کد خبر : 91975
/ 06:05
هنرمند نقاش مشهدی از لزوم تاثیرگذاری هنر می‌گوید

هنر مشهد حرفه‌ای نیست

محمد‌جعفر پاکروان، نقاش جوان مشهدی، به خلق آثار مفهومی و چندلایه‌ای میان اهالی هنر معروف است

هنر مشهد حرفه‌ای نیست

شهرآرا آنلاین - شکیبا افخمی‌راد| محمد‌جعفر پاکروان، نقاش جوان مشهدی، به خلق آثار مفهومی و چندلایه‌ای میان اهالی هنر معروف است؛ آثاری که هر فرد می‌تواند از آن‌ برداشت‌های متفاوتی داشته‌باشد. او تا امروز ١٢نمایشگاه در مشهد و تهران و تورنتو برگزار کرده‌ است اما اولین تجربه برگزاری نمایشگاهش به سال١٣٨٧ در گالری دانشکده هنر فردوسی برمی‌گردد؛ نمایشگاهی که به گفته خودش، حرکت جدی در مسیر فعالیت‌های هنری‌اش بود. پاکروان هنرمندی تجربه‌گراست. او هرچند تحصیلات آکادمیک دارد و فارغ‌التحصیل نقاشی از دانشگاه فردوسی است، هیچ‌گاه به درس و کلاس بسنده نکرده‌ و با تمرین مداوم نقاشی، به سبک خاصی در آثارش رسیده‌ است. آثار پاکروان به بوم محدود نمی‌شود؛ او جزو هنرمندان فعال در عرصه نقاشی‌دیواری نیز هست. خودش می‌گوید نقاشی روی دیوارهای شهر با تمام محدودیت و نظام‌مندی که کار شهری دارد، برایش بسیار لذت‌بخش است. پاکروان تجربه نمایشگاه‌گردانی را نیز در کارنامه خود دارد. اولین فعالیتش در این حوزه به سال٩٢ و برگزاری نمایشگاه کوکامشهدی برمی‌گردد؛ نمایشگاهی که بسیار خوب دیده شد و تجربه موفقی در کارنامه او بود، با این‌ حال او این‌روزها ترجیح داده‌ است از این حوزه فاصله بگیرد. پاکروان معتقد است نمایشگاه‌گردانی، کاری انرژی‌بر است، از این‌رو ترجیح داده‌ است بیشتر زمان و انرژی خود را بر روی خلق اثر بگذارد. با این هنرمند مشهدی گفت‌وگویی انجام دادیم تا با فضای کاری او در این روزها بیشتر آشنا شویم.

 

﷯ در آثار شما مسیر مشخصی دیده می‌شود. آیا این به آن معناست که مخاطب باید شما را به سبک خاصی بشناسد؟

من به سبک اعتقاد چندانی ندارم و هیچ‌وقت خودم را به اسم‌ها محدود نمی‌کنم. من نقاشی جست‌وجوگر هستم و برای هرکدام از مجموعه‌هایم، موضوعات مختلفی را درنظر می‌گیرم و با هرکدام برخورد تکنیکی متفاوتی دارم، با این حال سعی کرده‌ام در کارهایم به یک ساختار مشخص برسم. درواقع به بیان اعتقاد دارم و اینکه در آثارم بیان من مشخص باشد، از این‌رو نقاشی‌هایم بازآفرینی و عکس‌العملی دربرابر محیط و آدم‌هایی است که با آن‌ها در ارتباط هستم. به نظرم، هنرمند باید حسگرهای قوی داشته باشد تا در هر محیطی که حضور می‌یابد، خروجی کارش بازخوردی از همان شرایط باشد. طبیعتا در ایران و مشهد زندگی می‌کنم و آثارم متناسب با همین فضاست و درمجموع همیشه در کارهایم ذهنیت غالب بر تکنیک بوده است.

 

﷯ در آثارتان چقدر به نظر مخاطب اهمیت می دهید؟ اصلا برایتان مهم است که مخاطب به چه چیزهایی اهمیت می‌دهد؟

اینکه مخاطب چه چیزی را دوست دارد یا ندارد، برای من مهم نیست، اما ناخودآگاه در ذهنم این موضوع را که مجموعه آثارم کجا و برای چه افرادی می‌خواهد به نمایش دربیاید، مرور می‌کنم. درواقع مرز باریکی بین این دو وجود دارد؛ یعنی هم باید مراقب باشم فکر کردن به مخاطب، کارم را تصنعی نکند و هم اینکه حواسم باشد آثار را برای چه گروهی نمایش می‌دهم. این قضیه در سینما نیز وجود دارد؛ مثلا اصغر فرهادی در ایران «درباره الی» را می‌سازد و در اسپانیا «همه می‌دانند»؛ یعنی ذهنیت همان است و تنها شیوه بیان تغییر می‌کند.

 

﷯ شما چطور در نقاشی‌هایتان به لحن و ساختار شخصی رسیدید؟

یک فرد باید بتواند داده‌هایی را که از ادبیات، زندگی شخصی، مطالعه و اسطوره‌ها می‌گیرد، تجزیه و درقالب تصویر بیان کند. به این ترتیب با حساسیت و کمی تیزبینی درباره موضوعات، کارش لحن شخصی پیدا می‌کند. درواقع هنرمند باید بداند در چه دوره‌ای زندگی می‌کند و چه دغدغه‌ها و درگیری‌هایی در آن دوره وجود دارد تا براساس آن نقاشی کند.

 

﷯ آیا داشتن سبکی شخصی را برای هنرمند ضروری می‌دانید؟

فردی که نقاشی را به‌صورت آکادمیک فراگرفته و دوره‌هایی را گذرانده‌ است، باید در کارهایش ساختاری وجود داشته باشد اما از طرف دیگر در هنر بایدی وجود ندارد و مهم تاثیرگذاری یک اثر است که با حس درونی اتفاق می‌افتد؛ به این معنی که هنرمند خود را سانسور نکند و به‌خاطر شرایط جامعه و پول، خودش را تغییر ندهد.

 

﷯ اما پول درآوردن و بعد اقتصادی را هم نمی‌توان نادیده گرفت.

بله، پول درآوردن قطعا مهم است اما یک هنرمند باید تیزهوش باشد تا هم بتواند کار خود را انجام دهد و هم پول دربیاورد؛ مثلا من برای پول درآوردن با شهرداری همکاری می‌کنم، نقاشی‌دیواری می‌کشم یا نقاشی تدریس می‌کنم و درنهایت درآمد به‌دست‌آمده را برای نقاشی خرج می‌کنم. به‌نظر من، اینکه هنرمند راهش را تغییر دهد تا بتواند آثارش را بفروشد، راهی به ناکجاآباد است؛ مثلا افرادی که بازاری کار می‌کنند، تکلیفشان مشخص است. آن‌ها به سبک خودشان از رنگ، بوم و تصویر استفاده می‌کنند و ممکن است کار آن‌ها چندان اصالت نداشته‌باشد. متاسفانه این روزها فضای تجسمی مشهد، دست افرادی است که کارشان اصالت هنری ندارد و این اتفاقی فاجعه‌آمیز است.

 

﷯ یعنی کارهای به‌اصطلاح بازاری یا کسانی که در زیست‌خاور اثر می‌فروشند، باید حذف شوند؟

من نمی‌گویم این افراد نباید باشند. آن‌ها باید باشند ولی باید جایگاه خودشان را داشته باشند. ما در هنرهای تجسمی قدمت داریم. در این شهر بی‌شمار آدم تحصیل‌کرده و باسواد داریم که باید زمام امور تجسمی را در دست بگیرند، اما متاسفانه مسئولان به‌سراغ آن‌ها نمی‌روند.

 

﷯ بازهم به بحث نبود حمایت‌ها می‌رسیم.

بحث بر سر نبود حمایت نیست؛ بحث بر سر ایجاد یک ساختار درست است، فردی که ایده‌پرداز باشد و اصول و نحوه رشد هنر تجسمی را بداند، باید مدیریت را برعهده بگیرد که این نیازمند یک ساختار است؛ ساختاری که به‌وجود آمدنش به نهاد‌های دولتی مثل شهرداری و ارشاد وابسته است.

 

﷯ شما مدتی در زمینه نمایشگاه‌گردانی فعالیت می‌کردید. به نظر شما این روزها نمایشگاه‌‌گردانی در مشهد به‌صورت حرفه‌ای انجام می‌شود؟

در مشهد هیچ موضوع حرفه‌ای وجود ندارد. اینکه فردی چند نفر را دورهم جمع کند تا نمایشگاه برگزار شود، نمایشگاه‌گردانی نیست، درواقع یک دورهمی است. 

این روزها در مشهد، هنرمندان وظیفه نمایشگاه‌گردانی را برعهده گرفته‌اند، درحالی‌که این کار وظیفه هنرمند نیست. 

نمایشگاه‌گردان حرفه‌ای، فردی است که اقتصاد هنر بداند، هنر و کیفیت کار را بشناسد و فردی ایده‌پرداز باشد، از این‌رو یک نفر باید این استعداد را در خود ببیند و تحت آموزش قرار گیرد تا بتواند به‌خوبی عمل کند؛ چون درنهایت نمایشگاهی که شکل می‌گیرد، اثر گالری‌گردان است و او در فروش آثار سهمی ١٠درصدی دارد ولی متاسفانه این اتفاق در مشهد رخ نمی‌دهد.

 

﷯ اصولا این بحث چه کمکی می‌تواند به رشد هنرهای تجسمی بکند؟

نمایشگاه‌گردان حلقه ارتباطی میان هنرمند، خریدار و نگارخانه‌هاست؛ یعنی یک مثلث تشکیل می‌شود و نمایشگاه‌گردان وسط آن قرار می‌گیرد. نمایشگاه‌گردان می‌تواند سه راس مثلث را به‌هم وصل کند و همین موضوع باعث رشد کیفی آثار و اقتصاد هنر می‌شود و درنهایت برای هنرمند انگیزه ایجاد می‌کند.

 

﷯ آیا سازمان‌ها و گالری‌ها می‌توانند به بحث نمایشگاه‌گردانی وارد شوند؟

بله، الان مهم‌ترین نمایشگاه‌گردان مشهد، شهرداری است اما این اتفاق در بخش خصوصی و نگارخانه‌ها ضعیف است. نگارخانه‌داران منفعل عمل می‌کنند و منتظرند تا هنرمندان به آن‌ها مراجعه کنند، درحالی‌که آن‌ها باید ایده‌پرداز و جریان‌ساز باشند، به آتلیه هنرمندان مراجعه کنند و آثار هنرمندان را ببینند. در این صورت است که فضای پویایی شکل می‌گیرد، اما این روزها همه منتظر هستند و کسی کاری انجام نمی‌دهد؛ اتفاقی که برای هنر شهر همچون سرطان است.

 

﷯ شما نمایشگاه‌های زیادی در شهرهای مختلف برگزار کردید اما مانند برخی هنرمندان مطرح مشهدی به‌علت مسائلی همچون ضعیف بودن اقتصاد هنر، مشهدگریز نیستید. به چه علت در مشهد ماندید و به فعالیت‌تان ادامه دادید؟

هنرمند برای آنکه تاثیرگذار باشد، باید دید وسیعی داشته باشد. من اگر بدانم در یک شهرستان کوچک هم دو نفر دوست دارند کار من را ببینند، آنجا نمایشگاه برگزار می‌کنم. از طرفی من به مشهد مدیون هستم و این مشهدبیزاری به‌وجود آمده بین هنرمندان را نمی‌فهمم؛ البته من هم هدف‌های بزرگی دارم و به ارائه کارهایم در فضای بین‌المللی فکر می‌کنم اما معتقد هستم تا زمانی که در شهر خودم با امکاناتی که در اختیارم هست، نتوانم کاری انجام دهم و تاثیرگذار باشم، در فضاهای بزرگ‌تر نیز کاری نمی‌توانم انجام دهم. به نظر من هر فرد اول باید برای شهر خودش نقشش را ایفا کند. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی