کد خبر : 89967
/ 08:02
درباره مهرداد بهار، پدر اسطوره‌شناسی ایران

اسطوره‌ی اسطوره شناسی

آثار و پژوهش‌های مهرداد بهار، پدر اسطوره‌شناسی ایران، در زمان حیاتش توانست بسیاری از دانشجویان تاریخ ادیان، زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی را جذب اسطوره‌شناسی کند.

اسطوره‌ی اسطوره شناسی

فاطمه خلخالی استاد| آثار و پژوهش‌های مهرداد بهار، پدر اسطوره‌شناسی ایران، در زمان حیاتش توانست بسیاری از دانشجویان تاریخ ادیان، زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی را جذب اسطوره‌شناسی کند. تألیفات او تا به امروز مهم‌ترین مرجع در اسطوره‌‌شناسی ایران قلمداد می‌شود و درواقع این حوزه را متحول کرده است. او فرزند محمدتقی ملک‌الشعرا بهار بود که در سال ١٣٠٩ زاده شد. مهرداد بهار مدرک کارشناسی خود را در دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی گرفت و برای ادامه تحصیلش در مقطع کارشناسی ارشد و در رشته زبان‌های ایران باستان به انگلستان رفت.

او سال‌های پس از آن مدرک دکتری‌اش را از دانشگاه تهران گرفت، ولی به سبب جلوگیری ساواک نتوانست در دانشگاه استخدام شود و به ناچار به استخدام بانک مرکزی درآمد. حاصل کار بهار تألیفات بسیاری در زمینه اسطوره‌شناسی و فرهنگ و تاریخ بود. ادیان آسیایی، واژه‌نامه بندهش، واژه‌نامه گزیده‌های زاداسپرم، پژوهشی در اساطیر ایران، سخنی چند درباره شاهنامه، بندهش، ادبیات مانوی و از اسطوره تا تاریخ از نمونه آثار اوست. بهار در ٢٢ آبان ١٣٧٣ بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت. به مناسبت سالروز درگذشت این پژوهشگر برجسته با دکتر فرزاد قائمی، استادیار رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت‌وگو کردیم.

 

﷯ مهرداد بهار را آغازگر اسطوره‌شناسی ایران به شیوه علمی و دانشگاهی می‌دانند. روش او مبتنی بر چه چیزهایی بود؟

درباره جایگاه بهار در دانش اسطوره‌شناسی به‌ویژه اسطوره‌شناسی ایران، باید این نکته را درنظر داشت که او در چه دوره‌ای می‌زیسته است. بدون درنظرگرفتن این مسئله شاید به آرای صحیحی درباره‎‌اش نرسیم. پیش از بهار اسطوره‌شناسی ما در حد ابتدایی هم نبود. نخستین ترجمه‌ها را در زمینه اسطوره در اوایل دهه ٢٠ استاد ابراهیم پورداوود صورت داد و در دهه ۴٠ هم چند ترجمه دیگر را داشتیم که کتاب فرهنگ اساطیر یونان و رم ترجمه احمد بهمنش از آن جمله بود. ترجمه‌های ساده و عمومی‌ای که از اوستا و برخی متون پهلوی صورت گرفته بود، همه آن چیزی بود که پیش از بهار در اسطوره‌شناسی داشتیم و البته به اضافه چند ترجمه پیش‌پاافتاده از منابع غربی. در این زمان مهرداد بهار کارش را شروع می‌کند. چون در مقطع کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده بود، نگاهش به فرهنگ ایران از جنبه متنی، پشتوانه‌ای قوی داشت. از طرفی ادامه‌یافتن تحصیلاتش در حوزه زبان‌های باستانی در خارج از ایران او را با دانش روز دنیا و دیدگاه‌های اسطوره‌شناسان آشنا کرده بود. ولی چون حوزه تحصیل بهار، اوستاشناسی و متون پهلوی و فرهنگ باستانی بود، اولویت نگاهش هم خوانش اسطوره برمبنای متون کهن و نگاهی تطبیقی‌‌ متنی بود، نه مبتنی بر سنت انسان‌‌شناسی و نظریه‌ها. او بخش عمده مواد و محتوای آثارش را از متون اوستا و ادبیات پهلوی گرفته است. می‌شود گفت در تحلیل‌های بهار جای مبانی نظری اسطوره‌شناسی مدرن تا حد زیادی خالی است. او کمتر به نظرات اسطوره‌شناسانی که به ساختار اسطوره می‌پرداختند توجه داشته است؛ گرچه درعین حال نگاهش به اسطوره‌شناسی عمیق بود.

 

﷯ گاهی دیدگاه او درباره سرچشمه‌های اساطیر ایران با مخالفت‌ برخی از اسطوره‌شناسان مواجه شده است، برای نمونه او تلاش کرد نشان دهد بسیاری از داستان‌های شاهنامه برگرفته از تمدن‌های دیگر است. دلیل این مخالفت‌ها چیست؟

گرچه بهار هنوز در تاریخ اسطوره‌شناسی ما مهم‌ترین شخصیت است، نباید دیدگاه‌های او را بی‌نقص دانست. بخشی از نقدهای واردشده به بهار، متدولوژی است. درواقع چون دیدگاه‌های او درباره اساطیر ایران بر سنت متنی است و متون ایرانی نسبت به خیلی از متون کهن یونان از نظر زمانی متأخر هستند، او به راحتی استدلال می‌کند سنت ایرانی سنت دوم است. مثلا معتقد است شاهنامه از ایلیاد و اودیسه وام گرفته است. اما ما امروزه به اسطوره‌شناسی این‌گونه نگاه نمی‌کنیم، چون اسطوره متنی شفاهی است و صرفا متن مکتوب اسطوره نمی‌تواند معیار قضاوت ما دراین‌باره باشد. یکی از دلایل متأخر بودن متون اسطوره ایرانی به خاطر سنت شفاهی‌ای است که در فرهنگ زرتشت بوده است و بیشتر در دوره ساسانی است که زرتشتیان به سمت مکتوب‌کردن آثارشان می‌روند.

 

﷯ با توجه به اینکه مهرداد بهار بیش از ٢٠ سال از عمر خود را مشغول ترجمه بندهش بوده است، حاصل کار او با ترجمه‌های پیش از خودش چه تفاوتی دارد؟

به اعتقاد من بهترین اثر بهار، بندهش است، نه پژوهشی در اساطیر ایران. بندهش متن بسیار مهمی در تاریخ فرهنگ ایران باستان و کیش زرتشت است و به نظر من نخستین متن بعد از اوستا از نظر اهمیت است. نخستین ترجمه بندهش را کتاب‌شناس معروف فرانسوی دوپرن در سده هجدهم ارائه کرد و در سده نوزدهم نیز ترجمه‌های بسیاری از جمله توسط جاماسب آسانا انجام شده است؛ به طوری که تا پیش از قرن بیستم فقط ١۵ ترجمه و آوانویسی و تحقیق شاخص درباره بندهش داریم که کار مولر، هوگ، اشپیگل، وست، یوستی و آندره‌آس از آن جمله است. در سده بیستم افرادی چون بارتولمه، نِوبرگ، کریستن سن، بیلی و مِسینا این پژوهش‌ها را کامل‌تر کردند. رقیه بهزادیان هم بعد از بهار بخش هندی بندهش را ترجمه کرده است. اما ترجمه بهار به نوعی جامع همه پیشینه این تحقیق بوده است و همه آن‌ها را خوانده و بررسی کرده است. او ٢ دهه با بندهش زیست تا این کتاب کوچک را برایمان به یادگار گذاشت. ترجمه او در عین حال که اولین ترجمه فارسیِ علمی بندهش است به نوعی از همه ترجمه‌هایی که به زبان‌های مختلف غربی انجام شده دقیق‌تر است. کار بهار فقط ترجمه نیست، او آوانویسی بسیار دقیقی هم انجام داده و واژه‌نامه‌ای را در کنار بندهش منتشر کرده است. به اعتقاد من کار او بسیار فراتر از کاری است که خالقی مطلق در حوزه شاهنامه انجام داده است.

 

﷯ پژوهش‌ها و تلاش‌های او چقدر مبتنی بر تحقیقات و مطالعات ایران‌شناسان غربی بوده‌است و درآثار او چه واکنش‌هایی به خطاهای پژوهشگران غربی در زمینه اسطوره دیده می‌شود؟

مهرداد بهار چون به شیوه روز دنیا پژوهش‌هایش را انجام می‌داده است، طبیعتا تقابل بنیادی با پژوهش‌های غربی ندارد. اتفاقا برجستگی عمده او نسبت به هم‌نسلانش این است که نمی‌خواهد بومی مطالعه کند و اسطوره‌شناسی را به همان شیوه‌ای که در غرب صورت گرفته، انجام می‌داده است. ولی نقدهایی پراکنده نیز بر کار غربی‌ها از جمله کارهایی دارد که درباره متون اساطیری ایران انجام دادند. این نقد، نقدِ دیدگاه غربی‌ها به شرقی‌ها نیست، نقد بر شیوه کار آن‌ها و در حوزه متدولوژی است. یعنی در چهارچوب علمی و فراتر از غربی و شرقی بودن خودِ محقق دست به نقد می‌زند.

 

﷯ آیا علم اسطوره‌شناسی در ایران، بعد از بهار حرکت رو به جلوی داشته است؟

وضعیت اسطوره‌شناسی را بعد از بهار در ٢ شاخه متنی و نظری می‌توانیم بررسی کنیم. خوشبختانه چون رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی را در برخی دانشگاه‌های کشور داشتیم در حوزه متنی کارهای زیادی انجام شده است. طبیعتا پژوهشگرانی در دانشگاه‌های ما رشد کردند که کارهای ارزشمندی انجام دادند، مثل مرحوم احمد تفضلی، ژاله آموزگار، ابوالقاسم اسماعیل‌پور، چنگیز مولایی، بدرالزمان قریب، زهره زرشناس و بسیاری از استادان دیگر که در حوزه ترجمه متون پهلوی و ترجمه‌های علمی‌تر و دقیق‌تر بخش‌هایی از اوستا فعالیت کردند و یا پژوهش‌هایی درباره بخش‌های دیده نشده اساطیر ایران انجام دادند. مطالعات بهار فقط در حوزه اساطیر زرتشتی بود و بخش‌های زیادی مانند ادبیات مانوی و متون سغدی و فرهنگ مزدکی در پژوهش او کمابیش نادیده مانده بود و در سنت متنی این بخش‌ها در ٣ دهه اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته و تحقیقات علمی‌ای درباره‌اش انجام شده است. اما در حوزه اسطوره‌شناسی نظری که به مطالعات ساختاری و فلسفی اسطوره می‌پردازد، بسیار فقیر هستیم. به جز ترجمه‌هایی مثل ترجمه‌های جلال ستاری ما تألیفات قابل ملاحظه‌ای دراین باره نداریم و کمتر به نام نظریه‌پرداز شناخته‌شده‌ای در حوزه اسطوره‌شناسی برخورد می‌کنیم. علت این فقر نیز نبودن رشته اسطوره‌شناسی در دانشگاه‌های ماست. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی