کد خبر : 90427
/ 07:56

شرح مشکلات یک شهرک

اهالی شهرک شهید بهشتی از کمبود امکانات و خدمات شهری گلایه دارند

شرح مشکلات یک شهرک

شهرآرا آنلاین - خیلی‌ها هنوز به جای شهرک شهیدبهشتی، ترجیح می‌دهند از نام «شهرک عرب‌ها» استفاده کنند. ٣٨سال است که این‌گونه است اما در اصلِ ماجرا تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند؛ چه آن نام استفاده شود و چه این نام سر زبان‌‌ها باشد، خیلی از مشکلات این شهرک هنوز به قوت خود باقی است و حالا جزئی از زندگی ساکنان شده است. اهالی می‌گویند از کمترین خدمات نیز بی‌بهره‌اند؛ مسئله‌ای که با گشت‌و‌گذار ما در شهرک، کمابیش آشکار می‌شود؛ البته دو سال قبل طرح «خدمت بی‌‌منت» در شهرک اجرایی شد و با وجود عملی شدن برخی وعده‌های آن طرح، محرومیت‌ها هنوز خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست.

 

تاریکی و نبود فضای سبز

حشمت نجفی‌زاهد از اهالی قدیمی این محل و از اقوام شهیدان «واله» است. او از تاریکی فضای شهرک شهیدبهشتی گلایه دارد و می‌گوید: بین بلوک‌ها به قدری تاریک است که برای رفت‌وآمد فرزندانم نگرانم. هنگامی که دخترم از مدرسه برمی‌گردد، هوا کاملا تاریک است و متاسفانه هنوز روشنایی کافی در این شهرک وجود ندارد. اگر مرد خانه سر کار باشد و برای زن و فرزند او مشکلی پیش بیاید، در این تاریکی حتی جرئت نمی‌کنند تا درمانگاه یا دکتر بروند.

وی درباره نبود فضای سبز کافی بیان می‌کند: برای ایجاد فضای سبز در محیط شهرک باید خودمان دست‌به‌کار شویم؛ شهرداری منطقه هنوز اقدامی در این زمینه انجام نداده است.

او به گل‌های زیبای جلوی منزلش اشاره می‌کند و می‌گوید: برای خرید هر شاخه گل رز ٣هزار تومان می‌پردازم و چون زیبایی محیط زندگی برایم بسیار مهم است، تا زمانی‌ که شهرداری اقدامی نکرده است، بازهم این هزینه را خواهم پرداخت.

 

حضور آزاد موادفروش‌‌ها در شهرک

محسنی یکی دیگر از اهالی شهرک است که از نظافت شهرک گلایه می‌کند و می‌گوید: انگار اینجا اصلا جزو شهر نیست. هفته‌ای یکی‌دوبار رفتگران را می‌بینیم. تازه فقط ورودی شهرک را نظافت می‌کنند و قسمت‌های بین بلوک‌ها را اصلا تمیز نمی‌کنند.

او درحالی‌که با دست به کانکس پلیس اشاره می‌کند، می‌گوید: امنیتمان کم است. کیوسک کلانتری هم فقط وجود فیزیکی دارد. موادفروش‌ها به‌راحتی در همه‌جای شهرک، مشغول خریدوفروش موادمخدر هستند و از اقدام آن‌ها هم جلوگیری نمی‌شود.

 

بانوان؛ محروم‌تر از همیشه

عصمت احمدی یکی دیگر از ساکنان شهرک است که از نبود امنیت برای بانوان گلایه می‌کند و می‌گوید: مشکلات بانوان بسیار زیاد است. نه فضایی برای تفریح و ورزش داریم و نه حتی مهدکودکی برای فرزند خود تا در زمان کار، فرزندمان را به این مکان بسپاریم.

وی ادامه می‌دهد: به‌دلیل نیاز مبرم بانوان به ورزش، مدیر مدرسه جهان‌آرا به‌صورت موقت اجازه استفاده از حیاط مدرسه را در ساعاتی از روز داده است اما نه امکاناتی وجود دارد و نه حمایتی از ورزش بانوان می‌شود.

وی ادامه می‌‌دهد: اگر فرهنگسرایی وجود داشته باشد و کلاس‌های آموزش خانواده برای بانوان برگزار شود، بسیاری از مشکلات خانواده‌ها حل می‌شود.

احمدی از برداشته شدن دیوار دور شهرک دلخور است و می‌گوید: من در بلوک٣١ زندگی می‌کنم. این بلوک در قسمت انتهای شهرک است. تا زمانی که دیوار دور شهرک وجود داشت، اهالی منطقه خودشان به فکر تامین امنیت بودند اما از زمانی که شهرداری برای خدمات‌دهی شهری این دیوار را برداشته است، نه‌تنها از رسیدگی شهرداری محروم شده‌ایم، بلکه همان امنیتی که خود اهالی تامین می‌کردند، نیز از بین رفته است.

وی تصریح می‌کند: با برداشته شدن دیوار، افراد معتاد و خلافکار به‌راحتی از سمت «صدمتری» به داخل شهرک می‌‌آیند؛ کیف‌قاپی کرده، برای بانوان و کودکان مزاحمت ایجاد می‌کنند.

او می‌افزاید: برخی اوقات نیز داخل شهرک دعوا و نزاع می‌شود، اما کسی برای رسیدگی نیست.

 

وعده‌های روی‌زمین‌مانده

مسعود شیخی، عضو شورای اجتماعی این محل، به بازدیدهای مسئولان در چند ماه گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید: از تمام وعده‌هایی که داده شد، فقط نصب ای‌تی‌ام بانک شهر، کانکس پلیس و خط اتوبوس محقق شده است. اینجا حتی یک ون مناسب‌سازی‌شده برای تردد جانبازان و افراد سالمند نداریم.

وی به مسیر کوتاه اتوبوس‌ها اشاره و بیان می‌کند: اتوبوس‌هایی که برای این مسیر تعیین شده است، فقط در حدی است که شهرک را به پنجراه پایین‌خیابان متصل می‌کند و اهالی که بیشتر آنان زنان و سالمندان هستند، برای تشرف به حرم مطهر با مشکل مواجهند.

وی به آسفالت‌های قدیمی و نامناسب نیز اشاره و تصریح می‌کند: اینجا طرح اگو ناقص به حال خود رها شده است و آسفالت هم انجام نمی‌شود. برای پر کردن چاله‌‌ها فقط به ریختن شن بسنده کرده‌اند و با بارش هر باران، دوباره چاله‌ها نمایان می‌شود.

با یکی دیگر از اهلی این شهرک که هم‌کلام می‌شویم، سمت‌وسوی گلایه‌هایش به نبود درمانگاه کشیده می‌شود و می‌گوید: برای احداث درمانگاه وعده دادند اما تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است و اهالی محل باید برای انجام کارهای بهداشتی‌درمانی خود به تقاطع شیرودی-رستمی بروند.

او ادامه می‌‌دهد: برای مهدکودک هم پیگیری کردیم اما درنهایت یک واحد در پایگاه بسیج شهیدجهان‌آرا برای این کار اختصاص دادند که در هفته سه روز و هر روز به مدت دو ساعت کودکان را نگهداری کنند اما این کار نه دردی را از خانواده‌ها دوا می‌کند و نه برای بچه‌ها مفید است.

 

کمبود بازارچه محلی

حالا خانمی میان‌سال هم به جمعمان اضافه شده است. او درباره وجود کافه‌ها در محیط شهرک اظهار می‌کند: با نظارتی که اهالی بر این کافه‌ها دارند، هیچ‌گونه عمل خلافی در این مکان‌ها صورت نمی‌گیرد و به‌نظرم نه‌تنها اشتغالی برای جوانان ایجاد کرده است، بلکه موجب شده است جوانان ما در محیط خودشان، اوقات فراغتشان را بگذرانند.

وی به امرارمعاش چندین خانوار ازطریق این کافه‌ها اشاره و تصریح می‌کند: اگر شهرداری قصد جمع کردن کافه‌ها و کانکس‌های داخل شهرک را دارد، بهتر است اول بازارچه‌ای را احداث و سپس اقدام به سامان‌دهی افراد در مشاغل خود کند تا افراد زیادی بیکار نشوند و پیامدهای منفی آن، گریبان برخی خانواده‌های حاضر در شهرک را نگیرد.

سری هم به بازار معروف شهرک شهیدبهشتی می‌زنیم؛ بازاری که به اعتقاد عطار محل، می‌توانست با اندکی تدبیر و خوش‌فکری تبدیل به بازاری سنتی شود و یادآور فضای خرمشهر و آبادان برای اهالی شهرک باشد.

سیدجلال حسینی، عطار بازارچه شهرک شهیدبهشتی، می‌گوید: ای کاش مدیریت‌شهری کمی حمایت کند تا در این شهرک، بازارچه مناسبی ایجاد شود و اشتغال‌‌زایی مطلوبی صورت گیرد و بازارچه شهرک نیز به یکی از جاذبه‌های این منطقه تبدیل شود.

یکی دیگر از اهالی بازارچه نیز حرف‌های تأمل‌برانگیزی می‌زند و با اشاره به خرمافروشی‌ و ماهی‌فروشی‌های سنتی بازار می‌گوید: ما در این بازار از حداقل امکانات شهری بهره‌مند نیستیم، درحالی‌که بهترین اجناس را با کمترین قیمت، عرضه می‌کنیم.

وی ادامه می‌دهد: متأسفانه در بازار خدمات نظافت نیز انجام نمی‌شود. وی اضافه می‌کند: با اولین باران آبراهه‌هایی به راه می‌افتد که مانع کسب‌وکار می‌شود و برای مشتریان دردسر ایجاد می‌کند. وی به تنها تیر چراغ‌برق وسط بازار که با سیم‌های برق فراوانش، ظاهر نازیبایی ایجاد کرده است، اشاره می‌کند و می‌گوید: به‌دلیل نبود روشنایی کافی، بازار از غروب آفتاب به حالت نیمه‌تعطیل درمی‌آید و یکی از مشکلات اصلی کاسبان محل، همین تاریکی است.

 

مجوز تعمیر نمی‌دهند

موحدی، خرمافروش محل هم از اوضاع نابسامان مغازه‌اش می‌گوید. به گفته وی، شهرداری برای تعمیر مغازه‌‌اش مجوز نمی‌دهد.

وی می‌گوید: حتی سرویس‌های بهداشتی که با هزینه کسبه بازار ساخته شده بود، تخریب شده و هنوز امکاناتی در بازار ایجاد نشده است.موحدی، نبود امکانات سرمایشی و گرمایشی را از دیگر مشکلات مهم بازارچه می‌داند و بیان می‌کند: این بازار، پاسخ‌گوی نیاز تعداد زیادی از مردم منطقه است و رسیدگی به آن می‌تواند برای خانوارهای بسیاری سودمند باشد.

مشتری‌های بازار هم که از همه‌جای شهر هستند، از بهداشت اینجا گله دارند و معضل آب‌های روان و بوی نامطبوع ناشی از آن را، یکی از مشکلات اصلی بازار می‌دانند.

شهرآرا در شماره‌های آینده خود، پاسخ مسئولان برای حل مشکلات اهالی این شهرک را منتشر خواهد کرد. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی