کد خبر : 91232
/ 08:14

اراده به دانستن

وقتی یکی از بزرگان عرصه فرهنگ دار فانی را وداع می‌گوید یکی از اولین پرسش‌هایی که برای مخاطبان آن بزرگ پیش می‌آید، این است که آیا اثری منتشر نشده از او باقی مانده است یا نه؟

اراده به دانستن

شهرآرا آنلاین - احمد ابوالفتحی| الف. وقتی یکی از بزرگان عرصه فرهنگ دار فانی را وداع می‌گوید یکی از اولین پرسش‌هایی که برای مخاطبان آن بزرگ پیش می‌آید، این است که آیا اثری منتشر نشده از او باقی مانده است یا نه؟ دکتر مهرداد بهار از این منظر اقبال بلندی داشته است. چرا که متولی قابل اطمینانی مانند دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور، پس از مرگ او روند انتشار آثارش را پیگیری کرد و مکتوبات باقی‌مانده از ایشان را منتشر کرد. در گفت‌وگویی که با دکتر اسماعیل‌پور داشتم از او پرسیدم که آیا اثر منتشر نشده دیگری از بهار باقی مانده است؟ او با قاطعیت گفت آخرین اثر، همین گفت‌وگویش با هوشنگ گلشیری بود. گفت‌وگویی که با نام «ما و جهان اساطیری» نشر نیلوفر به تازگی منتشرش کرده است.

ب. اما مورد هوشنگ گلشیری متفاوت است. آثار بسیاری از او اجازه انتشار نیافته‌اند و مشتاقان روایت‌های گلشیری ناچارند که برای یافتن آثارش دست به دامن بازارهای موازی نشر شوند. در این میان انتشار کتاب «ما و جهان اساطیری» اتفاقی خوشایند و غافلگیرکننده بود. به ویژه که این کتاب نمودی از زیست نویسندگی گلشیری هم هست. گلشیری به هنگام گفت‌وگو با دکتر مهرداد بهار پنجاه‌و‌چند‌ساله بوده اما با روحیه‌ای کنجکاو و مشتاقانه به سراغ بهار رفته است تا از او بیاموزد. این امری است که به‌روشنی در تک‌تک صفحات گفت‌وگوی او با بهار آشکار است. میل به دانستن و میل به آموختن در گلشیری، آن هم با توجه به جایگاهی که او به هنگام انجام این گفت‌وگو در فضای ادبی داشته است، بسیار ستایش‌برانگیز و کمیاب است. قانع‌نشدن در امر آموختن از ویژگی‌هایی است که به گمان من جایگاه امروزین گلشیری تا حد زیادی به آن وابسته است. این تنها مهرداد بهار نبوده است که هوشنگ گلشیری مشتاقانه پای حرفش نشسته است و از ذخیره دانشش بهره برده است. نوع ارتباط او با کسان دیگری نظیر دکتر آذر نفیسی هم تا حد زیادی از همین دست بوده است. رد پای این روحیه شاید در میان نویسندگان نسل‌های پس از گلشیری کم‌رنگ به نظر بیاید و صد‌البته که در همان نسل هم گلشیری یکی از استثناها بود. از جمله رازهای توفیق در داستان‌نویسی شاید همین نوجویی همواره باشد، ولع برای دست یافتن به دانش نو و نگاه‌های دیگرگون به جهان. نسل‌های پسین نویسندگان هم شاید بهتر باشد به جای آموختن ابعاد جدلی شخصیت گلشیری، بعدهایی دیگر از شخصیت او را مورد توجه قرار دهند. مثل همین میل همواره به آموختن و میل به تجربه در امر روایت.

ج. کتاب «ما و جهان اساطیری» گفت‌وگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار را با امانتداری تمام نقل کرده است. بدون آنکه حتی اشتباه‌های کلامی این ٢ را تصحیح کند. به عنوان نمونه جایی از گفته‌های بهار (صفحه ۵٨) او می‌گوید ویشنو خدایان را از زمین بیرون می‌کند، در صورتی که ویشنو همدست خدایان برای بیرون کردن دیوهاست. صحیحِ جمله این است: «دیوها را از زمین بیرون می‌کند.» ولی باربد گلشیری که این کتاب به کوشش او منتشر شده است ترجیح داده است همان‌گونه که لحن محاوره گلشیری و بهار در کتاب حفظ شده و همان‌گونه که اتفاق‌های فرعی حین مصاحبه، نظیر به صدا در آمدن زنگ در، در کتاب نقل شده است، اشتباه‌های کلامی را هم در کتابش حفظ کند. 

به عبارتی برخورد او با متن، برخوردی از گونه نقل سند بوده است. اگر هم در جای‌جای کتاب، برای آسان‌تر شدن خواندن، کلماتی به جملات اضافه شده است، کلمات الحاقی در گیومه ذکر شده‌اند تا اصالت آنچه نقل شده است خدشه‌دار نشود. نام کتاب «ما و جهان اساطیری» است و این انتخاب هوشمندانه‌ای بوده است. تعادلی بین ما (که می‌تواند متشکل از بهار و گلشیری باشد) و جهان اساطیری در این عنوان وجود دارد که نمودی از میزان اهمیت این ٢ در این کتاب است. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی