• خانه
  • یادداشت
  • انتشارات در انتظار فرهنگ
کد خبر : 90901
/ 06:51
مریم محبی

انتشارات در انتظار فرهنگ

انتشارات در انتظار فرهنگ

شهرآرا آنلاین - اینکه اصلاحوزه بنیادینی مثل فرهنگ شهروندی در دنیای کتاب و بازار نشر مقام و مرتبه ای دارد یا نه، یک سوال اساسی و مهم است که البته رسیدن به پاسخ آن به هیچ وجه سخت نیست ؛بلهُ خبری نیست. حالا این فقدان بزرگ را بگذارید کنار همان ترکیب مهم «فرهنگ شهروندی» و تمایلات ظاهری و گلو پاره کردن ها که چرا فرهنگ سازی نکردیم و چرا فرهنگ سازی نمی کنیم، یا حتی نگاه های عاقل اندرسفیهی که ای بابا! کار از ریشه خراب است و خانه از پای بست ویران. در نهایت نیز این اتفاق را سوق دهید به سمت رسالت شیئی زنده به نام کتاب که قرار است کنار تمام داستان سرایی ها و قصه پردازی ها، مسئله ای را به مرحله عمل برساند به نام آموزش.

 

خطر در کمین کودکان

احتمالا شما هم موافق هستید که باید یک بعد بزرگ این قضیه را در حوزه کتاب های کودک و نوجوان جست وجو کرد. مگر نه این است که هر زمان صحبت از فرهنگ سازی می شود، به دنبالش این بحث مطرح می شود که این اتفاق باید به صورت ریشه ای صورت بگیرد؟ و چه جامعه هدفی بهتر از کودکان کم سن و سال برای نهادینه کردن مفاهیم مورد نیاز در ذهن آن ها؟ برای نمونه در همین نمایشگاه اخیر کتاب در مشهد چه زمانی که در لابه لای غرفه های کتاب های عمومی به دنبال کتاب های مورد نظر در حوزه فرهنگ شهروندی می گشتیم و چه آن زمان که در غرفه های مختص کتاب های کودک و نوجوان جست وجو کردیم، در هر ٢ صورت چشمگیری نصیبمان نشد و احتمالا باید به همان تک و توک کتاب هایی که در رابطه با آشنایی کودکان با پرندگان یا اسراف نکردن است اکتفا می کردیم. این در حالی که انواع و اقسام کتاب های آموزشی و کمک درسی و درس محور را در انواع و اقسام مدل ها و رنگ ها می دیدیم.جالب است که این ابهام را یکی از غرفه داران نمایشگاه کتاب امسال مهر تأیید زد که : «نه، واقع بینانه و منطقی بخواهیم نگاه کنیم انتشاراتی ها در بحث فرهنگ شهروندی فعالیت چندانی ندارند. خلأش هم وجود دارد و حس می شود. باور کنید همین الان من هر چند دقیقه یک مرتبه کتاب های چیده شده را باید از نو مرتب کنم. بچه ها و خیلی وقت ها بزرگ ترهایشان حتی، می آیند دید می زنند، کلی این ور و آن ور می کنند اما نمی دانند که باید آخر سر تمام آن ها را بگذارند سر جایش، یا معمولا وقتی که شلوغ می شود، با چیزی به نام صف بستن و نظم و ترتیب آشنایی ندارند و همدیگر را هل می دهند. خب این ها احترام به یکدیگرو رعایت حق و حقوق همدیگر را یاد نگرفته اند دیگر.»

 

محرومیت حتی در بزرگسالی

اوضاع در حوزه بزرگ سال خیلی از آنچه که در حوزه کودک و نوجوان وجود دارد مخوف تر است. یعنی اگر در غرفه ها و انتشاراتی های حوزه کودک و نوجوان خیلی اتفاقی و به ندرت کتاب های مرتبط با فرهنگ شهروندی به چشم آدم می خورد، در حوزه بزرگسالان از همین یکی دو کتاب هم خبری نبود و البته این «خبری نبودن» خیلی عمیق تر از آن چیزی است که بتوان فکرش را کرد. نکته عمیق تر البته هنوز باقی مانده است و همان چیزی است که همیشه با نفع مادی گره می خورد. دیگر غرفه دار نمایشگاه کتاب امسال که اختتامیه آن هشتم آبان بود، این گونه از آن یاد کرد که: «بله، شما درست می فرمایید. کار کردن در این زمینه خیلی مهم است و اصلا بر منکرش لعنت. اما من انتشاراتی باید به فکر جیب خودم هم باشم دیگر. من چرا باید با علم به اینکه کسی این کتاب ها را نمی خرد بروم سراغ انتشار این قبیل کتاب ها؟» سکوت او حالا من را گیر می اندازد در یک بهت بزرگ با این سؤال که پس این کار کی باید شروع شود؟ اصلا باید از سوی مردم باشد یا از سوی دست اندرکاران این قضیه؟ کی و کجا و چگونه باید این بذر خواستن برای یاد گرفتن در دل مردم جوانه بزند؟ آیا واقعا این نفع مادی نمی تواند کنار یک نفع معنوی قرار بگیرد ؟ حداقل به صورت آزمون و خطا در مقیاسی بزرگ تر و البته با نگاهی امیدوارانه تر و مثبت تر؟ اصلا مگر غیر از این است که یکی از شرط های اصلی بحث فرهنگ سازی تکرار است و تکرار؟

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی