کد خبر : 90337
/ 08:17
گفت‌وگو با مریم عرفانیان که از پرکارترین نویسندگان دفاع مقدس است

قید تخیل را زدم

وقتی سال ٨۵ یکی از مصاحبه‌شونده‌های جانبازش، چند ماه پس از گفت‌وگو به درجه شهادت رسید، افسوسِ اینکه چرا از او تصویری ندارد سبب شد تصمیم بگیرد از آن پس، علاوه بر صدا تصویر مصاحبه‌شونده‌ها را نیز تهیه کند.

قید تخیل را زدم

شهرآرا آنلاین - فاطمه خلخالی استاد| وقتی سال ٨۵ یکی از مصاحبه‌شونده‌های جانبازش، چند ماه پس از گفت‌وگو به درجه شهادت رسید، افسوسِ اینکه چرا از او تصویری ندارد سبب شد تصمیم بگیرد از آن پس، علاوه بر صدا تصویر مصاحبه‌شونده‌ها را نیز تهیه کند. این‌طور شد که از سال ٨۵ تا ٨٩ که نیروی قراردادی بنیاد شهید بود، توانست با ۴٠٠٠ خانواده شهید و ۵٠٠ جانباز ٧٠ درصد مصاحبه کند و با دوربینی که شخصا خریده بود، تمام این مصاحبه‌ها را ضبط کند. 

مریم عرفانیان بی‌تردید از پرکارترین نویسنده‌های حوزه دفاع مقدس در استان خراسان رضوی و چه‌بسا کشور است. از او تاکنون بیش از ٢٠ عنوان کتاب در قالب خاطره‌نگاری و سرگذشت‌پژوهی در حوزه دفاع مقدس منتشر شده است، حدود ٢٠ عنوان کتاب با موضوع زندگی‌نامه شهیدان به سفارش بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان رضوی نوشته که در دست انتشار است و نگارش حدود ١٠ عنوان کتاب را نیز به پایان رسانده است و آماده برای چاپ دارد. او متولد ١٣۵٩ و دارای مدرک کارشناسی روزنامه‌نگاری است و نوشتن را از کارگاه‌های داستان حوزه هنری خراسان رضوی در سال ٧۵ آغاز کرده است.

یکی از آثار اخیرش با نام «راهی برای رفتن» که انتشارات سوره مهر آن را چاپ کرده اما هنوز وارد بازار کتاب نشده است، به دست رهبر معظم انقلاب رسیده است. از عرفانیان به جز کتاب‌هایی که یاد کردیم، «شیشه‌های ترک‌خورده» نیز به انتشارات سوره مهر سپرده شده است و هم اکنون مراحل کارشناسی نهایی را طی می‌کند.

 

﷯ باخبر شدیم که اثر جدیدتان باعنوان «راهی برای رفتن» که هنوز به بازار کتاب نرسیده، به دست رهبر معظم انقلاب رسیده است، ماجرای شکل‌گیری این کتاب و نوشتن از بتول خورشاهی چیست؟

سال ٨٩ با خانم خورشاهی که خواهر شهید بود آشنا شدم؛ پرستار زمان طاغوت که بعدها در جریان دفاع مقدس در مناطق جنگی قرار می‌گیرد و در حادثه حج خونین سال ۶۶ نیز جانباز می‌شود. قصه زندگی این خانم از همان دوران کودکی جذاب بود. با خودم گفتم چرا نباید دیگران داستان او را بدانند؟ خود راوی هم البته می‌گفت فرزندانم به من می‌گویند چرا هیچ‌کس سراغ تو را نمی‌گیرد تا داستان زندگی‌ات را بنویسد. بعد تصمیم گرفتم خودخواسته و آتش به اختیار عمل کنم. یعنی برخلاف کارهای دیگرم که به سفارش جاهای مختلف انجام شده بود، خودم دنبال نوشتن داستان زندگی خانم خورشاهیان بروم تا از سر فرصت و با خیال راحت به آن بپردازم. به‌ویژه که آن زمان دانشجو هم بودم و زمان کافی نداشتم که کار را سریع انجام دهم. کار جمع‌آوری اطلاعات تا سال ٩٣ طول کشید و درمجموع٢٠٠تا٣٠٠ ساعت مصاحبه تصویری و صوتی و شفاهی جمع‌آوری کردم که هم‌زمان آن‌ها را می‌نوشتم. البته سال‌های ٩٠، ٩١ به حوزه هنری خراسان رضوی مراجعه کرده‌بودم و آن‌ها هم از کارم استقبال و مرا به انتشارات سوره مهر معرفی کردند. آقای حسین عباس‌زاده، مسئول آفرینش‌های ادبی حوزه هنری استان، از همان ابتدا تا به امروز از کار من بسیار حمایت کرده‌اند و کارهای ارسال کتاب را انجام داده‌اند. کارم همان سال ٩٣ از طرف سوره مهر تأیید شد اما طی دفعات مختلف اصلاحات خورد که باعث شد جریان انتشارش طولانی شود. مهر امسال وقتی فقط ٢ نسخه از کتاب در چاپخانه منتشر شده بود، قرار شد راوی کتابم به‌عنوان رزمنده در مراسم شب خاطره دفاع مقدس به حضور رهبر معظم انقلاب برسد تا یک نسخه از آن ٢ را با دستان خودش به ایشان تقدیم کند. من هم توفیق یافتم خانم خورشاهی را همراهی کنم که اتفاقی شبیه معجزه بود. در حال حاضر هم کتاب منتشر شده ولی نمی‌دانم دقیقا قرار است چه زمانی رونمایی و توزیع شود.

 

﷯ مرز میان خاطره‌نگاری و رمان و داستان برای شما کجاست و هنگام نوشتن درباره آدم‌های واقعی چقدر دست خودتان را در به‌کارگیری تخیل بازمی‌گذارید؟

کارهای من به هیچ‌وجه رمان نیست و می‌توانم بگویم تقریبا هیچ ماجرای تخیلی و گفته غیرواقعی و صحنه‌ خیالی‌ای را وارد سرگذشت‌پژوهی نمی‌کنم و به واقعیت ماجرا وفادار می‌مانم.

 

﷯ پس چطور در کارهایتان جذابیت ایجاد می‌کنید؟ به هرحال نوشتن از واقعیت صرف نمی‌تواند خواندنی و جذاب باشد.

چون من نوشتن را با داستان کوتاه شروع کردم و به ساختار داستان آشنایی دارم سعی می‌کنم تمام تصاویر و موقعیت‌ها وحس‌هایی را که به دنبالش هستم و می‌تواند کار را جذاب کند از زبان خود راوی بیرون بکشم. به مرور یادگرفته‌ام وقتی راوی دارد از موقعیت حساسی حرف می‌زند از خودش بخواهم جزئی‌پردازی کند. از موقعیت مکانی و حس‌و‌حالش می‌پرسم و تمام آنچه می‌گوید می‌نویسم تا از تخیل خودم چیزی ننوشته باشم.

 

﷯ از نظر زمانی چطور؟ آیا وقایع را خطی می‌نویسید یا ساختار پیرنگ را به هم می‌ریزید و اتفاقات را براساس جذابیتشان جابه‌جا می‌کنید؟

بله دقیقا وقایع را جابه‌جا و از شیوه فلاش‌بک (بازگشت به گذشته) استفاده می‌کنم. پیش از نوشتن، در ذهنم ماجراها را تدوین می‌کنم و بر همان اساس می‌نویسم. از این گذشته فقط اتفاقات جذاب را برای نوشتن انتخاب می‌کنم و مثلا از اتفاق ساده‌ای مثل غذاخوردن نمی‌نویسم. دقت می‌کنم خواننده خسته نشود. من بعد از تجربه‌های زیادی که به دست آورده‌ام حالا در سرگذشت‌پژوهی به دنبال چرایی تحول شخصیت‌ها می‌گردم و برای رسیدن به پاسخ آن‌ها با سؤال‌هایم از راوی علت حس او را ریشه‌یابی می‌کنم.

 

﷯ به گفته خیلی از افرادی که کار سرگذشت‌پژوهی می‌کنند یکی از دشواری‌های این کار، تأیید اثر از سوی راوی و خانواده‌ اوست که در بسیاری مواقع به حذف بخش‌هایی از کار می‌انجامد. شما چقدر با این مسئله درگیر بوده‌اید و چه مشکلات و سختی‌های دیگری دارید؛ به‌خصوص که تجربه حضور در دفاع مقدس را هم نداشته‌اید؟

نویسنده‌هایی که با این مشکل روبه‌رو می‌شوند آن‌هایی هستند که بخش‌هایی از ماجرا یا گفت‌وگوها را با تخیل خود می‌نویسند، اما من همان‌طور که گفتم بر اثر تجربه بسیار یاد گرفته‌ام فقط واقعیت را بنویسم و به چنین مسئله‌ای هم برخورد نمی‌کنم. اما یکی از مهم‌ترین سختی‌های کارم این است که باید زمان‌ها و ماجراها و وقایعی را که مستند است با آنچه از زبان راوی می‌شنوم تطبیق دهم تا اختلافی بینشان نباشد. بعضی مواقع ذهن راوی یاری نمی‌کند و ممکن است مثلا تاریخ وقایع را اشتباه بگوید. من در یکی از کارهای اخیرم به نام «شیشه‌های ترک خورده» در مواقع لزوم از اطرافیان راوی هم برای نقل روایت کمک گرفته‌ام و در پایان فصل از آن‌ها به عنوان افرادی که در این بخش کمک کرده‌اند نام برده‌ام.

 

﷯ بزرگ‌ترین دستاورد و تجربه نویسندگی خود را در ٢ دهه فعالیت در حوزه سرگذشت‌پژوهی و خاطره‌نویسی چه می‌دانید؟

اینکه مصاحبه‌کننده و نویسنده باید یک نفر باشند. گاه پیش می‌آید که با من تماس می‌گیرند و می‌گویند کار مصاحبه را انجام داده‌ایم و شما بیایید و آن را بنویسید، اما من قبول نمی‌کنم؛ همان‌طور که اشاره کردم حالا دوست دارم آتش به اختیار و بدون سفارش کارم را انجام بدهم، خودم هم مصاحبه کنم و هم بنویسم. نویسنده باید خودش پای حرف‌های راوی بنشیند تا با او همذات‌پنداری و حس و حالش را درک کند. از آن گذشته اگر من نویسنده خوبی باشم و مصاحبه‌کننده خوبی نباشم، درنهایت کار خوبی تولید نمی‌شود. اینکه من در رشته روزنامه‌نگاری ادامه تحصیل دادم در تهیه مصاحبه و گزارش به من خیلی کمک کرده است. بازنویسی اثر هم بسیار مهم است. بعضی‌ها از این کار می‌ترسند اما تجربه بیست‌ساله‌ام به من می‌گوید در بازنویسی، خیلی از فصل‌ها ممکن است تغییر کند.

 

﷯ باتوجه به اینکه طبق گفته خودتان با بیش از ۴٠٠٠ نفر مصاحبه کرده‌اید و ماجراهای فراوانی از زندگی افراد مختلف را شنیده‌اید تابه‌حال وسوسه نشده‌اید برپایه زندگی آن‌ها رمان بنویسید؟

سرگذشت‌پژوهی را بیشتر ترجیح می‌دهم. آن‌قدر ماجراهای مختلف در بطن زندگی آدم‌ها وجود دارد که کار به نوشتن داستان نمی‌رسد. دوست دارم وقتی مخاطب کارم را می‌خواند بداند قهرمان ماجرا مابه‌ازای بیرونی دارد و تخیلی نیست؛ به‌ویژه در حوزه دفاع مقدس که وقتی شخصیت‌های عجیبی در داستان‌ها نوشته می‌شود مخاطب می‌گوید خب این تخیلی است و تأثیر لازم را نمی‌گیرد.

 

﷯ آیا قصد ندارید از زندگی قهرمان‌هایی بنویسید که در پژوهش‌های خود با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید اما ارتباطی به دفاع مقدس ندارند؟

اتفاقا چند سوژه را در این زمینه در ذهن دارم که می‌خواهم به آن‌ها بپردازم. اما اکنون به انتظار چاپ کتاب‌هایی هستم که در دست انتشار دارم. تا آن‌ها منتشر نشوند نمی‌توانم کار دیگری انجام دهم. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی