• خانه
  • یادداشت
  • مثلث فرهنگ سازی
کد خبر : 89563
/ 12:48
نسرین شعبان زاده

مثلث فرهنگ سازی

مثلث فرهنگ سازی

شهرآرا آنلاین - «فرهنگ سازی» مقوله ای است که همیشه از اهمیت آن در جامعه صحبت شده است. با این حال خیلی از مواقع هنوز جای خالی اش حس می شود. چه در مبحثی مثل طریقه رانندگی کردن و چه در مباحثی مثل حضور در اماکن عمومی. شاید ایراد کار اینجا باشد که برای نهادینه کردن فرهنگ و خرده فرهنگ های درست، به صورت ریشه ای کاری صورت نگرفته است و فرهنگ سازی برای خیلی از ما صرفا یک لایه و یک پوشش ظاهری است، برای سرپوش گذاشتن روی خیلی از کاستی ها. اما تا به حال با خودتان فکر کرده اید که برای ورود بنیادین به بحث فرهنگ سازی چه اقداماتی لازم است؟

 

١-رهبران فرهنگی

منظور از رهبران فرهنگی همان افرادی هستند که در نوک هرم قرار دارند، یعنی آن دسته از افراد که برای یک جامعه فرهنگ سازی می کنند؛ به عبارت دیگر می توان از آن ها با عنوان مسئولان فرهنگی یک جامعه نام برد، مسئولانی که باید در وهله اول ریشه موضوعات را بشناسند و در قدم بعد در همان راستا دست به عمل بزنند. این افراد اگر درست فکر نکنند و از موضوعات درک بنیادینی نداشته باشند، نمی توانند در مرحله عمل هم یک اتفاق اساسی را رقم بزنند. ما نمی توانیم از کسی که در حد متوسط یا ضعیفی فکر می کند و نگاه و بینش جامعی ندارد انتظار داشته باشیم که اتفاقات عالی و مؤثری را برای یک جامعه و افراد آن رقم بزند. پس یک جامعه برای پیشرفت نیاز به رهبران متفکر و اندیشمندی دارد که از همان ابتدا انتهای کار را می بینند و تدبیر می کنند. پس می توان نتیجه گرفت که مردم هم باید تمام تلاش خود را بکنند تا رهبران فرهنگی خوبی انتخاب کنند.

 

٢-بستر جامعه

عامل مؤثر بعدی زمینی است که در جامعه وجود دارد، زمین یا بستر یا همان فضایی که بر جامعه غالب است و آدم های آن را احاطه کرده است. شناخت این فضا می تواند به یک فرهنگ سازی مؤثر و مفید کمک کند. یک فکر و یک عمل و یک اتفاق شاید ریشه ای باشد اما دلیلی ندارد اگر پیاده سازی آن به عنوان مثال در شاخ آفریقا جواب می دهد در دل اروپا هم همین گونه باشد. حالا تفاوتی ندارد این اتفاق یک اتفاق فرهنگی باشد و در مورد پوشش افراد، یا تصمیمی باشد در مورد انتخاب محصول کشاورزی کاشته شده در یک شهر. پس برای هر جایی باید با توجه به اقتضائاتش تصمیم گرفت و راهکار داد. پوشش، تغذیه و حتی مسئله ای مثل حیا و حجاب هم با توجه به عرف جامعه می تواند متفاوت باشد.

 

٣-مردم

عامل سوم ما مردم هستیم که در واقع می شویم همان بستر اجرایی کار، به عبارت دیگر عمومیتی که باید مسائل را به اجرا بنشینند. در این بین یک فضای سرشتی و اقتضائات و خصوصیاتی که هر فرد با خودش دارد اهمیت دارد، افزون بر بستر تربیتی و خانوادگی که فرد در آن قرار دارد. حتی اعضای یک خانواده با اینکه به ظاهر در یک بستر تربیتی یکسان رشد کرده اند اما ممکن است خصوصیات و ویژگی های منحصر به خودشان را بروز دهند. پس طبیعتا در جامعه هم این تفاوت ها وجود دارد. حالا سؤالی که پیش می آید این است که با وجود این همه تفاوت چگونه می توان ایده های فرهنگی چید و آن ها را پیاده کرد؟ درست است که آدم های مختلفی وجود دارند اما به تبع همین قضیه تیپ های متفاوتی هم وجود دارد. دسته بندی آدم ها بر اساس این خصوصیات مشترک می تواند کار را برای فرهنگ سازی خیلی آسان تر کند.

 

کارشناس ارشد انسان شناسی و پژوهشگر

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی