کد خبر : 92672
/ 06:26
گفت‌وگو با پرویز فلاحی‌پور، بازیگر تئاتر و تلویزیون

سینما به‌سمتی رفت که جای من نبود

با همان هیبت همیشگی در نقش‌هایش و در سایه‌روشن نور کم‌جان آفتاب زمستانی که از ورودی شیشه‌ای، به درون لابی هتل پردیسان راه پیدا کرده است، ظاهر می‌شود.

سینما به‌سمتی رفت که جای من نبود

شهرآرا آنلاین - مریم قاسمی|  پرویز فلاحی‌پور، بازیگر مطرح کشورمان، در نگاهش یاور «شب دهم» است و در صدایش، نصرت «شهرزاد». مصاحبه را گذاشته بودیم برای وقتی که اجراهای فشرده «باغ خونی» تمام شود تا «اردشیرخان» خستگی ٢٠اجرا را از تن بیرون کرده باشد. با اینکه تلخی بیدار شدن خوابی نیمه‌تمام را بر لب دارد، با یک فنجان چای آن را فرومی‌خورد و آماده می‌شود برایمان حرف بزند. از عشق روی صحنه تئاتر که می‌گوید، چشم‌هایش برق می‌زند اما در جاهایی نگاهش گیر می‌کند به یک نقطه و بعد کلماتش می‌شود جبر، معیشت و انتخاب.

گفت‌وگوی ما با پرویز فلاحی‌پور را درباره بازیگری، حاشیه‌های آن و دلخوشی‌های بازیگران بخوانید.

 

﷯ پرویز فلاحی‌پور بازیگری است که در تلویزیون خوش درخشیده اما هیچ‌گاه روی پرده سینما نرفته است. احتمالا جزو آن گروهی بوده‌اید که کارگردانان سینما آن‌ها را کنار گذاشتند؟

در این سال‌ها شاید سینما به‌سمتی رفت که جای من نبود. شاید هم کارگردان‌های سینما بازی مرا دوست نداشتند؛ البته این اواخر پیشنهادهایی به من شد اما ترجیح می‌دادم به‌لحاظ مالی یا دوستی با حسن فتحی، در شهرزاد حضور داشته باشم. در زمان‌هایی هم پیشنهادها را به‌خاطر اینکه سر کار بودم، نپذیرفتم؛ مثلا یک کار مشترک بین ایران و افغانستان بود که آن زمان چون سر کار آقای معظمی بودم، قبول نکردم، به‌هرحال قسمت نشده است روی پرده نقره‌ای بروم اما علت مهم‌تر این بود که سینما داشت به‌سمت فیلم‌های کمدی و عامه‌پسند پیش می‌رفت. این موضوع باعث شد آن دسته از بازیگران که جدی کار می‌کنند، کنار گذاشته شوند. ازطرفی خود بازیگران همچون خود من دوست داشتیم در نقش‌هایی باشیم که مردم، ما را با آن‌ها دوست دارند.

 

﷯ خیلی از مردم وقتی شما را می‌بینند، یاد یاور «شب دهم» می‌افتند. با وجود اینکه اولین تجربه‌های تصویری خود را پشت‌سر می‌گذاشتید، چطور توانستید جایگاه خود را در کارهای حسن فتحی تثبیت کنید؟

شب دهم سومین کار من با حسن فتحی بود که اعتماد کرد و نقش یاور را به من داد. پیش از آن نیز با این کارگردان، «فردا دیر است» را که الان از شبکه آی‌فیلم پخش می‌شود و «روشن‌تر از خاموشی» را کار کرده بودم و حتی قبل‌تر از آن، زمانی که حسن فتحی نقد می‌نوشت، با او آشنایی داشتم و او نیز شناختی ضمنی از من داشت و همین موجب شد که آن نقش را برای من درنظر بگیرد.

 

﷯ بیشتر نقش‌هایی که بازی کردید، نزدیک به‌هم و درقالب شخصیتی شاید قلدر، باابهت یا لوطی‌منش بوده‌است. دلیلش این است که مهم‌ترین کارهایتان با حسن فتحی بوده و او به‌عنوان کارگردان این قالب شما را پذیرفته یا نقش، چنین چیزی از شما می‌خواسته است؟

نوع بازی که شما به‌عنوان بازیگر در آن جامی‌افتید، مهم است؛ هرچند به نظر من، بازیگر باید مثل پرویز پرستویی، بدنش طوری باشد که با هر نقشی چفت بشود ولی معمولا یک نقش بیشتر به آن بازیگر می‌آید. به من هم به‌خاطر فیزیکم تقریبا کارهای جدی پیشنهاد می‌شد تا کمدی. هرچند کمدی هم کار کرده‌ام؛ مثلا در «اگه بابام زنده بود» نقشی داشتم یا در کارهای دیگر. می‌توانم بگویم شاید به لحاظ فیزیکی و قیافه در کمدی خوب نباشم، مگر آنکه فیزیکم را دست‌کاری کنند؛ مثلا در یک کار برایم قوز گذاشتند، خال گذاشتند، عینک می‌زدم، کج راه می‌فتم و به‌طور کلی با این چیزها تیپ‌سازی کردم، درحالی‌که بازیگر کمدی خودش می‌تواند تیپ باشد و خیلی‌وقت‌ها بر اساس تیپی که دارد، انتخاب می‌شود.

 

﷯ احتمالا شما هم مثل خیلی از هم‌نسلانتان از آن دسته بازیگرانی هستید که روی صحنه بیشتر کیف می‌کردید تا جلوی دوربین؛ فکر می‌کنید اگر در تئاتر دغدغه معیشت نداشتید، پشت دوربینی که امروز حواشی زیادی دارد، می‌رفتید؟

تئاتر را بیشتر از هرچیز دوست دارم؛ چون در آن با تماشاگر نفس‌به‌نفس هستم. نبض تماشاگر در دستم است و برای همین به‌شدت از آن لذت می‌برم. جلوی دوربین هم لذت خودش را دارد اما خود من و بسیاری از هم‌نسلانم همچون نصیریان، پرستویی و... بی‌شک اگر در تئاتر تأمین بودیم، هرگز جلوی دوربین نمی‌رفتیم.

 

﷯ یکی از ویژگی‌های تئاتر این است که بازیگر را متواضع بارمی‌آورد و فرصت دیده شدن را از او می‌گیرد، درحالی‌که گاه کسی، با یک‌بار جلوی دوربین رفتن، می‌تواند معروف و محبوب بشود.

تئاتر زنده است و بازیگر را زنده نگه می‌دارد. شخص مرا مسائل مادی به‌سمت تصویر کشاند، وگرنه بازهم تئاتر را ترجیح می‌دادم. همین حالا هم تئاتری‌هایی که کار تصویری می‌کنند و حتی آن‌هایی که سرشان در تلویزیون یا سینما شلوغ است، گاهی کارهای جدی تئاتر می‌کنند تا یک جورهایی خودشان را روغن‌کاری کرده باشند. این خاصیت تئاتر است که هر روز از بازیگر انرژی و تحرک می‌خواهد؛ مثلا در همین مدت که در تئاتر «باغ خونی» در مشهد روی صحنه می‌رفتم، هر شب از شدت فعالیت، تعرق زیادی می‌کردم و این نشان‌دهنده انرژی و درگیری من در نقشم بود، درحالی‌که پشت دوربین این‌قدر لازم نیست تحرک داشته باشی. حالا برای آنکه پشت دوربین هم بتوانی خوب باشی، باید تئاتر کار کنی. برای من که به ورزش کردن می‌ماند و اگر مدتی کار نکنم، تحلیل می‌روم.

 

﷯ فکر نمی‌کنم نسل بازیگران جدید خیلی مثل شما عمل کنند. شاید از نظر آن‌ها معنای بازیگری، مثل خیلی چیزهای دیگر تغییر کرده است. شما این نسل را چطور می‌بینید؟

این نسل به‌طور کلی راحت‌تر کار می‌کند. زمان ما تمرینات بدنی و صداسازی در تمرینات تئاتر، خودش فرایند گسترده‌ای بود اما حالا می‌بینم جوان‌ها سر تمرین درحالی‌که سیگاری روی لب گذاشته‌اند، روخوانی می‌کنند، چند تا میزانسن تمرین می‌کنند و می‌روند اجرا. یادم می‌آید آن زمان در سالن اصلی تئاتر شهر، تمریناتمان با زنده‌یاد خسرو شکیبایی هم‌زمان بود. وقت‌های استراحت، او را در سالن می‌دیدم که همین‌طور با خودش کار می‌کند اما حالا این‌طور نیست. این‌ها نشان می‌دهد که نسل امروز فرق کرده است.

 

﷯ از خسرو شکیبایی بیشتر بگویید. با او کار مشترک کردید؟

نه، قسمت نشد با او کار کنم اما با هم دوست بودیم و سلام‌وعلیکی بینمان بود. یک جاهایی که کارهایمان به هم می‌خورد، سر تمرینات او را می‌دیدم، فقط می‌توانم بگویم آدم بسیار گرم و دوست‌داشتنی‌ای بود.

 

﷯ خسرو شکیبایی وقتی دیالوگ می‌گفت، دست‌ها‌یش را طوری تکان می‌داد که انگار منبع انتقال همه احساساتش است اما خیلی بازیگران هنوز گیر این هستند که موقع بازی با دست‌هایشان چه‌کار کنند.

دقیقا همین‌طور است. شکیبایی یک نمونه از نسل بازیگرانی است که کار را مال خود می‌کردند. در آن دوره‌ها، بازیگران خوب زیاد بودند. رقابت هم بینشان زیاد بود ولی حالا شیوه وارد شدن به عرصه بازیگری تغییر کرده است؛ برای همین است که وقتی یک نفر یک‌دفعه جلوی دوربین قرار می‌گیرد و می‌شود بازیگر نقش اول فلان فیلم، نمی‌داند موقع دیالوگ گفتن با دست‌هایش چه‌کار کند.

همین باعث شده است که الان بین بازیگران جوان نتوانیم بیشتر از دو یا سه نفر را نام ببریم. به نظر من، جوان‌ها دارند اشتباه برداشت می‌کنند. نظریه‌های جدید بازیگری با همه تغییراتی که نسبت‌به شیوه‌های قدیم داشته است، این را نمی‌گوید که با رابطه معروف شوی! و این بی‌عدالتی امروز بین آن‌ها که سال‌ها زحمت کشیدند و آن‌هایی که معلوم نیست چطور وارد این عرصه شدند، وجود دارد و این موضوع باعث دلسردی من می‌شود.

 

﷯ برخی بازیگرانِ هم‌دوره شما هم هستند که در شرایط مشابه، از یک جایی به بعد آن‌چنان که باید ندرخشیدند؟

دلیل مهمش، نبود نقد برای بازیگران است. من دوست دارم به جای نقدهای کلی، یک نفر ذره‌بین را روی شخص من بگیرد. بگذار ناراحت شوم، چه اهمیتی دارد؟ درعوض متوجه می‌شوم کجای کار هستم اما این اتفاق نمی‌افتد. یک‌بار از یکی از منتقدان پرسیدم چرا بازیگران را آن‌طور که باید، نقد نمی‌کنید؟ گفت ممکن است ناراحت شوند و بعد‌ها متوجه شدم ممکن است عده‌ای دیگر هم از نقد فلان بازیگر ناراحت شوند و منتقد را وارد بازی‌های دیگر بکنند؛ برای همین است که فلان بازیگر رشد نمی‌کند و پس از سال‌ها همان‌جایی مانده است که بود، درحالی‌که وقتی به بازیگران مطرح دنیا مثل تام کروز نگاه می‌کنیم، می‌بینیم در شصت‌سالگی کارهای یک جوان بیست‌ساله را انجام می‌دهند. این بازیگر باید برای ما الگو باشد. یک نفر چطور الگو می‌شود؟ وقتی درباره او می‌دانیم، پس نقد فقط کوباندن طرف مقابل نیست؛ بابی است برای آشنایی با توانمندی‌های او.

 

﷯ بعضی بازیگران قدیمی‌تر که به‌خاطر فشارهای بازیگری دچار مشکلات جسمی و روحی شده‌اند، ممکن است با خودبگویند شاید لازم نبود این‌قدر روی خودشان فشار بیاورند. شما به‌عنوان یک بازیگر با اثرات جسمی و روانی شغلتان چه می‌کنید؟

به‌هر حال بازی در هر نقش در زمان خودش پسماندی دارد که ما یاد می‌گیریم وقتی نقش تمام شد، آن را دور بریزیم اما به‌هر حال این در حافظه می‌ماند. حالا یک نفر مثل «ند اسپارکس» از آن حافظه استفاده می‌کند. یک نفر هم می‌رود سراغ چیز جدید اما آسیب‌های جسمی، اثرات مستقیمش را برجا می‌گذارد. راه دور نمی‌روم؛ سر اجرای همین نمایش باغ خونی، فشار زیادی در صحنه‌های آخر به من وارد می‌شد که هر شب قرص فشار می‌خوردم. این عصبانیت‌ها که در نقش من هست، به‌کمک جسم من ایفا می‌شود و فشار را بالا می‌برد. حالا برخی می‌گویند می‌شود از تکنیک استفاده کرد اما تماشاگر تکنیک را نمی‌خواهد. دست‌کم در کارهای رئالیست، خود بازیگر را می‌خواهد. این دلهره‌ها، عصبانیت‌ها و خشم‌هاست که باعث شده است خیلی از بازیگران خوب امروز دست‌کم یک‌بار آنژیو شده باشند. حتی بازیگرانی که ١٠ یا ١۵سال از من کوچک‌تر هستند.

 

﷯ پرویز فلاحی‌پور به گفته خودش، مسیر پرپیچ‌وخمی را در بازیگری طی کرده؛ هرچند اشتباهاتش کمتر بوده است. برای ادامه مسیر هم برنامه‌ای دارید یا منتظر پیشنهاد کاری و معتقد به تقدیر هستید؟

ادامه مسیر را برای خودم نشانه‌گذاری کرده‌ام و طبق آن نقاط تا جایی که بتوانم، بازیگری را کنار نمی‌گذارم. به تقدیر هم اعتقاد دارم. یک فرمول هم در زندگی دارم که سعی می‌کنم همیشه به آن عمل کنم؛ کمک کردن و کمک گرفتن. این‌ها جهان من را تشکیل می‌دهند برای اینکه به کارم ادامه بدهم. 

   

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی