کد خبر : 92122
/ 07:47

دارو فقط‌ برای دارا !

گرانی این روزهای دارو باعث شده است بیماران بسیاری دست خالی از داروخانه‌ها بیرون بروند

دارو فقط‌ برای دارا !

شهرآرا آنلاین - سعیده آل ابراهیم - سوزِ سرمای زمستان، دست‌ها را قرمز و کرخت کرده است. معصومه با دستش از زیر چادر، دهان و بینی‌اش را پوشانده است و تندتند راه می‌رود. به قول خودش، معده‌اش مشکل داشته و به همین خاطر قرصی را که دکتر تجویز کرده بوده، تا قبل از گرانی دارو، مصرف می‌کرده است؛ اما حالا برای تسکین بیماری‌اش از داروی گیاهی استفاده می‌کند. می‌گوید: حریفِ هزینه‌اش نمی‌شدم. برای همین مصرف آن دارو را قطع کردم. معصومه همان‌طور که عینکش را جابه‌جا می‌کند، از دردهای چهارستون بدنش می‌گوید: معده و کبد و چشم‌هایم از یک طرف، درد مستأجری، بدبختی و بی‌پولی از طرف دیگر.

پایِ گرانی‌ها چندوقتی است به حوزه دارو و درمان هم رسیده است. برای عده‌ای دارو حکمِ مرگ‌وزندگی دارد. دراین‌میان، طعم تلخِ گرانی را اقشار کم‌درآمد جامعه بیشتر حس می‌کنند؛ آن‌قدر که برای بعضی از آن‌ها پرداخت هزینه ویزیت دکتر و دارو، مانند پلی است که هرگز نمی‌شود از آن عبور کرد. این برآیندی است که در صحبت با مردم در محلات حاشیه شهر در شهرک شهید رجایی (قلعه‌ساختمان)، پنجراه و طبرسی دوم مشهد به آن رسیدیم. بعضی از مردم فکر می‌کنند اگر درباره گرانی دارو صحبت کنند، هیچ‌چیزی حل نمی‌شود و برای همین ترجیح می‌دهند حتی دقایقی هم دراین‌زمینه هم‌کلام ما نشوند. به قول یکی از آن‌ها حرفی که به جایی نرسد، فریاد است.

 

﷯ دکترها فقط پول می‌گیرند

جلوی یک مغازه در خیابان حُر، لیف، جوراب و انبردست بساط کرده است. صندلی‌اش یک جعبه خالی نوشابه است. یک گاز کوچک را روشن کرده و حلبی روی آن گذاشته است تا سرما مانع کارش از صبح تا شب نشود. اسمش یوسف است و به گفته خودش چیزی نمانده تا به هفتادسالگی برسد. می‌پرسم وقتی بیمار می‌شود، به پزشک مراجعه می‌کند؟ می‌گوید: دکترها فقط پول می‌گیرند، دیگر برای رضای خدا کار نمی‌کنند. دندان می‌کِشند، ٨٠ هزار تومان. یک دندان می‌گذارند، ٢میلیون و ۵٠٠هزار تومان. مردمِ بدبخت این پول‌ها را از کجا بیاورند؟

آن‌قدر دلش پُر است که هر سؤالی درباره گرانی دارو از او می‌پرسم، آخرش به بی‌پولی ختم می‌شود. می‌گوید: من روز کار نکنم، شب نان ندارم. درد ما یکی‌دو تا نیست، فریادرسی هم نیست. 

 

﷯ بعضی پولِ نسخه ۵هزارتومانی را ندارند

کمی جلوتر از بساطِ یوسف، یکی از داروخانه‌های محله است که تک‌وتوکی بیمار برای خرید دارو داخل سالن و روی صندلی‌ها نشسته‌اند. ساسان امامی، مسئول این داروخانه، می‌گوید: بعضی از بیماران قدرت خریدِ ۵هزار تومان دارو یا حتی یک قرص استامینوفن را ندارند. گاهی نسخه آن‌ها ٨ یا ١٠هزار تومان می‌شود، درحالی‌که فقط ۵ هزار تومان پول دارند. ما نمی‌توانیم از پول دارو کم کنیم، اما معمولا کارکنان داروخانه، پولی را که می‌خواهند بابت صدقه پرداخت کنند، اینجا کنار می‌گذارند و مواقعی که بیمار توانِ پرداخت پول دارو را ندارد، باقی‌مانده پول نسخه را از آن‌ صندوق برمی‌دارند.

امامی بیان می‌کند: مراجعه‌کننده‌ای داشتیم که هزینه نسخه‌اش ۴٠هزار تومان بود، اما گفت فقط داروی اصلی آن را که ٢٠هزار تومان بود، به او بدهیم. حداقل روزی سه‌چهار نفر بیماری داریم که نمی‌توانند هزینه داروهایشان را پرداخت کنند. صندوق ما هم اندک است، فقط گاهی اوقات می‌توانیم باقی‌مانده پول نسخه را بپردازیم.

مسئول داروخانه ادامه می‌دهد: پیش از این با ۴ خیریه در ارتباط بودیم که برای بیمارانی که بضاعت کافی نداشتند، مبلغی را پرداخت می‌کردند و مقداری از آن توسط داروخانه پرداخت می‌شد، اما از زمانی که قیمت داروها افزایش یافته، با این خیریه‌ها کار نمی‌کنیم. چندوقت‌پیش خیری داشتیم که به حساب داروخانه مبلغی را واریز می‌کرد تا به بعضی از مادران شیرخشک بدهیم، اما این کار هم دیگر انجام نمی‌شود. شیرخشک ١٨هزار تومان بود، اما اکنون ٢٧هزار تومان شده است. امروز دارو را می‌خریم ١٠٠٠تومان، چند روز بعد ١٣٠٠تومان می‌شود، یک آموکسی‌سیلین ۵٠٠ تومان بوده، الان ۶هزار تومان شده است؛ حتی همکارانم در داروخانه‌های بالاشهر هم می‌گویند صدای مردم درآمده است، اینجا که دیگر پایین‌شهر است و جای خودش را دارد. اینجا، مردم وسعشان نمی‌رسد که میوه بخرند، درصورتی‌که میوه به‌نوعی مکمل ویتامینی محسوب می‌شود، بنابراین افراد کمتر بیمار می‌شوند.

 

﷯ برای پولِ دارو قرض کردم

دست بچه‌اش را گرفته و در حال گذر از پیاده‌رو، ویترین مغازه‌ها را نگاه می‌کند. حرف از دکتر و دارو که می‌زنم، خنده‌اش می‌گیرد. می‌گوید: ما تا مجبور نشویم و در خانه نیفتیم، دکتر نمی‌رویم؛ چون شوهرم کارگر است و خرجِ خانه و خورد‌وخوراک نمی‌گذارد آدم به دکتر برسد. بیشتر خوددرمانی می‌کنیم، اما اگر خوب نشویم، مجبوریم دکتر برویم. همین ٢ماه پیش، به‌خاطر کم‌خونی به دکتر رفتم و برای خرید داروهایم از این‌وآن قرض گرفتم.

 

﷯ جایِ خالی درمانگاه خیریه

در منطقه حُر چند درمانگاه وجود دارد، اما خبری از درمانگاه خیریه نیست. از هرکسی می‌پرسم، می‌گوید اینجا درمانگاه خیریه نیست، فقط بعضی درمانگا‌ه‌ها قیمت مناسب‌تری بابت ویزیت می‌گیرند.

با حسن‌زاده، زن مُسنی که از درمانگاه بیرون می‌آید، صحبت می‌کنم. می‌گوید: ویزیت دکتر این درمانگاه با دفترچه ١٠هزار تومان است، اما قیمت داروها بالاست. من دیسک کمر دارم و معمولا بیش از ٢٠٠ یا ٣٠٠هزار تومان هزینه داروهایم می‌شود. هزینه‌اش برایم زیاد است، اما چاره‌ای ندارم. تا دلت بخواهد، بیماری زیاد دارم و مجبورم خیلی خرجِ دکتر و دوا کنم.

 

﷯ مجبورم تحمل کنم

لیلا دست‌به‌کمر با نگاهی منتظر در پیاده‌رو ایستاده است. لباس‌های رنگ‌ورو‌رفته‌اش نشان از نبود بضاعت مالی است. می‌گوید: گلویم درد می‌کند و شب‌ها خیلی سخت نفس می‌کِشم. چند ماه پیش ٣ جلسه دکتر رفتم که هر ویزیت ٣٠ یا ۴٠ هزار تومان شد. گفتند باید عمل کنی و چون پولش را نداشتم، عطاری رفتم. حالا داروی گیاهی مصرف می‌کنم، اما بهتر نشدم. مجبورم تحمل کنم، چون اوضاع مالی‌ خوب نیست. همین چند دقیقه پیش می‌خواستم برای بچه‌ام کیک و رانی بخرم، اما حتی پول همین ٢ قلم خوراکی را هم نداشتم.

 

﷯ بیمه‌ها سقف تعهدات را پایین آورده‌اند

از علی دُربنایی، دکتر داروساز یک داروخانه در محله حر، درباره مراجعه‌کنندگانی می‌پرسم که توانِ پراخت هزینه نسخه‌هایشان را ندارند. او می‌گوید: پیشِ پایِ شما، بیماری آمد که نسخه‌اش ۴٠هزار تومان می‌شد، اما پولی نداشت که بخرد و رفت. درحالی‌که همین نسخه قبل از گرانی‌ها، فقط ٢٠هزار تومان بود.

او اضافه می‌کند: این‌روزها مردم با نارضایتی از داروخانه بیرون می‌روند و معمولا یک جمله تکراری را می‌گویند «این چه وضعی است؟». بیمه‌ها نیز سقف تعهداتشان را پایین آورد‌ه‌اند و مردم باید بابت یک سرماخوردگی ساده حدود ۵٠ یا ۶٠هزار تومن خرج کنند.

ظهر است، اما خبری از آفتاب نیست. تقریبا مغازه‌های واقع در پنجراه خلوت هستند و دور میدان پر است از کارگرهایی که با یک بقچه یا کیسه منتظرِ ماشینی هستند تا برای کار جلوی آن‌ها ترمز کند. چند مرد کنار پیاده‌رو دست‌هایشان را در جیب کاپشن‌هایشان قفل کرده‌اند و هراز‌گاهی چندقدمی راه می‌روند تا بدنشان گرم شود. اینجا محل کارشان است، این را زمانی متوجه می‌شوم که هر عابری از جلوی آن‌ها عبور می‌کند، به او می‌گویند «قرص یا داروی آزاد می‌خوای؟» بگذریم که این افراد در چندقدمی تابلوی بیمارستان امام‌زمان(ع) مشغول کارند و کسی به آن‌ها کار ندارد. یکی از فروشنده‌ها می‌گوید: هر قرص و دارویی مانند متادون هم بخواهی، دارند.

 

﷯ باید از خورد‌وخوراک بزنیم و دارو بخریم

با علی محمدی، مردِ میان‌سالی صحبت می‌کنم که درگیری فکری، او را از تماشای ویترین مغازه‌ها غافل کرده است. او می‌گوید: وقتی بیمار شویم، باید دکتر برویم. هزینه‌های ویزیت دکتر زیاد است و حدود ٣٠ یا ۴٠هزار تومان می‌شود. هزینه دوا و دکتر را به زحمت تهیه می‌کنم، چون قبلا بنایی کار می‌کردم، اما فعلا بیکار هستم.

«مردم بیمار می‌شوند، چون گوشت و میوه نیست که بخورند و پروتئین و ویتامین به بدن آن‌ها نمی‌رسد. آدم با هوا که نمی‌تواند زنده بماند. درآمدی نیست که بتوانند بخرند، یک روز کار هست و چند روز نیست. بعضی دکترها داروهایی می‌نویسند که گران است و با دفترچه قبول نمی‌کنند. مجبور می‌شویم از خرجِ خورد‌وخوراک بزنیم تا بتوانیم دارو بخریم». این‌ها صحبت‌های هاجر، پیرزنی است که وقتی حرف از دکتر و دارو می‌شود، همه را پشت‌سرهم تند‌تند می‌گوید.

پیرمردی که روی یک تکه مقوا نشسته و جلویش بساطی پهن کرده است، گله دارد از اینکه ٧١ سال از خدا عمر گرفته، اما حالا باید برای گذرانِ زندگی کنارِ خیابان بساط کند. می‌گوید: وقتی مریض شوم، به مرکز بهداشت می‌روم. آنجا ویزیتش رایگان است، اما باید دارو را بخرم.

زهرا مشتاقی، یکی دیگر از کسانی است که خوددرمانی را به دکتررفتن ترجیح می‌دهد. می‌گوید: یک هفته‌ای می‌شود که تب‌ولرز دارم. خوددرمانی کردم، اما خوب نشدم. الان مهلت دفترچه بیمه‌ام تمام شده است، برای همین اگر برایم یک آمپول بنویسند، می‌گیرم.

 

﷯ هر روز بیمارانی داریم که توانِ پرداخت پول نسخه ندارند

احمدی، مدیر داخلی یکی از داروخانه‌ها در منطقه طبرسی دوم، هر روز با بیمارانی سروکار دارد که بضاعت مالی پرداخت نسخه خود را ندارند. احمدی می‌گوید: بعضی‌ها هستند که برای یک قرص ١٠٠٠تومانی پول ندارند، یکی نسخه‌اش ٧٠هزار تومان می‌شود، اما فقط ۵٠هزار تومان دارد یا افرادی هستند که فقط داروی اصلی نسخه را می‌گیرند و از مابقی داروها به‌خاطر قیمت چشم می‌پوشند.

او اضافه می‌کند: اکنون با یک خیریه فعالیت داریم که در ماه فقط یک یا دو مورد نسخه از آن‌ها تا مبلغ ٢٠هزار تومان قبول می‌کنیم. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی