کد خبر : 90706
/ 07:11

التیمور زیر خط محرومیت

گزارشی از زباله‌های رهاشده، حضور معتادان کمبود پارک و فضای ورزشی در یکی از مناطق حاشیه شهر که داد اهالی محل را درآورده است

التیمور زیر خط محرومیت

شهرآرا آنلاین - مشکلات، سال‌‌هاست که گریبان این محله را گرفته است. انتهای خیابان پنج‌تن یا همان التیمور، آن‌قدر مشکل ریزودرشت دارد که اگر قرار باشد از تمامشان بنویسی، باید لابه‌لایشان غرق شوی و مثنوی‌ها بنویسی از مرارت‌های این محل؛ اعتیاد، زباله، فقر، زمین‌های خالی، بیکاری، کمبود پارک و ورزشگاه، آسفالت نامناسب، معابر قدیمی، فاضلاب جاری در کوچه‌ها و و و... تنها گوشه هایی از این رنج ها است.

در همان بدو ورودمان، برخی کمبودها کاملا آشکار است؛ زمین‌های خالی و رهاشده که از درد سامان‌دهی نشدن، اغلب به پاتوق معتادان تبدیل شده و تعداد دیگری از آن‌ها نیز با وجود تمام پستی و بلندی و ناهمواری‌ها محلی شده است برای بازی کودکان.

خیابان اصلی، باریک است و توان حجم ترافیک موجود را ندارد. در مسیر رفتن به انتهای محل، بارها شاهد گره خوردن ترافیک هستیم. کوچه‌های انتهای التیمور چیزی شبیه بافت روستایی است؛ بافتی به‌همراه تعدد ساخت‌وسازهای غیرمجاز و ناایمن که حداقل‌های استاندارد هم برای ساخت آن‌ها رعایت نشده است.

داخل یکی از همین کوچه‌ها، صف بلندوبالایی تشکیل شده است. خانم‌هایی را می‌بینیم که در صف دریافت گل زعفران برای پاک کردن در خانه، ایستاده‌اند. برخی از آن‌ها سرپرست خانواده هستند. اغلب کوچه‌ها باریک است و با وجود بارش روزهای اخیر، همچنان آثار آب‌گرفتگی در معابر و کوچه‌های قدیمی‌ مشاهده می‌شود.

 

از هر ٣خانه، یکی ضایعاتی است 

در راه به یک نانوایی می‌رسیم. وقتی خودمان را معرفی می‌کنیم، پیرمردی که متصدی نانوایی است، از مغازه بیرون می‌آید و می‌گوید: برایتان از کدام مشکلمان بگوییم؟ اینجا تا دلتان بخواهد، مشکل هست. مشکلات ریزودرشتی که ساکنان محل، طعم آن را با پوست و گوشتشان حس می‌کنند اما از جانب مسئولی، گوشی برای شنیدن و همتی برای برطرف کردنش وجود ندارد.

پیرمرد که انگار دل پردردی دارد، ادامه می‌دهد: بیشتر اهالی این محله، افرادی کم‌بضاعت و محرومند که خیلی‌هایشان برای گذران زندگی، مجبور به جمع‌آوری آشغال و زباله برای فروش هستند.

در ادامه حرف‌هایمان، شاطر نانوایی هم به جمع ما می‌پیوندد و می‌گوید: اینجا از هر سه خانه، یک خانه محل جمع‌آوری آشغال و ضایعات است. پیرمرد نانوا در ادامه حرف‌هایش می‌گوید: هرچند اینجا کم‌وبیش دزدی صورت می‌گیرد، به لطف پلیس، امنیت در اینجا نسبتا برقرار است و مشکل اول ما دزدی نیست.

 

شب‌ها و سروصدای سگ‌های ولگرد

در ادامه، وارد یکی دیگر از کوچه‌های باریک که همان بافت قدیمی‌ و فرسوده را دارد، می‌شویم و با دو خانم مسن هم‌کلام می‌شویم. یکی از آن‌ها بیان می‌کند: از سروصدای سگ‌هایی که از سمت روستای شترک به این کوچه‌ها می‌آیند، به تنگ آمده‌ایم. شب‌ها از صدایشان آسایش نداریم و نمی‌توانیم استراحت کنیم.همان‌طور که مشغول صحبت هستیم، حضور چند نوجوان درکنار سطل‌های زباله زمین خاکی کنار کوچه، توجهمان را به خود جلب می‌کند. کنار سطل زباله پر از گل زعفران پاک کرده شده است و بچه‌ها درحال بازی و غلت زدن در همان زباله‌ها هستند. 

 

رهاسازی زباله‌ها توسط اهالی

در ادامه جوانی به‌سمت ما می‌آید و مشکل نظافت را مطرح می‌کند و می‌گوید: در این کوچه‌های آخر پنج‌تن یا همان التیمور، اهالی هرجا که دوست داشته باشند، آشغال می‌ریزند. وی بیان می‌کند: هرچند سطل زباله کم است، اما عده‌ای به استفاده از همان تعداد اندک هم تمایل ندارند. او تصریح می کند: جمع آوری زباله خیلی منظم نیست و انباشت زباله باعث انتشار انواع بیماری و ایجاد سیمای نازیبا شده است. او ادامه می‌دهد: یکی از دوستانم معتاد شده است و تا دلتان بخواهد، در این محله معتادها آمدوشد می‌کنند. فرقی هم نمی‌کند؛ معتاد کوچک و بزرگ فراوان است.

 126383.jpg

معضل زمین‌های رهاشده

وارد یکی دیگر از کوچه‌ها می‌شویم که زمین رهاشده دیگری در انتهایش قرار دارد؛ زمینی خاکی که بچه‌ها مشغول بازی در آن هستند. یکی از اهالی محل که منزلش روبه‌روی همین زمین است، می‌گوید: اگر اطراف این زمین، حصار کشیده شود یا تغییر کاربری پیدا کند، می‌تواند حال‌وهوای محله را عوض کند. او که سال‌های زیادی را در این محله زندگی کرده است، بیان می‌کند: از بچگی‌ که اینجا زندگی می‌کنیم، این زمین تغییر خاصی نکرده است. تا حالا فقط گردوخاک این زمین نصیبمان شده است. مگر یک فنس‌کشی چقدر برای مسئولان هزینه دارد؟او درحالی‌که با دست مسیر روستای شترک را نشان می‌دهد، ادامه می‌دهد: اینجا فرق زیادی با روستای شترک و زین‌الدین ندارد.خانم جوان دیگری که به جمع ما اضافه شده است، می‌گوید: نمی‌دانیم این زمین متعلق به چه ارگان یا دستگاهی است که اصلا فکری برایش نمی‌کند. این زمین برای اهالی فقط مایه دردسر بوده است. در ادامه طی مسیرمان به چهارراهی می‌رسیم که اهالی به آن عنوان «چهارراه دکتری» را داده‌اند! و این نام گذاری بخاطر شدت حضور معتادان و مواد فروشان است.یکی از اهالی می‌گوید: اگر عصر یا شب به اینجا بیایید، وضعیت بسیار متفاوتی را تجربه خواهید کرد.فروشنده یک سوپرمارکت در نزدیکی این چهارراه نیز می‌گوید: معتادان، تابستان‌ها خرده‌وسایل مردم را به سرقت می‌برند. پاییز هم به زمین‌های کشاوری نزدیک محله، حمله می‌کنند و ذرت و شلغم و هر چیز دیگری را که گیرشان بیاید، به سرقت می‌برند.

 

سالن ورزشی بسازید

کمی‌ جلوتر مسجدی درحال ساخت را می‌بینیم. یکی از فعالان فرهنگی مسجد، نظرش را درمورد مشکلات التیمور این‌طور بیان می‌کند: سالن‌های ورزشی فاصله بسیار زیادی با محله التیمور دارد و این باعث می‌شود جوانان محل، کمتر رغبت کنند این مسافت را طی کنند و به ورزشگاه بروند. از مسئولان خواهش می‌کنم در این محل، یک مکان ورزشی احداث کنند تا کودکان و نوجوانان این محل به ورزش روبیاورند و کمتر با آسیب‌های اجتماعی آشنا 

شوند.وی تصریح می‌کند: احداث مکان‌های ورزشی و فرهنگی در چنین محله‌ها یا شهرک‌هایی که در دل بیابان ساخته شده است، واجب است.

او معتقد است ساخت مجموعه ورزشی اولویت بیشتری بر ساخت پارک دارد؛ چون پارک می‌تواند پاتوق معتادان شود یا حداقل اگر قدرت ایجاد چنین مجموعه‌های وجود ندارد، دور زمین‌های خالی را با فنس حصار بکشند تا بچه‌ها در آن بازی کنند. شهرآرا در روزهای آتی مشکلات این محله را از مسئولان پیگیری خواهد کرد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی