کد خبر : 92086
/ 06:30

فروشنده ماشین پلیس‌های بزرگ

گزارشی درباره یک اسباب بازی فروشی که از مادربزرگ تا نوه های محله سجاد ازاو خاطره دارند

فروشنده ماشین پلیس‌های بزرگ

شهرآرا آنلاین - هانیه فیاض- احتمالا بیشتر پدر و مادرهای محله سجاد او را می‌شناسند. فرزندانشان هم او را می‌شناسند. دنیای شیرین اسباب‌بازی‌ها، وجه مشترک این شناخت است. درباره آقای پوراسماعیل حرف می‌زنیم.

پیرمرد 91ساله و فروشنده اسباب‌بازی در پاساژ شمس محله سجاد. بیشتر از 3دهه حضور او در این پاساژ و در این شغل می‌گذرد و به گفته اطرافیانش در این مدت شاید فقط 2یا 3روز سر کار نیامده است. و این همان راز توالی خرید نسل به نسل محله سجاد از اوست.

او در این سن و سال خیلی راحت نمی‌تواند با ما گفت‌وگو کند و از خاطراتش و آنچه درباره این شغل از گذشته تاکنون در ذهن دارد، بگوید. به همین دلیل با دیگر فروشندگان پاساژ و چند نفر از اهالی که او را می‌شناسند و مشتری‌اش بوده‌اند، گفت‌وگو می‌کنیم. هم درباره او و هم درباره دنیای اسباب‌بازی‌ها. با ما همراه باشید.

 

برچسب های قیمت 

کسبه پاساژ، از این پیرمرد مهربان، به‌عنوان پیش‌کسوت یاد می‌کنند و ادعا دارند زمانی پدر و مادرهایشان برای آن‌ها از این مغازه خرید می‌کردند و حالا فرزندانشان مشتری اسبا‌ب‌بازی پوراسماعیل هستند. آن‌ها می‌گویند او خاطره‌ساز روزهای خوب کودکی‌شان است.

مغازه‌اش در سمت چپ پاساژ واقع شده است. دورتا دور مغازه، انواع و اقسام اسباب‌بازی قرار دارد. از عروسک‌های کوچک دخترانه گرفته تا ماشین‌های شارژی پسرانه. در میان آن‌ها نمونه‌های مختلف جورچین و بازی‌های فکری نیز به چشم می‌خورد. اسباب‌بازی بسته به نوع و کارآرایی‌ای که دارند در قفسه‌هایی به شکل مرتب چیده شده‌اند اما چیزی که توجه را جلب می‌کند، قیمت‌های درج‌شده روی تمام اجناس است. در واقع قیمت‌ها روی برچسب‌هایی از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین اسباب‌بازی نوشته شده است. کاری که کمتر فروشندگان دیگر انجام می‌دهند. شاید هم دلیل آن کهولت سن پیرمرد و ناتوانی در به‌یادسپاری قیمت‌هاست.

 

بچه‌ها را دوست دارم

پوراسماعیل، متولد سال1306 است. اکنون 4فرزند پسر دارد که به گفته خودش هرکدام مشغول کار و فعالیت خاص خود هستند. خودش و همسرش از کارمندان دادگستری بوده و سال‌هاست بازنشسته شده‌اند. کارمندی که از رسته‌ای خشک و درگیر روزمرگی است، راهش را به دنیای عمیق‌تر و لذت‌بخش‌تری چون فروش اسباب‌بازی باز کرده‌ و حالا هم در زمانی که نگا‌ه کودکان خیره به صفحه تبلت و بازی‌های الکترونیکی است، هنوز تلاش دارد با ارائه اسباب‌بازی‌های مکانیکی، فکری و... با آن‌ها به رقابت بپردازد.

او 35سال است که دقیق در همین محله و همین پاساژ مشغول به حرفه اسباب‌بازی‌فروشی است و بیشتر اهالی محله شامل کوچک و بزرگ او را می‌شناسند .خودش می‌گوید: «علاقه زیادم به کودکان و این حرفه سبب شد که این شغل را انتخاب کنم.»

از طرفی بعد از شغل پرمشقت قبلی‌ام، تصمیم گرفتم به‌دنبال کار آسانی باشم و به همین دلیل این مغازه را خریدم و مشغول به کار شدم. همچنین درآمد اینجا کمک‌خرجی است برای امرار معاش ما. 

او ادامه می‌دهد: «من بچه‌ها را دوست دارم و به همین دلیل با آن‌ها خیلی کنار می‌آیم. بچه در دوران کودکی خود سِیر می‌کند و این ما هستیم که باید خودمان را کمی منعطف کنیم تا آن‌ها را درک کنیم.»

پوراسماعیل درباره تغییر درخواست و تقاضای کودکان و نوجوانان از گذشته تاکنون می‌گوید: «نوع درخواست‌ها نسبت به گذشته دچار تغییر و تحول شده است؛ در گذشته بیشتر اسباب‌بازی‌های معمولی و ساده‌تری را می‌خریدند اما هرچه به جلو حرکت می‌کنیم تقاضای کودکان و نوجوانان به‌سمت بازی‌های پیچیده، کامل‌تر و فکری سوق پیدا می‌کند. اما من در کل سعی می‌کنم همه نوع جنس اسبا‌ب‌بازی با قیمت مقطوع داشته باشم.»

او در پاسخ به این سؤال که پرفروش‌ترین و کم‌فروش‌ترین اسباب‌بازی‌هایش کدام است، می‌گوید: «در حال حاضر آن‌قدر سلایق متنوع و مختلف شده‌ است که هرکسی چیزی را متناسب با نیاز خود می‌خرد. بسته به جنسیت و میزان سن، تقاضاها متفاوت است و به همین دلیل بحث پرفروش‌ترین یا کم‌فروش‌ترین معنایی ندارد.»

وقتی از او می‌پرسم رمز سلامتی‌اش را در چه می‌داند؟ لبخندی می‌زند و دستش را روی سینه‌اش می‌گذارد و با تکراری ناشی از تأکید می‌گوید: کار، کار و کار...

و ادامه می‌دهد: «سلامتی‌ام در نودسالگی را مدیون کارکردنم هستم و اگر حالا صحیح و سالم هستم، دلیلش کار مداوم است. سعی کردم همیشه سرم در کار خودم باشد و به کسی کار نداشته باشم. قطعا به همین روال هم کسی با من کاری ندارد و به همین دلیل سال‌هاست که توانسته‌ام که در اینجا کار کنم.»

128186.jpg

اخمش را ندیده‌ایم

و اما برای بیشتر دانستن درباره این کاسب قدیمی به‌سراغ کسبه اطراف و همسایه‌های این فروشنده می‌روم. یکی از آن‌ها می‌گوید: حدود 30سال است که همسایه پوراسماعیل هستم، در تمام این مدت، شاید فقط 2روز به محل کارش نیامده که آن هم به دلیل کار شخصی بوده است.

لطفی در ادامه بیان می‌کند: یکی از رازهای سلامتی این مرد با این سن‌وسال این است که هر روز صبح در هر شرایطی به مغازه‌اش می‌آید و نخستین کسی است که در پاساژ را باز می‌کند، اصلا به‌همین دلیل کلید پاساژ دست اوست. به‌طورکلی گویا به کارش وابسته است. شاید درآمد آنچنانی‌ای هم نداشته باشد اما به‌طور مداوم و پروپاقرص در فروشگاهش حضور دارد. او با اشاره به اینکه پوراسماعیل به‌دلیل کهولت سنی‌ای که دارد، ممکن است گاهی حوصله مشتری را نداشته باشد، می‌افزاید: از چانه‌زدن و بحث با مشتری دوری می‌کند چون حال و حوصله این‌کار را ندارد اما فردی بسیار مهربان است و هیچ‌کدام از ما کسبه تا به حال اخم او را ندیده‌ایم؛ تا جایی که من اطلاع دارم نه به کسی بدهکار است و نه از کسی طلب دارد. تابه‌حال هیچ‌کس از او بدی‌ ندیده و با کسی نیز درگیر نشده است. همچنین به‌شدت منضبط و وظیفه‌شناس است.

 

خرید نسل به نسل

یکی دیگر از کسبه‌ها به خجالتی‌بودن پوراسماعیل اشاره می‌کند و می‌گوید: خیلی راحت با افراد غریبه ارتباط نمی‌گیرد که بخشی از آن به‌دلیل خجالت ذاتی‌اشی است و شاید هم در این سن‌و‌سال، کمتر به دیگران اعتماد دارد.

این فروشنده جوان درباره ویژگی‌های مشتری‌های اسباب‌بازی فروشی ابراز می‌کند: ما بسیار شاهد آن هستیم که پدر و مادرهایی که زمانی خودشان در سنین کودکی خریدار اسباب‌بازی‌های پوراسماعیل بوده‌اند، اکنون کودکان خود را برای خرید به مغازه‌اش می‌آورند و این یعنی اینکه فرهنگ خرید اسباب‌بازی از این پیرمرد فروشنده و مشتری‌هایش نسل به نسل منتقل شده است.تأثیر انیمیشن‌ها 

به هنگام تهیه گزارش، خانواده‌ای را می‌بینم که قصد خرید از مغازه آقای پوراسماعیل را دارند. در دست دختر خردسالشان نیز عروسکی زیبا قرار دارد. از آن‌ها درباره معیارشان برای خرید اسباب‌بازی می‌پرسم.

پدر خانواده پاسخ می‌دهد: در بحث اسباب‌بازی چند موضوع برای ما مهم است. جدا از سرگرم‌کردن فرزندمان، آموزنده‌بودن آن هم مهم است. اینکه از لحاظ جسمی و روحی و روانی نیز سبب رشد او شود. وقتی دخترمان کوچک‌تر است، سرگرم کردن مهم است، اما با بزرگ‌ترشدن او جنبه‌های آموزنده هم اهمیت پیدا می‌کنند.

او با بیان اینکه کودکان بیشتر به اسباب‌بازی‌هایی که رنگ و لعاب بهتری داشته باشند یا موزیکال باشند، ذوق بیشتری نشان می‌دهند، ادامه می‌دهد: نخست، انتخاب خود بچه مهم است. معمولا بچه‌ها با توجه به انیمیشن‌هایی که می‌بینند، پیش‌زمینه ذهنی دارند. در درجه نخست، ظاهر اسباب‌بازی برای آن‌ها باید جذاب باشد.

مادر خانواده نیز می‌گوید: ما همیشه سعی می‌کنیم اسباب‌بازی‌هایی را برای دخترمان بگیریم که به اقتضای سنش پاسخ‌گوی نیازهایش باشد. و خوشبختانه در این مغازه آن‌ها را پیدا می‌کنیم.

 این مادر که روان‌شناس بالینی هم هست، در ادامه می‌افزاید: کودکان قشر آسیب‌پذیر جامعه‌اند و به همین دلیل در بسیاری از کشورهای جهان به مسئله حقوق کودک بسیار توجه می‌کنند. در تمام زمینه‌ها به کودکان اهمیت ویژه‌ای داده می‌شود، در مسئله غذا و خوراک، پوشاک، اسباب‌بازی و تربیت کودکان. کودکان به‌دلیل حساس‌بودن نیاز به توجه بیشتری دارند و همین امر باعث شده است تا در کشورهای پیشرفته بیشتر به آن‌ها توجه شود. اما نظارت‌ها در ایران بیشتر بر مسئله غذا، خوراک، بهداشت و درمان متمرکز شده است و در زمینه‌های دیگر توجه کمتری به آن‌ها می‌شود. او بیان می‌کند: تا جایی که اطلاع دارم کشور ما در صنعت اسباب‌بازی تاکنون پیشرفت چندانی نداشته و بیشترین سهم بازار را اسباب‌بازی‌های وارداتی گرفته‌ است.

128188.jpg

سلیقه‌اش خوب بود

از چهار، پنج‌سالگی مشتری ایشان بودم. یادم است اولین جایزه‌ای که از مادرم گرفتم یک قطار بخار بود که آن را از ایشان خریده بود. ایشان فوق‌العاده آدم مرتب و منظمی بود. همیشه مغازه‌اش مرتب بود. و با اسباب‌بازی‌های دیگر از نظر تنوع و کیفیت فرق داشت و فوق‌العاده ویترین جذابی داشت که این به خاطر سلیقه خوب ایشان بود.

امیرحسن شیبانی

 

یک پاساژ جذاب

در 30سال گذشته مغازه‌های شاخصی در منطقه یک حضور داشته‌اند که به‌طور خاص برای بچه‌ها فعالیت می‌کرده‌اند.

مثلا فروشگاه پوشاکی در پاساژ قسطنطنیه، جزو اولین مجموعه‌هایی بود که لباس‌های جدیدتر و شیک‌تری در مشهد برای کودکان آورد که تقریبا گران بود و خیلی هم مخاطب داشت. در بحث اسباب‌بازی هم مغازه آقای اسماعیل‌پور در بولوار سجاد، جزو دسته مغازه‌های خاص بود. مغازه او بین مردم به داشتن عروسک‌های بزرگ، ماشین کنترلی و ماشین پلیس‌های بزرگ و نقاب‌ها و شنل‌های کوچک بتمن و سوپرمن معروف بود.

به‌طور کلی پاساژ شمس وقتی خیلی معروف شد که 4مغازه در آن چهره شدند. مغازه‌هایی که خانم‌ها و آقایان را خیلی جذب می‌کرد. بچه‌ها را هم جذب می‌کرد. در واقع اگر کسی با فرزندش به این پاساژ می‌آمد می‌توانست هم برای خودش و هم برای فرزندش خرید کند. یک مغازه لوازم بهداشتی و آرایشی با صاحبی تحصیل‌کرده برای خانم‌ها جذاب بود. یک کفش چرم‌فروش هم بود که جناب سرهنگی به نام پورقربان صاحبش بود و خرید آن برای آقایان جذاب بود. و اسباب‌بازی‌فروشی آقای اسماعیل‌پور و یک بستنی فروشی در انتهای پاساژ را هم بچه‌ها خیلی دوست داشتند. یادم است اولین‌بار بستنی اسکوپ‌دار را این مغازه آورد. اما در بین این مغازه‌ها بازهم اسباب‌بازی‌فروشی آقای اسماعیل‌پور، بین مردم شناخته شده‌تر بود.

مغازه او با اینکه همیشه پر از اسباب‌بازی بود، اما هیچ‌گاه شلوغ نمی‌شد که دلیل آن چیدمان خاص اسباب‌بازی‌ها بود. او اسباب‌بازی‌های بزرگ را در ویترینش می‌چید. کوچک‌ترها را هم بالای سرش می‌گذاشت. در کل اسباب‌بازی‌های کوچک کم داشت. آقای اسماعیل‌پور، هیچ‌گاه تخفیف نمی‌داد. اما از اجناس مقرون به صرفه تا اجناس بزرگ و گران را داشت.

بسیاری از پدر و مادران هم‌نسل ما که از اینجا خرید می‌کردند، حالا بچه‌هایشان هم از اینجا خرید می‌کنند. توالی این مدل خرید نسل‌ها، به‌دلیل استمرار حضور آقای اسماعیل‌پور در کارش بوده است. می‌شود گفت بخشی از هویت کودکی بچه‌های سجاد در بحث اسباب‌بازی با این آقا شکل گرفته است. امروز هم اگر از او خرید کنید

به دلیل سیمای پیر و خاطره‌انگیزی که برای ساکنان سجاد دارد، خیلی خوب در ذهن‌ها جاخوش کرده است. بعد از شروع به کار این آقا در بولوار سجاد، مغازه‌های اسباب‌بازی‌فروشی مهم و بزرگ دیگری هم در این محدوده به راه افتادند که چند شعبه هم دارند. اما به نظر من، آن‌ها زور بازوی این بنده خدا را هنوز که هنوز است، ندارند. بخش مهم این ماندگاری، به خاطره‌ساز بودن و همان استمرار کارش بر‌می‌گردد. 

علی صمدی جوان 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی