کد خبر : 92707
/ 06:55
رفتار شناسی سیاسی آیت ا... هاشمی رفسنجانی در گفت و گو با حجت الاسلام تیمور علی عسکری

می‌خواستند هاشمی نباشد ...

رفتار شناسی سیاسی آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی، رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام ابعاد و گستردگی فراوانی دارد، اما کمتر کسی است که به اعتدال و میانه روی هاشمی گواهی ندهد.

می‌خواستند هاشمی نباشد ...

شهرآرا آنلاین - مهدی عسکری| رفتار شناسی سیاسی آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی، رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام ابعاد و گستردگی فراوانی دارد، اما کمتر کسی است که به اعتدال و میانه روی هاشمی گواهی ندهد. برای شناخت ابعادی از این رفتار شناسی، با حجت الاسلام تیمورعلی عسکری، یکی از مشاوران و همراهان دیرین آیت‌ا... هاشمی همکلام می‌شویم. عسکری در برهه‌ای نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم بود و پس از آن نیز عهده‌دار مسئولیت‌هایی همچون عضو مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاون پارلمانی دانشگاه آزاد و ... بوده است. 

 

آقای هاشمی در دوره‌های مختلف با بحران‌ها و مشکلات زیادی روبه‌رو بود که در هیچ‌یک به دنبال موج‌سواری نبود؛ مواردی مثل اتهام‌ دست داشتن در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، حاشیه‌سازی‌های متعدد برای زیرسؤال بردن دولت سازندگی، حملات متعدد مخالفان، انتخابات ریاست مجلس خبرگان و مجلس ششم، ماجرای مناظره ١٣ خرداد ٨٨ و موج‌سواری رئیس جمهور سابق. حتی در انتخابات سال ٩٢ که زمینه موج‌سواری توسط آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی مهیا بود، وی از این کار احتراز کرد و فقط گفت نه انزوا، نه مقابله با نظام بلکه همراهی و تعامل سازنده با نظام را دنبال می‌کنیم. راز این پختگی سیاسی در چه بود؟

آشنایی من با آیت‌ا.. هاشمی از طریق مقام معظم رهبری شکل گرفت.من از نزدیک شخصیت وی را به عنوان چهره اعتدال و تدبیر در انقلاب درک کردم. یادم هست که آیت‌ا... مظاهری می‌گفت اگر قرار باشد صبر و استقامت را یاد بگیریم، باید این رویه را از هاشمی یاد بگیریم. بیش از همه به دنبال تقویت قدرت دفاعی انقلاب بود و با زهدفروشی و ریاکاری مقابله می‌کرد و همیشه هم مورد حسادت قدرت‌طلبان و تخریب‌گران بود. تخریب‌ها علیه آقای هاشمی حتی در شکل یک شبکه تأثیرگذار که صداوسیما را هم در اختیار داشتند، انجام می‌شد. به طور کلی تخرب‌ها برای هاشمی خیلی بیشتر از شهید بهشتی بود و کیفیت تخریب‌ها هم در طول زمان پیچیدگی‌ها و روش‌های متفاوت‌تری داشت و گاه همراه با نوآوری‌هایی بود

 

چرا آیت‌ا... هاشمی قائل به جوابگویی تخریب‌ها نبود؟

آقای هاشمی بیشتر از خودش به مصالح نظام فکر می‌کرد. وی تعبیر زیبایی داشت و می‌گفت متأسفانه زهدفروشی و ریاکاری مثل خوره به جان انقلاب افتاده. آن‌ها که کمترین تلنگر را در راه انقلاب نخورده‌بودند، حالا خودشان را همه‌کاره انقلاب می‌دانند و در نقش نفوذی‌های جریان تحجر در انقلاب عمل می‌کنند و در مواقعی جریان متدینین را هم فریب می‌دهند. 

سوابق نشان می‌دهد که آیت‌ا... هاشمی برای حل بسیاری از مشکلات،‌ شخصا حل قسمت سخت را برای خودش انتخاب می‌کرد. به عنوان مثال زمانی که با امام در عراق حضور داشت و امام مایل بودند وی در عراق بماند، آقای هاشمی با وجود اینکه می‌دانست بازگشت به ایران با دستگیری و شکنجه توسط ساواک همراه است اما امام را مجاب کرد تا به ایران بازگردد و البته بعد از بازگشت هم دستگیر و شکنجه شد. یا مثلا در بحث عملیات کربلای ۴ و ۵، زمانی که ‌خیلی‌ها از نتایج کربلای ۴ ناامید شده و با انجام عملیات دیگری مخالف بودند، وی یکی از اولین کسانی بود که بر انجام عملیات کربلای ۵ در فاصله زمانی کوتاه پس از کربلای ۴ تأکید کرد. 

درست به همین خاطر به وی مرد بحران‌ها گفته می‌شد که برای عبور از بحران‌ها تلاش می‌کرد و خود را در نوک پیکان حملات قرار می‌داد. در کربلای ۴ و ۵ من هم به عنوان رزمنده در خدمت ایشان بودم. عملیات لو رفته و به نوعی شکست خورده‌بود. آقای هاشمی برای اجرای عملیات جدید دستور ایجاد برخی زیرساخت‌ها از جمله احداث یک جاده ویژه برای تسریع در انجام عملیات بسیار پیگیر بود. بعدها که کربلای ۵ انجام شد و با موفقیت به پایان رسید، همان‌ها که مخالفت می‌کردند، جزو موافقان و تحسین‌کنندگان آقای هاشمی شدند. 

بعد از دوره احمدی‌نژاد و در شرایط عبور از بحران آقای هاشمی برای انتخابات ریاست جمهوری در سال ٩٢ ثبت نام کرد و یک هفته هم شور و نشاط فوق‌العاده‌ای ایجاد کرد. پیش‌بینی هم این بود که اگر هاشمی در عرصه انتخابات می‌ماند، ۴٠ میلیون رأی می‌آورد. بنابراین همان جریانی که خود را قیم انقلاب می‌دانست، زمینه را برای رد صلاحیت وی مهیا کرد.

باید قبول کنیم که حضور وی در آن مقطع به نوعی خودزنی بزرگی بود اما دیدیم که بعد از رد صلاحیت نیز راه تعامل و همراهی با نظام را نبست و در صف انقلاب و نظام ماند و در نهایت اینکه با تعامل و همراهی هاشمی‌ بود که پیروزی برای آقای روحانی به دست آمد. 

 

آیت‌ا... هاشمی به نوعی پس از انقلاب پایه‌گذار دولتی فن‌سالار یا تکنوکرات در کشور بود. اما منتقدان با انتقاد از عملکرد ٢ دولت وی معتقدند ما در حالی که پس از جنگ، سختی‌ و ویرانی‌هایش را داشتیم، نوع اقتصادی که آقای هاشمی پیاده کرد، مبتنی بر توسعه شدید زیرساخت‌ها و برپایه الگویی غربی بود که البته دیربازده بود. سؤال اینجاست که چرا آقای هاشمی همان اقتصاد کوپنی و شبه سوسیالیستی را ادامه نداد تا محبوبیت بیشتری هم کسب کند و از سویی آماج حملات منتقدان اقتصادی هم قرار نگیرد؟

منتقدین می خواستند امور و مواردی را در کشور پیاده کنند که عملا شیوه و روشش به بن بست رسیده‌بود. نوعی تفکر منسوخ که نیروهای چپ و به معنای مصطلح طرفداران اقتصاد سوسیالیستی شوروی سابق آن را اشاعه می‌دادند و این در حالی بود که دنیا از تئوری‌های اقتصادی چپ در شوروی سابق برگشته بود و تفکر آقای هاشمی بر مبنای اقتصاد تولیدی بود.

 

ظاهرا در حزب جمهوری اسلامی هم مباحث اقتصادی را تدریس می‌کرد؟

بله. مباحث اقتصاد ترکیبی را هم تدریس می‌کرد. سیاست‌های کلی اصل ۴۴ هم در همین رابطه توسط آقای هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام نهایی شد. بعد هم توسط رهبری ابلاغ و مورد توجه قرار گرفت. آقای هاشمی می‌گفت تا تولید ثروت نکنیم، نمی‌توانیم جامعه و مردم را از تنگنای اقتصادی خارج کنیم. برخی در همان مقطع به دنبال تعاونی مصرف و اقتصاد توزیعی بودند اما آقای هاشمی می‌گفت اگر چیزی نداشته‌باشیم، مجبوریم فقر بین مردم توزیع کنیم. کشورهای دیگر هم به اعتبار ایده‌های وی، شرایط سرمایه‌گذاری در ایران را پذیرفته‌بودند و با ما همراهی می‌کردند

 

در سال ٧۶ شایعات زیادی مطرح شده‌بود که ممکن است به جای آقای خاتمی، نام آقای ناطق از صندوق‌ها بیرون بیاید. آیت‌ا... در این انتخابات نقشی داشت؟

آقای هاشمی اگرچه طرفدار آقای خاتمی بود اما آشکارا از ایشان حمایت نکرد. رفتار آقای هاشمی به گونه‌ای بود که هرگاه قرار بود اصلاح‌طلبان مورد ظلم قرار بگیرند، از آن‌ها حمایت می‌کرد و همین شیوه را در مورد اصولگرایان داشت. بعدها در دوره اصلاحات که ما اصولگراها مورد ظلم و تعدی قرار گرفتیم نیز از ما حمایت کرد و به نوعی بالانس‌کننده شرایط سیاسی نظام بود. البته اگر یادتان باشد، بیشترین تخریب را آقای هاشمی در ابتدا از سوی اصلاح‌طلبان تحمل کردند. «عالیجناب سرخ‌پوش» را که یادتان هست؟

بله...

اگر تاریخ را مرور کنیم، هاشمی بیشترین ریسک رجوع به آراء مردمی را داشت و سابقه چندین دوره کاندیداتوری مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری را داشت؛ به گونه‌ای که روح و جانش با مردم‌سالاری عجین بود. برداشتش این بود که اگر در رأی مردم تشویش ایجاد شود، اسلامیت نظام از بین خواهدرفت.

 

و این دیدگاه در مورد انتخابات سال ٩٢ هم در جریان بود.

بله، درست در بعدازظهر همان روز رد صلاحیت، در حالی که من و آقای جهانگیری و برخی دوستان دیگر در ستاد آیت‌ا... هاشمی بودیم، وی با آقای جهانگیری تماس گرفت و جویای احوال شد و وقتی فهمید ما در ستاد انتخابات ایشان هستیم، متعجب شد و گفت ما دیگر ستاد انتخابات نداریم زیرا به دلیل رد صلاحیت، از نظر قانونی دیگر کاندیدا نیستیم. بعد هم اعلام کرد اگر حتی ٢ نفر جلو یا داخل ستاد باشند و این کار جنبه اعتراضی داشته‌باشد، خلاف شرع، عرف و قانون است. فردای همان روز هم که یکدیگر را دیدیم، گفت خیلی راحت و خوشحالم از این مسئله که بار این مسئولیت از روی دوشم برداشته شده‌است. این ویژگی‌ها بود که از هاشمی، هاشمی ساخت و نظام هم نمونه‌اش را تا به حال نداشته است.

بگذارید در این مورد مثالی بزنم؛ در انتخابات خبرگان که ایشان لیست داد و برخی هم در تقابل با لیست هاشمی، لیست دادند و لیست خودشان را لیست ولایی و لیست آقای هاشمی را لیست انگلیسی اعلام کردند.در نهایت لیستشان رأی نیاورد. یادم می‌آید وقتی رهبر معظم انقلاب می‌خواستند بر پیکر آیت‌ا... طبسی نماز بخوانند، آیت‌ا... امامی کاشانی در صف نماز، جلوی من و در صف اول قرار داشت. بعد از نماز به شوخی به ایشان گفتم آقای امامی کاشانی، خداییش به عنوان یک آیت‌ا... انگلیسی رأی فوق‌العاده‌ای آوردید. ایشان بعد از آقای هاشمی رتبه دوم آراء و آقای روحانی رتبه سوم را به دست آورده‌بودند. مردم هر جریانی را که آقای هاشمی در آن بود، پیروی می‌کردند و رأی می‌دادند. برای اینکه وی التزام به مردم‌سالاری داشت.

 

به انتخابات سال ٨۴ برویم. ظاهرا اجماعی روی آقای ولایتی صورت گرفته‌بود که مورد موافقت آقای هاشمی هم بود. اما وقتی صحبت از حضور آقای احمدی‌نژاد به صحنه انتخابات شد، آقای هاشمی هم وارد شد. شناخت سیاسی آقای هاشمی از آقای احمدی‌نژاد چقدر بود که حاضر شد برای پیروز نشدن احمدی‌نژاد که در انظار مردم فرد نسبتا گمنامی بود، بخش زیادی از وجهه خود را هزینه کند؟

حرف شما درست است و آقای هاشمی اعلام کرده‌بود اگر اجماع در مورد آقای ولایتی وجود دارد، من به صحنه نمی‌آیم. بعدها شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که من هم جزئی از آن‌ها بودم، دچار اختلاف و تشتت شد. آقای ناطق رئیس این شورا بود و به نحوی به آقای لاریجانی گرایش داشت. بخشی از سنتی‌ها و قدیمی‌های اصولگرا با آقای ولایتی و بخشی با آقای توکلی همراه شدند. رزمنده‌های دوران دفاع مقدس هم با آقای رضایی و برخی هم با آقای قالیباف همراه شدند. این تشتت باعث شد آقای هاشمی نگران شود که شرایط در جمع نیروهای شورای هماهنگی انقلاب فرسایشی شده و در نتیجه به سمت انتخابی بروند که مناسب نباشد. از سوی دیگر برخی ارگان‌ها همانند سپاه، بخشی از اعضای شورای نگهبان و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که احمدی‌نژاد هم جزئی از آن‌ها بود، بر حضور احمدی‌نژاد توافق کردند. به نوعی نزاع در میان شورای هماهنگی شکل گرفته‌بود. باور کنید اگر حتی بر آقای قالیباف اجماع صورت می‌گرفت، آقای هاشمی نمی‌آمد. در آن زمان احمدی‌نژاد سیاستش با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن بود. در آن مقطع هاشمی گفت اگر احمدی‌نژاد مورد نظر این‌ها باشد، من حتما می‌آیم. آقای هاشمی می‌دانست اگر احمدی‌نژاد وارد شود، از ولایتی و قالیباف هم عبور خواهدکرد و این کار را هم کرد.

 

ریشه این شناخت از احمدی‌نژاد از کجا ناشی می‌شد؟ رئیس جمهور سابق در شهرداری تهران کارهایی کرده‌بود و ظاهرا وجهه نسبتا خوبی از خود به یادگار گذاشته‌بود و برخی اقدامات پوپولیستی را هم برای این اقبال، در دستور کارش قرار داده‌بود.

آقای هاشمی می‌دانست که تمام این اقدامات ریاکارانه و برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری است. احمدی‌نژاد استاندار آقای هاشمی بود و در مقاطعی در ستاد آقای هاشمی هم فعالیت داشت. جالب اینجاست که حتی احمدی‌نژاد گفته‌بود من با اجازه آقای هاشمی می‌آیم و بعد از حضور ایشان به نفعشان کنار خواهم‌رفت اما آقای هاشمی دوگانگی شخصیت احمدی‌نژاد را بیشتر از هرکسی شناخته‌بود و می‌دانست که از رهبری هم عبور خواهدکرد و برای ارضای عقده‌های روحی و روانی‌اش تلاش خواهدکرد. 

 

و در همان جلسه شما جزو معدود مخالفان هم بودید.

بله، دقیقا. آقای ناطق، مرحوم کردان و آقای باهنر را به همراه احمدی‌نژاد پیش آقای علیزاده فرستادند که در آن زمان رئیس کل دادگستری استان تهران بود تا پرونده شکایت از وی رفع و رجوع شود. وقتی آن‌ها رفتند، در همان جلسه به آقای ناطق گفتم شما در مورد این شخص اشتباه می‌کنید. احمدی‌نژاد همین پادوی ساده شما باشد بهتر است اما شهردار شدنش سم مهلکی برای جریان اصولگرا می‌شود.

 

آقای ناطق چه گفت؟

وی گفت شما اشتباه می‌کنید. الان شرایطی که احمدی‌نژاد برای نظام پیش آورده‌است را ببینید؛ بقایی و مشایی بردن و آوردنش، حرف‌هایی که در سفرهای استانی می‌زد و حالا هم که عملا با نظام تقابل می‌کند و می‌گوید این‌ها رفتنی هستند و البته خودش را آلترناتیو نظام به معنای تام کلمه می‌داند. همین روزها را در آن سال‌هایی که اشاره کردیم هم پیش‌بینی کردیم. جالب اینجاست همان‌ها که احمدی‌نژاد را مائده آسمانی می‌دانستند، حالا به جای اینکه پاسخگوی عملشان باشند، همچنان مرگ بر هاشمی می‌گویند. این واقعا خنده‌‌دار و جزو عجایب روزگار است.آقای احمدی‌نژاد وقتی رئیس جمهور شد، فریاد عدالت‌خواهی‌اش گوش فلک را کر کرده‌بود. در سفر استانی دولت به خراسان رضوی هم ٣٠٠ مصوبه برای استان و مشهد تصویب کرد؛ مصوباتی که حتی با مخالفت رئیس کل بانک مرکزی به دلیل عدم امکان تأمین بودجه مواجه شد.

 

همان مصوباتی که در سفرهای استانی به مصوبات تریبونی معروف شده‌بود...

دقیقا؛ اما احمدی‌نژاد به آقای شیبانی می‌گفت به شما ربطی ندارد. شما باید در جریان مصوبات باشی و باید حتما منابعش را پاسخگو باشی و در مقابل اعتراضات دیگر هم جواب سربالا می‌داد. 

در بحث سیاست خارجی، آقای هاشمی تلاش درخور توجهی برای بهبودی روابط با برخی کشورهایی که در سابق دچار زاویه با آن‌ها بودیم، داشت؛ از جمله تلاش برای بهبودی روابط با ملک عبدا... پادشاه سابق عربستان. عده‌ای البته این تلاش‌ها را غش کردن آقای هاشمی به سمت عربستان تعبیر می‌کردند، در حالی که آیت‌ا... هاشمی در بحران یمن، از سیاست عربستان انتقاد کرد.

یک سال بعد از آن ماجرا، آقای هاشمی در همان تعطیلات تابستانی با من و آقای افروغ و جمع قابل توجهی از نمایندگان در مکه بودیم. امیر عبدا... تکریم فوق‌العاده‌ای از وی انجام داد. بقیع به روی همه ما و حتی خانم‌ها باز شد. آقای هاشمی مراسم روضه حضرت فاطمه را روی قبر امام حسن برگزار کرد و به عنوان تنها روحانی شیعه اجازه پیدا کرد فدک را زیارت کند و بعد از برگشتن هم خطبه فدک را خواند. آقای هاشمی همانجا با امیر عبدا... توافق کرد تا هم فدک را به عنوان میراث شیعه بسازیم و هم در ارتباط با بقیع، ساخت‌وساز آبرومندی مثل مسجد النبی صورت بگیرد. بعد هم که نماینده عربستان برای پیگیری این تفاهم به ایران آمده‌بود، نزدیکان احمدی‌نژاد اعلام کردند آقای هاشمی اینجا هیچ‌کاره است. یکی از آه و سوزهای آقای هاشمی این بود که می‌گفت چرا احمدی‌نژاد برای اینکه این ماجرا به نام من تمام نشود، علیه شیعه و مظلومیت حضرت زهرا(س) موضع‌گیری می‌کند. آقای هاشمی در بحث عربستان چهره تأثیرگذاری بود. بعد از شرایط پیش‌آمده در مراسم حج در دوره فهد، به جهت ارتباط با همین امیر عبدا... و با پشتوانه حمایت امام، روابط را عادی‌سازی کرد و به نقطه تعامل رساند. در مقابل جریان احمدی‌نژاد تجربه جنگ‌طلبی و افراطی‌گری را اشاعه داد و حامیان این فکر نیز در نهایت سفارت‌خانه عربستان را به آتش  کشیدند.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی