کد خبر : 90535
/ 06:54

ارتفاع سخت

پرونده‌ای جذاب برای کسانی که معاش خود را بر بلندای سازه‌های مرتفع می‌جویند

ارتفاع سخت

شهرآرا آنلاین

 اگر دکل بخوابد، کار تمام است

حوادث شغلی دکل‌بندها زیاد است. آن‌ها در ارتفاع فقط به یک کمربند، بند هستند و به قول وحید اگر دکل بخوابد، حتی اگر نکات ایمنی هم رعایت شده باشد، کار تمام است. اصطلاح خوابیدنِ دکل، یعنی سقوط آن. در یک روش که ایمن است، پایه‌های دکل به‌وسیله جرثقیل بسته می‌شود، اما روش دیگر این است که دکل به‌وسیله «جیم‌پُل» (ابزاری میخ‌مانند) مهار می‌شود که به گفته دکل‌بندها روش ایمنی نیست، اما معمولا برای مونتاژ و نصب دکل در مناطق کوهستانی از این روش استفاده می‌شود.

بدترین خاطره وحید از این حرفه، بی‌شک مرگ برادرش است. می‌گوید: برادرم فقط ٢١‌سالش بود. آن موقع بوشهر دکل می‌بستیم. چندروز مانده بود به دامادی برادر بزرگ‌ترم. من زودتر به ماکو (ما اصالتا اهل استان آذربایجان غربی هستیم) رفتم و قرار شد برادرم یکی‌دو روز بعد بیاید، اما متأسفانه موقع کار کمربند ایمنی نبسته بود و بر‌اثر سقوط فوت کرد.

او خودش هم زخم‌خورده این شغل است و یک بار به‌دلیل افتادن از دکل پایش شکسته، اما درد مضاعف این است که کسی از دکل‌بندها در‌صورت بروز حادثه‌های کاری، آن‌طور‌که باید، حمایت نمی‌کند. وحید این‌طور ادامه می‌دهد: وقتی آسیب می‌بینیم، پیمانکار حمایت نمی‌کند. بیمه حوادث داریم، اما گرفتن بیمه خیلی دردسر دارد. حداقل یکی‌دو‌سالی باید بروی و بیایی تا پول بدهند. شرکت می‌گوید کفش ایمنی و لباس کار می‌خرد، اما نمی‌خرد. یادم است سال‌٩۵ بندِ انگشت سبابه پسرعمویم که مونتاژکار بود، قطع شد. ١۵‌میلیون پول دکتر دادیم تا پیوند بزنند، انگشتش درست نشد و ١۵‌میلیون هم رفت. بعد از آن، حدود ٢سال دوندگی کرد تا توانست حدود ۶‌میلیون تومانش را از بیمه بگیرد.

 

﷯ کاهش نسل دکل‌بندها

همه این سختی‌ها موجب شده کمتر‌کسی شغل دکل‌بندی را انتخاب کند. وحید می‌گوید: قبلا دکل‌بند زیاد بود، اما الان کمتر شده است. چون بیمه ندارد، حقوقش زیاد نیست و کارش هم سخت است. اصلا دکل‌بندی از سخت‌ترین کارهای دنیاست، ولی هیچ‌کس به ما اهمیت نمی‌دهد. بیشتر همان قدیمی‌ها در این کار مانده‌اند و دارند ادامه می‌دهند. تعداد دکل‌بندها سال‌به‌سال کمتر می‌شود. الان برای پروژه بجنورد ٢کارگر محلی آورده‌ایم. با اینکه پایین دکل کار می‌کردند، ٢روز بیشتر نتوانستند دوام بیاورند. دکل حدود ۶‌تن وزن دارد. چند نفر بالای دکل مشغول به‌کار هستند. اگر دستگاه یک لحظه آزاد کند، اتفاق بدی می‌افتد. شوخی که نیست!

 

﷯ مصاحبه در ارتفاع

قرار مصاحبه‌مان در طبقه‌٢٢ یک ساختمان در‌حال ساخت است. آسانسور تا طبقه‌١٩ بالا می‌رود. برای پیاده‌شدن از آسانسور، خواه‌ناخواه چشممان به ارتفاع می‌افتد. ساختمان‌های ده‌طبقه اینجا خیلی کوچک و ریز به نظر می‌رسند. انگار تمام مشهد زیر پای ماست. ارتفاع آن‌قدر هست که بعد از دیدن آن دچار سرگیجه شویم یا زانوهایمان سست شود، اما برای کارگرانی که در اینجا کار می‌کنند، ارتفاع، یک موضوع کاملا عادی است.

علی‌اکبر سالاری، فوق‌لیسانس برق قدرت، محل کارش دقیقا روی سقف آسانسورهای صنعتی و کارگاهی است. قرار بوده به‌طور موقت این کار را انجام دهد، اما حالا ۴‌سالی می‌شود که در همین شغل ماندگار شده است. می‌گوید تنها مزیت شغلش این است که ساعت کاری‌اش دستِ خودش است.

پیش از این برق‌کارِ صنعتی بوده و نهایت در ارتفاع ١۵ تا ٢٠‌متری کار می‌کرده است، اما حالا در ارتفاع ١٠٠‌متر یا بیشتر از آن کار می‌کند. به قول خودش کار در ارتفاع این‌طور است که حتی اگر یک گوشه بایستی و پایین را نگاه کنی، دست و پایت می‌لرزد، چه برسد به اینکه بخواهی در این ارتفاع کار کنی. او از بچگی ترس از ارتفاع داشته، اما به دلایلی ناچار شده خودش را با این شرایط وفق بدهد.

 

﷯ آسانسور، قلبِ کارگاه است

ممکن است آسانسور به هر دلیلی در طبقه ١٧، ١٨ یا حتی بالاتر از کار بیفتد و تعمیرات لازم باید در همان طبقه انجام شود. سالاری می‌گوید: کار ما نصب، تعمیر و مکانیکِ آسانسور است. سختی خودش را هم دارد. آسانسور قلب کارگاه است. وقتی خراب بشود، در هر شرایطی باید درستش کنم، وگرنه کارگاه می‌خوابد. گاهی تاور آسانسور را نگه می‌دارد تا سقوط نکند و من تعمیرش کنم.

از او می‌پرسم: تا‌به‌حال شده خودش یا همکارانش از این کار آسیب ببینند؟ می‌گوید: موقع کار یک کمربند دارم که به میله‌های آسانسور قلاب می‌کنم. ولی اگر بخواهم بروم بالاتر، مجبورم قلاب را باز کنم. آن‌موقع با بسم‌ا... کار را ادامه می‌دهم.

 

﷯ خطر سقوط آزاد

روی آهنی که آسانسور به آن وصل است، قطعه‌هایی اسکیت‌مانند قرار دارد که اگر اپراتور حواسش پرت شود و بخواهد از طبقه آخر بالاتر برود، مانند یک قطع‌کن مانع از حرکت آسانسور به بالا می‌شود. سالاری ادامه می‌دهد: موقع نصب و راه‌اندازی این قطع‌کن وجود ندارد. سابقه حادثه هم داشته‌ایم، مثلا یک نفر در تهران موقع نصب آسانسور حواسش نبود و از طبقه آخر بالاتر رفت و از همون‌جا سقوط آزاد کرد و مرد.

 

﷯ معلق بین زمین و هوا

با کمی فاصله، داربست‌بندها روی میله‌های آهنی مشغول به کارند. آن‌ها معلق بین زمین و هوا کار می‌کنند. در طبقه١٩+ به هیچ‌چیز وصل نیستند. حتی تصور کوچک‌ترین لغزش در آن ارتفاع هم وحشتناک است. یکی از آن‌ها می‌گوید: ٨سال می‌شود کارم همین است. دیگر ارتفاع برایم طبیعی شده است. هرروز ٧ ساعت این بالا هستیم. تا حالا که خدا را شکر آسیبی ندیده‌ام.

 

﷯ با کوچک‌ترین اشکال، کارم تمام است

هر روز ١٣٠بار یا بیشتر یک اتاقک آهنی مستطیل‌شکل و زردرنگ را که خیلی هم بزرگ نیست، بالا و پایین می‌برد. ارتفاع از زمین در محفظه‌ کف آسانسور و دری که رو به‌ ساختمان قرار دارد، مشخص است. آسانسور با سرعتی آهسته و لرزشی که البته برای کارگران و مهندسان طبیعی و عادی است، به سمت طبقات بالا حرکت می‌کند. آرنج دست راستش را به کپسول آتش‌نشانی تکیه می‌دهد و با دست دیگرش دکمه‌های آسانسور را نگه می‌دارد. در بیسیم کنارِ دستش اعلام می‌کنند در کدام طبقات توقف داشته باشد.

حسن ۵سال است هر روز از ساعت ٧ صبح تا ۴ بعدازظهر همین کار را انجام می‌دهد. می‌گوید: چند باری آسانسور سرعتش بیشتر شده و خوشبختانه ترمزها سریع عمل کرده و ایستاده است. اما اگر آسانسور یک اشکال کوچک داشته باشد، کارم تمام است.

حسن می‌گوید: قبلا کارم داربست‌بندی بود، برای همین ترس از ارتفاع ندارم. صبح اولین نفر می‌آیم و شب آخرین نفر از اینجا می‌روم. شغل یکنواختی دارم، اما صبر و حوصله‌ام زیاد است. هرکس دیگر را بیاورند اینجا، ٢ روز هم تحمل نمی‌کند.  

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی