک ماه تلاش به اتمام برساند و پس از گرفتن تایید از خانواده این شخصیت، آن را آماده رونمایی کند. گفت‌وگوی ما با این هنرمند مشهدی درباره ویژگی‌های این سردیس ورزشی و دیگر سردیس‌های شهری، به بهانه رونمایی «باغبان‌باشی» در هفته‌ آینده در لاین دونده‌های پارک ملت است.

 

﷯ ساخت سردیس «باغبان‌باشی» جزو آثار پیشنهادی شما برای شرکت در فراخوان شهرداری بود، باتوجه‌به اینکه آثار قبلی شما در مشهد در حوزه دفاع مقدس بوده است، چطور به این شخصیت ورزشی رسیدید؟

در آن فراخوان، ازبین تعدادی شخصیت که قرار بود ساخته شود، شخصیت‌های باغبان‌باشی، بابانظر و بابا‌رجب را انتخاب کردم. علت آن هم متفاوت بودن این شخصیت‌‌ها بود. درباره «باغبان‌باشی»، ورزشکار بودن این شخصیت برایم جالب بود؛ به‌خصوص که این قهرمان ورزشی در قید حیات است.

 

﷯ باتوجه‌به ورزشی بودن این شخصیت، در طراحی سردیس او چقدر به تفاوت‌ها نسبت‌به آثار دیگرتان اندیشیدید؟

دو ویژگی ورزشکار و سال‌خورده بودن، این کار را برای من متفاوت کرده بود. برای مجسمه باغبان‌باشی، من باید شخصیتی باابهت، راسخ، ورزشکار و سال‌خورده را می‌ساختم. همین ویژگی‌ها بود که انجام این کار را برای من لذت‌بخش کرد؛ مثلا چین‌وچروک‌های صورت و زیر گردن بی‌نظیر بود. همچنین تاس بودن سر به‌عنوان یکی از چالش‌های سر راهم، مرا بیشتر درگیر این شخصیت می‌کرد. به‌طورکلی من دوست دارم کار اذیتم کند و مجبور شوم مدت‌ها با آن کلنجار بروم، خراب کنم و دوباره بسازم.

 

﷯ باتوجه‌به اینکه این شخصیت در قید حیات است، در کار شما و شیوه الگوبرداری‌‌تان، تغییری ایجاد نکرد؟

اینکه مدلم زنده باشد یا خیر، زیاد برای من تفاوتی نمی‌کند؛ چون زمانی که مشغول ساختن هستم، تمام مدل‌ها برایم زنده‌اند. درباره این شخصیت نیز از عکس‌های بی‌شماری که از اینترنت گرفته‌ بودم و همچنین از نظرهای دختر این شخصیت برای پیشبرد کارم استفاده کردم.

 

﷯ نشان دادن لباس ورزشی بر تن این اثر، یکی از تفاوت‌های جدی آن است. خودتان بر این موضوع تاکید داشتید؟

بله، تصمیم گرفتم لباس ورزشی بر تن مجسمه باشد. ازآنجاکه بیشتر سردیس‌های مشهد را از روی شخصیت شهدا ساخته‌اند که ممکن است خیلی شبیه به‌هم باشند، این لباس ورزشی توانسته است تفاوت درخورتوجهی دربین سردیس‌ها ایجاد کند، ضمن اینکه این سوال را نیز به ذهن مخاطب می‌آورد که این مجسمه چه کسی است؟ همین که مجسمه‌ساز بتواند سوال ایجاد کند، نشان می‌دهد که اثرش موفق بوده است، درحالی‌که اگر مخاطب بی‌توجه از کنار کار بگذرد، بی‌شک آن اثر دارای اشکال بوده است.

 

﷯ به‌طورکلی ساخت این سردیس‌ها به‌عنوان بخشی از هنر شهری، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

قسمتی از هنر مجسمه‌سازی، شبیه‌سازی است و معمولا کسانی وارد این وادی می‌شوند که طراحی را خوب بلد باشند. به‌عبارتی فردی که با هنر طراحی و شخصیت‌سازی آشنا نیست، نمی‌تواند سردیس کار کند. کار مجسمه‌ساز زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند سردیس را درست مثل یک فیگور شکل دهد؛ یعنی بخش‌های مقابل و پشت‌سر سردیس، تعریفی از زیبایی بصری را به نمایش بگذارد اما متاسفانه آثاری که ما در شهر می‌بینیم، تنها به شبیه‌سازی بسنده کرده‌اند و از پشت، جز یک توده به‌هم کوبیده‌شده، چیزی را نشان نمی‌دهند.

 

﷯ سردیس‌هایی که در مشهد ساخته و نصب می‌شوند، تا چه حد به معیارهای هنر مجسمه‌سازی شهری در دنیا نزدیکند؟

درواقع ما در رشته فیگوراتیو چیزی برای عرضه نداریم؛ نه به این معنا که هنرمند بلد نیست، بلکه به‌علت قوانین دست‌وپاگیری که وجود دارد؛ مثلا زمان لازم برای ساخت مجسمه فیگوراتیو با زمان لازم برای ساخت مجسمه‌ای با شخصیت پویانمایی به یک اندازه است. من برای کاری که الان در تهران می‌سازم، تنها هفت ماه زمان دارم، درحالی‌که این کار برای آنکه اثری حرفه‌ای و منحصربه‌فرد باشد، به بیش از دو سال زمان نیاز دارد. 

 

﷯ آیا اختلاف‌نظر بین هنرمندان و مدیران شهری، باعث این شرایط شده است؟

این جریان بسیار تاثیرگذار و درواقع لازم است. زمانی اوضاع بهتر می‌شود که بین هنرمندان و مدیران زیباسازی، اعتمادسازی صورت بگیرد.

 

﷯ خودتان ورود کدام نهاد را به این موضوع لازم می‌دانید؟

نهادی مستقل از بدنه شهرداری؛ مثل انجمن مجسمه‌سازان. انجمن مجسمه‌سازان ایران در تهران این کار را آغاز کرده‌ است. به این ترتیب مجسمه‌ساز باید دارای مجوز باشد. به‌عبارتی انجمن، صلاحیت او را تایید می‌کند و آن زمان زیر چتری قرار می‌گیرد که هم نظارت می‌شود و هم مورد اعتماد است، ضمن اینکه پشتیبانی هم می‌شود. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی