کد خبر : 92669
/ 06:19

بالارفتن از دیوار صافِ مطالعه، تکنیک می‌خواهد

احمدرضا بهارلو، مدرس تندخوانی، آشنایی با روش‌های مطالعه را افزایش‌دهنده سرانه کتاب‌خوانی می‌داند

بالارفتن از دیوار صافِ مطالعه، تکنیک می‌خواهد

شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی| تصور اینکه بتوانید روزی یک کتاب چهارصد‌پانصد‌صفحه‌ای بخوانید وسوسه‌برانگیز است. نه اینکه همه کار و زندگی‌تان را رها کنید و بنشینید پای کتاب‌خواندن، نه. مثلا چندصد‌صفحه را در ظرف زمانی دو‌سه ساعته به پایان برسانید و بعد بروید دنبال کارتان! این چیزی است که مدرسان تندخوانی ادعا دارند شدنی است؛ اینکه می‌توانند با روش‌هایی خواننده کتاب را به سرعتی باور‌نکردنی در مطالعه برسانند. البته که این یک متن تبلیغاتی برای رونق دادن به کسب‌وکار آن‌ها نیست؛ اما اگر در این عصر پرمشغله ممکن باشد که خواننده بتواند روزی یک کتاب بخواند، خیلی هیجان‌انگیز خواهد بود و در برنامه‌ریزی‌ها می‌شود روی آن حساب کرد. با اینکه دور از ذهن می‌نماید با گسترش و کاربرد چند تکنیک تندخوانی سرانه مطالعه در کشور بالا رود، کارشناسان تندخوانی، این شیوه برق‌آسای مطالعه را راه‌گشا می‌دانند. آن‌ها یقین دارند افراد به دلیل اینکه نمی‌توانند کتابی را که خریده‌اند به پایان برسانند، سرخورده می‌شوند و به سراغ کتاب دیگری نمی‌روند. این کارشناسان تأکید دارند در شیوه‌ تندخوانی، خواننده کتاب را به پایان می‌رساند و از اینکه این کار را انجام داده است احساس خوشایندی دارد و همین حس باعث می‌شود به سراغ کتاب بعدی برود. یکی از کسانی که سال‌های سال است در ترویج تندخوانی فعالیت دارد، احمدرضا بهارلو است. او چندسالی مدیر کانون زبان مشهد بوده و تحصیلاتش را در ادبیات انگلیسی به مقطع دکتری رسانده است. بهارلو که خود توانایی صحبت به چند زبان را دارد، تکنیک و روش را مادر مطالعه می‌داند و مطمئن است خواندن کتاب نیاز به مهارت و تکنیک دارد. برای آدم‌هایی که وقت زیادی برای مطالعه ندارند یا حال و حوصله ندارند این تکنیک‌ها اگر عمل کند، می‌تواند جذاب باشد. اما چالشی که در مواجهه با این روش از مطالعه پیش‌روی ماست این است که تند‌خوانی چطور می‌تواند درک را هم همراه خود داشته باشد. یا رویارویی تندخوانی با متون خلاقه مثل رمان و داستان و شعر و به‌طور کلی متون ادبی به چه صورت است. با این پرسش محوری به سراغ بهارلو، مدرس تندخوانی، رفتیم.

 

﷯ به نظر می‌رسد تندخوانی کتاب مثل تماشای سریع بخش‌هایی از یک فیلم است. احتمال دارد به طور کلی داستان فیلم دست بیننده بیاید ولی بعید است درک درستی از اتفاقات آن داشته باشد.

تماشای فیلم به مراتب آسان‌تر از خواندن کتاب است. فیلم دیدن نیاز به تمرکز زیادی ندارد. بیننده را درگیر خودش می‌کند، چون هم طول دارد، هم عرض و هم ارتفاع. اما کتاب فقط طول دارد. به تمرکز خواننده نیاز دارد. در تماشای فیلم هر آنچه مخاطب نیاز دارد به تصویر کشیده می‌شود اما در خواندن کتاب باید نیازمندی‌هایش را تصور کند. برای همین است که در مطالعه کتاب، داشتن تمرکز ضروری است. وقتی در کتابی می‌خوانید قهرمان داستان لیموی ترشی را با دندانش گاز گرفت، انتقال حس نیاز به تمرکز دارد. حال اینکه اگر شما متمرکز نباشید درکی از آن حس نخواهید داشت. این می‌تواند در مطالعه‌هایی بدون استفاده از شیوه تند‌خوانی هم اتفاق بیفتد. کتاب خواندن کار دشواری است مگر اینکه خواننده حرفه‌ای باشیم. خواننده با دانستن تکنیک حرفه‌ای می‌شود. برای تحقق این امر هم به آموزش نیاز دارد. باید الفبای مطالعه را بلد باشد. تندخوانی مثل دویدن در یک مسافت مشخص است و متفاوت است با راه رفتن در همان مسافت.

 

﷯ اما کسی که می‌دود تمرکزش روی مناظر اطرافش کم می‌شود و باعث می‌شود درک دقیقی از مسافتی که دویده‌ است نداشته باشد.

ما به کسی نمی‌آموزیم که تند بخواند. ما به او یاد‌ می‌دهیم تا بتواند دنده‌ای خواندنش را سرعت ببخشد. یعنی تندخوان باید بتواند با توجه به هدف خواننده و سطح دشواری متن، کتابی را که در دست دارد در مدت زمان مشخصی مطالعه کند. سرعت همراه با دقت مد نظر است. مطالعه بدون درک که مطالعه نیست. آن چیزی که اینجا مهم است این است که تند‌خوان باید با بیشترین سرعتی که به درک مطلب آسیب نزند مطالعه کند. مثلا خواننده کتاب می‌تواند تا ٢٠٠ کلمه در دقیقه مطالعه کند اما جایی که مطلب پیچیده است این سرعت کاهش پیدا می‌کند؛ باید مطلب را درک کند.

 

﷯ فکر می‌کنید این تکنیکی که از آن حرف می‌زنید درباره متونی که از ذهن داستان‌نویس یا شاعر هم تراوش کرده است اثربخش است؟

توانایی دریافت پیام در مخاطب همان‌اندازه اهمیت دارد که توانایی و چیره‌دستیِ فرستادن پیام از سوی فرستنده. برای اینکه بگوییم یک ارتباط پیامی برقرار شده است، به هر ٢ طرف نیازمندیم و هر ٢ طرف پیام باید توانایی داشته باشند. فرض بر این است که نویسنده کتاب پیامش را ارسال می‌کند، حالا باید مخاطب آن هم توانایی این را داشته باشد که پیام را دریافت کند. مسئله تند‌خوانی هم همین است. تندخوانی می‌خواهد سرعت توانایی دریافت پیام را در مخاطب بالا ببرد. هرچند اینکه بفهمیم ارسال پیام نویسنده به مخاطب چقدر موفقیت‌آمیز بوده است قابل اندازه‌گیری نیست می‌توانیم امید داشته باشیم با بالابردن مهارت مخاطب این دریافت افزایش پیدا کند.

 

﷯ تندخوانی با چه سازوکاری عمل می‌کند، یعنی شما به کسی که می‌خواهد تندخوان شود چه چیزی را یاد می‌دهید؟

به او می‌آموزیم از کل به جزء حرکت کند. ابتدا باید هدف را مشخص کرد، اینکه خواننده بداند برای چه هدفی کتاب را می‌خواهد مطالعه کند. کسب آمادگی برای شرکت در آزمون؟ بهره‌برداری برای یک کنفرانس علمی؟ یا برای مطالعه آزاد؟ این هدف‌گذاری خیلی راه‌گشا خواهد بود. خیلی وقت‌ها هدف‌گذاری در مطالعه حتی باعث می‌شود خواننده از تهیه کتاب‌هایی که به آن‌ها علاقه‌ای ندارد اجتناب کند. تعیین طول زمان و اینکه خواننده چقدر زمان دارد تا این کتاب را به پایان برساند گام بعدی است. او باید زمان مورد نظر را با توجه به حجم کتاب لحاظ کند. بعد از این ملاحظات باید مثلث طلایی مطالب را مطالعه کند. یک ضلع این مثلث فهرست مطالب کتاب است. ضلع دیگرش پیشگفتار و مقدمه است، قسمت‌هایی که کمتر در مطالعه به آن‌ها توجه می‌شود. ضلع سوم، مطالعه سریع بخش اول و آخر کتاب است؛ این مثلث طلایی به فهم بهتر کتاب کمک می‌کند. مطالب پیش‌گفتار پرچم‌هایی هستند که نویسنده به اهتزاز در می‌آورد تا خواننده را با چهارچوب فکری خودش و کتابش آشنا کند. هر پاراگراف از کتاب یک ایده اصلی دارد و به دنبال انتقال مفهوم است. خواننده باید آن را کشف کند. این ایده در جمله سرآغاز نهان است. خواننده باید آن را درک کند تا لب مطلب را دریافت کند. این مهارت است، اینکه بتوانید با صرف زمان اندک مطالعه کیفی داشته باشید.

 

﷯ به نظر می‌رسد تکنیک‌های شما بیشتر به درد‌ دانشجویان و دانش‌آموزان می‌خورد و کاربردی در مطالعه کتاب‌های خلاقانه ندارد.

این همان هدف‌گذاری در تند‌خوانی است. مطالعه می‌تواند درسی باشد، می‌تواند از روی علاقه و آزاد باشد. خواننده هدف‌گذاری می‌کند که با چه رویکردی کتاب را مطالعه کند. آن چیزی که او در تندخوانی می‌آموزد استفاده از تکنیک در مطالعه برای پایان دادن کتاب است. مطالعه، مطالعه است و روش‌های مطالعه با هم اشتراکاتی دارد، تکنیک‌ها روی همین اشتراکات تأکید دارد. روش مادر مطالعه است. اینکه در کشور ما سرانه مطالعه پایین است و صدای همه درآمده به این دلیل است که مردم تکنیک مطالعه را نمی‌دانند. مطالعه بدون روش مانند بالا رفتن بدون ابزار از دیوار صاف است.

 

﷯ یعنی تکنیک مطالعه کردن این‌قدر بر سرانه مطالعه تأثیر می‌گذارد؟

صد‌در‌صد. من با همه گرفتاری‌هایم روزی یک کتاب می‌خوانم و خلاصه می‌کنم چنان‌که اگر شما آن را تطبیق بدهید ایرادی از آن در نیاید. سالی ٣۶۵ جلد کتاب. اگر تکنیک بلد باشیم و مطالعه کنیم از مطالعه لذت خواهیم برد و وقتی که از مطالعه لذت ببریم به مطالعه اشتیاق پیدا خواهیم کرد و این نیاز به کار عملی دارد. نیاز به تمرین دارد. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی