کد خبر : 90085
/ 07:55
گفت‌وگوی شهرآرا با مسعود حبیبی

زخم بی‌سوادی بر نوای موسیقی

درباره کسی می‌خوانیم که بی‌شک همه‌مان صدای سازش را در ملودی باستانی فرهاد فخرالدینی شنیده‌ایم،

زخم بی‌سوادی بر نوای موسیقی

شهرآرا آنلاین - ضحی زردکانلو| درباره کسی می‌خوانیم که بی‌شک همه‌مان صدای سازش را در ملودی باستانی فرهاد فخرالدینی شنیده‌ایم، پیش از «کل صبح و کل اشراق ایا...» که با صدای صدیق تعریف در یاد و خاطر عموم ایرانیان ماندگار شد؛ آن شروعِ باشکوهِ دف‌نوازیِ مسعود حبیبی در موسیقی تیتراژ فیلم امام علی (ع).

حبیبی در هفته‌ای که گذشت برای شرکت در کارگاه تخصصی که چندی است در قالب سلسله نشست‌های ریتم و روان به همت انجمن علمی روان‌شناسی و کانون موسیقی دانشگاه فردوسی مشهد تحت عنوان «روان‌آوا» برگزار می‌شود، به مشهد آمد و فرصتی دست داد تا با او گپ بزنیم.

 

 ﷯ تجربه حضور در مشهد و تدریس در کارگاه موسیقی برایتان چگونه رقم خورد؟ و چه شد که به همین بهانه به مشهد آمدید؟

از آنجایی‌که موضوع این جلسه بسیار متفاوت و جالب بود برای من ایجاد انگیزه کرد که به مشهد بیایم تا نتیجه جلسه تلفیقی موسیقی و روان‌شناسی را مشاهده کنم و خوشبختانه برایم حامل نتایج بسیار امیدوارکننده و خوش‌حال‌کننده‌ای از نظر علمی بود. به نظرم شهر مشهد تشنه اقدامات و فعالیت‌های فرهنگی است و این دلیل دیگر من برای آمدنم به مشهد بود. امیدوارم بازهم چنین فرصت‌هایی برای حضور اهالی موسیقی در مشهد فراهم شود تا پیش‌کسوتان دیگر هم از سراسر ایران برای فعالیت فرهنگی به این شهر بیایند.

 

﷯ باتوجه به خلأهای موسیقایی که در نظام آموزشی و دانشگاهی مشهد وجود دارد، به اعتقاد شما برگزاری این دوره‌های آموزشی و تخصصی چقدر می‌تواند مؤثر باشد؟

من‌ هم با شما موافقم که باید خیلی بیشتر به موضوع آموزش پرداخته شود. اما مشکل فضای آموزشی برای موسیقی، فقط در مشهد و دانشگاه فردوسی نیست. به اعتقاد من این یک معضل ملی و یک مسئله جدی در سطح کشور است. که تنها راه‌حل برای بهبود این اوضاع این است که آموزش‌ به‌ صورت پایه‌ای از کودکی آغاز شود. اما خود می‌بینید که سطح اهمیت این موضوع تا کجاست و چقدر نادیده گرفته شده است! من به جرئت می‌توانم بگویم که ما مشکل بی‌سوادی در موسیقی داریم. این‌گونه نیست که تعدادی معلم باشند و تعدادی هنرآموز، جامعه ما درمجموع واقعا به‌ لحاظ موسیقایی بی‌سواد است.

 

﷯ در کارنامه موسیقایی شما هم سابقه اجرای کنسرت و هم سابقه تألیف، پژوهش و آموزش وجود دارد، اکنون باتوجه به جو موسیقایی کشور که به آن اشاره کردید، اولویت کاری‌تان را بیشتر در چه حوزه‌ای قرار داده‌اید؟

اکنون من خودم را وقف تألیف کردم. همان‌طور که می‌دانید تا وقتی که جاده صاف نباشد رهرویی وجود ندارد و اکنون هم یک مجموعه کتاب هفت جلدی «آموزش ریتم و دف» را تألیف کرده‌ام که ٣جلد آن منتشر شده است و به‌ زودی باقی جلدها هم‌زمان منتشر می‌شود. دغدغه بعدی من نیز تمرکز روی ساخت ساز است که سال‌هاست روی آن کار می‌کنم تا بتوانم با وجود مشکلات، تحریم‌ها و بی‌مهری‌هایی که وجود دارد سازی با کیفیت‌تر و با قیمت مناسب‌تر را تحویل جامعه دف نوازان دهم.

 

﷯ شما در سال ٩۵ از دف جدیدی رونمایی کردید، آیا اکنون قرار است گونه دیگری از دف را رونمایی کنید؟

بله، اکنون ٣گونه جدید از همان ساز به‌ زودی و احتمالا تا ماه آینده رونمایی می‌شود.

 

﷯ باتوجه به اینکه مواد اولیه ساخت سازهای شما از خارج از کشور وارد می‎شود، آیا با مشکل افزایش قیمت تمام شده نیز مواجه شده‌اید؟

اکنون مشکلاتی چون تورم، گرانی و تحریم‌ها روی قیمت مواد اولیه ساز که از خارج کشور تهیه می‌شود تأثیر می‌گذارد. قطعا این برخلاف میل باطنی من است اما مجبور شدم برای برقراری کارگاه دف‌سازی توازن قیمت را درنظر داشته باشم تا علاقه‌مندان بتوانند دف را با مناسب‌ترین قیمت تهیه کند.

 

﷯ درباره گروه ارکستر «دالاهو» که در عمر کوتاه چهارساله خود اثر فاخری چون «حماسه ایران زمین» را با مدیریت شما روانه بازار کرد و در دهه هفتاد بسیار خوش درخشید، بگویید.

من آن گروه را به‌ دلیل فشارهای روحی و بی‌مهری‌هایی که وجود داشت، تعطیل کردم و پس از این همه سال که در این باره سکوت کردم تازه الان در رسانه شما این موضوع را مطرح می‌کنم که از ادامه کاری که با عشق و علاقه شروع کرده بودم و فکر می‌کنم خیلی شروع خوبی هم داشت، خسته شده بودم. اما یک نفره مدیریت کردن آن گروه ٣٨ نفره کار ساده‌ای نبود.

 

﷯ شما سابقه همکاری با استاد مشکاتیان را در گروه عارف دارید... از تجربه این همکاری بگویید و اینکه چه عاملی باعث می‌شود نوازنده دف موسیقی سریال امام علی(ع)، از فضای برگزاری اجرای زنده فاصله بگیرد؟

من در سال‌های دور با استاد مشکاتیان هم رابطه دوستانه داشتم و هم رابطه خوب کاری. ما در گروه عارف با هم کار می‌کردیم، سفرهای زیادی داشتیم که از دلش آثار ارزشمندی نیز تولید شد. باید بگویم فقدان این مرد بزرگ اثر روحی بدی برای همه اهالی موسیقی داشت و فکر نمی‌کنم دیگر تا مدت‌های مدیدی موسیقی ما همچون قلندری را به خود ببیند. درباره اجرای زنده موسیقی هم باید بگویم که من برای برگزاری کنسرت تصمیم می‌گیرم ولی معمولا همیشه اوضاع جوری پیش می‌رود که کار انجام نشود. برای همین تمام تمرکزم را روی تألیف و آموزش گذاشتم چون معتقدم اکنون این مهم‌ترین کاری است که باید انجام دهم.

 

﷯ دلیل این دور شدن شما را از فضای اجرای موسیقی زنده، می‌توان در از هم گسیختن و جدایی نسل طلایی موسیقی ایران جست یا مشکلات موجود برای دریافت مجوزها؟

در پاسخ این سؤال شما علاوه بر ٢عاملی که گفتید دلایل دیگری هم وجود دارد. دلی که شکسته شده مانند چینی بندزده دیگر مانند گذشته نمی‌شود. اکنون شرایط اقتصادی کشور نیز بسیار پیچیده و دشوار است و همه اقشار جامعه تحت فشار قرار گرفته‌اند و مردم فکر می‌کنند چون یک هنرمند در یک جایگاه متفاوتی به لحاظ شخصیت و شأن قرار می‌گیرد حتما از لحاظ مالی هم باید در یک جایگاه بالایی قرار داشته باشد، درحالی‌که این‌گونه نیست. هنر را همه دوست دارند و می‌خواهند اما گویی کسی حاضر نیست بهایش را بپردازد. اوضاع برای یک هنرمند باید به‌گونه‌ای باشد که در شأن خودش و هنرش رفتار و زندگی کند و آرامش داشته باشد وگرنه ذهن بدون آرامش چگونه اثر هنری خلق کند و در نتیجه کنسرت بدهد؟ متأسفانه آن هنرمندان گذشته نیز از هم جدا شدند و آن آدم‌های جدیدی که بتوانند بیایند و اثر خلق کنند دیگر در آن حال و هوای سیاسی نیستند. ما اکنون در جو سیاسی متفاوتی به‌ نسبت سال‌های اوایل انقلاب قرار داریم. الان هرکسی ساز خودش را می‌زند و دیگر آن یکرنگی و یکدستی و آن موسیقی‌دانان، شاعران و آن جو سیاسی خالص و مخلص دیگر وجود ندارد.  

  

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی