کد خبر : 90272
/ 09:50

از محافل مجازی شعری گرم نمی‌شود

زهرا گریزپا، شاعر جوان خراسانی، از فضای امروز شعر مشهد می‌گوید

از محافل مجازی شعری گرم نمی‌شود

شهرآرا آنلاین - فاطمه خلخالی استاد| کلاسیک می‌خواند و از آن لذت می‌برد، گرچه خودش شعر نو هم سروده و به آن آشناست و در غزل‌هایش نیز زبان نو را به کار می‌گیرد. او متولد ١٣۶٢ و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است. 

کتاب «استکانی کنار بعدازظهر» مجموعه شعر منتشرشده او در سال ٨٧ بود که در زمان انتشارش نامزد جایزه خورشید (شعر زنان ایران) و نیز نامزد کتاب سال شد. زهرا گریزپا در طی این سال‌ها چند دوره برگزیده جشنواره‌های مختلف از جمله شعردفاع مقدس و جشنواره شعر رضوی بوده و ٢ کتاب شعر نیز در حوزه کودک و نوجوان منتشر کرده است. 

این شاعر جوان مشهدی چندین سال است که مجموعه شعر زنان خراسان را با عنوان «دلشوره‌های شاخه گیلاس» تهیه و آماده چاپ کرده، اما تاکنون خبری از انتشار آن نشده است. 

با گریزپا که در محافل شعری حضوری مستمر داشته است درباره دنیای این روزهای شعر مشهد گفت‌وگو کردیم.

 

﷯ زهرا گریزپا حدود ٢ دهه است که در فضای شعری مشهد فعالیت دارد، به نظر او گسترش شبکه‌های مجازی طی یک دهه اخیر، چه تأثیراتی بر این فضاهای شعری داشته است؟

در نبود فضای مجازی، محافل شعری پرشور و پرجمعیت بود. همه می‌آمدند که با هم تبادل فکری داشته باشند و اشعار یکدیگر را بشنوند اما این تبادل‌های فکری الان در فضای مجازی انجام می‌شود و محافل حضوری شعر کم‌رونق شده‌اند. علاوه بر این در فضای مجازی امکان پیش‌آمدن سوءتفاهم بر سر ارائه و نقد شعرها بسیار زیاد است و شاعر نمی‌تواند آن‌گونه که باید از شعرش دفاع کند. به هر حال در گفت‌وگوی حضوری مفهوم را بهتر می‌شود منتقل کنی. گاهی هم شاعران در ارتباطات مجازی به ورطه تعارف با یکدیگر می‌افتند و نقد صریحی ارائه نمی‌دهند. البته نباید از تأثیرات مثبت فضای مجازی در برقراری ارتباط آسان‌تر شاعران با یکدیگر چشم‌پوشی کرد؛ اما به اعتقاد من این فضا باعث خلق و رشد شعر نمی‌شود. درواقع شعر در خلوت شاعر اتفاق می‌افتد. بیشترین تأثیر فضای مجازی در دیده‌شدن سروده‌ها و معرفی آن‌هاست.

 

﷯ از چاپ مجموعه شعر شما حدود یک دهه گذشته است، چرا در این مدت اثر دیگری منتشر نکرده‌اید؟

خودم دوست داشتم ٣ یا ۴ سال پس از انتشار کتاب اولم اثر بعدی را ارائه بدهم اما شرایط دلخواهم فراهم نشد. در حقیقت انتشار کتاب با تیراژ بسیار کم برایم انگیزه ایجاد نمی‌کند، کاری که خیلی‌ها انجام می‌دهند و الان چند مجموعه شعر دارند. من اشعار آماده‌ام را به هیچ ناشری ارائه ندادم ولی می‌دانم داشتن روابط قوی در پذیرش کتاب از سوی انتشاراتی‌های مطرح مهم است که خیلی‌ها از جمله من، چنین ارتباطاتی ندارند. از طرف دیگر مخاطبان علاقه‌مند به شعر بسیار کم هستند و آن‌هایی هم که علاقه دارند کمتر کتاب شعر می‌خرند. فکر می‌کنند شعر در فضاهای مجازی به اندازه کافی در دسترسشان هست و کتاب شعر را باید هدیه بگیرند. با این شرایط انگیزه‌ای برای انتشار کتاب باقی نمی‌ماند. البته نمی‌خواهم بگویم انتشار کتاب کار نادرستی است، چون به هر حال برای ماندگاری شعر و دریافت نقدهای حرفه‌ای مجبوری اثرت را به چاپ برسانی. از این گذشته چاپ کتاب باعث می‌شود که شاعر از مرحله‌ای که در آن است گذر کند و بعضا در مجموعه‌های بعدی‌اش تکنیک‌های شاعرانه متفاوتی را تجربه کند.

 

﷯ حرف از تکنیک زدید. به نظر می‌رسد به‌کارگیری تکنیک در شعر که هنری جوششی است، جایگاه کمتری نسبت به دیگر هنرها دارد. به نظر شما تکنیک چقدر می‌تواند در ارتقای یک سروده تأثیر داشته باشد؟

من قبول ندارم که شعر صرفا جوششی است و ساختار و تکنیک را باید کنار بگذاریم، اما معتقدم شاعر باید آن‌قدر تکنیک را درونی کند که در حین خلق اثرش آن را به‌کارگیرد، یعنی هم‌زمان با خلق کلمه‌ها تکنیک هم متولد شود؛ ضمن اینکه تکنیک فقط به‌کارگیری آرایه‌ها و صنایع شعری نیست؛ حتی عاطفه و حس شعری هم می‌تواند جزئی از تکنیک باشد. به نظرم اطناب و زیاده‌گویی ضعفی است که اکنون در بین شاعران زیاد به چشم می‌خورد. شاعر باید بتواند بارها در ویرایش‌های بعدی‌اش در کم‌کردن شعرش بکوشد.

 

﷯ زمانی که کتاب شما منتشر شد، برخی به دلیل به‌کارگرفتن زبان نو در قالب کلاسیک، سروده‌هایتان را به نوعی جزو غزل‌های «پست‌مدرن» خواندند اما خودتان در مصاحبه‌ای که انجام دادید این موضوع را رد کردید. تفاوت این ٢ دیدگاه از کجا می‌آید؟

یک جریان ادبی و هنری برای ماندگاری‌اش نیاز دارد که پیروان و حامیان و دنباله‌روهایی داشته باشد. در بحث غزل پست‌مدرن هم چون پایه‌اش قوی و حساب‌شده نبود، در یک دهه قبل هر نوع اتفاقی را که در غزل کلاسیک می‌افتاد منسوب به جریان غزل پست‌مدرن یا غزل فرم می‌کردند یا به آن ربطش می‌دادند، از جمله مجموعه شعر من را. کتاب من چون زبانش نو بود و برعکس غزل‌های کلاسیک به جای فرم افقی، فرم عمودی هم داشت آن را به غزل پست‌مدرن منسوب کردند. درحالی‌که غزل پست‌مدرن در ساختار و محتوا دارای ویژگی‌های پست مدرنیستی مثل چند‌صدایی، خالی گذاشتن بخش‌هایی از شعر یا سفیدخوانی، تغییر در لحن راوی، بیان تصویری و بازی‌های زبانی است.

 

﷯ فارغ از این نام‌گذاری‌ها فکر می‌کنید تغییراتی که در قالب‌های کلاسیک روی داد و همچنان ادامه دارد، یک ضرورت شعری بود یا جریانی کوششی و در جهت آزمودن شکست قالب‌های شعری؟

بخشی از آن ضرورت بوده است، چون تو نمی‌توانی در حال حاضر غزل بگویی و زبانت مربوط به چند سده قبل باشد. ضرورت زبانی ایجاب می‌کند به گفتار امروز شعر بگویی. از آن گذشته به جز واژه‌ها، فکر و اندیشه شاعر امروز نیز با شاعران قدیم تفاوت دارد و ناخواسته مفاهیم جدیدی وارد شعر کلاسیک می‌شود. اما به نظر من از یک جایی به بعد از آن ضرورت خارج شد و برخی از این تغییرات خوب نبود. برخی بازی‌های زبانی و شکست‌های بیش از حد قالب‌ها کار درستی نبوده است.

 

﷯ شما حدود ۵ سال پیش کاری را با عنوان «دلشوره‌های شاخه گیلاس» آماده انتشار داشتید که گزیده شعر زنان خراسان بود اما تا به امروز به چاپ نرسیده است. دلیلش چیست؟

آن مجموعه کاری بود که پیشنهاد چاپش را به نهادی دولتی دادم و آن‌ها هم موافقت کردند. اشعار حدود ١٠٠ شاعر زن خراسانی در قالب‌های کلاسیک و آزاد جمع‌آوری شد و تا مرحله پایان ویراستاری و صفحه‌آرایی هم رفت، اما سر برخی مسائل به تفاهم نرسیدیم؛ از جمله مهم‌ترینشان این بود که احساس کردم آن نهاد به چنین اثری به عنوان یک کار حاشیه‌ای و پیش‌پا افتاده نگاه می‌کند و ارزش واقعی کار دانسته نشده است، چون آن‌ها می‌خواستند کتاب را با تیراژ بسیار کم منتشر ‌کنند. در حال حاضر متأسفانه ٢ نفر از شاعران زن به نام نوشین گنجی و زهرا وحدتی فوت کرده‌اند که این موضوع ناراحتم می‌کند اما از یکسو چندان هم از منتشرنشدن کتاب ناراضی نیستم، چون طی این چند سال شاعران زن بسیاری را دیدم که جای شعرشان در آن کتاب خالی است و آثار آن‌ها باید به مجموعه اضافه شود. امیدوارم بتوانم کار را بالاخره با ناشر خوبی منتشر کنم.

 

﷯ در این گردآوری به چه مؤلفه‌های مشترکی در شعر زنان خراسانی رسیدید که برخاسته از اقلیم آن‌ها بود؟

واقعیت این است: دغدغه‌هایی که در شعر زن‌ها وجود دارد در سروده‌های مردها نیست و در یادداشت کتاب برای این موضوع شاهد مثال‌هایی آورده‌ام، همانند سادگی زبان و بیان حسی عمیق از جریان روزمره زندگی. شاعری مثل فروغ باعث شد زنان شاعر پس از او جرئت پیدا کنند و در سرود‌ن شعر به دغدغه‌های درونی خودشان برگردند. از نظر تأثیر منطقه زیست بر شعر هم باید بگویم که زبان شاعران خراسان، چه زنان و چه مردان از فخامت و استواری برخوردار است و اقلیم، تأثیر زیرپوستی خودش را در زبان شعری آنان گذاشته است. البته امروز با گسترش فضای مجازی زبان شعری در سراسر ایران به هم نزدیک شده است و مباحث اقلیم‌گرایی دیگر چندان مانند گذشته مطرح نیست. نکته دیگر در شعر خراسانی‌ها این است که شاید به‌خاطر فضای مذهبی موجود خیلی نمی‌توانیم صریح صحبت کنیم و این محدودیت برای خانم‌ها بیشتر است. البته چنین محدودیتی در برخی جاها خلاقیت به بار آورده و باعث شده است شاعران حرفشان را در صنعت ادبی و در لفافه ادبی، پوشیده و پنهان بیان کنند، نه اینکه مانند بسیاری از شاعران رک ودم‌دستی و پیش‌‌پاافتاده به بیان دغدغه‌های خود بپردازند.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی