کد خبر : 90908
/ 10:58

دام مجازی

٢ماه قبل در فضای‌مجازی و خیلی اتفاقی با پسری آشنا شدم. می‌گفت قصد ازدواج دارد و دنبال یک همسر ایده‌آل می‌گردد.

دام مجازی

متین نیشابوری | ٢ماه قبل در فضای‌مجازی و خیلی اتفاقی با پسری آشنا شدم. می‌گفت قصد ازدواج دارد و دنبال یک همسر ایده‌آل می‌گردد. برای خودم متأسفم ذره‌ای هم به ذهنم خطور نکرد کسی که دم از معرفت و تعهد و انتخاب شریک برای یک عمر سرنوشت خود می‌زند چه‌طور در فضای مجازی به دختری که هیچ آشنایی با او ندارد اعتماد کرده است. من تا آن موقع هیچ مسئله‌ای را از خانواده‌ام مخفی نکرده بودم اما این‌بار اشتباه کردم و با پنهان‌کاری تا لبه پرتگاه پیش رفتم. البته خدا واقعا دوستم داشت که سر بزنگاه‌، راه نجاتم را یافتم و در دام مجازی گرفتار نشدم.
پسر مورد علاقه‌ام با وعده‌های آ‌نچنانی می‌گفت قرار است همراه خانواده‌اش به خواستگاری‌ام بیاید و من ساده‌لوح به این حرف‌های پرت و پلا دل خوش کرده و غرق رؤیاهای پوچم شده بودم.
یک روز هم اصرار داشت همدیگر را ببینیم. در پارک نزدیک خانه‌مان قرار ملاقات گذاشتیم. راستش را بخواهید خودم هم دوست داشتم او را ببینم و درباره آ‌ینده حرف بزنیم. به همین دلیل بهانه‌ای جور کردم و می‌خواستم از خانه بیرون بزنم که خواهر بزرگم سر رسید. او وقتی به چشمانم نگاه کرد فهمید دروغ می‌گویم و اضطراب دارم. با لبخندی پرسید‌: «کی بر می‌گردی؟»
﷯آرام گفتم خیلی زود‌. در این لحظه چشمم به مادرم افتاد که در آ شپزخانه مشغول کار بود و مثل همیشه برایم دعا می‌خواند. او زن بزرگی است که با زحمت زیاد‌، جان و جوانی‌اش را فدا کرد تا ما بعد از مرگ پدرم سربلند و آ‌برومندانه زندگی کنیم. ناگهان به خودم آ‌مدم. از پنهان کاری‌ام پشیمان بودم. چشمانم پر اشک شد و موضوع را به خواهرم گفتم. خواهرم نیز تا پارک همراهی‌ام کرد. پسر جوان که انتظار نداشت فردی را همراهم ببیند با موتورسیکلتش فرار کرد و رفت. چند روزی از این ماجرا گذشت. خواهرم پیشنهاد داد به دیدن یکی از دوستانش که کارشناس اجتماعی کلانتری ١٧است بیاییم. او خانم محترمی است و با روی باز از ما پذیرایی کرد. وقتی موضوع را برایش تعریف کردیم کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: جوان‌ها باید تهدیدهای فضای مجازی را بشناسند و خیلی مراقب باشند. او تعریف کرد چند ماه قبل پرونده‌ای داشته که در آن دختر خانمی در فضای‌مجازی با پسری آ‌شنا شده است و این پسر حیله‌گر در قرار ملاقات‌، کارت حافظه گوشی تلفن همراه دخترخانم را سرقت می‌کند.پسر جوان بعد هم با تهدید به انتشار عکس‌ها و فیلم‌های کارت حافظه‌، قصد اخاذی و گرفتن طلاهای دختر جوان را داشته که پلیس دستگیرش کرده است.من تجربه خوبی کسب کردم. اگر فردی واقعا قصد ازدواج دارد نباید پنهان‌کاری کند و در فضای مجازی حرف‌های صدمن یک‌غاز سر‌هم کند. خدا را شکر، خواهرم را در جریان گذاشتم و مشورت با کارشناس مشاوره پلیس هم خیلی برایم خوب بود. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی