کد خبر : 92045
/ 06:07

ادب ایرانی و کلام آسمانی

گفت‌وگو با کمال‌الدین غراب که ترجمه ادبی‌اش از قرآن کریم به تازگی رونمایی شد

ادب ایرانی و کلام آسمانی

شهرآرا آنلاین - وحید حسینی ایرانی| «سوگند به آسمانی که دژها دارد؛ و به روزی که آمدنش را وعده داده‌اند؛ بر گواه و آنچه بر آن گواهی دهند که بی‌گمان همه کارها را پاداش و کیفر است»؛ این برگردان فارسی نخستین آیه‌ها از سوره «بروج» یا به قول مترجمش،کمال‌الدین غراب، سوره «دژهای آسمان» است. چنان‌که از ظاهر ترجمه برمی‌آید و روی جلد ترجمه غراب از قرآن کریم هم درج شده است، رویکرد ترجمه «ادبی و زیباشناسانه» است. مترجم کوشیده است ضمن ارائه معنای درست و دقیق و روان کلام خداوند به زبان فارسی، ویژگی‌های ادبی و زیبایی‌شناختی زبان مقصد را لحاظ کند تا چنان‌که خودش می‌گوید، تأثیری کمابیش همانند تأثیر آیات عربی بر مخاطب عرب‌زبان، روی خواننده فارسی‌زبان بگذارد. در این رویکرد کوشیده شده است تا جایی که به زیبایی و مفهوم بودن و روانی ترجمه آسیب نمی‌رسد واژگان سره فارسی به کار برده شود. از جمله نکات و نوآوری‌های درخور توجه در این ترجمه برگرداندن معنای نام سوره‌هاست. به دنبال رونمایی از این ترجمه فاخر در روزهای اخیر، به سراغ مترجم مشهدی آن رفتیم و درباره دستاورد تلاش بیست‌ساله‌اش (١٧ سال کار برگرداندن قرآن کریم به فارسی و ٣ سال هم امور مربوط به ارائه و چاپ آن) با او گفت‌وگو کردیم. در کارنامه فرهنگی کمال‌الدین غراب فعالیت در حوزه تئاتر و انتشار نمایشنامه و مقالاتی در زمینه ادبیات عرب دیده می‌شود. او کارشناس فقه است اما ادبیات عرب را در نزد برخی حوزویان و خارج از حوزه آموخته است.

 

﷯ ﷯ پیش از برگردان شما از قرآن مجید ترجمه‌های دیگری مانند ترجمه مرحوم محمدمهدی فولادوند، با رویکرد ادبی به قرآن دیده می‌شود؛ برگردان شما از کلام خداوند چه تفاوتی با آن‌ها دارد؟

آقای حسین استادولی، مترجم برجسته قرآن، جمله‌ای دارد با این مضمون که کار ما مثل ساختن دیوار چین، کاری بسیار طولانی، نفس‌گیر و سخت است و هریک از ما مترجمان -چه با ترجمه تفسیری و چه برگردان‌های تحت‌اللفظی- خشتی برای این بنای عظیم ترجمه قرآن می‌گذاریم. من وامدار و سپاسگزار همه مترجمان پیش از خود هستم و قصد نقد کار دیگران را ندارم، هیچ ترجمه‌ای هم، از جمله ترجمه من، نمی‌تواند ادعای زدن حرف آخر را داشته باشد. با این همه معتقد نیستم آن ترجمه‌های مدنظر شما ادبی هستند، چون بیشترِ همّ اول و آخر مترجمان انتقال درست معناست، در حالی که بنده حقیر تلاش کردم علاوه بر صحت و درستی معنای آیات قرآن کریم در انتقال آن به زبان فارسی ادبیات درخوری هم ارائه دهم. 

این را هم نمی‌توان گفت که آن ترجمه‌ها کلا غیر ادبی هستند اما مثلا در ترجمه آقای سید‌جلال‌الدین‌مجتبوی که شاید بتوان گفت از درست‌ترین ترجمه‌های فارسی است، چندان تعبیرات ادبی زیبا نمی‌بینید. ما اسم ترجمه‌مان را گذاشته‌ایم «ترجمه ادبی و زیباشناسانه»؛ ازآنجا که قرآن غیر از اینکه پیام آسمانی است متنی ادبی و زیبا و درواقع سرآمد متن‌های ادبی و زیبا در ادبیات عرب است که بیشترین تأثیر را در ادبیات عرب و گسترش آن گذاشته است -چنان‌که در زبان فارسی هم تأثیر گذاشته است- بنابراین شایسته این متن زیباست که در برگردان آن به دیگر زبان‌ها تا حد امکان ویژگی‌های ادبی و زیباشناختی در زبان مقصد ارائه شود. ما تلاش کردیم ویژگی‌های زیباشناختی یا زیباشناسانه را در زبان فارسی شناسایی کنیم و بعد در انتقال کلام خدا از عربی به فارسی آن را رعایت کنیم که تا حدودی بتوانیم آن زیبایی متن کلام خداوند را در کلام فارسی انتقال دهیم. 

در رسیدن به این هدف چند شاخص به دستمان آمد، از جمله اینکه ببینیم معادل‌های فارسی اصطلاحات و کلمات عربی قرآن چه واژگانی است؛ ما «فارسی سره معیار» را مدنظر داشتیم؛ اینکه مثلا شما به‌جای کلمه «توسل» بتوانی «چنگ آویختن» یا «دست آویختن» بگذاری، به جای «جهنم» واژه «دوزخ»، به جای «ایمان» کلمه «باور یافتن» یا «باور آوردن» یا «گرویدن»، به جای «شرک» تعبیر «انباز گرفتن» و به جای «نفاق» برابر فارسی‌اش «دورویی». 

این‌ها از زبان معیار دور نیست و در عین سره بودن و بعضا کاربردش در میان مردم ایران، در بین «ادیبان و شاعران» بیشتر استفاده می‌شود. ادبیات و شعر هم که از زبان معیار گزینش می‌کند.

 

﷯ در واقع گزینش هنرمندانه می‌کند.

بله، گزینش هنرمندانه. منِ مترجم ضمن اینکه باید حافظ و امانتدار کلام الهی باشم باید به عنوان کسی که زبانش فارسی است در ارتقا و شکوفایی و گسترش و بیان زیبایی‌های این زبان برای مردم نقشی ایفا کنم. این است که خیلی تلاش کردیم تحقق این امر را در کنار ارائه ترجمه‌ای که کمترین انحراف از معنا را هم نداشته باشد صورت دهیم. در این راه مدیون استاد بزرگوارم، دکتر محمود مهدوی دامغانی، ویراستار اثر، و ١۴ سال تلمذ در محضر ایشان هستم. من در ایران کسی را هم‌وزن ایشان در ادبیات عرب نمی‌شناسم.

من و استادم نهایت تلاشمان را کردیم و کار را با بزرگ‌ترین و درست‌ترین ترجمه‌ها نیز مقابله کردیم. شاید ۵٠ ترجمه دیگر را از نظر گذراندم و ترجمه خود را با حدود ٧ تا ١٠ ترجمه برجسته، آیه به آیه مقابله کردم. همچنین تفسیرهای کهن فارسی مانند تفسیر سورآبادی و تفسیر روض‌‌الجنان و کشف‌الاسرار میبدی و تفسیر طبری و ترجمه قرآن ری را هم برای الهام گرفتن در بحث ادبیات فارسی مدنظر داشتم؛ چون مترجم قرآن نمی‌تواند به تفسیرها بی‌اعتنا باشد.

 

﷯ در برخی برگردان‌ها که به هر حال رویکرد ادبی دارند، توجه به انتقال سجع و موسیقی جملات قرآن دیده می‌شود؛ آیا انتقال موسیقی هم برایتان مهم بوده است؟

ما باید ببینیم در زبان مقصد چه موسیقی‌ای هست و بر اساس ذائقه مخاطب فارسی‌زبان عمل کنیم، نه اینکه عین آن موسیقی‌ای را که در زبان مبدأ وجود دارد و برای ذائقه قوم عرب است پیاده کنیم. به نظر من زبان عربی از نظر مسائلی چون ساختار و... فاصله بسیاری از زبان فارسی دارد و اصلا این ٢ زبان از ٢ خانواده جدا هستند. فارسی جزو خانواده زبان‌های هندواروپایی شمرده می‌شود و عربی جزو زبان‌های سامی مانند آرامی و... . البته به‌خاطر تعاملات فرهنگی و تاریخی که سده‌ها میان ایران و اسلام رخ داده است، بسیاری از اصطلاحات و لغات عربی وارد فارسی شده است ولی این به آن معنا نیست که این ٢ زبان به هم نزدیک‌اند؛ مثلا در فارسی «مفعول مطلق تأکیدی» نداریم و در زبان عرب داریم. وقتی قرآن می‌فرماید: «إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا»، این «زلزالها» مفعول مطلق تأکیدی است و بر فعل اول تأکید می‌کند: «هنگامی که زمین بلرزد لرزیدنش را». ما در فارسی با «قید» و «صفت» تأکید می‌کنیم، پس در ترجمه می‌توان گفت: «آن هنگام که زمین سخت بلرزد» تا عمق آن لرزش را نشان دهیم.

اگر بخواهیم امانتداری کنیم باید همان بار روان‌شناسانه‌ای را که در زبان مبدأ وجود دارد شناسایی کنیم و این بار را در ترجمه فارسی انتقال دهیم؛ قرار نیست آن ویژگی‌ای که در زبان عرب تأثیرگذار است در فارسی هم تأثیر بگذارد.

 

﷯ اما تلاش برای ارائه این زیبایی‌ها سابقه دارد؛ مانند کوششی که امام احمد میبدی یا شاید خواجه عبدا... انصاری در «کشف الاسرار و عده الابرار» به خرج داده است.

زیبایی‌شناسی در میان افراد مختلف و در زمان‌های مختلف تعریف‌های گوناگونی دارد. اگر مثلا در زمان سعدی آوردن سجع و قافیه زبان را زیبا می‌کرد، لزوما در زمان ما این‌گونه نیست و شاید به تصنع بینجامد. مترجم باید ببیند امروزه چه زبانی برای خواننده زیباتر و البته در شأن کلام است.

 

﷯ شما خراسانی و اهل مشهد هستید و خراسان خاستگاه زبان فارسی است، همچنین بخش عمده شاهکارهای ادبیات فارسی در این خطه آفریده شده‌اند؛ خراسانی بودن و ویژگی‌های گویشی اینجا چقدر در ترجمه‌تان از قرآن کریم کارگر بوده است؟

طبیعی است این امر به طور غریزی و ناخودآگاه اثر خود را می‌گذارد و در استفاده از واژه‌های خاص خراسانی عمدی نداشته‌ام؛ با‌این‌حال این عمدی بوده است که از واژگان فارسی‌ای بهره ببرم که کاربرد امروزی دارد. 

از طرفی یکی از کارهایی که بر خلاف نظر بیشتر مترجمان بر آن عمد داشتم این بود که واژگان کلیدی قرآن مانند «کفر»، «ایمان»، «شرک» و‌... را حتما ترجمه کنم که برای مخاطب من نو باشد. ببینید، در تعریف اسلامی «شرک» به‌معنای شریک گرفتن برای خداوند واحد است. اما در آغاز کار پیامبر اکرم (ص) چون اساسا شریک‌داشتن خدا جزو اعتقادات پذیرفته بوده، این واژه با این معنای اسلامی رایج نبوده است؛ بنابراین اگرچه واژه‌هایی از این دست به گوش عرب خورده بود، پیامبر (ص) تعریفی تازه از آن دادند.

 

﷯ موضع شما در برابر آن دسته از واژه‌های فارسی که ریشه‌های بیگانه غیر عربی (مثلا ترکی-مغولی) دارند چه بوده است؟

من هر جا دیدم کلمه فارسی به انتقال معنای کلام خداوند آسیب می‌زند از همان کلمه رایج در زبان معیار استفاده کردم؛ چنان‌که مثلا در چندین جا از خود واژه «ایمان» به جای «باور آوردن» یا «گرویدن» بهره بردم. از طرفی از واژگانی که از دیرباز در فارسی آمده است ولی ریشه غیر فارسی دارد مانند «ارمغان» که خوب جا‌افتاده است و زیبا و آهنگین هم هست استفاده کردم.

 

﷯ در موارد اختلافی میان مترجم و ویراستار حرف آخر را چه کسی زده است؟

اختلاف نظر خاصی با استاد ارجمندم نداشتم. ایشان هم البته سعه صدر دارند و در موارد اختلافی با هم بحث می‌کردیم که معمولا من مجاب می‌شدم. اگر هم حسم مانع از پذیرفتن حرف استاد می‌شد باز نظر ایشان را می‌پذیرفتم.

 

﷯ و کار بعدی‌تان چه خواهد بود؟

پس از ترجمه نیایش‌های پیامبر اکرم (ص) که چند سال پیش منتشر کردم، به پیشنهاد حضرت استاد گزیده‌ای از نیایش‌های علی (ع) را هم آماده کرده‌ام که استاد بر آن مقدمه نوشته‌اند. قراری هم با انتشارات علمی و فرهنگی گذاشته‌ایم تا طی دو‌سه هفته آینده کار را به این ناشر تحویل بدهیم.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی