کد خبر : 90075
/ 07:29

ضیافت پاییز

چند روایت از پارک‌های مشهد که این روزها برگ های پاییزی آن ها را دیدنی تر کرده اند

ضیافت پاییز

شهرآرا آنلاین - باد گیسوان درختان را این سو و آن سو می‌کشد، برگ‌ها خرامان با ناز و عشوه‌ای در آسمان می‌رقصند، آفتاب ولرم می‌تابد، نسیم می‌وزد، برگ‌ها فرش زمین می‌شوند و عابران قدم‌زنان گوش به موسیقی خش‌خشِ برگ‌ها می‌سپارند. پاییز در اوج رُخ‌نمایی‌اش در گذر از آبان به آذر است، چنان‌که هر رهگذری را به تماشای خود می‌خواند. در یکی از همین روزهای پاییزی، در بوستان‌های بزرگ شهر، از قدیمی‌ترین پارک مشهد تا خاطره‌انگیزترین آن، گشت‌و‌گذار کردیم و عابران از حال‌و‌هوای فصل برگ‌ریزان گفتند.

 

﷯ پاییز در «ملت»

هنوز تیغ آفتاب تیز‌نشده، سکوت شبانه «ملت» در هیاهوی رفت‌وآمد پیر و جوان می‌شکند؛ عده‌ای برای دویدن دور پارک، مسن‌ترها برای پیاده‌روی، عشاق برای قدم‌زدن و نوجوانان برای ورزش‌های مختلف قدم در وسعت ٧٠هکتاری بوستان ملت می‌گذارند. در جمع هواداران پارک ملت، یک صبح پاییزی وارد این بوستان می‌شویم. عروس فصل‌ها در قدیمی‌ترین بوستان شهر، دیدنی‌تر از هر زمانی شده است. گنجشک‌ها با پرهای پُف‌کرده، دسته‌دسته روی شاخه‌های درختانش می‌نشینند و همراه باد تکان می‌خورند. پاییز فصل رفتن و دل‌کندن آن‌هاست. بال می‌زنند در آسمانی که در هوای پاییز گاه نم‌نم می‌بارد و گاه شُرشُر. فصل، فصلِ کوچ و دل‌سپردن آن‌ها به آسمان است، گویی برای رفتن بهانه دارند و قرارشان به وقت پاییز است. برگ‌های زرد، نارنجی، طلایی و قرمز، از تن سپیدارها، اقاقیا، چنارها، توت‌ها و دیگر درختان بوستان ملت خود را به دست باد می‌سپارند.

 

﷯ قرارهای پاییزی

منظره برای عکس‌های سلفی و دسته‌جمعی مهیاست؛ هیچ عابری از خیرِ آن نمی‌گذرد. منظره‌های دنج پارک ملت، طرفداران بیشتری دارد، مثل کنار استخر که برگ‌های پاییزی پرده بر چهره آب کشیده‌اند، گویی آب دزدکی از بین برگ‌ها با تکان باد لحظه‌ای به چشم می‌آید و لحظه‌ای دیگر محو می‌شود. برگ‌ها تا لبه استخر بالا آمده‌اند؛ رهگذران دمی می‌نشینند و دوباره راهشان را ادامه می‌دهند. سحر با هم‌کلاسی‌های دانشگاهش قرار دیدارشان را اینجا گذاشته است. نشسته‌اند بر لبه سنگ و سرد استخر. گرمای خنده‌هایشان گویی هوای سرد صبحگاه پاییز را هم می‌شکند. سحر، پاییز را فصل رؤیایی توصیف می‌کند و احساسش از قدم‌زدن در منظره پاییزی بوستان ملت را این‌گونه بیان می‌کند: اینجا زنگ تنفسی برای تخلیه استرس‌ها و دغدغه‌های ماست. همیشه وقتی هم‌کلاسی‌ها دور هم جمع می‌شویم و دنبال جایی و برنامه‌ای برای اوقات تفریح و آرامش هستیم، گزینه زیادی در شهرمان مشهد پیدا نمی‌کنیم. مثل خیلی از جوان‌ها، پارک ملت جزو تنها گزینه‌هایی است که برای چند‌دقیقه قدم‌زدن و آرامش به ذهنمان می‌رسد. سراغ جوانان‌های دیگر هم که می‌رویم، حرفشان سر انتخاب پارک ملت و پاییز‌گردی، همین است؛ اینکه جای دیگری برای تفریح در شهر نمی‌یابند.

 

﷯ دل‌انگیز، رؤیایی و شاید غم‌انگیز

پاییز دل‌انگیز است، غم‌انگیز است یا رؤیایی؟ به این پرسش، رهگذران پاییزی در یکی از خاطره‌انگیزترین پارک‌های مشهد، یعنی پارک جنگلی وکیل‌آباد، هر‌یک با حال‌و‌هوای خودشان پاسخ می‌دهند. برای تماشای پاییز در این پارک، غروب یکی از روزهای کوتاه آبان را انتخاب کرده‌ایم. جاده همیشه به انتهای وکیل‌آباد که می‌رسد، چهره رهگذران شبیه بچه‌مدرسه‌ای‌های دهه۶٠ می‌شود که بعد‌از زنگ تعطیلی مدرسه، از دیوارهای بسته بیرون زده‌اند. مثل بچه‌مدرسه‌ای‌ها، تمام هیجان و جیغ و داد قورت‌داده‌شان را به محض اینکه پایشان را از داخل مدرسه به بیرون می‌گذارند، رها می‌کنند. گویی مشهد مدرسه است و زنگ تعطیلی به وقت رسیدن به انتهای وکیل‌آباد است. حال و رفتار رهگذرانی که راه ییلاقات مشهد را در پیش گرفته‌اند، به‌یک‌باره تغییر می‌کند. آن‌هایی که حال رفتن تا طرقبه و شاندیز و گیر‌کردن در قطار ترافیک ماشین‌ها را نداشته باشند، همین اول جاده تفریح، یعنی پارک جنگلی وکیل‌آباد اتراق می‌کنند.

مهران با همان پوتین‌ها و لباس‌های سربازی‌اش روی تلی از برگ‌های پاییزی چهار‌زانو زده است. ترانه‌های پاییزی را یکی‌پشت دیگری با صدایی بلند گوش می‌کند؛ «غروب پاییزه، دلم غم‌انگیزه، چشم فلک نم‌نم، اشکا‌شو می‌ریزه.» حس و حال او با دوران سربازی و ترانه‌ای که گوش می‌دهد، یکی شده است. این حس در توصیفش از پاییز هم دیده می‌شود. می‌گوید: پاییز هم دل‌انگیزه و هم غم‌انگیز. اگر دلت شاد باشه، برات شاعرانه و دل‌انگیز می‌شه و اگه غصه داشته باشی، برات غم‌انگیزه؛ چون یاد حال خودت می‌افتی و خزانی که در زندگی است.

 

﷯ خزان آدم‌ها یا خزان طبیعت؟

پارک جنگی وکیل‌آباد را هر‌چه به‌سمت درختان تنومند پیش می‌رویم، پاییز دیدنی‌تر می‌شود. گویی خدا تکه‌ای از زمین را با رنگ‌های زرد، نارنجی، قرمز، طلایی، سبز کم‌رنگ و قهوه‌ای نقاشی کرده است، طوری‌که زرد و طلایی برگ‌ها از دور به گندمزاری به رنگ پرتو خورشید می‌ماند؛ تلی از برگ‌های نارنجی به رنگ خرمالوهای پاییزی است. اصلا در‌هم‌آمیختگی رنگ‌ها، عجیب است و به قول شاعر، پاییز «به‌مثل پیرهن رنگرزان است». برگ‌ها موج می‌زنند و آواز قار‌قار کلاغ‌ها اوج می‌گیرد. این منظره، پای هر رهگذری را به میان می‌کشد تا بی‌نصیب از چند لحظه قدم‌زدن در حال و هوای پاییز نمانند، اما قاعده در همه بوستان‌های شهر یکی نیست. گشت‌و‌گذاری در دو بوستان پردیس در همسایگی ساکنان بولوار توس و میدان فهمیده و بوستان بسیج واقع‌در پنج‌تن، بیشتر از خزان دل آدم‌ها خبر می‌دهد تا از خزانِ طبیعت.

 

﷯ اینجا مردم غم نان دارند،

نه غم ندیدن برگ‌ریزان

بوستان بزرگ پردیس را قدم‌به‌قدم به‌دنبال رهگذری که به تماشای پاییز آمده باشد، می‌گردیم. دریغ از اینکه تعداد افرادی که داخل بوستان می‌یابیم حتی به اندازه انگشتان یک دست برسد، آن هم در یک بوستان وسیع چند‌هزار‌متری که یک سر آن از میدان شهید‌فهمیده آغاز می‌شود و در دو سمت از یک طرف به موازات بولوار توس و از سمت دیگر به موازات صد‌متری ادامه می‌یابد. سراغ یکی از نگهبانان می‌روم و می‌پرسم چرا اینجا این‌قدر بوستان پردیس در برگ‌ریزان زیبایی درختانش خلوت است؟ او می‌گوید: پارک‌گردی هم شکم سیر می‌خواهد و دل خوش. ساکنان این منطقه از بیکاری، فشار اقتصادی بیشتر غم نان دارند تا غم ندیدن برگ‌ریزان پاییزی. در امتداد صدمتری، راهمان را تا بوستان بسیج کج می‌کنیم، آنجا هم حالی شبیه بوستان پردیس دارد. پاییز در اوج رخ‌نمایی خودش است، اما هواداری برای تماشا ندارد. حتی باغبان بوستان هم که کارش صبح تا ظهر جست‌وجو در پای درختان و گل‌های وسط چمن‌های بوستان است، دلش از دیدن این زیبایی‌ها خوش نمی‌شود. او می‌گوید: دست‌ها و چشم‌هایم بین گُل‌هاست، اما فکر و خیالم به حساب‌وکتاب آخر ماه؛ اجاره خانه، خرج جهیزیه دخترم، خرج شکم یک خانواده، اجاره خانه، خرج دو بچه مدرسه‌ای و دستمزدی که با این‌ها نمی‌خواند. کل پولی که می‌گیرم، ماهی یک‌میلیون تومان است. نصف این پول برای اجاره خانه است و با نصف آن نمی‌دانم به کدام زخم زندگی وصله بزنم.

تا انتهای بوستان بسیج را قدم‌زنان روی برگ‌های پاییزی می‌رویم. حرف‌های پیرمرد از خزانِ دل آدم‌ها حکایت می‌کند و ای کاش این‌چنین نبود. کاش پاییز با این همه زیبایی‌اش سهم همه آدم‌ها بود.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی