کد خبر : 92709
/ 06:58
گفت‌و‌گو با مظفر علیزاده، دبیر مجمع نیروهای خط امام خراسان‌رضوی درباره سپهر سیاسی آیت‌ا... هاشمی

عده‌ای می‌خواهند نام و یاد هاشمی نباشد

عده‌ای می‌خواهند نام و یاد هاشمی نباشد.». این اولین جمله‌ای است که تا روی صندلی می‌نشیند، می‌گوید. «ولی تا نهضت زنده است، هاشمی هم زنده است

عده‌ای می‌خواهند نام و یاد هاشمی نباشد

شهرآرا آنلاین - الهام ظریفیان| «عده‌ای می‌خواهند نام و یاد هاشمی نباشد.». این اولین جمله‌ای است که تا روی صندلی می‌نشیند، می‌گوید. «ولی تا نهضت زنده است، هاشمی هم زنده است. این حرف امام است.». حرفی را که می‌خواهد بزند، تأکید می‌کند: «من از سال‌۴٩ هاشمی را می‌شناسم.». 

مظفر علیزاده پیش از آنکه یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب باشد، خود را معلم می‌داند. پس‌از انقلاب در ابتدا عضو جهاد سازندگی خراسان شد، ولی بعد به آموزش‌و‌پرورش رفت و آنجا ماند. معتقد بود که آموزش‌و‌پرورش ریشه و اساس است. در این وزارتخانه در طول سال‌های خدمتش بالا و پایین زیاد دید. از مسئول اداره آموزش‌وپرورش در یکی از شهرستان‌های کردستان و معاون پرورشی اداره کل خراسان بگیر، تا معاون امور استان‌های سازمان آموزش از راه دور کشور در سال‌٨۶‌. با آمدن احمدی‌نژاد، اولین فردی در آموزش‌وپرورش بود که از مسئولیت اجرایی کنار گذاشته شد. در‌نهایت نیز به‌عنوان یک معلم ساده بازنشسته شد، اما فعالیت‌های اجتماعی‌اش را ادامه داد. او اکنون دبیر مجمع نیروهای خط امام خراسان‌رضوی و عضو شورای مرکزی این مجمع است.

معتقد است: «عده‌ای دنبال این هستند که بگویند هاشمی رفاه‌طلب و سرمایه‌دار بود. اما تنها شخصیتی که نه‌تنها از انقلاب سهمی نبرد، بلکه همه سرمایه زندگی‌اش را پای انقلاب داد، هاشمی بود؛ از ماشین بلیزر اولیه‌اش بگیرید که زیر پای امام گذاشت تا تمام ثروت آبا و اجدادی‌اش را که برای انقلاب گذاشت.».

 

در سال‌های اخیر عده‌ای تهمت‌هایی به آقای هاشمی زده‌اند؛ از‌جمله اینکه به گروه‌های منحرف وابستگی داشته است یا با گروه‌هایی بوده که بعدا منحرف شده‌اند. فکر می‌کنید این تهمت‌ها از کجا می‌آید؟

این غلط است. آن‌ها بودند که خودشان را به هاشمی نزدیک می‌کردند. تفکر هاشمی این بود که باید هرکسی را که علیه شاه مبارزه می‌کند، حمایت کند. معنی حمایت این نیست که تفکر و اندیشه آن‌ها را قبول داشت؛ مثلا سازمان مجاهدین خلق کسانی بودند که خودشان را به هاشمی نزدیک می‌کردند و هاشمی هم به آن‌ها کمک می‌کرد، اما سعی می‌کرد جلو انحرافشان را هم بگیرد. برخی از دوستانم که با ایشان در زندان بودند، می‌گفتند هاشمی مدام با این افراد بحث می‌کرد. تاریخ هم نشان داد که این افراد سعی کردند از موقعیت هاشمی استفاده کنند، ولی از تفکرات ایشان پیروی نکنند. به‌همین‌دلیل هم بود که این گروه و گروه‌های دیگر که نصیحت‌های ایشان را قبول نکردند، ایشان را ترور کردند.

 

این روزها طرفداران آقای هاشمی با عنوان اصلاح‌طلبان شناخته می‌شوند. این تعریف از کی به‌طور روشن به آقای هاشمی اطلاق شد؟

در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی بود که برای نمایندگی مجلس هم ثبت‌نام کرده بود. اصلاح‌طلبان نام ایشان را در فهرست نیاوردند که این اولین اشتباه آن‌ها بود. بعد هم رفتارهایی انجام دادند که هاشمی مجبور شد استعفا کند. اگر آقای هاشمی استعفا نمی‌‌کرد، مطمئن باشید بلاهایی که الان به سر ما آمده است، پیش نمی‌آمد و بچه‌های اصلاحات این‌گونه در غربت نبودند و قطعا الان بسیاری از افراطی‌ها بر مسند کار نهادهای مهم نبودند. من معتقدم که این کار ما در آن زمان باعث این کارها شده است. ما زمانی با هاشمی برخوردهایی ‌کردیم که غیردوراندیشانه بود. ما اشتباه کردیم که آینده را نگاه نکردیم و هاشمی را قربانی خواسته‌های خود کردیم. 

 

نگاه مردم و چهره‌های سیاسی قبل از اینکه آقای هاشمی به‌عنوان اصلاح‌طلب شناخته شود، چگونه بود؟

تا حالا هر رئیس‌جمهوری که آمده، در دوره اول خوب کار کرده و در دو سال آخر در مسائل مالی به مشکل برخورده است. وقتی این مسائل پیش‌ می‌آید، مردم خروجی‌ را می‌بینند که گرانی، تورم و مشکلات شده است. در آن مقطع هم مردم کارهای زیربنایی‌ای را که آقای هاشمی انجام داد، ندیدند. آقایان الان مدام می‌‌گویند انقلاب این کارها را کرد. سؤال این است که این‌ها را چه کسی انجام داده است؟ کارهای زیربنایی اکثرا در دوره آقای هاشمی انجام شد و آقای خاتمی همان‌ها را ادامه داد. بعد آقای احمدی‌نژاد منافقانه علیه آن‌ها شعار داد، ولی همان‌ها را کپی‌برداری کرد.

 

چیزی که تفکر آقای هاشمی را از راست سنتی جدا می‌کرد، چه بود؟

نگاهش به سیاست‌های خارجی و اقتصاد و فرهنگ بود. زمانی‌که اصلا اصلاح‌طلبان شکل نگرفته بودند، چه کسی اعلام کرد که اشکالی ندارد خانم‌ها دوچرخه‌سواری کنند؟ چه کسی اعلام کرد که حجاب فقط به چادر نیست؟ چه کسی اعلام کرد که حتی رئیس‌جمهور می‌تواند خانم باشد؟ همه این‌ها را هاشمی گفت. خاتمی ٩٠‌درصد گفتار و اندیشه‌های هاشمی را گرفت و با رعایت اصول تدوین کرد. آقای خاتمی این‌ها را در مکتب شهید‌بهشتی و آقای هاشمی‌رفسنجانی آموخته است. معتقدم بنیان‌گذار اصلاح‌طلبی در جامعه ما شهید‌بهشتی و هاشمی‌رفسنجانی بودند. تفکرات و اندیشه‌های اصلاح‌طلبی وجود دارد. البته این حرف‌ها دلیل بر این نیست که هاشمی در اجرا اشکالاتی نداشته و در مقطعی، نظرات اشتباهی نگفته باشد. 

 

این‌ اشکالات بیشتر در دوره اول ریاست‌جمهوری ایشان اتفاق افتاد؟

در دوره اول هم بود ولی در دوره دوم ادامه پیدا کرد.

 

انتقاد شاخص به آقای هاشمی بیشتر درباره همان مسائل اقتصادی بود؟

ایشان در مقطعی از زمان احساس کرد که یکه‌تاز انقلاب است.در دوره اول ریاست‌جمهوری و دو سال بعد از آن. بزرگ‌ترین اشکالش این بود. حتی به هیئت‌دولت می‌گفت شما به کارهای سیاسی کار نداشته باشید، من خودم یک‌تنه همه را حریفم!

ببینید هر انسانی که این تفکر را پیدا می‌کند حتما به خطا می‌رود.

 

ایشان کجا خطا کردند؟ یعنی آثار این یکه‌تازی چه بود؟

آثارش این بود که عده‌ای درقبال ایشان موضع گرفتند و یکی بعد از دیگری از ایشان جدا شدند. وقتی روح منیت بر انسان حاکم شود دوستان کم‌کم از شخص جدا می‌شوند. 

 

چه کسانی در آن دوره از ایشان جدا شدند؟

بچه‌های اصلاحات مثل آقایان محتشمی، بهزاد و خیلی‌های دیگر. زمانی ایشان متوجه شد که دید این افراد را از دست داده است. این را دیر متوجه شد ولی بعد جبران کرد؛ خوب هم جبران کرد.

 

دوره اوج محبوبیت آقای هاشمی کی بود؟ 

اوج محبوبیتش در دوران امام و زمان ریاست مجلس بود. همیشه در تهران نفر اول رأی می‌آورد. فرمانده جنگ بود. از یارانی بود که امام مدام از او تعریف می‌کرد. اما در دوران ریاست‌جمهوری، وارد کارهای اجرایی که شد، این محبوبیت کاهش یافت. هر رئیس‌جمهوری وقتی وارد کارهای اجرایی می‌شود، محبوبیتش را از دست می‌دهد.

 

اندیشه هاشمی چطور ایران پساهاشمی را نجات خواهد داد؟

تندروهای اصولگرا مواضعی دارند که با تمام قوانین بین‌المللی و مراودات دیپلماسی مخالف‌اند. فقط یک موضوع را می‌گویند که باید انقلابی کار کنیم. من خودم انقلابی هستم و انقلابی‌ترین فرد را آقای هاشمی‌ می‌دانم. انقلابی یعنی کسی که تابع مقررات داخلی و بین‌المللی است. ما که نمی‌‌توانیم بگوییم ١٨٠‌کشور دنیا غلط کرده‌اند که این قانون را مصوب کرده‌اند! اگر بگوییم غلط کرده‌اند، معنی‌اش انقلابی‌بودن نیست. 

 

اگر آقای هاشمی را یک تعادل دهنده در سیاست داخلی ایران بدانیم، حالا که ایشان نیستند، فکر می‌کنید این نقش را چه کسی دارد؟

من کسی را نمی‌توانم پیدا کنم که جای ایشان را بگیرد، چون کسی این نگاه را ندارد. شاید نزدیک‌ترین فرد به ایشان آقای خاتمی باشد که خداوند ایشان را حفظ کند. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی