• خانه
  • یادداشت
  • پا را ستون کن و خیمه‌ای سنگین بزن*
کد خبر : 90904
/ 06:57
قاسم فتحی

پا را ستون کن و خیمه‌ای سنگین بزن*

پا را ستون کن و خیمه‌ای سنگین بزن*

شهرآرا آنلاین - ظاهرا باید مال‌واموال این شهرِ بی‌اثاث را کم‌کم در انباری‌ها جست‌وجو کنیم و به‌ فراخور زمان و مکان و موقعیت‌ها و مناسبت‌های مختلف و وقتی خوشی‌ای زیردلمان زد برویم دستی به ‌سرورویشان بکشیم، برویم به بهانه روز کتاب‌گردی، به بهانه دیدارهای فرهنگی و گرفتن عکس، دوری در آن‌ انباری‌ها بزنیم و اظهار دوستی و مودت بکنیم و بعد برویم تا سال بعد. البته که هیچ‌کس حق ندارد به این دوستی، در هرصورتی، اشکال وارد کند ولی ما می‌دانیم و شما هم خوب می‌دانید که این دوستی حق‌وحقوقی دارد، درغیراین‌صورت باید نامش را دوستی خاله‌خرسه بگذاریم. خب اگر روش این است که صحبت‌ کردن درباره‌اش بی‌فایده است. 

ولی اگر همین‌ها را هنگام تودیع و معارفه در بیلان‌کاری‌مان بنویسیم و جمعی بخوانند و بعد مدعی شویم که افتتاح فلان فروشگاه خصوصی کتاب شهر با یاری و مساعدت ما انجام شده است -و در عمل چیزهای دیگری دیده شود- یا هرکجا می‌نشینیم به آمار کتاب‌خوانی و داشتن مراکز فرهنگی ببالیم و پزش را ‌بدهیم و بعد در موقع مقتضی «‌قانون» را فصل‌الخطاب بخوانیم و طوری برخورد کنیم که انگار یک محل اشاعه فساد و فحشا را چهارقفله کرده‌ایم، یعنی یک‌جای این دوستی می‌لنگد.

حتما حضرات می‌دانند که هیچ‌کدام از ما نمی‌خواهیم قانون هوای کسی را بیشتر از باقی داشته باشد و روشن است که طرفِ عدالت و برابری را می‌گیریم ولی خب همه ماجرا این نیست. مأمور محترم اداره اماکن باید فرقی بین پلمب آشپزخانه‌ای که سوسیس فاسد و مرغ مانده دست مردم می‌دهد با پلمب یک مرکز فرهنگی قائل باشد؛ باید رفتارش، سکنانتش، مواجهه‌اش و اِن‌قلت‌هایی که وارد می‌کند تمایزی با بقیه داشته باشد. چطور است که این دید مال‌اندیشانه‌تان را کمی از آن مجتمع‌ها و پاساژهای بزرگ به این مراکز فرهنگی خصوصی و پُربازده تغییر دهید؟ نگاهی بیندازید به همان جمعه‌های پردیس کتاب، نگاه کنید به نشست‌هایی که «کافه‌کتاب‌آفتاب» بدون هیچ وابستگی‌ای برگزار کرده است و مهم‌تر نگاهی بیندازید به جمعیت و ولع حضور مخاطبانی که تعجب نویسندگان و مترجمان پایتخت‌نشین را به‌همراه داشته‌ است. تقریبا همه‌ آن‌ها اذعان دارند که در خودِ پایتخت هم برای نشست‌هایشان چنین‌ جمعیتی نیامده‌ و نگاهشان به مخاطبان مشهدی زمین تا آسمان تغییر کرده است. خب این حاصل مدیریت چه کسانی است؟ حاصل کدام جهد و کوشش و تدبیر دولتی؟ 

ملتفت هستید که هرکدام از صاحبان این مراکز اگر به‌غیر از کتاب‌فروشی کسب‌وکار دیگری راه‌اندازی می‌کردند با کمترین دغدغه و حساسیت و به‌دور از برچسب‌ و حساسیت در فضاهای این‌چنینی، می‌توانستند سود بیشتری کسب کنند. کدام‌یک از نهادهای فرهنگی این شهر توانسته‌اند 

با آن بودجه‌ای که در اختیارشان است نصف این جمعیت استقبال‌کننده از همین چند کتاب‌فروشی خصوصی را جذب کنند؟ بالاخره در شهری که پایگاه مؤسسه‌های مالی و اعتباری است، رفتار با کتاب‌فروشی‌ها نباید تفاوتی با بقیه داشته باشد؟ نباید لااقل انتظار داشته باشیم که حرمت همان حضور تبلیغاتی‌تان را حفظ کنید؟ عوض آن سخنوری و نصیحت مشفقانه در باب کاهش سرانه کتاب و کتاب‌نخوانیِ ملت بالاغیرتا اگر دلگرمی نمی‌دهید و کسرشأنتان می‌شود همراهی کنید، با کوتاهی کردن در حمایت، نمک بر زخم صاحبان این مراکز نریزید و بیشتر از این‌ها دلسردشان نکنید.

*اصطلاحی است بین کشتی‌گیران

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی