• خانه
  • یادداشت
  • وحی از دیدگاه علامه
کد خبر : 90173
/ 08:12
علیرضا طوسی رضوانی

وحی از دیدگاه علامه

وحی از دیدگاه علامه

شهرآرا آنلاین - علامه طباطبایی در تفسیر «المیزان» تحلیل ویژه‌ای از ماهیت فطرت و رابطه‌اش با دیگر ابعاد زندگی انسان ارائه داده است. ایشان معتقد است که بشر به‌مانند همه موجودات، از هدایت عام الهی یا هدایت فطری برخوردار است و بر همین‌اساس به طور طبیعی میل به کمال و سعادت دارد. اما ازآنجا که فطرت انسانی با محدودیت‌هایی نیز مواجه است گاهی در مسیر سعادت دچار خطا می‌شود؛ چراکه ساختار وجودی آن به‌گونه‌ای نیست که بتواند تمام جزئیات زندگی را سامان دهد. علامه می‌گوید: «سیر بشر به حسب طبع و فطرتش به سوی اختلاف است، همان‌طور که فطرتش او را به تشکیل اجتماع مدنی دعوت می‌کند، همان فطرت نیز او را به‌طرف اختلاف می‌کشاند و وقتی راهنمای بشر به سوی اختلاف، فطرت او باشد، دیگر رفع اختلاف از ناحیه خود او میسر نمی‌شود و لاجرم باید عاملی خارج از فطرت او، عهده‌دار آن شود...»؛ به بیان دیگر، چون انسان نمی‌تواند نقص در کمال‌یابی را به‌تنهایی برطرف کند و راه سعادت را در زندگی اجتماعی‌اش هموار سازد، به ناچار به یک نیروی برتر نیازمند است. با همین استدلال فلسفی، علامه به ضرورت عقلی وحی و نبوت می‌پردازد و می‌نویسد: «...و وقتی طبیعت انسانیت این اختلاف را پدید می‌آورد و باعث می‌شود که انسان از رسیدن به کمال و سعادتی که لایق و مستعد رسیدن به آن است محروم شود و خودش نمی‌تواند آنچه فاسد کرده‌است اصلاح کند، لاجرم اصلاح باید از جهت دیگری غیر جهت طبیعت باشد، و آن منحصرا جهتی الهی خواهد بود که همان نبوت است و وحی. به همین جهت خدای سبحان از قیام انبیا تعبیر کرد به «بعثت»... تا بفهماند تنها خداست که می‌تواند اختلاف بشر را حل کند.» او می‌گوید: «نوع بشر به سبب طبع، بهره‌کش است و این بهره‌کشی و استخدام فطری (دیگران)، او را به تشکیل اجتماع وامی‌دارد و در عین‌حال، کار او را به اختلاف و فساد هم می‌کشاند. در نتیجه، در همه شئون حیاتش که فطرت و آفرینش، برآوردن حوائج آن شئون را واجب می‌داند، دچار اختلاف می‌شود و آن حوائج برآورده نمی‌گردد، مگر با قوانینی که حیات اجتماعی او را اصلاح نموده و اختلافاتش را برطرف سازد.» این عبارات به بهترین شکل، نشانگر نظر علامه طباطبایی درباره ضرورت فطری‌بودن دین و وجوب عقلی بعثت انبیا از جهت لطف و عنایت الهی به انسان است، زیرا شخص پیامبر معارفی را درک می‌کند که به وسیله آن اختلاف‌ها و تناقض‌ها در حیات بشر برطرف می‌شود و این برداشت و تلقی از عالم غیب، همان است که در زبان قرآن «وحی» نامیده می‌شود و استفاده و بهره‌ای که انسان از وحی می‌گیرد همان «نبوت» است؛ بنابراین به نظر علامه، نظم اجتماعی مطلوب برای انسان، نه از طریق توانمندی‌ها و امکانات ذاتی انسان، بلکه از طریق عنایت الهی و نظام وحی و نبوت تحقق می‌یابد. تاریخ بشر نیز گواه بر این است که تمامی جوامع انسانی بدون استثنا، در مسئله تشکیل اجتماع و تداوم زندگی اجتماعی دچار اختلاف شده‌اند و دراین‌میان، تنها آن دسته از جوامعی که پیامبری داشته و به سرچشمه وحی متصل بوده‌اند، به کمال و سعادت خود نائل شده‌اند و از شر اختلاف و فساد نجات یافته‌اند. 

 

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی