کد خبر : 90151
/ 07:33
گفت‌وگوی شهرآرا با محمداسماعیل حاجی‌علیان

ادبیات حماسی، ادبیات وحدت‌آفرین

محمداسماعیل حاجی‌علیان متولد سال ١٣۵٩ در سنگسر و از داستان‌نویسان پرکار ساکن اصفهان است.

ادبیات حماسی، ادبیات وحدت‌آفرین

فاطمه خلخالی استاد| محمداسماعیل حاجی‌علیان متولد سال ١٣۵٩ در سنگسر و از داستان‌نویسان پرکار ساکن اصفهان است. «نیست‌ در جهان»، «اپرای مردان سبیل استالینی»، «سمفونی بابونه‌های سرخ» و «مقام گورخانه» نام برخی رمان‌های او و «قربونی»، «اگه زنش بشم می‌تونم شمر رو بغل کنم؟» و «آدمک چوبی، سوت بلبلی» اسامی برخی مجموعه داستان‌های این نویسنده است. او اکنون ٢ رمان و یک مجموعه داستان نیز در دست انتشار دارد.

حاجی‌علیان چندی پیش در نشست مدرسان ادبیات داستانی که برای تبیین رویکردهای نخستین جایزه داستان‌های حماسی در مشهد برگزار شد حضور یافت. به همین مناسبت با او درباره بایدها و نبایدهای اقتباس از داستان‌های حماسی گفت‌وگو کردیم.

 

﷯ رد پای ادبیات حماسی را در ایران تا کجا می‌توان جست‌وجو کرد و چه تعریفی در گذشته و حال برای آن وجود دارد؟

آثار بسیاری از ادبیات منظوم ما در گذشته به ادبیات حماسی اختصاص دارد. ما ملتی هستیم که در دوران‌های مختلف تاریخی مورد هجوم و حمله‌های متعدد قرار گرفته‌ایم و مردم ما همواره دشمنی داشته‌اند که باید با آن می‌جنگیده‌اند -حالا این دشمن یا جنگ را آغاز می‌کرده است و یا تهدیدی بالقوه برایمان بوده است- از این‌روست که ما با ادبیات حماسی خیلی انس گرفته‌ایم. ما ادبیات حماسی را با شاهنامه می‌شناسیم اما پیش از این اثر هم نمونه‌هایی از ادبیات حماسی وجود دارد. خود فردوسی هم این را بیان کرده که قصه‌های پیش از خود را به شکل شاهنامه درآورده است. تعریف حماسه درواقع همان تعریفی است که در گذشته بوده و حالا شکل علمی‌ به خود گرفته است. آموزش مباحث اخلاقی که بیشتر داستان‌ها به آن پایبند هستند در حماسه خود را بیشتر نشان می‌دهد و رسالت ادبیات حماسی متحد کردن افراد جامعه در برابر دشمنان است. با این نگرش، ادبیات حماسی در دنیای امروز هم، باید برای ایجاد وحدت بین افراد جامعه تلاش کند، البته این ادبیات حالا می‌تواند به شکل‌های نوین خودش را بروز دهد، چون هم دشمن تغییر کرده است و هم نحوه آموزش این وحدت و همدلی.

 

﷯ به نظر شما با توجه به اینکه اقتباس ادبی، بازآفرینی اثر اولیه است، چه شکل‌هایی می‌تواند داشته باشد؟

مبانی اقتباس در ادبیات و سینما تقریبا مشترک است و ٣‌ گونه مختلف دارد. نخستین شکل آن اقتباس در تم یا درونمایه است که می‌توان گفت رایج‌ترین شیوه است و از لحاظ تکنیکی کمترین سطح اقتباس را دارد. در این شیوه درونمایه اثر اصلی با شکل و ماجرا و شخصیت‌های جدید روایت می‌‌شود. شیوه دیگر، اقتباس از شخصیت است، یعنی شخصیت‌ها را از منبع اصلی برمی‌داریم و وارد حوزه داستان جدید می‌کنیم. این شیوه نسبت به شیوه قبل از لحاظ کیفی و تکنیکی سطح بالاتری دارد. برای نمونه می‌توان شخصیت‌های شاهنامه را وارد ماجرا و درونمایه جدیدی کرد. شیوه سوم که می‌توان گفت بهترین و تکنیکی‌ترین شیوه شمرده می‌شود، اقتباس از ماجرا است. در این روش ماجرایی که در متن اولیه حماسی اتفاق افتاده، اقتباس می‌شود و با شخصیت و درونمایه جدید درمی‌آمیزد تا اثری امروزی خلق شود. گزینش هریک از این ٣ شیوه بستگی به سلیقه نویسنده دارد.

 

﷯ قبول دارید که داستان‌نویسان کمتر با انگیزه شخصی به سراغ نوشتن داستان‌های مقتبس از ادبیات کهن حماسی می‌روند؟

بله، یکی از دلایلش تقدسی است که ما به ادبیات کهنمان داده‌ایم. هاله مقدسی که دور این متون -به‌ویژه شاهنامه- ایجاد کرده‌ایم باعث شده است ما از اثر اصلی (متن کهن) عبور نکنیم و درنهایت فقط می‌‌توانیم برداشتی از متن ارائه کنیم. حتی شخصیت‌های منفی شاهنامه هم برای‌ ما مقدس هستند و موقع حرف زدن از آن‌ها سعی می‌کنیم تغییرشان ندهیم و به شخصیتشان وفادار بمانیم. همین هراس باعث شده است ما به متن جدید نرسیم و با وجود گذشت ١٠ سده از نوشتن شاهنامه هنوز نتوانسته‌ایم از آن گذر کنیم، فقط دست به بازروایی و بازنویسی زده‌ایم. علت تقدس‌گرایی نیز به این برمی‌گردد که دانشگاه‌های ما به ادبیات کهن بیش از ادبیات معاصر (و استفاده ادبیات معاصر از ادبیات کهن) اهمیت می‌دهند و در ادبیات کهن فقط به‌دنبال بازنویسی هستند. این موضوع از سطح دانشگاه به جامعه نویسندگان و روشنفکران ما هم نشت پیدا کرده است.

 

﷯ جایی گفته بودید در نوشتن داستان‌های تاریخی، وقایع را از فیلتر نگاه خودتان عبور می‌دهید و تأویل شخصی‌تان را در اثر ارائه می‌کنید. در داستان‌های تاریخی تا چه اندازه امکان تأویل وجود دارد؟

تاریخ را یا تاریخ‌نگاران نوشته‌اند یا مردم. بسیاری از این تاریخ‌نگاران، حکومتی بوده‌اند و از طرف دربار وظیفه نگارش تاریخ را برعهده داشته‌اند، بنابراین رویکردشان این بوده است که به نفع حاکم بنویسند. مردم هم چون همیشه مغلوب حکومت بوده‌اند، تاریخ مغلوبان را می‌نوشتند و خودشان را محور قرار می‌دادند. یعنی خود تاریخی هم که الان در اختیار ماست، تحریف شده است و از دریچه ذهن روایت شده‌ است. داستان‌نویسان هم می‌توانند تأویل خودشان را از تاریخ داشته باشند اما تا آنجا که در اصل ماجرا تغییر ایجاد نکنند. درواقع نویسنده تا آنجا می‌تواند در تاریخ دست ببرد که با مدارک و مستندات و مکتوباتی که درباره وقایع اصلی تاریخ وجود دارد، مغایرتی ایجاد نشود، اما در حواشی وقایع و حوادث فرعی می‌تواند تغییر ایجاد کند. خود من هم در «سمفونی بابونه‌های سرخ»، «مقام گورخانه»، «اپرای مردان سبیل استالینی» و «ایوار» همین کار را کرده‌ام. ابتکار من هم نیست، نویسنده‌های بسیاری در گذشته و حال این کار را انجام داده‌اند.

 

﷯ با توجه به اینکه شما تجربه خلق شخصیت‌های مختلف تاریخی، اسطوره‌ای و معمولی را در آثارتان دارید، به نظرتان شخصیت‌ها برای ماندگاری در داستان چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند؟

شخصیت باید وجوه انسانی و لمس‌شدنی داشته باشد تا مخاطب بتواند خودش را جای او بگذارد. اگر شخصیت‌ها بدون وجوه ماورایی باشند و در مسیر قصه دچار اتفاقات بزرگی شوند که به تغییر، تحول و رشد آن‌ها کمک کند، این شخصیت‌ها ماندگارمی‌شوند.

 

﷯ پس با این تعریف اگر قرار باشد شخصیت‌های اسطوره‌ای ادبیات کهن وارد داستان‌های امروز شوند، چگونه می‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند؟

ما در الگوهای شخصیت‌پردازی سطوح مختلفی داریم؛ از تیپ‌ها و کهن‌الگوها گرفته تا شخصیت‌های چندبعدی. با شخصیت‌های اساطیری برخوردهای متفاوتی می‌شود کرد و آن‌ها را در بین لایه‌های مختلف شخصیتی جابه‌جا کرد. قرار نیست آن‌ها نقش ثابتی بازی کنند، آن‌ها می‌توانند در داستان حرکت کنند و در مسیر اتفاقات متحول شوند.

 

﷯ چه روش‌هایی را به داستان‌نویسان جوان برای نوشتن داستان‌های حماسی با اقتباس از ادبیات کهن -مثلا با انگیزه شرکت در جایزه‌ای ادبی چون جایزه داستان‌های حماسی- پیشنهاد می‌دهید؟

شیوه‌های نوشتاری که «چگونه بنویسیم» را مطرح می‌کنند، می‌توانند متأثر از هرچیزی باشند. جاناتان گاتشال کتابی دارد به اسم «حیوان قصه‌گو» که در آن می‌گوید آنچه ما در اثر خود ارائه می‌دهیم برخاسته از روایت‌هایی است که دیده یا شنیده‌ایم و به آن‌ها علاقه‌مندیم. با پذیرفتن این دیدگاه، نمی‌توان فرم خاصی را برای دیگران تجویز کرد اما دوستانی که می‌خواهند در حوزه ادبیات حماسی کار کنند اگر آثار کهن نوشته شده در این زمینه را بخوانند خواه‌ناخواه این تأثیر را می‌پذیرند که آثار بعدی‌شان رنگ روایت‌های حماسی داشته باشد. البته باید دقت داشت که روایت‌های حماسی باید منطق حماسه داشته باشند و فقط شکل داستان نیست که اهمیت دارد. به عبارت دیگر درگیری، کنش و کشمکشی که در حماسه‌ها شاهد آن هستیم در بقیه گونه‌های ادبی هم وجود دارد اما شکل‌های روایت‌ آن‌ها با هم فرق دارد. آن‌هایی که می‌خواهند در جایزه داستان‌های حماسی شرکت کنند، حتما باید با استفاده از منابع، با روایت و شکل روایت حماسه بیشتر آشنا شوند و بعد از هر منظری که دوست دارند به آن بپردازند. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی