کد خبر : 90256
/ 09:06
گپ و گفتی با مسئولان کافه کتاب نواندیشان

پیک کتاب

ساختمانی کوچک و دوطبقه است. طبقه اول ویژه فیزیوتراپی معلولان مهاجر و طبقه دوم هم فضایی که اعضای کافه کتاب نواندیشان در آن اتاقی کوچک دارند...

پیک کتاب

شهرآرا آنلاین - عطایی | ساختمانی کوچک و دوطبقه است. طبقه اول ویژه فیزیوتراپی معلولان مهاجر و طبقه دوم هم فضایی که اعضای کافه کتاب نواندیشان در آن اتاقی کوچک دارند. در ایام عزاداری‌ها حسینیه است، این یعنی نهایت استفاده از شرایط محدود کننده. همیشه همین طور بوده که مهاجران باید با کمترین‌ها می‌ساختند و بهترین نتیجه‌ها را می‌گرفتند. انجمن دانا و کافه کتاب نواندیشان هم با حداقل‌ها فعالیت می‌کنند و در این شرایط بهترین الگوی افزایش سطح مطالعاتی و کتاب‌خوانی را بنیان‌گذاری کرده‌اند و حالا هم با مشارکت معاونت فرهنگی و دبیرخانه شورای اجتماعی محلات منطقه تصمیم دارند طرح پیک کتاب را در سراسر منطقه به انجام برسانند.

 

کمدهای دکوری کتاب

وارد می‌شویم، اتاقی 3 در 4 و کوچک داخل حسینیه دارند، با یک کمد که در اصطلاح خانم‌های خانه‌دار برای دکوری‌های منزل از آن استفاده می‌کنند. 3طبقه دارد داخلش را با انواع کتاب‌ها پر کردند. وسط اتاق 2میز کوچک پلاستیکی است که روی آن ترمه انداخته‌اند. و دور تا دورش را با صندلی‌های تک نفره چوبی ویژه دانشجویان پر کرده‌اند. یک تخته وایت برد دارند که روی پایه چوبی تابلو نقاشی گذاشته‌اند. چند تابلو نقاشی هم در اتاق وجود دارد که نشان‌دهنده ذوق هنری بعضی از دوستان نقاششان است.

 

فضایی برای کتابخانه نداریم

اولین سؤالمان از آن‌ها این است که در همین اتاق کوچک کسی برای مطالعه به اینجا مراجعه می‌کند؟ که امیر علی رضایی می‌گوید:«نه، اکنون فضایی برای مطالعه نداریم و متعاقب آن مراجعه‌کننده‌ای هم برای مطالعه نداریم. بچه‌ها کتاب را از ما امانت می‌گیرند و در خانه مطالعه می‌کنند و دوباره برمی‌گردانند و اگر برای برگرداندن آن مشکل داشته باشند خود ما به دنبال گرفتن کتاب می‌رویم. دوست داریم که اینجا را تبدیل به یک کتابخانه کوچک کنیم. منعی هم برای ورود و مطالعه افراد نداریم. ولی خود ما به عنوان اعضای اصلی مجموعه به صورت دائم اینجا نیستیم.»

 

کتابخانه و فلکه دوم

از آن‌ها می‌پرسیم اگر فضای کتابخانه‌ای مثل کتابخانه آوینی به وسیله شهرداری در اختیارتان قرار بگیرد حاضر به همکاری کامل هستید؟ با روی باز از این نظر استقبال می‌کنند و می‌گویند:« هر چه مکان به سمت فلکه دوم نزدیک‌تر باشد برای ما بهتر است. بیشتر مراجعه‌کننده‌های ما از سمت گلشهر و فلکه دوم به پایین هستند. هر چه به آن سمت نزدیک تر باشیم بهتر است ولی اگر شرایطش نبود همان کتابخانه آوینی هم عالی است».

 

خدمات ما برای همه است

می‌پرسیم بیشتر مخاطبان شما جامعه مهاجر هستند؟ در پاسخ ما می‌گویند:« از طرف ما منعی وجود ندارد و تبلیغات ما بیشتر در سطح مدارس است و در نمایشگاه‌هایی که شرکت کردیم با ما آشنا شدند. در مدرسه دخترانه مقتدر طوسی یا مدرسه جامی از طریق دانش‌آموزان به سایر بچه‌ها اطلاع می‌دهیم. که اگر به کتاب خاصی نیاز دارند، اینجا هست و می‌توانند با مراجعه به ما کتاب را برای مطالعه دریافت کنند. فهرست کتاب‌ها را از طریق کانال متوجه می‌شوند و اسم کتاب را که به ما می‌گویند بر اساس فهرست به آن‌ها می‌گوییم کتاب را داریم یا دست کسی است. یا اگر به کتابی نیاز داشتند که در فهرست نبود، به ما می‌گویند در صورتی که بتوانیم برایش مهیا می‌کنیم. از محله‌های مختلف مراجعه کننده داشتیم. رسالت، ساختمان، گاز، طبرسی کتاب‌ها را می‌آوردیم و می‌بردیم».

 

شبنم برای مور توفان است

از آن‌ها می‌خواهیم خودشان را معرفی کنند که باز هم با همان مشکل ثبت نشدن کامل اسم کودکان مهاجر که در گزارش‌های قبلی متوجه آن شده بودیم برمی‌خوریم و اینکه برای گرفتن شناسنامه به مشکل خورده‌اند. محمدمهدی رضایی متولد 1375 است، از قرار معلوم اسمش ثبت شده محمد و مهدی را ننوشته‌اند. درباره اجرای طرح می‌گوید:«از تابستان سال 94 این طرح را براساس نیازی که در جامعه دیدیم اجرایی کردیم. این طرح را براساس تعدادی کتاب که در خانه‌ها مانده بود و خاک می‌خورد و از طرف دیگر مخاطبانی که کتاب نیاز داشتند، ولی دسترسی به منبع نداشتند اجرایی شد. شرایط کتابخانه‌ها به صورتی است که کتاب را بیش از 2 هفته به امانت نمی‌دهند در حالی که شرایط دانش‌آموزان امروزه به صورتی است که امکان دارد کتاب را برای زمان بیشتری نیاز داشته باشد. از طرف دیگر اگر بخواهد همان کتاب را تهیه کند با توجه به شرایط بازار و گران شدن کاغذ، قیمت کتاب برایش سنگین است. فرقی هم ندارد دانش‌آموز مهاجر باشد یا ایرانی برای یک دانش‌آموز حاشیه شهر هر قیمتی هم داشته باشد، زیاد است؛ «شبنم برای مور توفان است». این کتاب‌ها در خانه دانش‌آموزانی بود که دیگر به آن‌ها نیازی نداشتند و ما نقش واسطه‌ را داشتیم و توانستیم کتاب‌ها را جمع‌آوری کنیم».

125768.jpg

نمایشگاه تابستان 95

«قدم اول اطلاع رسانی به دانش‌آموزان بود. اول هم از گروه6 نفره خودمان شروع کردیم و مبنا را بر این گذاشتیم کتاب‌هایمان را در اختیار سایر دانش‌آموزان و دوستانمان بگذاریم و با همین کتاب‌های کم شروع کردیم. از طرح استقبال شد و در کنار کتاب‌هایی که گرفته می‌شد دانش‌آموزان کتاب هم برایمان می‌آوردند. تابستان 95 در سالن شهدای مدافع حرم، در اولین نمایشگاه علم و عمل شرکت کردیم. بازتاب بسیار خوبی در بین بزرگ‌سالان و دانش‌آموزان داشتیم. مثل اینجا 2میز در نمایشگاه گذاشته بودیم وقتی دانش‌آموزان به قسمت ما مراجعه می‌کردند و کتابی را می‌خواستند و ما به آن‌ها به صورت رایگان کتاب را می‌دادیم تعجب می‌کردند و باورشان نمی‌شد که نیازی نیست بابت امانت گرفتن کتاب پولی پرداخت کنند یا هزینه تأخیر در برگشت کتاب را ندارند. تنها شرط ما برای آن‌ها این بود که بعد از اتمام آن کتاب را به فردی برساند که به آن نیاز دارد یا با ما تماس بگیرد تا کتاب را به دست فرد دیگری برسانیم. بارها می‌پرسیدند«واقعا قرار نیست شما از ما پولی بگیرید» و ما به آن‌ها اطمینان کامل می‌دادیم که یک واسطه برای کتاب‌خوان‌ها هستیم. به ما می‌گفتند روزهای زیادی دنبال این کتاب‌ها بودیم و باورمان نمی‌شود که اینجا می‌گویند کتاب را ببر بدون اینکه هزینه‌ای پرداخت کنی و اینجا بسیاری از کتاب‌هایی را که می‌خواستند پیدا کردند. به همین صورت کار ما گسترش پیدا کرد».

 

نذر کتاب و متالوژی امیرکبیر

محمدمهدی از خاطره‌ نذر کتابی دانش‌آموز کنکوری، ساکن رسالت برایمان تعریف می‌کند و می‌گوید:«دانش‌آموزی از مهاجران داشتیم که الان دانشجوی مواد متالوژی دانشگاه امیرکبیر است. نذر کرده بود که اگر رشته مورد علاقه در دانشگاه خوب قبول شود تمام کتاب‌هایش را اهدا کند و بیشتر کتاب‌هایش را خریده بود و نذر داشت آن‌ها را به دانش‌آموزان بی بضاعتی بدهد که اهل مطالعه هستند و شرایط تهیه کتاب را ندارند. وقتی با طرح ما آشنا شد گفت:« این کتاب‌ها را نذر کردم حالا که قبول شدم کتاب‌ها را به شما می‌دهم تا به دست دانش‌آموزان کنکوری برسانید» خوشبختانه مواردی مثل این نذر زیاد داشتیم. تعداد کتاب‌های اهدایی‌شان زیاد و با ارزش بود. بیشتر از 30 جلد کتاب و همه هم کمک درسی».

 

کتاب‌هایی گران‌تر از 50 تومان

امیرعلی رضایی متولد 1373 است و پای ثابت کافه کتاب، می‌گوید: «تعدادی از کتاب‌های کمک درسی ما قیمتش بیش از 50 هزار تومان است و نتوانستیم آن را با کمک خیران تهیه کنیم. خیران اغلب از آشنایان بودند که به چگونگی فعالیت ما آگاهی داشتند». از آن‌ها می‌پرسیم با توجه به نتیجه‌ و بازخورد مثبتی که گرفتید چرا فعالیتتان را گسترش نمی‌دهید و خودتان را معرفی نمی‌کنید که امیرعلی می‌گوید:«گسترش فعالیتمان به بودجه و مکان بزرگ‌تر نیاز دارد. همچنین برای رساندن یا پس گرفتن کتاب برای افراد بیشتر نیاز به وسیله است. تبلیغات هم نیاز به بودجه دارد و اکنون هیچ‌کدام از این‌ها را در دسترس نداریم. انجمن و کتابخانه ما هیچ پولی ندارد».

 

خیرها برای کتاب خیرات نمی‌کنند

محمد مهدی می‌گوید:« فرهنگ کتاب‌خوانی وجود ندارد و خیری که پولی دارد و بخواهد در این راستا هزینه کند کم است یا نیست!» از آن‌ها می‌پرسیم تا الان به سازمان کتابخانه‌ها یا آستان قدس و شهرداری مراجعه کرده‌اید؟ که در صورت امکان مازاد کتاب‌های آن‌ها را بگیرید؟ محمد مهدی در پاسخ می‌گوید:« تمایل داریم ولی این در صورتی است که فضا داشته باشیم. آغاز کار ما با جامعه مهاجر بود برای همین سراغ ادارات و سازمان‌های مهاجران رفتیم. به «در دری» یا همان خانه شاعران افغانستان مراجعه کردیم ولی بازتاب خوبی نداشتیم همه سازمان‌های مهاجر، کتاب اهدا کردند. کتاب‌هایی که نیاز دانش‌آموزان نبود و کمک مالی از طرف آن‌ها نداشتیم».

 

تغییر پیاپی کتاب‌های درسی

محمدمهدی می‌گوید: «فعالیت ما 2 بخش دارد یک بخش عمومی که نیاز همه افراد جامعه چه زن، چه مرد، چه پیر، چه جوان را پوشش می‌دهد. بخش دوم کتاب‌های کمک درسی است که برای دانش‌آموزان کاربرد دارد. برای همین روی آن‌ها تمرکز بیشتری داریم. ولی متأسفانه معضل اصلی در تغییر سالانه این کتاب‌هاست. باید مرتب کتاب‌ها به‌روزرسانی شود در غیر این‌صورت کتاب‌های 5 سال پیش نیاز دانش‌آموز امروز را برطرف نمی‌کند. متأسفانه بیشتر کتاب‌های کمک درسی قیمت‌های بالایی دارد و تهیه بودجه و خرید آن‌ها برایمان سخت است. سازمان‌ها هم نمی‌توانند هزینه یا بودجه مالی در اختیارمان بگذارند. طبق نیازسنجی ما کتاب‌های کمک درسی را بیشتر نیاز داریم.»

 

آزمون و خطای سیستم آموزشی

محمد، دل پری از شیوه آموزشی کشور دارد و حق دانش‌آموزان کم بضاعت را ضایع می‌کند، می‌گوید:«آنچه که در این سال‌ها شاهدش بودیم نشان دهنده این است که سیستم آموزشی اکنون از سیستم آزمون و خطا بهره می‌برد و تمام ترفندهای آموزشی را استفاده می‌کند تا به بهترین نمونه دست پیدا کند و این داستان بیشترین ضربه را به دانش‌آموز وارد می‌کند. کتاب‌ها دائما در حال تغییر است و کلی هزینه برای تهیه کتاب‌های درسی و کمک درسی می‌شود».

 

حذف ضروریات

دوره‌های گذشته این همه کمک درسی نبود و درس‌ها هم مشکل‌تر بود چرا امروز این همه کتاب‌های کمک درسی استفاده و کاربرد دارد؟

محمد می‌گوید:« اکنون این باور وجود دارد که روی دانش‌آموز فشاری وارد نشود و درس‌ها به صورت خلاصه ارائه شود. ناشر کتاب هم به جای آنکه کتاب را خلاصه کند بخشی از مطلب را حذف می‌کند. این مشکل را در دبیرستان تجربه کردم. یک بخش از کتاب فیزیکم را متوجه نمی‌شدم. وقتی به دبیرم مراجعه کردم گفت« به این دلیل متوجه نمی‌شوی چون درس پیش نیازی دارد که از کتاب حذف شده است. باید برای آموزش دقیق مطلب جدید ابتدا مطلب قبل را بگویم که زمانی برای آن ندارم و باید از آن بگذرم» اینجاست که خود دانش‌آموز به خواندن آن موظف می‌شود. آن‌هم از کجا؟ از طریق کتاب‌های کمک درسی».

 

ناعدالتی آموزشی و مافیای کنکور

نمی‌شود بگوییم هم خانواده و هم خود دانش‌آموز بدون کمک درسی کارشان پیش نمی‌رود؟ و این‌طور بزرگ شده‌اند که راه دیگری وجود ندارد؟ محمدمهدی می‌گوید:«بله این هم مطرح است. تعدادی از کتاب‌ها و نرم افزارهای موجود در حال پر کردن خلأ موجود بین خانواده و فرزندان هستند.کم کاری پدر و مادر را آن‌ها پر می‌کنند. در گذشته کتاب‌ها کامل بود حتی اگر پدر و مادر وقتی برای فرزندشان نداشتند ولی الان کتاب‌ها کامل نیست و پدر و مادر هم مشغول کار هستند. در بیشتر خانواده‌ها پدر و مادر هر دو شاغل هستند و فرصتی برای فرزندشان ندارند و این فضا با این کتاب‌های کمک درسی پر می‌شود. از طرف دیگر تبلیغات هم مؤثر است. با تبلیغات گسترده خانواده‌ها مجاب می‌شوند که این کتاب‌ها کاربردی است. همان‌طور که گفتم در سال‌های بالاتر تحصیلی هم درس‌ها حذف شده است و تهیه این کتاب‌های کمک درسی شاید برای یک دانش‌آموز بالانشین دغدغه‌ای ایجاد نکند ولی امکان دارد یک دانش‌آموز حاشیه شهر را از ادامه تحصیل باز دارد و این در تضاد با قانون اساسی مبنی بر عدالت آموزشی است. الان مدارس دولتی هم دسته بندی دارند. یک فروشنده و یک مغازه‌دار تا زمانی می‌تواند جنسش را به فروش رساند که نیاز آن وجود دارد. زمانی که این نیاز وجود ندارد باید بتوان آن را ایجاد کرد و این با تغییر کتاب‌های درسی و سیستم آموزشی اتفاق افتاد. مشکل مافیای کنکور و کتاب‌های کمک درسی است».

 

آینده وابسته به سیستم آموزشی نیست

محمد می‌گوید: «نکته‌ای که به دانش‌آموزان کوچک‌تر از خودمان می‌گوییم این است که شما خود و آینده‌تان را وابسته به سیستم آموزشی ندانید و گرنه روزهای تاریکی پیشروی تان است. آینده شما مرتبط است با مهارت‌ها، استعداد و خلاقیت شما آن‌چیزی که اکنون در سیستم آموزشی ما نیست و همه را با یک میزان می‌سنجد، چند سالی است که در مقاطع پایین‌تر مثل دبستان نمرات حذف شده است . در حالی که در سیستم‌های آموزشی دنیا کودکان در دبستان مهارت‌های اجتماعی و خلاقیت را می‌آموزند. سیستم آموزشی خلاقیت را از دانش‌آموز گرفته است و براساس توانمندی و استعداد دانش‌آموز او را بزرگ نمی‌کند. دانش‌آموز باید در همان چهارچوب تعریف شده بزرگ شود در حالی که همه دانش‌آموزان در یک چهارچوب قرار نمی‌گیرند. در غیر این صورت حذف می‌شود. می‌گویند اگر تو دکتر و مهندس نشوی پولی در نمی‌آوری و اگر درس نخوانی آینده شغلی نداری. اگر کسی به کتابداری علاقه داشته باشد او را منصرف می‌کنند چرا؟ چون این شغل درآمد و آینده‌ای ندارد و این کورس رقابت را بین دانش‌آموزان در رشته‌های پزشکی و مهندسی به همراه استفاده آن‌ها از کتاب‌های کمک درسی بالا می‌برد و افزایش می‌دهد. با اینکه ظرفیت پزشکی در کل کشور حدود 200 هزار نفر است ولی شرکت کنندگان این رشته سه برابر ظرفیت هستند. و هر ساله 400 هزار نفر پشت کنکور می‌مانند. دو برابر نفراتی که رفته‌اند دانشگاه، افرادی بودند که تا 5 سال پشت کنکور ماندند.»

125766.jpg

نیازسنجی کتاب‌های کمک درسی

از بحث دانش‌آموزان و سیستم آموزشی به کافه کتاب نواندیشان برمی‌گردیم از امیر علی درباره تبلیغات مجازی کارشان می‌پرسم، می‌گوید:« از همان ابتدا تبلیغات تلگرامی داشتیم. از خودمان و اطرافیان خودمان شروع کردیم. کسانی که به مطالعه علاقه‌مند بودند یا به کتاب‌های کمک درسی نیاز داشتند به کانال اضافه کردیم و ارتباطات باعث شد کم کم و با تبلیغ در دیگر کانال‌ها و صفحات، تعداد اعضا و بازدیدکنندگان بیشتر شود. تعداد نفرات گروه دائم در حال تغییر است و هرکس با توجه به نیازش به کتاب در گروه یا کانال می‌ماند. تعداد نفرات کانال حدود 50 نفر است.گروه هم 100 نفر، فهرست کتاب‌ها را همانجا ارسال می‌کنیم. با توجه به درخواست اعضا و جامعه آماری که به کتاب مورد نظر نیاز دارد، اولویت‌بندی برای تهیه یک کتاب صورت می‌گیرد. مثلا اگر کتاب کمک درسی شیمی را 10 نفر از 30 نفر در طول هفته درخواست داده باشند، آن را تهیه می‌کنیم و اصولا کتاب‌هایی را می‌گیریم که اولویت بیشتری دارد. از دوستانی که رتبه‌های خوبی در کنکور آورده‌اند و با ما همکاری داشتند و کتاب از ما تهیه کردند همین دانشجویی است که نذر کتاب داشت و یک نفر دیگر که او هم متالوژی دانشگاه فردوسی قبول شد».

 

مشکلات عضویت کتابخانه برای مهاجران

محمدمهدی می‌گوید:« دانش‌آموزان مهاجر می‌توانند عضو کتابخانه‌های سطح شهر شوند. اما باید جواز کسب و یک ایرانی را معرفی کنم و همین کار را برای مهاجران مشکل می‌کند به ویژه کتابخانه‌هایی که کتاب‌های بیشتر یا مرجع دارند. ولی بعضی کتابخانه‌ها مثل قرائت‌خانه آوینی یا خواجه عبدا... انصاری واقع در تقاطع گلریز و گلبو که با سازمان اتباع همکاری دارد راحت‌تر عضو می‌شویم. بخش اعظم مخاطبان ما را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دهند. بخشی را هم افراد عادی ضمن اینکه همه کتاب‌های ما را کتاب‌های درسی تشکیل نمی‌دهد. مثل رمان که مخاطبان خاص خودش را هم دارد. بخشی از کتاب‌هایمان را به یک منطقه صعب‌العبور در افغانستان فرستادیم که دسترسی به هیچ کتابی نداشتند. بخشی از درس‌ها در همه جا مشترک است کتاب‌های جامع‌تر را برایشان ارسال کردیم. کتاب‌ها را پیاده می‌بریم و هیچ کدام وسیله نقلیه‌ای نداریم اغلب گلشهر هستند. ما هم به پیاده‌روی عادت داریم. ضمن اینکه فقط ما 2 نفر نیستیم و در گروه اعلام می‌کنیم چه کسی می‌تواند کتاب‌های مثلا رسالت را ببرد یا بگیرد و بچه‌ها برحسب زمان و مکانی که هستند کار را قبول می‌کنند. خیلی وقت‌ها مراجعه‌کنندگان خودشان برای تهیه کتاب می‌آیند و می‌خواهند کتاب‌ها را ببینند و بعضا تعداد بیشتری با خود می‌برند».

 

جشن برگزار نشده استقلال افغانستان

از آن‌ها می‌خواهم همکارانشان در گذشته و حال را نام ببرند و ماجرای ایجاد چنین مجموعه‌ای را روایت کنند. محمد می‌گوید:« امیرعلی رضایی، عزیزا... خالونژاد، ابوالفضل حسینی، طیبه محمد دوست، سمانه صفری، ربابه محمدی و خودم محمد مهدی رضایی، همه ما هم‌کلاسی دوره زبان بودیم و یکدیگر را می‌شناختیم. شروع اولیه کار در سالروز استقلال افغانستان خورد که مصادف است با 28 مرداد در ایران. قرار بود جشنی را در محدوده گلشهر برای دانش‌آموزان در راستای شناخت تاریخ کشورمان برگزار کنیم. بودجه آن تهیه شد و با فرهنگ‌سرای انقلاب برای دادن سالن اجتماعاتش صحبت کردیم. باید مجوز می‌بردیم، از شورای فرهنگی مهاجران نامه تهیه کردیم و بردیم، به رغم تبلیغات گسترده و نصب پوستر در گلشهر. 27 مرداد متوجه شدیم مجوزی برایمان صادر نشده است و اجازه برگزاری مراسم داده نشد.»

 

ناآگاهی، خشونت و نبود تفکر

محمدمهدی در پایان گفت‌وگو علت ایجاد این مجموعه و کارشان را این‌طور بیان می‌کند:«تمام هدف ما از انجام چنین طرح‌هایی آگاهی جوانان و بالا بردن سطح علمی آن‌هاست تا هرحرفی را به راحتی نپذیرند و برای هر موضوعی تفکر کنند. مشکل افغانستان امروزه گروه‌های افراطی است که تنها به واسطه تحریک احساسات و نه آگاهی کافی دست به اعمال خشونت‌آمیز و جنایت می‌زنند. جوانان کشور افغانستان و ایران در ابتدا باید تفکر کردن را بیاموزند».

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی