کد خبر : 90084
/ 07:53
اظهارات عبدا... کوثری، مترجم سرشناس ایران، در جمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

در امتداد نظامی، تداوم حافظ

عبدا... کوثری که به اعتقاد برخی کاشف ادبیات آمریکای لاتین برای فارسی‌زبانان بوده است، بی‌تردید از مترجمان تکرارنشدنی ایران است.

در امتداد نظامی، تداوم حافظ

شهرآرا آنلاین - خلخالی-زوزنی|  عبدا... کوثری که به اعتقاد برخی کاشف ادبیات آمریکای لاتین برای فارسی‌زبانان بوده است، بی‌تردید از مترجمان تکرارنشدنی ایران است. او که در یکی از قله‌های ترجمه ایران ایستاده است نه مانند برخی شخصیت‌های مطرح ادبیات، دور از دسترس مخاطبانش قرار دارد و نه نشانه‌ای از فخر در او دیده می‌شود.

کوثری متولد ١٣٢۵ در شهر همدان است، اما سال‌های زیادی است که در شهر مشهد زندگی می‌کند. گاهی او را در مراسم‌ها و مناسبت‌های ادبی مهم می‌شود دید که بی‌صدا و متواضع می‌آید در کناری می‌نشیند و همچون یک طلبه علم، گوش به بحث می‌سپارد. او راهش را در ترجمه انتخاب کرده است و علاقه‌اش به برگردان آثار کلاسیک آمریکای لاتین، مخاطبان خودش را به دنبال داشته است. تبحر و تسلط او بر متون کهن فارسی و غنای واژگانی‌اش سبب شده است زبان ترجمه‌اش درخشان، محکم و شیرین باشد. کوثری صاحب ترجمه‌های بسیار و جوایز ادبی متعدد است که از بین آثار اخیرش می‌توان به «حکومت نظامی»، «محاکمه ژان‌دارک در روان» و «اورستیا» اشاره کرد.

در هفته‌ای که گذشت او مترجم ادبی محبوب مردم در چهارمین جشن ملی مترجمان شناخته شد. ٢٢ آبان زادروز این مترجم برجسته بود و به همین مناسبت برنامه بزرگداشتی در روز سه‌‌شنبه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد. متن پیش‌رو گزیده‌ای از حرف‌های کوثری در آن مراسم است.

 

﷯ علاقه به ترجمه یعنی علاقه به زبان

عبدا... کوثری که بسیاری از ترجمه‌‌هایش از ادبیات آمریکای لاتین به چاپ‌های متعدد رسیده است، از این اتفاق ابراز خرسندی کرد. او با بیان اینکه بیشتر خوانندگان این آثار جوانان هستند این 

موضوع را نقضی بر نظر افرادی دانست که معتقدند جوان‌ها به زبان «آرکائیک» و حوزه اسطوره علاقه ندارند. او گفت انسان‌ها هنوز با اسطوره زندگی می‌کنند؛ چراکه اسطوره آیینه آرزوهای انسان است و تاریخ مصرف ندارد.

مترجم داستان بلند «آئورا» در بخشی از سخنانش به بیان خاطره‌ای از رویارویی با جمعی دانشجو علاقه‌مند به ترجمه پرداخت و گفت: در بین دانشگاهیان بودم و یکی از حضار خانم گفت تأکید شما برای خواندن متون قدیم فارسی نابجاست. من نه حافظ می‌خوانم و نه خوشم می‌آید اما ترجمه‌ام خوب است. من در جوابش گفتم اولا کسی نمی‌تواند داور خودش باشد و دیگران باید درباره کار او نظر بدهند، اما مسئله مهم‌تر این است که چطور ممکن است مترجم به ادبیات کلاسیک علاقه نداشته باشد؛ چراکه علاقه به ترجمه یعنی علاقه به زبان و کلام.

 

﷯ نفی تاریخ گذشته برخاسته از یک سوء‌تفاهم است

به اعتقاد کوثری کلمه ابزار نویسنده و مترجم است که آن را از ٢ مسیر به دست می‌آورد؛ یکی در تداول زبان مردم و دیگری از طریق متون کلاسیک و معاصری که می‌خواند. او یکی از دلایل مهم بی‌اعتنایی برخی نویسندگان را به افزایش و غنای دستمایه کارشان که همان کلمه است، سوء‌تفاهمی دانست که طی دهه‌های اخیر رخ داده است؛ سوءتفاهمی که به نفی تاریخ گذشته ما تأکید دارد و این نفی دامن ادبیات را هم گرفته است: ما چیزهایی را نصفه و نیمه از غربی‌ها یاد‌گرفته‌ایم و به همین دلیل می‌گوییم نباید به گذشته اهمیت داد، نباید در گذشته زندگی کرد. اینکه نباید مثل ٧٠٠ سال پیش فکرکنیم، خیلی بدیهی است اما اینکه ندانیم تاریخ ٧٠٠ سال پیشمان چه بوده است، اصلا خوب نیست.

 

﷯ کشف غزل مولوی کار شاعران معاصر بود

مترجم رمان «سور بز» بر پاسداری زبان از ادبیات تأکید کرد و گفت ملتی که ادبیات ندارد فرهنگ ندارد. درواقع باورها، زبان و تجربیات تاریخی ملت‌ها در ادبیات تجلی پیدا می‌کند و ادبیات کلاسیک ما از این نظر بسیار غنی است، اما چشمی می‌خواهد که این‌ها را ببیند.

کوثری در ادامه بیان کرد: در دهه ۴٠ داوری‌های شتابزده‌ای درباره ادبیات کهن انجام شد. در واقع استادان قدیم ما دنبال ادبیت سنتی بودند اما از وقتی فردی مثل شاهرخ مسکوب آمد و مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار نوشت فهمیدیم این تصور که شاهنامه همه‌اش جنگ است اشتباه بوده است.

او از غزل‌های مولوی نیز گفت، از اینکه تا ۵٠ سال پیش کسی به غزل مولوی نگاه نمی‌کرد و به جز حافظ که لسان‌الغیبش می‌دانستند، غزل‌سرای استاندارد سعدی بود: البته مثنوی مولانا را می‌شناختند اما کشف غزل مولوی کار شاعران معاصر بود. شعر او به راستی شعر مدرن است. یعنی شما شاعری ندارید که کل شعرش بر اصوات بنا شده باشد و این همه غنا و تنوع وزن داشته باشد.

این شاعر و مترجم ادبی تأکید کرد: بحثم این نیست که متون کهن را بخوانید تا نثرتان خوب باشد، می‌گویم چرا ما باید این همه به ادبیات کلاسیکمان بی‌اعتنا باشیم؟

 

﷯ زبان حافظ و نظامی هنوز به درد می‌خورد

مترجم ادبیات آمریکای لاتین گفت چطور ممکن است فردی بگوید شکسپیر می‌خوانم اما حافظ را دوست ندارم. او افزود: بحث ملیت نیست، بحث زیبایی است. این شکافی است که بین ادبیات قدیم و جدید ما ایجاد شده است و دارد به ما صدمه می‌زند. نثر امروز ما نه تنها جذاب نیست، در بسیاری جاها غلط و دست‌کم بی‌مایه و بی‌رونق است. به اعتقاد او مترجمی که در برابر هر واژه زبان مبدأ تنها یک معادل از زبان مقصد دارد نمی‌تواند حتی کار ساده‌ای را ترجمه کند. کوثری گفت درست است که ما در بسیاری از علوم، با کمبود واژه معادل روبه‌رو هستیم و ناچاریم معادل‌سازی کنیم اما در عالم روایت و ادبیات و محاکات تجربه‌های غنی‌ای داریم: فکر نکنید از زبانی که در آثار حافظ و نظامی می‌خوانید نمی‌توانید در رمان امروز استفاده کنید. شاید برای ترجمه رمان ساده امروز لازمش نداشته باشید اما اگر بخواهید پایتان را کمی فراتر بگذارید باید زبانتان غنی باشد. با ۵٠٠ واژه نمی‌توان «جنگ و صلح» را ترجمه کرد.

 

﷯ برای خواندن متون کهن به سراغ علایق خود بروید

مترجم نمایشنامه‌های کلاسیک یونان یکی دیگر از دلایل بی‌توجهی جوانان به ادبیات کهن را در نوع آموزش آن‌ها دانست: نمی‌خواهم بابت این آموزش دانشگاه را مقصر بدانم. ما بیش از همه در خانواده مشکل داریم. اگر بچه‌های امروز کتاب نمی‌خوانند علتش این است که پدر و مادرهایشان کتاب نمی‌خوانند.

او با بیان اینکه لازمه نوشتن خواندن است افزود: من اگر کاری در حوزه ترجمه انجام داده باشم برآمده از این بوده است که از دبستان تا الان با ادبیات زندگی می‌کنم، نه اینکه فقط یک ساعت از روز را کتاب بخوانم. مسیر زندگی‌ام نیز طوری بود که مرا در دوران نوجوانی در مسیر استادان خوبی چون احمد شاملو و هوشنگ ابتهاج قرار داد که بر زندگی‌ام تأثیر گذاشتند.

این مترجم سرشناس ساکن مشهد در جمع دانشجویان گفت تردید نکنید که با زبان امروز مترجم خوبی نمی‌شوید: البته نمی‌گویم باید برنامه منظمی برای خواندن متون کهن درنظر بگیرید، بهتر است از میان متون کهن آنچه دوست دارید بخوانید، چون اگر لذت نبرید در دلتان نمی‌نشیند.

 

﷯ مترجم باید متن را «فارسی» کند نه «ایرانیزه»

کوثری تأکید کرد که این تصور درست نیست که اگر هر فردی به سراغ مطالعه متون کهن رفت بعد از ۶ ماه نثرش خوب می‌شود؛ اینکه مطالعه متون کلاسیک حکم دارو را برای نویسنده و مترجم داشته باشد و بعد از ۶ ماه اثر کند تصور اشتباهی است: تأکید روی این است که شما ریشه‌های زبانتان را بشناسید، نه اینکه بلافاصله از آن استفاده کنید.

مترجم ادبیات آمریکای لاتین تأکید کرد که مترجم باید متن را فارسی کند نه «ایرانیزه» و توضیح داد: نباید آن‌قدر بار فرهنگی خودمان را بر کار سوار کنیم که آن اثر رنگ و بوی اصلی‌اش را از دست بدهد؛ این نقض غرض است. اگر ما از «هملت» لذت می‌بریم و چیزی یاد می‌گیریم علتش این است که آن را در ادبیاتمان نداریم، ما «سیاوش» داریم. یعنی در برگردان یک اثر نشان نویسنده و فرهنگ او نباید تغییر کند.  

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی