کد خبر : 90339
/ 08:21
گفت وگوی شهرآرا با کیوان ساکت، نوازنده و آهنگ‌ساز برجسته مشهدی

سوز «ساکت» ازموسیقی

آن مرد سازَش از خودش جلوتر آمد. سه‌تار دست‌ساز استاد ابراهیم قنبری‌مهر در دستان کیوان ساکت بود

سوز «ساکت» ازموسیقی

ادیبی، زردکانلو| آن مرد سازَش از خودش جلوتر آمد. سه‌تار دست‌ساز استاد ابراهیم قنبری‌مهر در دستان کیوان ساکت بود وقتی که چند ساعتی را در تحریریه روزنامه شهرآرا به نواختن و گفتن گذراند. از دستگاه شور تا موسیقی خراسانی را نواخت و از خاطرات خوب جوانی‌اش در مشهد تا خاطر مکدر امروزش از موسیقی شهرش گفت؛ از اینکه در تمام شهرهای ایران کنسرت داده است ولی هنوز در زادگاهش نه.

او با مکث طولانی‌اش، همه‌مان را به همان سوال همیشگی واداشت که چرا؟

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی ما با کیوان ساکت است. او درمیان سوال‌وجواب‌هایی که ردوبدل ‌شد، حالاتی از تمنا، گوشه‌گیری و فریاد را نیز با سازش نواخت و گفت مضراب سلامش را به گوش مردم مشهد برسانیم.

 

﷯ آنچه شما هماره درگفت‌وگو با رسانه‌ها به آن اشاره کرده‌اید و دغدغه خیلی‌ها نیز هست، حضور نوازندگان و آهنگ‌سازان برای اجرای موسیقی در مشهد و برگزاری کنسرت است. در این‌باره برایمان سخن بگویید و لزوم تزریق این فرهنگ و هنر به کالبد شهر؟

درست می‌گویید؛ ما اهالی موسیقی، فرصت داریم یا بهتر است بگویم اشتیاقش را داریم و به هرشکلی شده، فرصت‌ها را مهیا می‌کنیم. من زاده خاک و اقلیم خراسانم، ولی در پاسخ به سوال شما از زبان عماد خراسانی باید بگویم که: «با ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار/ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست». آنچه ما می‌نوازیم، موسیقی ملی ایران است. درواقع این موسیقی، مقدس‎ترین نوایی است که می‎توان در این اقلیم شنید. موسیقی یکی از هنرهای شریف بوده است، حتی حضرت داوود معجزه‎اش صوت و موسیقی است. شما نام یک هنرمند راستین را دربین این همه مجرم و بزهکار در کشور نمی‌بینید؛ البته هنرمند راستین هم تعریفی دارد اما امروزه هرکسی درس می‌دهد، به او می‌گویند استاد. مثل این است که وارد کاخ ریاست‌جمهوری شویم و به همه بگوییم رئیس‌جمهور. کسانی را می‌شناسم که ۵٠سال است ساز می‌زنند اما هنوز به مرتبه استادی نرسیده‌اند. در ادامه پاسخ به‌ سوال شما باید بگویم امیدوارم شرایط جوری شود که در این اقلیم که خاستگاه زبان و هنر ما بوده و بخش بزرگی از فرهنگ ایران در آن شکل گرفته است، مردمانش از فرهنگ و موسیقی خود بازنمانند.

 

﷯ در سخنان خود اشاره کردید برخی که در وادی هنر هنوز در اول راه هستند و هنوز به آن مرتبتی که باید نرسیده‌اند، خود را استاد می‌دانند و استاد خطاب می‌شوند. به‌نظرتان دلیل این موضوع چیست؟ نقش فضای مجازی و رسانه‌ها را در این‌ حوزه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دیگران هم مقصرند. واژه‌ها به‌مرور زمان، رنگ باخته‌اند. خیلی از واژه‌ها دگرگون شده‌اند. به‌نظر من آنچه ما نیاز داریم، فرهنگ‌سازی است و این فرهنگ‌سازی جز در پرتو آموزش درست انجام نمی‌شود. برای اینکه عشق به فرهنگ واقعی را دربین مردم ایجاد کنیم، باید آموزش‌وپرورش درستی داشته باشیم. بهترین شکل آموزش جمعی برای همه کودکان و آدم‌ها، سکوت است و کودک این سکوت را می‌تواند در موسیقی بیاموزد. کسی که از کودکی آموزش ببیند، دیگر امکان ندارد حقوق دیگری را پایمال کند؛ چون آموخته است که کجا حق اوست که بنوازد، کجا حق اوست که گام بردارد. این کمترین تأثیر موسیقی در انسان‌سازی است. موسیقی به تلطیف روح می‌انجامد.

 

﷯ شما خود چندین سال به آموزش و پژوهش پرداختید و کتاب‌های بسیاری در این زمینه تالیف کردید، تاکنون چه بازخوردی از فعالیت‌های آموزشی خود در حوزه آموزش گرفته‌اید و چقدر مدرسان را ترغیب کرده‌اید که موسیقی را درست و اصولی آموزش دهند؟

طبیعتا این کار را انجام داده‌ام ولی بخشی از موسیقی ما به‌ویژه موسیقی ایرانی، آموزش ردیف است و ردیف‌های قدما که بیانگر نوع تفکر و زندگی و زیبایی‌شناسی آن‌ها بود، درعین‌حالی که بسیار ارزشمند است، میراث معنوی ماست اما امروز آن کاربرد اجرایی خود را از دست داده است. من ردیف جدیدی نوشتم و سبکی را در ادامه سبک و شیوه استاد وزیری در پیش گرفتم که البته اندکی دشوار است. این دشواری نیز باعث شده است که برای آموزش به مدرسان جوان با تاخیر مواجه شویم اما کتاب‌های آموزشی من با استقبال خوبی مواجه شده است و هرسال تجدید چاپ می‌شود.

 

﷯ یکی از شاخصه‌های کار شما این است که توانسته‌اید ساز ایرانی را ارتقا دهید و با تار و سه‌تار، ملودی آهنگ‌سازان بزرگ جهان و آهنگ‌های کلاسیک جهانی را اجرا کنید، شما این قابلیت را از ساز ایرانی درآوردید یا ساز ایرانی خود این قابلیت را داشت یا اینکه شما این ویژگی را از ساز ایرانی یافتید و سپس ارائه کردید؟

من خیلی از ملودی‌های موسیقی جهانی را نواختم. تغییری در ساز ندادم ولی یکی از اشکالات تار و سه‌تار سرپنجه قدیمی آن‌هاست که به دلیل نداشتن جعبه کوک سه‌تار و کشش نادرست سیم‌ها، کوکش مدام خارج می‌شد و به‌اصطلاح ژوست نمی‌خواند. استاد ابراهیم قنبری‌مهر پیش از من بدون ایجاد تغییری در ساختمان سازهای ایرانی، پرده‎های دیگری را در ساز که به‌دست فراموشی سپرده شده بود، بازگرداند. اکنون با این ساز بیست‌وهشت پرده‌ای می‌شود تمام موسیقی‌های دنیا را نواخت.

 

﷯ به گفته شما ساز ایرانی قابلیت اجرای قطعات موسیقی جهانی را نیز دارد؟

ملاک اجرا کردن، قطعات جهانی نیست؛ من از روی علاقه و دغدغه شخصی سراغ این ماجرا رفتم. چیزی به نام ساز کامل وجود خارجی ندارد. یعنی پیانو هم با آن وسعت که هفت اکتاو دارد، خیلی از صداها را نمی‌تواند اجرا کند. هر سازی برای یک بیانی ساخته شده است. من سعی کردم دریچه‎های دیگری از قابلیت‎های تار و سه‌تار را به‌روی علاقه‌مندان بگشایم. زمانی که در مشهد بودم، دوستی داشتم به‌نام آقای محمد خواجوی که نوازنده تمبک و فلوت بود و به من می‌گفت آهنگ‌های فلوت را نمی‌شود با سه‌تار و تار نواخت و من آن آهنگ‌ها را آن‌قدر می‌نواختم که بتوانم با سازم دربیاورم و کم‌کم رفتم دنبال این مسئله و حس کردم باید چیزهای جدیدی را ابداع کنم.

 

﷯ خیلی‌ها معتقدند نسل جوان امروز ما سلیقه موسیقایی‌اش تغییر کرده است و شاید موسیقی ملی ایران دیگر با سلیقه این نسل جور نباشد. اگر این‌گونه است، به‌نظر شما دلیل اینکه موسیقی ایران دربین نسل جدید کمتر نفوذ کرده است، چیست؟ کجا ناکارآمدی صورت گرفته است؟

من خیلی با این اظهارنظر موافق نیستم. ما باید زبان درست آموزش را پیدا کنیم. من درمیان شاگردان خودم کودکان بسیار خردسالی دارم که به این موسیقی علاقه‌مندند. شاگرد پنج‌ساله‌ای دارم که ردیف می‎زند. من فکر می‌کنم ما هرقدر هم از نسل نو قوی‌تر باشیم، نمی‌توانیم مانند آنان فکر کنیم و خودمان هم نمی‌توانیم مانند گذشتگان فکر کنیم. ما اکنون در فضایی هستیم که گذشتگان گمانش را هم نمی‌کردند. به‌نظر من اگر هم تغییری در ذائقه موسیقایی نسل نو صورت گرفته است، گناه رسانه و مدیاست. اگر آموزش درستی باشد، نسل جوان به‌گونه شایسته و درست با موسیقی ایرانی آشنا می‌شود.

 

﷯ یعنی باید زبان ملی موسیقی ما امروزی باشد؟

بله، همین‌طور است. شاکله موسیقی ما همان زبان است. ما زبان حافظ و فردوسی را می‌فهمیم و به‌کار می‌بریم ولی به زبان امروز به‌کار می‌بریم؛ چون ما از همان واژه‌ها به‌ زبان امروزی استفاده می‌کنیم.

 

﷯ به زبان موسیقی امروزی اشاره کردید ولی زبان موسیقی ما یک جهان عرفانی دارد. آیا این قابلیت وجود دارد که عرفان و اشراق ساز ایرانی را به زبان امروز دربیاوریم؟

من درباره عرفان هم بحث دارم. واقعا نمی‌دانم یک موسیقی عرفانی می‌تواند چگونه باشد؟ چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد که عرفانی باشد یا اگر اشعارش را برداریم، چهارمضراب و پیش‌درآمدش باید چگونه باشد؟ اصولا موسیقی ایرانی، درون‌گراست و برای درون آدمی است؛ به‌ویژه سازهایی مثل تار و سه‌تار. اما به‌اعتقاد من، آموزش درست برپایه درست و با نگاه امروزی وجود ندارد. بعد از انقلاب پس از استاد ذوالفنون، من نخستین کتاب‌های آموزشی را نوشتم که برپایه نگرش علمی و جهانی است. مدت‌ها سازهای دیگری را نواختم و آن را برای موسیقی ایرانی ترجمه کردم اما هنوز پایه آموزش در هنرستان و دانشگاه ما کتاب‌های قدیمی است که از اساس اشتباه است.

 

﷯ پس ماجرای آموزش موسیقی نیاز به بازنگری اساسی دارد؟

بله و اگر آموزش‌وپرورش به این وادی ورود نکند، کاری از پیش نمی‌رود.

 

﷯ چند سالی است که موسیقی تلفیقی باب شده است و از موسیقی ایرانی در سبک‌های غربی استفاده می‌شود. نظر شما درباره موسیقی تلفیقی چیست و اصولا چیدمان این تلفیق چگونه باید باشد؟

پدیده تلفیق چیز جدیدی در موسیقی ایران نیست. تلفیق می‌تواند چند وجه داشته باشد. در رنگ‌آمیزی صداها، در فرم و در محتوا باشد؛ مانند تلفیق زبان که هیچ ایرادی هم ندارد. وقتی زبان‌ها بر هم تاثیر می‌گذارند، به‌تبع موسیقی برخاسته از آن زبان‌ها هم بر هم تاثیر خواهند گذاشت. این تلفیق هم چیز جدیدی نیست و از قدیم بوده است. به‌نظر من تلفیقی که برپایه درست و شناسنامه‌دار باشد، اتفاق خوبی است. موسیقی بدون شناسنامه، بدون هویت است و ماندگاری هم نخواهد داشت. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی