کد خبر : 91574
/ 09:12
درباره هویت آموزشی خیابان نخریسی در گفت‌وگو با معلم بازنشسته هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی

ماندگار و یادگار

با گذر از خیابان فداییان اسلام یا بهتر است بگوییم از محل قدیمی نخستین کارخانه نخریسی مشهد با هنرستان ماندگار سیدجمال‌الدین اسدآبادی روبه‌رو می‌شویم

ماندگار و یادگار

شهرآراآنلاین - سمیرا شادفر, با گذر از خیابان فداییان اسلام یا بهتر است بگوییم از محل قدیمی نخستین کارخانه نخریسی مشهد با هنرستان ماندگار سیدجمال‌الدین اسدآبادی روبه‌رو می‌شویم. شاید در نگاه نخست هر یک از ما مانند دیگر هنرستان‌های شهر از کنار آن بدون توجهی بگذریم. بدون آنکه بدانیم این هنرستان سابقه تاریخی دارد و بسیاری از صنعت‌کارهای بزرگ استانمان روزی در این هنرستان مشغول تحصیل بوده‌اند.

برای آشنایی با هنرستان تاریخی سیدجمال‌الدین اسدآبادی به‌سراغ اکبر قاسمی، دبیر فنی بازنشسته، این مرکز می‌رویم که متولد سال1334 است. با او گفت‌وگو می‌کنیم تا برایمان از تلخ و شیرین خاطراتش بگوید؛ از روزهای تحصیل خودش در هنرستان تا آن‌زمان که معلم شد و حالا که بازنشسته شده است.

تأسیس و تغییر محل هنرستان

هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی سال1337  با همت بزرگمردی به نام «حاج‌احمد سروقدی» در خیابان دانش، محل فعلی آموزش‌وپرورش ناحیه2، در یک زیرزمین تأسیس شد. در آن‌زمان رشته‌های محدودی از جمله برق و نجاری در این هنرستان تدریس می‌شد.

در زمان دکتر اقبال، شرکت نفت به این هنرستان کمک می‌کند. شرکت نفت پیش از این در محل فعلی هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی واقع در خیابان فداییان اسلام، تعمیرگاه بزرگی داشت. آن‌ها تعمیرگاه ماشین‌های سبک و سنگین شرکت نفت را با یک‌سری تجهیزات به اداره فرهنگ واگذار کردند و مقدمات شکل‌گیری این هنرستان مهم رقم خورد.

فضای اولیه اطراف هنرستان

دبیرفنی بازنشسته هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی از فضای اطراف هنرستان در روزهای نخست فعالیت این‌گونه برایمان می‌گوید: «در محل از نظر مکانی از میدان برق فعلی تا انتهای نخریسی هیچ خانه‌ای وجود نداشت. این هنرستان خارج از مشهد تشکیل شده بود. چون از شهر دور بود،‌ جمعیت کمی در آنجا زندگی می‌کردند. در آن‌زمان محل گلختمی که اکنون خیابان چمن نام دارد به صورت روستایی متمرکز بود. همچنین انتهای فداییان اسلام قبرستانی وجود داشت که حالا شرکت گاز در آنجا قرار دارد. همچنین فضای اطراف هنرستان سیدجمال‌الدین کاملا خالی بود. در کوچه‌های نزدیک هنرستان یک یا دو خانه وجود داشت. این هنرستان در سال سوم بعد از تأسیس تقریبا به یک باغ باصفا تبدیل شد که هنرجویان دوست داشتند حتی روزهای تعطیل خود را هم در هنرستان بگذرانند. در آن فضای جدید میدان بسکتبال، والیبال و فوتبال ساخته شده بود. هنرجویان در این فضا احساس می‌کردند که وارد بوستان شده اند.

این معلم فنی بازنشسته با لبخندی به ما می‌گوید: «ما نمی‌دانستیم زمین چمن چیست؟ وقتی مرحوم سروقدی، چمن‌ها را کاشت ما فکر کردیم که تشک کشتی است و روی آن کشتی می‌گرفتیم! خدابیامرز در آن بیابان، باغ باصفایی درست کرده بود که بچه‌ها(دانش‌آموزان) به این محیط جذب شوند.»

آغاز تحصیل در هنرستان

این دبیرفنی بازنشسته ما را به دنیای نوجوانی خود می‌برد؛ زمانی که در کنار 3برادر و یک خواهر در منزل پدری که قبل از انقلاب پشت هنرستان قرار داشت، زندگی می‌کردند. پدر او در کارخانه نخریسی فعالیت می‌کرد و این خانه‌ها از طرف کارخانه نخریسی به کارگران اهدا شده بود. ساختمان‌های فعلی هنرستان سیدجمال، در سال52 هنوز ساخته نشده بود و تنها 2ساختمان بزرگ و یک کارگاه، شرکت نفت در آن ساخته بود.

او که گرد میانسالی بر پیشانی‌اش نشسته است از نحوه ورود خود به هنرستان می‌گوید: «آن موقع دبیرستان‌ها در سال 152تک تومانی برای ثبت‌‌نام از دانش‌آموزان دریافت می‌کردند. پدرم چون کارگر بود توان پرداخت این هزینه را نداشت. بنابراین در هنرستان مشغول تحصیل شدم. آنجا برایم بهتر بود چون سن من پایین بود و نمی‌توانستم در کارخانه نخریسی استخدام شوم. از طرفی، هم دیپلم می‌دادند، هم هنری که دوست داشتم را یاد می‌گرفتم».

خرج 16برابری

قبل از انقلاب، هنرستان از 2مقطع فنی وحرفه‌ای و هنرستان تشکیل شده بود. هنرجویان، هر یک از این مقاطع را باید در 3سال می‌گذراندند و در رده ورود به مقطع هنرستان باید یک رشته تخصصی انتخاب می‌کردند. در هر رشته انتخابی برای هنرجویان مدرک دیپلم اخذ می‌شد. اکبر نوجوان در دوران هنرجویی رشته صنایع فلزی را برمی‌گزیند که در زمان خود بازار کار خوبی داشت. قبل از انقلاب تقریبا یک شاگرد هنرستانی 16برابر یک شاگرد دبیرستانی خرج داشت. چون این هزینه در هنرستان تأمین می‌شد تقریبا 30درصد کنکور از هنرجویان هنرستان پذیرفته می‌شدند. هر شاگرد هنرستانی یک سواد متوسط نسبت به دانش‌آموز دبیرستانی داشت اما درمجموع دانشجوشدن هنرستانی‌ها راحت‌تر بود. البته تعداد انگشت‌شماری دانشگاه برای هنرستان وجود داشت که می‌شد مدرک کارشناسی و مهندسی از آنجا گرفت.

قاسمی با لبخندی برلب از وضعیت درسی دبیرستان نسبت به هنرستان برایمان می‌گوید: «ما نسبت به شاگردان دبیرستان، واحدهای کمتری می‌گذراندیم. طبیعی بود نسبت به دانش‌آموزی که 6روز هفته ریاضی می‌خواند از نظر درسی سطح پایین‌تری داشته باشیم. این مشکلی بود که حتی بعد از ورود به دانشگاه با آن روبه‌رو بودیم. برای همین ریاضی تنها درسی بود که در دانشگاه دوبار مجبور شدم امتحان بدهم، اما از طرف دیگر، فقط 3روز درس می‌خواندیم و 3روز کار می‌کردیم که مهارت ما را افزایش می‌داد.»

فارغ‌التحصیلی از هنرستان

هنرجویان هنرستان قبل از انقلاب آن‌قدر سرد و گرم روزگار را چشیده بودند که از دل و جان، وقت خود را صرف درس و کار می‌کردند. بیشتر افرادی که اکنون در زمینه صنعت، حرف اول را می‌زنند از هنرجویان هنرستان یا دانش‌آموزان قبل از انقلاب هستند. در این میان وضعیت درسی آقای قاسمی در هنرستان با معدل نزدیک به 15، متوسط بود. او وقتی از هنرستان دیپلم گرفت در سال53 در دانشگاه تربیت دبیر فنی هنرسرای بهبهانی تهران قبول شد. قبل از انقلاب این هنرسرا توسط فرانسوی‌ها اداره می‌شد. در دوران تحصیل این دبیر بازنشسته تعداد زیادی از فرانسوی‌ها این دانشگاه را ترک کرده بودند و عده کمی از آنان در بخش کارشناسی رشته‌های تراشکاری، برشکاری، برق و... به دانشجویان تدریس می‌کردند.

تحصیل هم‌زمان در 2دانشگاه

اکبر جوان، در سال55 از دانشگاه بهبهانی در مقطع کاردانی فارغ‌التحصیل شد. مهندس قاسمی به ما می‌گوید: «در کنار تدریس در دانشگاه هنرسرای بهبهانی، فهمیدم دانشگاه دیگری هم وجود دارد که مدرک مهندسی و لیسانس در رشته من می‌دهد. این دانشگاه، کنکور اختصاصی داشت که من در آن به‌طور شبانه‌روزی تحصیل می‌کردم. تحصیل در 2دانشگاه به‌طور هم‌زمان تقریبا غیرقانونی بود اما من جسورانه این‌کار را انجام دادم. به دلیل بحث‌های سیاسی از این دانشگاه اخراج شدم. کارهای انقلابی انجام نمی‌دادم اما دایی من را ساواک دستگیر کرد به همین دلیل من جزو دانشجویان ستاره‌دار شدم و دانشگاه مرا با کوچک‌ترین خطا اخراج کرد. البته بعد از انقلاب دوباره مشغول تحصیل شدم و در حال حاضر مدرک من لیسانس مکانیک گرایش طراحی جامدات است».

آغاز کار در آموزش‌و‌پرورش

آقای قاسمی، در سال52 از هنرستان فارغ‌التحصیل شد. او قبل از پیروزی انقلاب کار خود را در آموزش‌وپرورش آغاز کرد و در هنرسرای بهبهانی به‌طور غیررسمی و آزمایشی تدریس می‌کرد. به‌گونه‌ای که به هنرستان‌های تهران می‌رفت و به تدریس مشغول می‌شد تا آمادگی اداره‌کردن کلاس را به دست آورد. آقای قاسمی می‌گوید: «در دوران کار آزمایشی، علاقه لازم را به شغل معلمی پیدا کردم. با وجود اینکه می‌توانستم به کار صنعتی بپردازم اما آموزش‌وپرورش را برای خدمت به نوجوانان انتخاب کردم.»

نفر اول جوشکاری خراسان

قاسمی آن‌قدر خوب در هنرستان آموزش دیده بود که در کار فنی به درجه عالی رسید. روزی مسابقه‌ای در سطح استان از طرف وزارت کار مخصوص هنرجویان در رشته‌های مختلف برگزار شد. سطح آموزش در هنرستان آن‌قدر بالا بود که هنرجویان آن با دیگر کارگرهای باسابقه در هر رشته رقابت می‌کردند. نتیجه این رقابت دشوار، کسب رتبه نخست جوشکاری در استان توسط مهندس قاسمی بود. بیشتر بخش‌های مسابقات، تئوری نبود بلکه مهارت‌های فنی و عملی در این رقابت‌ها حرف اول را می‌زد.

سیاست آقای سروقدی

مهندس قاسمی در کنار درس نزد آقای سروقدی به کارهای صنعتی مشغول بود. قاسمی برایمان از سیاست‌های سروقدی این‌طور می‌گوید: «این مرد، سیاست عجیبی داشت. روزی خطاب به من گفت: «قاسمی می‌دانی من چه‌کار کردم؟ من یک مترسک وسط حوض هنرستان گذاشتم و از رضاشاه با آن مترسک بالغ‌ بر 150دستگاه صنعتی گرفتم.» آن زمان خیلی به کار آقای سروقدی ایراد گرفتند و او را متهم به پاچه‌خواری کردند. اما هدف او این بود که هنرجویان با این ابزارآلات، کار یاد بگیرند». هنوز هم برخی از این ماشین‌های تراشکاری به‌طور نیمه‌اتوماتیک، حرف اول را در هنرستان‌های مشهد می‌زنند.

حقوق 380تومانی نزدیک عید

بچه‌های هنرستان زیرِدستانِ ورزیده معلمان، ورزیده بار آمده بودند. کار یاد گرفتن 2جنبه دارد یکی اینکه آموزش‌وپرورش امکانات لازم را در اختیار بگذارد و دیگری استعداد و توانایی هنرجویان هنرستان است. در دوران قبل از انقلاب افرادی جذب هنرستان می‌شدند که از نظر توانایی مالی در سطح پایین قرار داشتند. هنرجویان با انگیزه در هنرستان از بیرون سفارش کار می‌گرفتند و در ازای آن، ساعتی یک تومان یا 7قران حقوق می‌گرفتند. مهندس قاسمی از خاطره یکی از حقوق‌هایش برایمان می‌گوید: «به خاطر دارم در سال اول که پیش آقای سروقدی به کار مشغول بودم نزدیک عید 380تک‌تومانی حاج آقا سروقدی به من داد. این مقدار پول، خیلی زیاد بود و من با آن 4قالیچه، 5پشتی و یک گاز برای خانه خریدم و درنهایت برایم مقداری هم باقی ماند.»

نقش شرکت نفت

وقتی از مهندس قاسمی می‌پرسیم که چه زمانی بساط شرکت نفت از هنرستان سیدجمال‌الدین جمع شد، می‌گوید: «ما هیچ‌وقت وجود شرکت نفت را در هنرستان حس نکردیم. آن‌ها فقط تجهیزات به ما دادند و خودشان رفتند و دیگر هیچ نقشی در اداره هنرستان سیدجمال‌‌الدین نداشتند. آمدوشدی هم از وزارت به هنرستان نبود. فقط شاه در چند سفر خود به مشهد از هنرستان بهشتی بازدید کرد. این بازدیدها پشت سرش این بود که بودجه‌ای به آنان تعلق می‌گرفت. اما به یاد نمی‌آورم که شاه به هنرستان ما آمده باشد.»

کارهای خیر مستشاری و سروقدی

آقای مستشاری که حال یکی از بزرگان صنعت کشور در تأسیسات است در کارهای خیر با آقای سروقدی مشارکت داشت. نام مستشاری که به میان می‌آید قاسمی با شوقی که انگار همان نوجوان هنرستانی است به ما می‌گوید: «یکی از افتخاراتم این است که شاگرد این مرد بزرگ هستم». آن‌ها به همه هنرجوها با قیمت 7قران ناهار می‌دادند. هنوز هم ساختمان سلف در هنرستان سیدجمال‌الدین وجود دارد. در آن زمان هنرجوها در بشقاب‌های مسی که زیبایی خاص خود را داشت، غذا می‌خوردند.

127530.jpg
مروری کوتاه به زندگی‌نامه مستشاری

مستشاری از بزرگان صنعت تأسیسات در خراسان رضوی است. او از نخستین شاگردان تأسیسات دکتر بازرگان بوده است. اول انقلاب ایشان معاون فنی طاهر احمدزاده، استاندار وقت(پس از انقلاب از سوی دولت موقت ایران به عنوان نخستین استاندار خراسان انتخاب شد)، بود. او سپس از سیاست بیرون کشید و مشغول به کارهای عامه‌المنفعه شد. به گفته مهندس قاسمی ایشان تا به حال هزار و 500مدرسه در ایران ساخته است اما حتی یکی از آن‌ها هم به نام خودش یا اعضای خانواده‌اش نیست.

این دبیرفنی بازنشسته بار دیگر به دوران تحصیل هنرستان بازمی‌گردد و می‌گوید: «مهندس مستشاری در زمان هنرجویی من هم یکی از فاکتورهایش کمک به هنرجوها بود. به‌ویژه به تهیه لباس برای هنرجویان توجه ویژه‌ای داشت و از محبوبیت خاصی میان استادان برخوردار بود. کمک‌های او خیلی زیبا بود. در هنرستان فیشی به ما می‌داد و می‌گفت بروید لباس بگیرید. وقتی به محل مخصوص به پارچه‌فروشی می‌رفتیم دوباره آنجا به ما فیش می‌دادند تا در مکان دیگر پارچه را رایگان بدوزیم». آقای مستشاری در حال حاضر هم کار عامه‌المنفعه زیادی انجام می‌دهد. مهندس مستشاری در دیداری که با قاسمی داشت درباره یکی از آرزوهایش گفته بود: «کاش می‌شد محلی راه‌اندازی کنیم که همه؛ چه کوچک و چه بزرگ بتوانند در آنجا کار یاد بگیرند و ملاک حضور در این محل دریافت مدرک نباشد»

سکوی پرتاب

بعد از انقلاب هنرستان سیدجمال سکوی پرتاب شد و بیشتر مدیران یا هنرجویان آن پست دولتی گرفتند. افرادی مانند مهندس مستشاری پست دولتی در استانداری گرفت. علی کریمی نیز به عنوان فرماندار مشهد و قائم مقام آستان قدس رضوی انتخاب شد. مهندس عطایی، معاون عمرانی آستان قدس، و مهندس یاراحمدی، مسئول حسابداری هنرستان سیدجمال‌، و مهندس عظیمی، معاون حسابداری استانداری، شدند.

به‌طور خلاصه هنرستان سیدجمال مکان خوبی برای رشدکردن و پست گرفتن بود و کسانی‌که دنبال خدمت بودند توانستند کارهای خوبی انجام دهند. در حال حاضر هم کارهای آن‌ها ماندگار است.

شجره‌نامه مدیریتی هنرستان

به ترتیب از ابتدای تأسیس تاکنون، مرحوم سروقدی، مهندس اقبال، آقای علی‌اصغر آهنگران، آقای فرهادیان، احسنی‌مقدم، اورعی، گلی و شجریان رؤسای هنرستان بودند که بیشتر این افراد در ابتدا از شاگردان هنرستان سیدجمال اسدآبادی بوده‌اند. به گفته آقای قاسمی، بهترین دوره مدیریتی این هنرستان در زمان سروقدی بود چون در مسائل فنی بسیار مهارت داشت. او سال58 بر اثر بیماری قند فوت کرد.

بی‌مهری مسئولان به کارخانه نخریسی

مهندس قاسمی، همان‌طور که غرق در خاطرات نوجوانی خود شده است همسرش نفس خانم را صدا می‌زند تا عکس‌های شیرین دوران هنرستان را برایمان بیاورد. با ورق‌زدن آلبوم خاطرات چشمش به کارخانه نخریسی مشهد می‌افتد که قدمتی 150ساله دارد و حال چندین سال است به‌دلیل واردات بی‌رویه پارچه روزهایش را با تعطیلی سپری می‌کند. با افسوس می‌گوید: «کارخانه نخریسی مشهد مورد بی‌مهری مسئولان قرار گرفته است. با وجود اینکه نیمی از آن را آستان قدس خریداری کرده بود تا آن را احیا کند اما باز هم نتوانست آن را روی پا نگه دارد. تعدادی از ماشین‌آلات اصیل این کارخانه را که از جنس‌های ناب آلمانی و فرانسوی بود به شهرک بینالود انتقال دادند. این دستگاه‌های ارزشمند را شکستند و داخل دستگاه ریخته‌گری ریختند. اگر فکری پشت سر این ظلم‌ها بود، آن‌ها را در کاروان‌سراهای مشهد، که خودشان بخشی از شناسنامه معماری مشهد است، نگهداری می‌کردند، زیرا این ابزار شناسنامه فنی مشهد هستند. متولیان این امر فنی نبودند و مظاهر فنی و صنعتی را از بین بردند».

زنده‌شدن خاطرات هنرستان 

مهندس قاسمی با دیدن یک عکس دسته‌جمعی از هنرستان، مکث می‌کند آن‌هم مکثی بیش از حد معمول در این گفت‌وگو. با اندوه به آن خیره می‌شود. ذات خبرنگاریمان اجازه سکوت نمی‌دهد و از او جریان این عکس را می‌پرسیم که می‌گوید: «من خاطره بدی هم از هنرستان دارم. در نخستین کلاسم، 8تا از هنرجوهایم در دوران دفاع مقدس شهید شدند. یادآوری آن صحنه برایم ناراحت‌کننده است. به یاد دارم برای شناسایی یکی از هنرجوها که شهید شده بود رفتیم و ناگهان دیدم جناره یکی دیگر از هنرجویانم در کنار او خوابیده است».

تلخی این صحنه آن‌قدر در ذهن این معلم مهربان نقش بسته بود که دیگر او را وادار نکردیم بیش از این برای ما توضیح دهد.

جوشکاری در خط مقدم جبهه

مهندس قاسمی داوطلبانه در خط مقدم مناطق جنگی به کار جوشکاری مشغول بود و در بیشتر مواقع هنرجویانش را با رضایت خانواده‌های آنان به همراه خود می‌برد. او درباره روزهای فعالیت در خط مقدم جبهه می‌گوید: «روزهای اول ما را به بازی می‌گرفتند و گمان می‌کردند ما کار یاد نداریم. اما هر موقع با گروه به جبهه می‌رفتیم دیگر نمی‌گذاشتند برگردیم چون کار خوبمان را می‌دیدند. روزی در جبهه، جوشکاری و آب‌بندی تانکری با ارتفاع 45متر را که بین اهواز و خرمشهر مانده بود انجام دادم و در آن ارتفاع پمپش را نصب کردم. قبلا با آن، روزی یک قمقمه می‌توانستند آب بنوشند اما با تعمیراتم، فشار آب زیاد شد و آنان می‌توانستند دوش بگیرند!». این دبیر فنی بازنشسته در مناطق جنگی مختلفی ازجمله شلمچه و فاو با تکیه بر مهارت جوشکاری، کارهای ارزنده‌ای انجام داده است.

خدمت 38ساله

مدت خدمت این دبیرفنی بازنشسته در آموزش‌وپرورش 38سال بوده است. او 8سال اضافی را به اجبار در آموزش‌وپرورش نمانده بود، بلکه آن‌قدر به کار آموزش دلبسته بود که دیگر نمی‌توانست دست از آن بکشد. در حال حاضر هم در شرکت بازرسی جوشکاری جوش‌گستر فعالیت می‌کند. 30سال دبیری در هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی از فعالیت‌های گذشته این آموزگار پرتلاش است که این روزها تدریس در دانشکده مهندسی دانشگاه آزاد و دانشگاه فردوسی(به صورت حق‌التدریس) نیز به آن اضافه شده است.

خدا در کندوهای زنبور

قاسمی که در دوران بازنشستگی خود نیز دست از سخت‌کوشی برنمی‌دارد به امور دامداری و زنبورداری در منطقه دهبار مشغول است. او بیشتر وقت خود را در این منطقه می‌گذراند. مهندس قاسمی با لبخندی که چین و چروک پیشانی‌اش را بیشتر نمایان می‌کند، می‌گوید: «من در کندوهای زنبور، خدا را به هرکس که بخواهد نشان می‌دهم. هر وقت بیکار باشم آنجا می‌روم و وقتم را با زنبورهایم می‌گذرانم. البته خدا را شکر می‌کنم که این توفیق را داده تا 38سال به دانش‌آموزان شهرم خدمت کنم.»

دغدغه‌های معلم بازنشسته

او بعد از چندین سال خدمت در عرصه آموزش هنوز هم دغدغه هنرستان‌های این شهر را دارد و معتقد است باید به توسعه هنرستان‌ها کمک کنیم. می‌گوید: «بودجه‌ای که در حال حاضر به هنرستان‌ها اختصاص می‌یابد اندک است. علاوه‌براین از نظر آموزشی نیز کاستی‌هایی وجود دارد. »

این دبیر باسابقه می‌گوید: «در حال حاضر برخی واحدهای درسی مثلا در رشته جوشکاری کم شده است. حتی دبیر مربوطه به نشان‌دادن یک دستگاه جوش در آموزش‌های خود اکتفا می‌کند. این امر موجب می‌شود هنرجو بعد از فارغ‌التحصیلی هیچ آشنایی ای با صنعت جوشکاری نداشته باشد. یک مهندس عمران که جوش را نشناسد فاجعه‌ای به بار می‌آورد که ممکن است جان بسیاری از مردم را در حوادث طبیعی مانند زلزله بگیرد».

نظام مدیریتی هنرستان

قبل از انقلاب مراکزی به نام تربیت دبیر فنی وجود داشت. این مراکز معلم فنی تربیت می‌کرد مانند دانشگاه امام صادق تهران. اما این مراکز بعد از انقلاب مورد بی‌مهری قرار گرفتند. امروزه افرادی که رشته فنی مورد نظر را فقط به اندازه یک واحد درسی پاس کرده‌اند، می‌خواهند به هنرجویان آموزش دهند!

مهندس قاسمی که نگران وضعیت صنعت کشور است، می‌گوید: «سطح آموزش پایین آمده است. اگر یک کشور بخواهد استقلال پیدا کند خلق‌الساعه نمی‌شود. باید برای آن برنامه‌ریزی کرد. برنامه‌ریزی فنی از هنرستان‌ها سرچشمه می‌گیرد. پایه علوم فنی در هنرستان‌هاست پس باید هنرجوها را حمایت کنیم تا رشد کنند. فرزندان قبل از انقلاب شهامت انجام کار را داشتند اما حالا جوانان فقط دنبال مدرک گرفتن هستند و کارایی از آن‌ها نمی‌بینیم».

شعله صنعت

در وضع اقتصادی حال، شعله‌ صنعت در حال خاموش‌شدن است. هنرستان‌ها از لحاظ فنی ایده‌آل نیستند. ما می‌توانیم هنرآموزهایی در مراکز خصوصی تربیت کنیم چون برخی آموزش‌ها در هنرستان بسیار محدود است.

این دبیر بازنشسته از وضعیت نظام آموزشی کنونی می‌نالد و می‌گوید: «هنرستان‌ها مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند و این به نفع هیچ‌کس نیست. برنامه‌ریزهای ما کارشناس حوزه کاری خود نیستند. اگر وضعیت کشور می‌خواهد از وابستگی درآید باید هنرستان‌ها احیا شوند».

صنعتگران نیازمند حمایت

ما پتانسیل‌های خوبی داریم و سالانه چندین هزار از نیروهای متخصص ما را کشورهای خارجی جذب می‌کنند که تنها مهره سفت‌کن نیستند. آنان تخصص خاصی دارند و برای آن کشور مفیدند که از آن ها حمایت می‌کنند. پس چرا این نیروهای نخبه نسل جوان، توسط ما حمایت نشوند؟ جنبه مدیریتی استادانی مانند مستشاری، سروقدی، عطایی و... هنوز هم در افرادی وجود دارد. این افراد دید اجتماعی و سیاسی وسیعی دارند. از این مردان بزرگ باید استفاده شود. انسان‌های فنی و خیّری مانند مهندس مستشاری باید به‌عنوان سرمایه‌های بزرگ کشور حفظ شوند و فکر این آدم‌های بزرگ توسعه پیدا کند.

ترکه و فلک

مهندس قاسمی می‌خندد از اینکه حالا نمی‌شود به بچه‌ها از گل کمتر گفت؛ «بعد از انقلاب، برنامه خوبی ظهر پنجشنبه‌ها از رادیو پخش می‌شد که «گفت‌وگو» نام داشت. مجری این برنامه با بزرگان گفت‌وگو می‌کرد. در یکی از این گفت‌وگوها، بزرگی گفت: موقعی که در دبستان‌های ما تَرکه بود، من و دکتر حسابی‌ها و دکتر هشترودی‌ها ساخته شدیم. حال که ترکه نیست ببینید چه کسانی ساخته می‌شوند؟!»

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی