• خانه
  • یادداشت
  • خنده گم‌شده شهروندان
کد خبر : 93039
/ 07:20
روح‌ا... اسلامی

خنده گم‌شده شهروندان

خنده گم‌شده شهروندان

شهرآرا آنلاین - در روزگار فعلی یکی از گمشده‌های زندگی شهروندان ایرانی، خنده و شادی است. در روزگاران گذشته به‌علت حمله‌های ویرانگر، حکومت‌های استبدادی و غیرقابل‌پیش‌بینی‌بودن حوادث مردم اغلب غمگین و ناراحت بودند و حتی گمان می‌کردند اگر بخندند، عذاب الهی نازل می‌شود. بارها از پدربزرگ و مادربزرگ خویش شنیده‌اید که بلند نخندید یا قدیمی‌ها بر این باور بودند که خنده، سبک‌بازی است یا اینکه در ضرب المثل خرافاتی القا شده بود که اگر زیاد بخندید و شاد باشید، حتما مصیبت بزرگی خواهد آمد. کشوری که حملات متعدد قبایل بیابان‌گرد را دیده است و هر صد سال یک‌بار تا مرز ویرانی حرکت کرده است.

بعد از اینکه شهرها گسترش یافت، پزشکی پیشرفت کرد، طبقه متوسط شکل گرفت، دانشگاه تأسیس شد و تحصیلات بالا رفت، امنیت حاکم شد، بلایای طبیعی و زلزله تا حد زیادی مهار گردید؛ اما هنوز چهره ایرانیان کاملا شاد نیست. لباس‌ها اغلب رنگ تیره و صورت‌ها اخم‌کرده است. انگار بخشی از جامعه با هم دعوا دارند و بدبینی در آن‌ها حاکم است؛ حتی روشن‌فکران نیز به تقلید از گرایشات مارکسیستی و پست‌مدرن جهان را رو‌به‌انحطاط تفسیر می‌کنند. یکی از روشن‌فکران معاصر اعتقاد داشت خنده برای مردم سبک‌مغز است و اغلب خردمندان تاریخ نالان و گریان بوده‌اند. شاید زمانی که خیام در حمله مغول همه خردمندان را غمگین تصور می‌کرد، حق داشت؛ اما اکنون که شرایط تغییر کرده است، هنوز بر اساس هستی‌شناسی اندوهبار نوشتن نوعی کندذهنی محسوب می‌شود. اگر در گذشته نبود امنیت و بی‌اعتمادی باعث خشم و اخم رعیت می‌شد، اکنون بی‌اعتمادی به یکدیگر و توقعات فزاینده باعث تلخ‌کامی شهروندان شده است. گروهی نیز مدام دنبال تئوری توهم توطئه هستند و همه پدیده‌های دنیا را منفی تحلیل می‌کنند. منفی‌انگاری و تفسیر غمگین رویدادها و انتظار فاجعه را کشیدن به عرف رایج تحلیل‌ها بدل شده است. اندیشمندان نقش اساسی در غمگین‌کردن جامعه و پاشاندن بذرهای هستی‌شناسی اندوهبار در کشور دارند. البته سیاست‌مداران نیز با سیاست‌های نادرست و ناکارآمد و تحلیل‌های فاجعه‌بار در غمگین‌ساختن شهروندان نقش دارند. اقتصاد غیرقابل‌پیش‌بینی و برداشتن مداوم از جیب شهروندان اعصاب همه را به هم می‌ریزد و رمق خنده را می‌برد.

خنده و شادی، گمشده شهروندان ایرانی است. دیری است که مردم نخندیده‌اند و از ته دل شاد نشده‌اند. نیاز به رویدادهای ملی و حماسه‌های شادی‌آفرینی چون فتح خرمشهر، بازگشت اسیران قهرمان، پیروزی تیم ملی و رفتن به جام‌جهانی است که ملت بخندند و شادی کنند؛ اما علاوه بر رویدادهای ملی و بزرگ، نیاز به سیاست‌گذاری‌های کوچک و شهری داریم. برگزاری جشن‌ها و رویدادهای شاد و فرصت ایجاد‌کردن به خرده‌فرهنگ‌های محلی و بهادادن به آیین‌ها و مراسم ملی و مذهبی می‌تواند اخم شهروندان را کمی باز کند. باید در آیین‌ها، مراسم، تابلوها، نمادها، مجسمه‌ها و کارگاه‌ها شادی را اولویت دهیم تا از افسردگی، خودکشی و درگیری، جلوگیری کنیم. ایرانیان ملتی شاد بوده‌اند و جشن‌ها و مراسم یلدا، چهارشنبه‌سوری، نوروز و مهرگان از عهد باستان نمایانگر فلسفه زندگی مبتنی‌بر لذت و خنده بوده است. در عهد باستان مرگ، مریضی، بی‌ادبی، غم و خشک‌سالی دشمن بوده‌اند و امشاسبندان شهریور، فروردین، امرداد و... درجهت هم‌نوایی با طبیعت ملت و کشوری شاد و خندان شکل می‌دادند. در دین ما و روایت ائمه شادی، به عنوان سفارشی مؤکد آمده است وبه نظر می‌رسد با رعایت موازین شرعی باید به این توصیه ها بیش از پیش توجه کنیم.    
 

عضو‌هیئت‌علمی گروه علوم‌سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی