کد خبر : 89910
/ 07:48
گفت‌وگو با استاد غلامحسین امیرخانی، چهره ماندگار هنری کشور

خط مدرن؛ زبان معاصر

غلامحسین امیرخانی از هنرمندان و خوش‌نویسان معاصر ایران است که مهارت او در خط نستعلیق، شهره بوده و بسیاری او را برترین نستعلیق‌نویس حال حاضر می‌دانند.

خط مدرن؛ زبان معاصر

شهرآرا آنلاین - مریم قاسمی|  این هنرمند که ریاست شورای عالی انجمن خوش‌نویسان ایران، مدیریت فرهنگ‌سرای ارسباران و ریاست شورای عالی خانه هنرمندان ایران را در کارنامه اجرایی خود دارد، همچنان در انجمن خوش‌نویسان ایران به کار تعلیم خط به خوش‌نویسان و استادان مشغول است.

پیش‌کسوت خط نستعلیق که شاگردی استادانی چون سیدحسین و سیدحسن میرخانی را کرده و از خط استادان قدیمی مانند میرعمادالحسنی، میرزای کلهر، عمادالکتاب و علی‌اکبر کاوه مشق کرده است، در نستعلیق‌نویسی شیوه‌ای ویژه به خود دارد و همین ویژگی، او را به یکی از چهره‌های ماندگار هنری ایران بدل کرده است. امیرخانی که ده‌ها نمایشگاه فردی و گروهی در داخل و خارج از کشور برپا کرده‌ است، برای حضور نشست های تخصصی خوش‌نویسی به مشهد آمده است که در حاشیه یکی از همین برنامه‌ها، گفت‌وگویی با وی درباره خوش‌نویسی مدرن و جنبه‌های مختلف آن ترتیب داده‌ایم.

 

﷯ در یکی از مصاحبه‌هایتان گفته بودید هیچ هنری به اندازه خوش‌نویسی رشد نکرده است، در این صورت ما باید با هنر تمام‌وکمالی روبه‌رو باشیم اما امروز خوش‌نویسان با مسائل زیادی روبه‌رو هستند؟

من این حرفم را اصلاح می‌کنم و می‌گویم هنر خوش‌نویسی نسبت‌به دشواری‌های مملکت، نسبت‌‌به نوع تشکیلات و سازمان ما، نسبت‌به جشنواره‌های بی‌شمار، افراد لایق و دارای استعداد، رشد کرده و باعث شده است این هنر در بخش‌های مختلف کشور از یک عدالتی برخوردار باشد. این موضوع باعث شده است در ایلام هم خوش‌نویس درجه یک داشته باشیم، در مشهد هم همین‌طور. یعنی این پراکندگی و امکانات مساوی، از جنبه‌های رشد خوش‌نویسی محسوب ی‌شود.

 

﷯ اینکه بسیاری از خوش‌نویسان ما به‌خاطر فروش بیشتر آثارشان به‌سمت نقاشی‌خط سوق یافته‌اند، هم دلیلش کمال و رشد خوش‌نویسی بوده است؟

به‌طورکلی آدم‌ها تازگی را دوست دارند. این تازگی در شعر هم به‌وجود آمد و شعر نیمایی را پدید آورد. نیما به‌عنوان ابداع‌کننده این نوآوری، خودش به پختگی و کمال نرسید اما اخوان‌ثالث آن شیوه را رشد و کمال ‌بخشید. همچنین دیگرانی همچون شاملو این شیوه را کمال بخشیدند. این‌ها انگشت‌شمارند و ما امروز می‌بینیم خیلی‌ها در شعر نو حرفی برای گفتن ندارند. در خط هم همین‌طور است. آن‌هایی که کارشان بنیه و ریشه‌ای داشته و آثار کلاسیک متعددی به‌وجود آورده‌اند، الان اگر دو تا خط هم به‌عنوان نوآوری بکشند، مطلوب است اما متاسفانه دیگران اغلب کپی‌کار هستند. ما در بسیاری از این کارها که با عنوان نوآوری معرفی می‌شوند، می‌بینیم از آثار بزرگان و استادان، عکسی گرفته شده و درکنار آن‌ حروف ترکیب شده و مقداری رنگ به آن افزوده شده است اما به‌هر حال زمان تصفیه‌کننده است و باعث می‌شود آثار ارزشمند، جایگاه خودشان را پیدا کنند.

 

﷯ خوش‌نویسی نو با وجود اینکه به جایگاه کلاسیک نرسیده است، با این دوره و زمانه تناسب زیادی دارد و به نظر می‌رسد وجودش در خوش‌نویسی لازم است.

بله. اصلا آثار درخشانی با رویکرد مدرن داشته‌ایم که با تکیه بر پیشینه هزارساله خوش‌نویسی ما خلق شده‌اند. هرچند که تعداد این آثار محدود است، به‌طورکلی جای آثار مدرن در خوش‌نویسی معاصر، خالی است و قبول دارم که مناسب این دوره و زمانه است. به نظرم این شیوه، زبان بین‌المللی هنر ماست و به وسیله آن می‌توانیم هنرمان را به دنیا معرفی کنیم. این موضوع را می‌توان از استقبال خارجی‌ها در نمایشگاه‌ها نیز دریافت.

 

﷯ با همه این‌ها، شکاف عمیقی بین آثار کلاسیک و مدرن وجود دارد و هنرمندان نیز با تفکیک آثارشان در این دو زمینه این شکاف را عمق می‌بخشند.

موضوع اصلی، نو بودن یا قدمت این هنر نیست، بلکه علتش جنس هرکدام از این شیوه‌هاست؛ مثلا یک الماس صاف را درنظر بگیرید. هرچیزی از آن تراشیده شود، ارزشمند است، درحالی‌که از یک تکه چوب هم می‌تون شیء زیبایی تراشید اما جنس این دو با هم فرق دارد و همین جنس است که به آن ارزش می‌دهد. خط کلاسیک ما الماس است؛ اگر کسی با آن بتواند نوآوری کند، مطلوب‌تر است. با همه این‌ها ما در ۵٠سال اخیر آثاری داریم که پیش از آن نداشته‌ایم و این نشان می‌دهد که خوش‌نویسی در فضای مدرن هم رشد کرده است.

 

﷯ باتوجه‌به پیشینه تاریخی خوش‌نویسی و سبک‌ها و اسلوب‌های فاخر کلاسیک، امروز جنبه‌های مدرنیته این هنر در چه ابعادی ظهور می‌کند؟

به‌طورکلی الآن هنر نو و مدرن بیشتر با متریال نو تعریف می‌شود و در این بین، گاه زیبایی و معنا کم‌رنگ‌تر است؛ مثلا سنگ رودخانه را با دو دستگاه کامیون می‌ریزند و می‌گویند این هنر نوست یا پوست گاو را از جایی آویزان کرده، آن را هنر مفهومی معرفی می‌کنند. در بیشتر هنرها، نوآوری در همین ابزار و مواد است. به همین نسبت در خوش‌نویسی این نوآوری می‌تواند در رنگ، فرم یا مضمون بدیع باشد. این‌ها باعث می‌شود معنا هم به کار بخشیده شود و اثر را ماندگار کند.

 

﷯ با وجود این تغییرات بازهم در کمتر خانه‌ای، تابلوی خوش‌نویسی از دیوار آویزان است. علت چیست؟

علتش این است که ما نمونه درخشانی در بازار نمی‌بینیم. همه نمونه‌ها متوسط هستند و در بیشتر آن‌ها یک سطر معمولی نوشته شده است و هیچ جذابیتی ندارد. مثل این است که یک دانش‌آموز دبستانی برای شما انشا بنویسد که شما نمی‌توانید آن را با شعر سعدی مقایسه کنید.

 

﷯ اما نمونه‌های درخشان خوش‌نویسی یا گران هستند یا اینکه دردسترس نیستند.

قبول دارم که یک اشکال مهم در هنر ما، گران بودن آثار فاخر است اما اشکال مهم دیگر آن برمی‌گردد به آگاهی نداشتن مردم. اصلا اگر تبلیغات را نگاه کنید، می‌بینید در هر زمینه‌ای، تنزل سلیقه مردم در آن جاری است و بیشتر یک تجارت را مطرح می‌کند.

 

﷯ در اینجا موضوع معیشت هنرمندان نیز مطرح می‌شود. خیلی‌ها معتقدند این بازار برای هنر ضرورت دارد

آن حرف دیگری است و باید در مدیریت کلان، برنامه‌ریزی شود؛ یعنی مدیران ما باید هنرمندان را طوری حمایت کنند که آن‌ها آثار ماندگار و موزه‌ای تولید کنند. این باعث می‌شود مردم آثار فاخر را هم بشناسند و در دسترسشان باشد، به‌گونه‌ای‌که دولت هم در این بین ضرر نکند.

 

﷯ به‌نظر شما وجود آستان قدس رضوی در مشهد، می‌تواند به رشد هنرهای اسلامی ازجمله خوش‌نویسی در ابعاد مختلف آن کمک کند؟

فارغ از جنبه معنوی آستان قدس، این تشکیلات می‌تواند پشتوانه مالی خوبی برای هنرمندان باشد و غم نان شب خوش‌نویسان را کمتر کند. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی