کد خبر : 92706
/ 06:51

هم نقد و هم تمجید آیت‌ا...

حجت‌الاسلام سیدمحمد‌علی ابطحی از رابطه دور و نزدیک اصلاح‌طلبان با هاشمی رفسنجانی می‌گوید

هم نقد و هم تمجید آیت‌ا...

شهرآرا آنلاین - محدثه شوشتری| جزو معدود روحانیونی است که از سال‌ها قبل تلاش کرده چهره‌ای متفاوت برای نسلی از جوانان باشد که هر روز با جامعه روحانیت احساس غریبگی بیشتری می‌کنند. اهل گفت‌وگو و مناظره است؛ آنچنان که حتی پای مناظره با دورترین افراد از خط و مشی فکری‌اش می‌نشیند. نمونه‌اش مناظره همین چند وقت اخیر او با مثلث حامیان احمدی‎نژاد بود. او در این مناظره روبه‌روی حسین‌ ا... کرم قرار گرفت.

فصل‌های زندگی سیاسی و فرهنگی اوبه دوران‌ها و مناصب مختلف برمی‌گردد؛ با یک اصل ثابت که خودش آن را مشی اصلاح‌طلبی می‌خواند. در این میان شاید مهم‌ترین منصب این چهره مشهدی، رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور دولت اصلاحات باشد و البته مناصب دیگری که از حوزه رسانه گرفته تا عرصه سیاست را دربرمی‌گیرد.

در آستانه دومین سالگرد درگذشت آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی پای صحبت‌های حجت‌الاسلام سید محمد علی ابطحی نشسته‌ایم که چاشنی کلامش هم نقد بود و هم تمجید از آیت‌ا... . او بیشتر از رابطه دور و نزدیک آیت‌ا... هاشمی با اصلاح‌طلبان و آنچه در سپهر سیاسی ایشان نقطه مثبت یا منفی بوده‌است گفت. 

 

اگر بخواهید با مفاهیم سیاسی آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را تعریف کنید، ایشان را جزو کدام دسته از سیاستمداران می‌دانید؟ محافظه‌کار، لیبرال دموکرات، مرد میانه در سیاست، اپوزیسیون، تکنوکرات یا هر کدام از این‌ها در برهه‌های مختلف سپهر سیاسی آیت‌ا...؟

شاید بیشترین تعبیری که بتوان آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را در آن گنجاند، یک سیاستمدار عمل‌گرا و واقع‌بین است. بدیهی است چنین شخصیت سیاسی مصلحت‌طلب هم باشد، که آقای هاشمی بود. ایشان از اولین حواریون امام خمینی و بسیار هوشمند در سیاست بود. حتی وقتی در زندان هم بود، محوریت داشت. محوری که مرید امام خمینی بود و جریان‌های مختلف سیاسی را اداره می‌کرد.

 

می‌فرمایید آیت‌ا... هاشمی برای امام خمینی محور بودند و در تنگناهای سیاسی و رویدادهای مختلف، امام از ایشان استفاده می‌کردند. آیا بعد از انقلاب همچنان آیت‌ا... برای امام محور بود؟

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم می‌توان میزان متفاوت بودن آیت‌ا... هاشمی را نزد امام خمینی دید. اولین حکمی که برای یک کار فنی امام می‌خواستند به مرحوم بازرگان و مرحوم سحابی بدهند تا مشکل اعتصابات شرکت نفت حل شود، همراه این ٢ آقای هاشمی را نیز فرستادند .حتی اولین باری که می‌خواستند نخست‌وزیر اعلام کنند و مهندس بازرگان را انتخاب کرده‌بودند، این حکم را دادند آقای هاشمی بخواند. این علاقه و حتی فراتر از علاقه در ذهنیت امام بود که نفر اول سیاست آن سال‌ها آقای هاشمی است.

 

شما می‌گویید آقای هاشمی یک چهره عمل‌گرای سیاسی بود و حتی در ذهنیت امام خمینی نفر اول سیاست کشور. پس چرا زمانی که دولت ایشان روی کار آمد، توسعه سیاسی کاملا کنار گذاشته‌شد و ایشان بیشتر در قالب یک چهره اقتصادی دولت‌گردانی کردند؟

دولت آقای هاشمی وقتی کلید خورد که ایشان کشور را در حالت جنگ‌زده و ویران تحویل گرفتند. حتی زمانی که می‌خواستند کابینه دولت‌ اول خود را معرفی کنند، این تعبیر را به‌کار بردند که تعبیر پسندیده‌ای برای آن سال‌ها بود و اعلام کردند: «من به اندازه کافی سیاسی هستم. لذا کابینه‌ام را سیاسی انتخاب نکردم. هر جا نیاز به کار سیاسی باشد، خودم به عنوان فرد سیاسی وارد می‌شوم و نیاز نبود کابینه‌ام سیاسی باشد.» واقعا هم این‌طور بود. حتی در زمان حیات امام خمینی، عملا نفر دوم نظام بود.

 

اگر به قول شما آقای هاشمی را نفر دوم نظام در دوران حیات امام خمینی بدانیم، از چه دوره‌ای این جایگاه ایشان رو به افول رفت؟

اگر واقع‌بینانه بخواهیم تاریخ سیاسی ایران را بعد از انقلاب اسلامی بررسی کنیم، آیت‌ا... هاشمی عملا نفر دوم نظام بود. نفر دومی که همه دنیا می‌دانستند فاصله خیلی زیادی با نفر اول از نظر مواضع ندارد و جدی‌ترین مسائل مربوط به جمهوری اسلامی را از آقای هاشمی پیگیری می‌کردند. در دوران حیات امام، آقای هاشمی همچنان در این قله باقی مانده بود، یعنی نفر دوم نظام محسوب می‌شد؛ حتی در دورانی که آیت‌ا... منتظری قائم مقام امام بودند. اما بعد از وفات امام از این جایگاه خارج شد. البته تصور خود آیت‌ا... هاشمی این بود که بعد از فوت امام خمینی نیز همچنان در قله و به عنوان نفر دوم نظام باقی خواهد ماند و حتی با قدرت بیشتری کشور را اداره خواهدکرد. برخی از رفتارهای سیاسی ایشان که در سال‌های اول فوت امام بروز کرد، دقیقا برای حفظ نفر دومی نظام بود که من دقیقا به این‌ رفتارهای آقای هاشمی منتقدم.

 

انتقادی که از آن سخن به میان می‌آورید، دقیقا به کدام‌یک از رفتارهای سیاسی آقای هاشمی برمی‌گردد؟ بحث حمله به چپی‌های آن دوره یا بسته نگه‌داشتن فضای سیاسی در دوران ریاست جمهوری‌اش؟

بیشتر نقدم به مواجهه آقای هاشمی با جناح چپ آن روزهاست که بعدها تبدیل شد به اصلاح‌طلب. آقای هاشمی بعد از فوت امام تلاش کرد جناح چپ را از مدار حاکمیت دور کند؛ چون آن جناح در زمان حیات امام خمینی ارتباط نزدیکی با امام داشتند. تصور آقای هاشمی این بود که با آغاز رهبری آیت‌ا... خامنه‌ای این مجموعه‌های مزاحم را از سر راه بردارد تا همچنان به عنوان فرد دوم نظام باقی بماند. با همین هدف هجمه‌ها و حمله‌ها به جناح چپ با حمله‌های تند آقای هاشمی شروع شد. درواقع اقدام به حذف جریان چپ در آن زمان به ابتکار آقای هاشمی عملیاتی شد. البته خیلی هم موفق نشدند که با این کارها رهبری را همراه خود کنند. از همینجا جایگاه نفر دومی آقای هاشمی به تدریج رنگ باخت و در طرف دیگر ماجرا چپی‌ها از ایشان ضربه خوردند.

 

اینکه آقای هاشمی پروژه حذف جناح چپ آن زمان را به فرموده شما کلید زدند،قطعا به این دلیل نبود که اندیشه و رفتار سیاسی ایشان نیز با چپی‌ها فاصله داشته باشد؟

بله. درست است. این‌طور نبود که آقای هاشمی با اندیشه، عقاید و منش چپ‌گرایی یا حتی راست‌‌گرایی فاصله داشته‌باشد. به طور کلی یکی از عناوین سیاسی رفتاری ایشان این بود که ٢ جریان چپ و راست را در حالت ضعیف نگه دارد و خودش را جزو این دو جریان نکند تا بتواند بین آن‌ها قضاوت کند. درواقع می‌خواست ناظری بین ٢ جریان چپ و راست باشد. حتی مجمع روحانیون مبارز به عنوان طیفی از چپی‌ها دوران افول خود را در مدت روی کار آمدن دولت آقای هاشمی گذراند.

 

اگر افول جایگاه آقای هاشمی را در ٢ روی یک سکه که یک طرف ساختار نظام است و روی دیگر جایگاه مردمی ببینیم، آیا هم‌زمان با کنار گذاشته‌شدن ایشان از نفر دوم نظام بودن، در بین مردم و فرهیختگان جامعه نیز چهره وی همین افول را داشت؟

مرحوم آیت‌ا... هاشمی به باز بودن فضاهای مدنی و اجتماعی اعتقادی نداشت و حمایتی از فرهیختگان فرهنگی و ادبی و سیاسی جامعه نکرد. این وجهه منفی آقای هاشمی بعد از روی کار آمدن آقای خاتمی پُررنگ‌تر شد. زیرا که موج حمایت از وی در انتخابات دوم خرداد به اندازه‌ای بود که تشنگی به بازشدن فضاهای مدنی و اجتماعی دیده‌می‌شد. دولت اصلاحات با همین رویکرد آغاز به‌کار کرد و عملا جایگاه آقای هاشمی برای نفر دوم نظام بودن کاملا پاک شد.

 

تا اینجای بحث از فاصله دور اصلاح‌طلبان با آقای هاشمی گفتید. اگر به دهه پایانی عمر آقای هاشمی برگردیم، باید بگوییم آقای هاشمی به سمت اصلاح‌طلبان رفت یا برعکس اصلاح‌طلبان به سمت ایشان آمدند؟

اگر هرکسی تاریخ ایران را بررسی کند، دهه آخر عمر مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی یک هاشمی متفاوت از تمام سال‌های قبل آن بود. هاشمی بعد از سال ٨۴ با هاشمی بعد از انقلاب کاملا متفاوت بود. ایشان برخلاف دوران ریاست جمهوری‌شان که توسعه سیاسی و مدنی را به رسمیت نمی‌شناختند، از سال ٨۴ در مسیر شعارهای مدنی قرار گرفتند و به مسائل سیاسی، اعتراضات و مسائل اجتماعی با نگاهی باز توجه می‌کردند. با این روند، عملا روزبه‌روز آقای هاشمی به سمت جریان اصطلاح‌طلبی نزدیک شد و از طرف دیگر از سمت اصولگرایان طرد شد. این ٢ مسئله و اتفاقات سال ۸۸ وحدت نظری بین آقای هاشمی و اصلاح‌طلبان ایجاد کرد.

 

و اما سؤال آخر؛ از دیدگاه شما چرا سناریوهای مختلف هاشمی‌زدایی از جامعه حتی با وجود گذشت ٢ سال از فوت ایشان ادامه دارد؟ حتی شائبه در مرگ آقای هاشمی را مخالفانش آشکارا به شعارهای سیاسی تبدیل کردند و گاهی سر می‌دهند: «استخر فرح در انتظارت»، کنایه از مرگ هاشمی هم تهدید رئیس جمهوری است که با حمایت آقای هاشمی رأی آورد و هم تخریب آیت‌ا... و کنایه به مرفه بودن ایشان. دیدگاه شما چیست؟

تخریب آقای هاشمی بعد از درگذشت ایشان بیشتر یک عملیات روانی فرهنگی و سیاسی است که بین مردم و فرهیختگان وجهه مورد قبول هاشمی ١٠ سال پیش، از بین برود. نمی‌خواهند تفکر دهه پایانی حیات آقای هاشمی، مبنای یک جریان و تفکر و مشی سیاسی باشد. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی