کد خبر : 93756
/ 07:52

در اعماق شکاف فناوری

کم سوادی شهروندان در حوزه فناوری مانع تحقق شهر هوشمند است

در اعماق شکاف فناوری

شهرآرا آنلاین - عادل نجفی | هوشمند یا غیرهوشمند، شهرها همواره برای تغییر به شهروندان خود متکی هستند. مقامات شهری هرچه مصوبه و بخشنامه صادر کنند باز هم به تنهایی نمی‌توانند عمل کنند. آن‌ها به شهروندانی مشارکت‌جو، آموزش‌دیده و حمایت‌کننده نیاز دارند تا ایده‌های جدید را عملیاتی کنند.به عبارت دیگر وقتی مدیران شهرهای هوشمند ابزارها و فناوری‌های جدید را برای رفع مشکلات روزمره شهر از چالش‌های زیرساختی در حوزه حمل و نقل عمومی گرفته تا تسهیل ارتباطات میان شهروندان و مدیران به کار می‌گیرند، شهروندان هستند که موفقیت یا شکست آن‌ها را مشخص می‌کنند. کاربران فناوری‌ها درباره پذیرش و به‌کارگیری این ابزارها با ملاحظه هزینه و فایده‌های آن‌ها تصمیم می‌گیرند و موفقیت یا شکست سرمایه‌گذاری‌ها را تعیین می‌کنند.

این روزها در بین شهروندان کلان‌شهرها کمتر کسی هست که با معضل پارکینگ روبه‌رو نشده باشد. یک نرم‌افزار مدیریت جای پارک را در نظر بگیرید. وقتی با تأخیر به محل کار خود رسیدید یا در ساعات اوج ترافیک به سالن تئاتر می‌خواهید بروید، نخستین دغدغه راننده پیداکردن جای پارک مناسب است. اکنون شهروندانی که چنین نرم‌افزاری در اختیار داشته باشند به جای جست‌وجو در بین جاهای پارک و مصرف سوخت بیشتر با استفاده از آن نزدیک‌ترین جای پارک خالی را مکان‌یابی و رزرو می‌کنند. از سوی دیگر، تصور کنید چنین شهروندی در محل پارکینگ با مانعی برخورد یا چاله‌ و ناهمواری در مسیر خود مشاهده کند. اکنون او می‌تواند به‌عنوان یک شهروند هوشمند وظیفه‌شناس از مانع یا ناهمواری مسیر یک عکس بگیرد و با استفاده از مکان‌یاب تلفن همراه خود آن را موقعیت‌یابی و برای اداره حمل و نقل شهری بفرستد تا به‌عنوان یک درخواست ثبت و در فهرست اقدامات خدمات شهری قرار بگیرد.

 

شکاف دیجیتال چیست و چرا اهمیت دارد؟

در مثال نرم‌افزار پارکینگ به نظر می‌رسد استفاده از آن منافع زیادی برای شهر و شهروندان به دنبال دارد و ظرفیت پذیرش آن از سوی کاربران بسیار بالا برآورد می‌شود. اما با شهروندانی که توانایی استفاده از این فناوری و مشارکت در مدیریت دیجیتالی شهر را ندارند چه کنیم؟

فاصله میان مردمان و جوامعی را که به فناوری‌های نوین و هوشمند دسترسی دارند و در سوی دیگر مردمان و جوامعی که به چنین فناوری‌هایی دسترسی ندارند یا دسترسی محدودی دارند، «شکاف دیجیتال» می‌نامند. فناوری‌هایی که در این تعریف به آن‌ها اشاره می‌شود می‌توانند شامل تلفن، تلویزیون، رایانه‌های شخصی و اینترنت باشد. البته این تعریف تا پیش از قرن بیستم به طور خاص به دسترسی و دسترسی‌نداشتن افراد به تلفن اختصاص داشت که از اواخر دهه٩٠ میلادی با گسترش شبکه جهانی وب به توانایی اتصال یا اتصال‌نداشتن به این شبکه مورد استفاده قرار گرفت.

 

جامعه‌شناسی شکاف دیجیتالی

از لحاظ جمعیت‌شناسی نیز شکاف دیجیتال به‌طور معمول در میان شهروندان شهرهای بزرگ و اهالی روستاها و مناطق دورافتاده‌تر؛ قشر تحصیل‌کرده و کم‌تحصیلات؛ میان طبقات مختلف اقتصادی اجتماعی و در سطح جهانی میان کشورهای بیشتر و کمتر توسعه‌یافته از لحاظ صنعتی خودنمایی می‌کند. البته باید در نظر داشت که در یک جامعه توسعه‌یافته نیز می‌توان شاهد شکاف دیجیتالی بود. شاخص‌های شکاف دیجیتال در چنین مناطقی را می‌توان در رایانه‌های مورد استفاده، سرعت پایین اتصال اینترنت، اتصال اینترنت ارزان‌قیمت نظیر Up Dial و همچنین دسترسی محدود به محتوای غیر رایگان در اینترنت در نظر گرفت.

یکی از مؤلفه‌هایی که در توضیح شکاف دیجیتالی ممکن است ناظران و تصمیم‌سازان را دچار اشتباه کند، بازار محصولات فناوری است. با افزایش سرویس‌های دیجیتالی نظیر وب‌سایت‌های پخش‌کننده آنلاین ویدئو، امکانات برگزاری کنفرانس‌های ویدئویی یا همچنین کلاس‌های درس مجازی که نیازمند اینترنت پرسرعت و باکیفیت هستند افرادی که از آن‌ها استفاده می‌کنند تبدیل به مشتریان این قبیل ابزارهای ارتباطی می‌شوند و دیگر افراد نقشی در این بازار ندارند. اگر چه استفاده از تلفن‌های همراه هوشمند حتی در میان اقشار کم‌درآمد جامعه در حال افزایش است، اما رشد هزینه‌های استفاده از بسته‌های اینترنتی و دشورای کار با چنین دستگاه‌های مدرنی مانع از رفع شکاف دیجیتال می‌شود.

 

  شکاف دیجیتال به روایت آمار

شاید باورش سخت باشد اما در حالی که ممکن است همین خطوط را با تلفن همراه هوشمند یا سایر وسایل دیجیتال بخوانید در بسیاری از نقاط جهان مردم به تلفن همراه و اینترنت دسترسی ندارند. معمولا در هنگام ارائه گزارش‌های آماری به «هست»ها بیشتر توجه می‌شود، اما بیایید این بار به «نیست»ها هم نگاهی بیندازیم.

۴٣درصد مردم جهان به اینترنت دسترسی دارند. به عبارت دیگر ۵٧درصد به اینترنت دسترسی ندارند!

۴۶درصد از مردم در سراسر دنیا به تلفن همراه هوشمند دسترسی دارند. پس این عدد یعنی اکثریت مردم جهان به چنین گوشی‌هایی دسترسی ندارند!

چنین آمار و ارقامی در هر یک از کشورها و شهرهای جهان قابل مشاهده است. مقامات و به ویژه در شهرها، مدیرانی که خواهان مشارکت شهروندان خود در رشد شهر هوشمند هستند باید بیش از پیش نگران این اعداد باشند. فارغ از نوع و سطح فناوری‌هایی که یک شهر می‌تواند فراهم کند، اگر شهروندان نتوانند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند و به‌طور مؤثر از آن‌ها استفاده کنند، چنین برنامه‌هایی محکوم به شکست هستند. ساده‌ترین راهبرد برای رفع این چالش ارائه دستگاه‌های قابل استفاده برای عموم در مکان‌های پرتردد یا اجرای سمینارهای آموزشی برای شهروندان است. حتی می‌توان با برنامه‌ریزی بلندمدت و از طریق آموزش همگانی مطالب درسی مرتبط با فناوری اطلاعات را به نسل بعدی آموزش داد. رویکرد و سیاست آموزشی چندان اهمیت ندارد و مسئله اصلی رفع شکاف است.

 

توسعه سواد دیجیتال 

هنگ‌کنگ در آسیا به‌عنوان یکی از متصل‌ترین شهرها و مناطق جهان از لحاظ پهنای باند اینترنت شناخته می‌شود اما برای آن دسته از هنگ‌کنگی‌هایی که در مناطق روستایی زندگی می‌کنند، داستان متفاوتی در جریان است. براساس آمارهای سال ٢٠١۵ در این منطقه ٢١درصد خانوارها هنوز به اینترنت دسترسی نداشتند. در واقع زیرساخت‌های هوشمندسازی در بسیاری از مناطق این کشور فراهم نشده است. 

گزارش‌ها نشان می‌دهند که بخش‌های بزرگی از جمعیت ساکن در مناق دور از مرکز نیز تجربه خوبی از کیفیت اتصال به اینترنت ندارند و بیشتر قطع هستند. در سال٢٠١٧ برنامه‌ای تدوین شد که طی آن فیبرهای نوری در مقیاس وسیعی گسترش یابند و جایگزین سیم‌های مسی شوند. پیش‌بینی می‌شود با اجرای این برنامه و تا سال ٢٠٢١ بیش از ٣٠٠منطقه دورافتاده و ١٧٠هزار هنگ کنگی در مناطق مختلف این کشور به اینترنت پرسرعت دسترسی  داشته باشند.

برای دستیابی به یک فرهنگ دیجیتال و سپس هوشمند، در کنار ساخت زیرساخت‌ها توسعه سواد دیجیتال و فناوری نیز ضروری است. شهروندان در نقاط مختلف جهان به طور معمول نسبت به ایجاد تغییرات موضع دارند و ممکن است بنا به‌دلایل مختلف به‌راحتی آن را نپذیرند. ابهامات قانونی، هزینه‌های استفاده، اطمینان‌نداشتن به سرویس‌دهندگان و ... ابهاماتی است که برای همه ما در هنگام استفاده از سرویس‌های جدید و به طور کلی غیرحضوری ممکن است به‌وجود بیاید. اما این ابهامات در میان گروه‌های سنی بزرگسال و به عبارت دقیق‌تر مسن‌ترها مشهودتر است. بسیاری از افراد کهنسال یا دارای برخی ناتوانی‌های جسمی در سراسر جهان دانش یا مهارت‌های دنیای مجازی را کسب نکرده‌اند. برای مثال در هنگ‌کنگ فقط ٣۵درصد سالمندان از تلفن‌های همراه هوشمند استفاده می‌کنند در حالی‌که بخش زیادی از ۶۵درصد دیگر حتی تمایلی به اتصال به اینترنت و جامعه مجازی نیز ندارند.

 

تبلت و اینترنت رایگان در بالتیمور 

 وضعیت شکاف دیجیتال در آمریکا نیز چندان متفاوت نیست.به عنوان مثال براساس آمارهای ارائه شده از سوی مرکز پژوهشی PEW، در شهر بالتیمور از هر ١٠ نفر بزرگسال (بالای ١٨ سال) دست‌کم یک نفر از اینترنت استفاده نمی‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد این افراد غالبا مسن هستند اما نه آنقدرها که نتوانند از فضای مجازی سر در بیاورند. اما بیشتر به اقشار کم‌درآمد و با تحصیلات پایین جامعه تعلق دارند. حتی در جوامع شهری این منطقه نیز ٨درصد مردم اصلا از اینترنت استفاده نمی‌کنند.

مقامات بالتیمور تلاش می‌کنند با توزیع تبلت و دسترسی رایگان به برخی شهروندان شکاف دیجیتال را به حداقل برسانند. پروژه‌ای که به نظر نتیجه‌بخش هم بوده است. در حال حاضر ۵٠٠٠شهروند این شهر مالک تبلت و یک سیم‌کارت شده‌اند. هزینه این خدمات تا ٢سال بر عهده مسئولان شهری است. در همین جمعیت محدود اثرگذاری‌های بارزی مشاهده 

شده است. برخی با استفاده از این امکانات تصمیم به ادامه تحصیل گرفته‌اند یا در شرایط کاری خود پیشرفت‌هایی نشان داده‌اند. به گفته مقامات بالتیمور تلفن‌های هوشمند به‌دلیل کوچک‌بودن صفحه نمایشگر مالک خود را به استفاده از امکانات هوشمند در بستر دیجیتال ترغیب نمی‌کند اما نمایشگرهای بزرگ‌تری مانند تبلت به شدت شکاف دیجتال را پوشش می‌دهد.

 

مشهد به روایت شکاف دیجیتال

وضعیت استفاده از اینترنت و آنلاین‌بودن خدمات در ایران و به‌طور مشخص در مشهد چندان شفاف نیست. براساس آخرین آمارهای ارائه شده از سوی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی تا پایان خرداد امسال تعداد مشترکان اینترنت باندپهن ایران به ۷۲میلیون و ۹۴۱ هزار و ۸۷۷ نفر رسیده است که از این تعداد، ۱۲میلیون و ۸۸۸ هزار و ۵۰ نفر مشترک اینترنت ثابت (ADSL) و ۶۰ میلیون و ۵۳ هزار و ۸۲۷ نفر کاربر اینترنت پرسرعت گوشی همراه هستند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که ضریب نفوذ اینترنت در ایران به مدد توسعه اینترنت پهن باند به ۸۸.۸۶ درصد رسیده است. براین اساس ضریب نفوذ اینترنت پهن باند ثابت ۱۵.۷درصد و ضریب نفوذ اینترنت گوشی همراه ۷۳.۱۶ درصد بیان شده است.

با توجه به جمعیت و بافت اقتصادی و اجتماعی مشهد به‌عنوان دومین کلان‌شهر کشور، به نظر نمی‌رسد وضعیت در این شهر از میانگین کشوری کمتر باشد. از سوی دیگر اقدامات شهرداری مشهد در بهره‌برداری از دومین دیتاسنتر بزرگ کشور در مشهد، وجود زیرساخت‌های فیبر نوری و فعالیت تعداد زیادی از کسب و کارهای اینترنتی و همچنین دو پایگاه اصلی خبررسانی مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی در مشهد همگی گویای وضعیت مطلوب زیرساخت‌ها و آمادگی جامعه برای غلبه بر شکاف دیجیتالی است.

اما از سوی دیگر به نظر می‌رسد نهادهای خدمات‌رسان نظیر شهرداری، میراث فرهنگی، آستان قدس رضوی و ده‌ها دستگاه و سازمان دیگر برای به‌روزآوری خدمات خود از طریق اینترنت از بخش خصوصی عقب هستند. توسعه‌نیافتن این خدمات می‌تواند ضمن تحمیل هزینه‌های مختلف به شهروندان برای دریافت خدمات، موجب طولانی‌تر شدن بازه شکاف دیجیتال و انتقال آن به نسل‌های بعدی نیز شود. شهروندانی که برای دریافت خدمات الکترونیک تردید داشته باشند و تمایلی به استفاده از آن نداشته باشند، حتی اگر به‌روزترین تلفن همراه یا باکیفیت‌ترین اتصال به اینترنت را نیز داشته باشند چندان رغبتی به استفاده از آن‌ها ندارند.

نمونه این امر را در تلاش کیپاد برای جایگزینی تلفن‌های همراه شهروندان با من‌کارت می‌توان مشاهده کرد. بسیاری از شهروندان که از تلفن‌های همراه مجهز به NFC نیز استفاده می‌کنند چندان تمایلی به تبدیل آن و استفاده از خدمات کیپاد نشان نداده‌اند و همچنان بخش مهمی از تراکنش‌ها در قطار شهری و اتوبوس‌رانی از طریق من‌کارت یا حتی  نقدی انجام می‌پذیرد. غلبه بر شکاف دیجیتال می‌تواند ضمن کاهش هزینه‌های مدیریت شهری، زمینه را برای ارائه آمارهای دقیق و برنامه‌ریزی متناسب با آن فراهم کند. همچنین تجربه جهانی نشان می‌دهد تلاش‌نکردن برای رفع شکاف دیجیتال می‌تواند فرصت‌های رشد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را که با استفاده از فناوری‌های مدرن امکان‌پذیر است نیز از جامعه سلب کند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی