کد خبر : 91341
/ 07:32

باکلاس یا بی کلاس؟

شهرآرا تفاوت‌های مدارس بالا شهر و پایین شهر را روایت می‌کند

باکلاس یا بی کلاس؟

شهرآرا آنلاین - یک سوی شهر برای کودکی که تازه به دبستان رفته و اولین سال تحصیلش را می‌خواهد سپری کند، ۴میلیون تومان پرداخت می‌شود. آن سوی شهر، دانش‌آموزی که می‌خواهد کنکور بدهد برای ٢٠‌هزارتومان کلاس فوق‌العاده مانده است.

این شرح حال کوتاهی از تفاوت‌هایی است که در یک شهر می‌بینیم؛ تفاوت‌هایی که سبب می‌شود برخی از انسان‌ها آینده‌ای روشن پیش روی خود ببینند و برخی دیگر محروم از آینده به‌سختی درس بخوانند و اگر بر سختی‌ها نیز فائق آمدند، شرایط آن‌قدر سخت و محرومیت آن‌قدر زیاد است که باز هم آینده‌ای را برای خود متصور نیستند.

یکی از مباحث اصلی در کشور، موضوع عدالت آموزشی است. عدالت، واژه‌ای است که می‌توان از آن برداشت‌های متفاوتی داشت. به اعتقاد برخی‌، پراکندگی مناسب مدارس در نقاط مختلف، یکی از موضوعات اصلی در عدالت آموزشی است؛ علاوه‌بر‌این اصل، برای رسیدن به عدالت آموزشی فرصت‌های آموزشی نیز باید به‌صورت برابر در نقاط مختلف فراهم شود.

 

﷯ فاصله از زمین تا آسمان است

این حق هر ایرانی است که از فرصت برابر آموزشی در هر نقطه بهره‌مند شود، اما این فرصت‌ها در مدارسی که زیر‌نظر نظام آموزشی کشور است، حتی در یک شهر، فاصله‌ای از زمین تا آسمان دارد. در یک قسمت شهر، مدارسی مجلل و با هزینه‌های زیاد فعالیت می‌کند و در نقطه‌ای دیگر، مدارسی که حتی صبحانه دانش‌آموزان آن را خیران می‌دهند.

سری به مدارس بالا و پایین شهر می‌زنم. در ابتدا از مدارس بالاشهر در مقاطع دبستان و دبیرستان در ‌دوره اول و دوم بازدید می‌کنم. به یک دبستان‌ غیرانتفاعی واقع‌در بولوار وکیل‌آباد می‌روم. زنگ تفریح است و برخی بچه‌ها به بازی مشغول‌اند و برخی دیگر زیر سایبانی که کنار باغچه، نزدیک در ورودی مدرسه برای آنان تعبیه شده‌ است، ساندویچ می‌خورند. از بین دانش‌آموزان می‌گذرم و به سالن می‌روم. رو‌به‌روی در ورودی، میز پیشخوانی مشاهده می‌شود که منشی مدرسه پشت آن نشسته به سؤالات مراجعه‌کنندگان و اولیا پاسخ می‌دهد.

 

﷯ دبستان هوشمند، سالی ۴‌میلیون تومان

از منشی درباره وضعیت و امکانات این مدرسه می‌پرسم. خانم رجبی می‌گوید: این دبستان کاملا هوشمند است و در آن، برنامه‌های مختلفی برای دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شده است که در در طول دوران تحصیلشان اجرا می‌شود.

به گفته او هزینه ثبت‌نام برای پایه اول دبستان رقمی بالغ‌بر ٣‌میلیون و ٧٠٠‌هزار‌تومان است. او ادامه می‌دهد: در این مدرسه، علاوه‌بر کتاب‌های درسی، رایانه و زبان انگلیسی نیز تدریس می‌شود و دانش‌آموزان تحت آموزش مربیان با‌تجربه قرار دارند. امکاناتی نظیر استخر، ورزش در سالن و اردوهای مختلف نیز برای دانش‌آموزان این مدرسه فراهم شده است.

 

﷯ تدریس زبان با استادان مجرب

کنار دبستان، استخری برای آموزش شنای دانش‌آموزان احداث شده است که دانش‌آموزان می‌توانند در ساعات غیر‌آموزشی با پدران خود از آن استفاده کنند. متصدی این مجموعه آبی می‌گوید: آموزش شنا جزو برنامه‌های تحصیلی دانش‌آموزان است.

از مجموعه آبی خارج می‌شوم. کنار این مجموعه، ساختمان سه‌طبقه‌ای مربوط‌به کانون رایانه و زبان‌های خارجی مجتمع احداث شده است. به آنجا می‌روم. طبقه منفی یک مربوط‌به تدریس دروس زبان انگلیسی برای پایه اول تا هفتم است. در و دیوار سالن و کلاس‌ها با طرح‌های مربوط‌به زبان انگلیسی تزیین شده است. یکی از معلمان زبان انگلیسی را می‌بینم و با او هم صحبت می‌شوم. مهرورز می‌گوید: در این مرکز، کودکان از مقطع پیش‌دبستانی با زبان انگلیسی آشنا می‌شوند و پس‌از ورود به دبستان به‌صورت حرفه‌ای زبان را درکنار دیگر دروس خود آموزش می‌بینند.

 

﷯ پزشک مستقر در مدرسه

او به شروط ورود به این مدرسه اشاره می‌کند و می‌گوید: برای استخدام معلم‌ها در اینجا بسیار سخت‌گیری می‌شود و آن‌ها پس‌از انجام مصاحبه و گذراندن آزمون‌های مختلف می‌توانند وارد مدرسه شوند.

این معلم زبان با بیان اینکه علاوه‌بر تدریس زبان انگلیسی، در این مدرسه رایانه هم به‌شکل حرفه‌ای آموزش داده می‌شود، تصریح می‌کند: این مدرسه دارای امکانات بسیاری است؛ ما حتی در اینجا پزشک داریم.

 

﷯ راننده باید کیف دانش‌آموزان را نیز حمل کند!

از کانون خارج می‌شوم و بیرون مدرسه منتظرم زنگ بخورد تا بتوانم با والدین نیز صحبت کنم. عقربه‌های ساعت روی١٢:٣٠ظهر است و کم‌کم والدین و سرویس‌ها برای بردن دانش‌آموزان می‌آیند. راننده سرویسی را می‌بینم که به مدرسه می‌رود و کیف دانش‌آموزان را همراه خود می‌آورد و داخل صندوق عقب می‌گذارد. دوباره به داخل مدرسه می‌رود و ۴دانش‌آموز را همراه خود می‌آورد و همگی سوار ماشین می‌شوند و می‌روند.

 

﷯ ٧ میلیون تومان برای مقطع هشتم

نزدیک این دبستان، دبیرستان دوره اول نیز واقع است. بر‌خلاف تصوراتی که از مدارس غیرانتفاعی داریم که این مدارس کوچک‌اند و جایی برای بازی‌کردن فراهم نیست، داستان این مدرسه با دیگر مدارس غیرانتفاعی فرق می‌کند. محوطه مدرسه مانند مدارس دولتی بزرگ است و ساختمانی بزرگ و چند‌طبقه برای تحصیل دانش‌آموزان دارد. هزینه‌ها در این مدرسه نیز سرسام‌آور است. احسان یکی از دانش‌آموزان این مدرسه با دوست خود در محوطه قدم می‌زند. او می‌گوید: پدرم ٧‌میلیون‌تومان فقط برای یک سال درس‌خواندن در مقطع تحصیلی هشتم پرداخت کرده است؛ در طول سال نیز هزینه‌های دیگری برای کلاس‌های فوق‌العاده می‌پردازد.

این مدرسه هوشمند است و کلاس‌های آن مجهز به سیستم‌های رایانه‌ای و متصل به اینترنت است. درحالی‌که دانش‌آموزان در دوره اول دبیرستان چند‌سالی تا کنکور فرصت دارند، در این مدرسه از سال هشتم برای کنکور برنامه‌ریزی می‌شود؛ به همین دلیل بچه‌ها از ساعت ٧‌صبح تا ۶‌بعدازظهر در کلاس‌های مختلف درسی و فوق‌العاده حاضر می‌شوند.

در ادامه به یک دبیرستان دوره دوم واقع در بولوار معلم می‌روم. این مدرسه نیز همانند دیگر مدارس بالای شهر به قول معروف فول‌امکانات است و بنا به گفته ناظم مدرسه، همه دانش‌آموزان از لحظه ورود به مقطع دبیرستان در دوره دوم در این مدرسه برای دانشگاه، آن‌ هم با رتبه بالا، آماده می‌شوند. درصد زیاد قبولی‌های این مدرسه در دانشگاه طی سال‌های گذشته، دلیلی بر موفقیت این مدرسه است.

 

﷯ معلمان با سابقه ۴٠سال فعالیت

به گفته مرادی، ناظم مدرسه، هزینه ثبت‌نام در این مدرسه برای پایه دهم حداقل ٨‌میلیون تومان است. او در ادامه سخنان خود، از کیفیت آموزشی و حضور استادان با‌تجربه در این مدرسه می‌گوید: معلمان در این مدرسه، سابقه‌ای چهل‌ساله در موضوع آموزش دارند. مدرک تحصیلی بسیاری از این معلمان دکتراست و به‌ندرت میان آن‌ها حتی مدرک فوق‌لیسانس پیدا می‌شود.

 

﷯ تفاوت ١٨٠درجه‌ای در آن سوی شهر

آن سوی شهر اما قضیه ١٨٠‌درجه با بالای شهر فرق دارد. در همین شهر مشهد، مدارسی وجود دارد که آدم را یاد مدارس دهه‌۶٠ می‌اندازد. به یک دبستان پسرانه در منطقه گلشهر می‌روم که جزو مناطق پایین‌شهر است. شیفت ظهری‌ها در‌حال ورود به مدرسه هستند. دیگر خبری از سرویس مدرسه نیست و دانش‌آموزان خودشان به مدرسه می‌آیند. تعداد کمی از والدین هم همراه بچه‌هایشان آمده‌اند. همه کچل‌اند. مدرسه آن‌چنان شلوغ است که هنگام مراسم دعا و قرآن، در حیاط مدرسه جای سوزن‌انداختن نیست.

از یکی از اولیا می‌پرسم: شما پولی هم به مدرسه می‌دهید؟ با خنده‌ای روی لب می‌گوید: پول بدهیم؟! نه بابا! حتی گاهی اوقات به ما پول هم می‌دهند! حتی بعضی روزها خیران غذا می‌آورند و به دانش‌آ‌موزان می‌دهند.

127226.jpg

﷯ به تحصیل فرزندانمان امید نداریم

او ادامه می‌دهد: من هم مانند تمام والدین دوست دارم فرزندم درس بخواند و به دانشگاه برود، اما شرایط اقتصادی خانواده ما آن‌قدر ضعیف است که فرزندم پس‌از مدرسه و در سن کودکی کار می‌کند. احتمالا چند‌سال بیشتر نتواند به درسش ادامه دهد.

از مدرسه بیرون می‌روم. کمی دورتر از مدرسه، برخی بچه‌های شیفت صبح مشغول بازی هستند. بازی آنان هم متفاوت است. کیف‌هایشان را روی تپه خاکی انداخته‌اند. دایره‌ای را تشکیل داده‌اند و دو نفر هم میان این دایره کشتی می‌گیرند. لباس‌هایشان کامل خاکی شده است. نه‌تنها لباس‌هایشان بلکه سر و صورتشان هم خاکی است، اما از ته دل می‌خندند.

کمی که از این دبستان فاصله می‌گیرم، به هنرستانی در همین منطقه می‌رسم. شرایط در اینجا به‌گونه‌ای دیگر است؛ بسیاری از دانش‌آموزان موتورسوارند. زنگ مدرسه خورده است و دانش‌آموزان با شتاب و عجله به مدرسه می‌آیند.

 

﷯ آقا اجازه! سر کار بودیم

به حیاط مدرسه می‌روم. ناظم مدرسه که یک خط‌کش چوبی ۵٠‌سانتی در دست دارد، با لحنی تند در‌حال سؤال و جواب‌کردن دانش‌آموزانی است که دیر آمده‌اند. همه یک جواب دارند: «آقا اجازه! سر کار بودیم.» ناظم هم با اخم و با گفتن جمله «تکرار نشود» اجازه ورود به کلاس را به بچه‌ها می‌دهد. ناظم می‌داند که نباید برای ورود و خروج این دانش‌آموزان سخت‌گیری کند؛ چون کار در اینجا واجب‌تر از درس است. اینجا بچه‌ها بهانه نمی‌آورند. آن‌ها واقعا کار می‌کنند و درس هم می‌خوانند.

با ناظم مدرسه هم‌کلام می‌شوم و از او می‌پرسم در اینجا برای دانش‌آموزانی که امسال کنکور دارند، برنامه‌ای دارند. او پاسخ می‌دهد: نه؛ همین که دانش‌آموزان این مدرسه، در کلاس‌هایشان شرکت کنند، باید کلاهمان را بالا بیندازیم.

محمدی می‌گوید: شرایط این نقطه از شهر با بسیاری از دیگر نقاط تفاوت دارد. در اینجا وضعیت اکثر دانش‌آموزان متوسط رو به پایین است؛ به‌دلیل اینکه اغلب دانش‌آموزان این مدرسه در شرایط مالی سخت به سر می‌برند و با‌توجه‌به اینکه در سن کار هم هستند، بسیاری از آنان در کارگاه‌های مختلف کار می‌کنند.

 

﷯ برخی‌ افراد ٢۵‌هزار تومان پول کلاس فوق‌العاده را ندارند

ناظم هنرستان می‌گوید که در خیابان مفتح واقع در منطقه طلاب، دبیرستانی وجود دارد که بچه‌های پایین‌شهری که از استعداد خوبی برخوردار هستند، در آنجا تحصیل می‌کنند. به آن مدرسه می‌روم. شرایط مدرسه از دیگر مدارس این نقطه از شهر بهتر است. دانش‌آموزان در سالن در رفت‌ و‌آمد هستند. داخل دفتر مدیر هم چند‌نفر از دانش‌آموزان برخی کارهای مدرسه را که به بچه‌ها سپرده شده است، انجام می‌دهند. با رحیمی، مدیر مدرسه، هم‌صحبت می‌‌شوم و او از شرایط این مجتمع آموزشی می‌گوید: در این دبیرستان برای دانش‌آموزان پایه دوازدهم، کلاس‌های کنکور و فوق‌العاده با حداقل هزینه برپا می‌شود؛ نهایتا برای کلاس‌های فوق‌العاده یک درس، مبلغی بین ٢۵ تا ٣٠‌هزار‌تومان دریافت می‌شود. البته برخی دانش‌آموزان در این مدرسه توان پرداخت همین رقم را هم ندارند؛ به همین دلیل کلاس‌ها برای آنان رایگان است.

رحیمی بیان می‌کند: در این مدرسه تاحدی به وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان رسیدگی می‌شود. گاهی استعدادهای خوبی در مدرسه کشف می‌شود. در کنکور سال گذشته، یکی از دانش‌آموزان این مدرسه، در رشته پزشکی قبول شد. چند نفر دیگر هم در رشته‌های مهندسی قبول شدند. حتی دانشجوی رشته خلبانی هم از این مدرسه داشته‌ایم.

او ادامه می‌دهد: به طور قطع، استعدادهای خوبی در این منطقه از شهر مشهد وجود دارد. اگر امکاناتی برای این افراد فراهم شود، می‌توان به آینده آن‌ها امیدوار بود، اما متأسفانه مشکلات شدید مالی دانش‌آموزان این منطقه از شهر سبب شده تحصیل برای آنان به یک معضل تبدیل شود. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی