کد خبر : 93757
/ 07:54

غبارِ خستگی شهر را در روستا بتکانیم

دکتر خدیجه بوزرجمهری از راهکارهای رونق گردشگری روستایی در خراسان می گوید

غبارِ خستگی شهر را در روستا بتکانیم

شهرآرا آنلاین - هما سعادتمند- هوایِ صبحی را که فزاینده جان باشد و از نسیمش عطرِ یار آید، دیگر نمی توان در کوچه پس کوچه هایِ عصر آهن و فناوری پیدا کرد تا کنارِ جویِ آبی، تن از ملال و خستگی روزگار شست و زیرِ سایه درختش از دغدغه های ریز و درشت شهرِ دود زده دست کشید. شاید همین مهم هم بوده که در چند سال اخیر بسیاری از کارشناسان صنعت گردشگری را به صرافت انداخته تا آدمِ تمام قد شهری شده را با اصلِ روستایی خود آشتی دهند. اما قطعا روستاهایی که قرار است نقطه عطف و سرمنزل راهِ گردشگران قرار بگیرند، باید معیارهایی دلخواه داشته باشند که بتوانند به انتظارِ گردشگران در این زمینه پاسخ بدهند. این معیارها را در گفت وگو با دکتر خدیجه بوزرجمهری، استاد جغرافیای روستایی در دانشگاه فردوسی مشهد، دنبال کردیم و به بررسی موقعیت جغرافیایی روستاهای خراسان و ظرفیت آن ها در پذیرش گردشگر پرداختیم.

 

زیارت و سیاحت در خراسان بزرگ

دکتر بوزرجُمهری در ابتدای سخن، نقبی به تاریخِ خراسان بزرگ می زند و این پهنه را بنا بر تاریخِ دیرینه ای که دارد، در حوزه گردشگری تاریخی، غنی می داند اما به گفته او، جغرافیای این خطه و شرایط توپوگرافی آن هم آن قدر جاذبه طبیعی ایجاد کرده است که می تواند محل توجه قرار گیرد. درست است که همه، مشهد و خراسان را با عنوان «گردشگری زیارتی» بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)می شناسند، این موضوع نباید سبب شود که از دیگر ظرفیت های آن درراستای رونق گردشگری و کسب درآمد از این حوزه غافل بمانیم. وجودِ آب و هوای کوهستانی در خراسان شمالی یا کویرِ احوال گرم کنِ خراسان جنوبی هریک به نوبه خود می تواند گردشگرانی با طبع و سلیقه های مختلف را مجذوب زیبایی های اکوتوریسم این پهنه پهناور کند. علاوه بر همه این ها شرایط زندگی مانند یک جانشینی یا کوچ نشینی در نواحیِ مختلف خراسان که ارمغانِ موقعیت جغرافیایی آن است، از دیگر مزیت هایی است که این قدرت را ایجاد می کند تا پیکرِ صنعت گردشگریِ روستایی را بر ستون های استوار آن تکیه دهیم. همه این شرایط در مرحله بعدی دست به دست هم داده است تا مشاغل، آداب و رسوم، پوشاک، غذا و محصولات محلی خاصی بسته به آن حالِ جغرافیایی ایجاد شود؛ این مهم درکنار اکوتوریسم خراسان، برای شهرنشینان در هرجای دنیا که هستند، ایجادِ علاقه می کند تا ساعتی را در گوشه دنج و ساده روستایی سر کنند. 

 

امروزه گردشگری روستایی چه جایگاهی در صنعت گردشگری دارد و تا چه اندازه جدی گرفته می شود؟

به صورت کلی که نگاه کنیم، صنعت گردشگری با همه تنوع موضوعی اش، در جهان قدمتی کمتر از نیم قرن دارد. این عمر در ایران از نصف آن هم کمتر است؛ همین موضوع نشان می دهد که ما برای ثمرگرفتن از این نهالِ جوان باید طرح ها و برنامه های بسیاری را مورد توجه قرار دهیم. در این میانه در یکی دو دهه اخیر به دلیل گسترش شهرها و صنعتی شدن آن، خو گرفتن مردم با زندگی ماشینی، تک هسته ای شدن خانواده ها، مهاجرت از روستا به شهرها، جایگزین کردن خانه های حیاط دار با آپارتمان های کوچک، دوری از طبیعت و بسیاری مسائل دیگر که تحمیل شده زندگی شهری بر ماست، ترویجِ گردشگری روستایی به یک نیاز تبدیل شده است؛ همه مردم نیاز دارند که برای تخلیه روانی و خلاصی از بن بست های روحی که زاییده زندگی شهری است، چند صباحی را در طبیعت به سر ببرند. این نیاز آن قدر جدی است که کشورهای اروپایی و پیشرفته، آن را به یک اجبار تبدیل کرده اند؛ یعنی همه افراد بر خود موظف کرده اند در صورت داشتن شرایطِ مناسب، تعطیلات آخرِ هفته خود را به گشت و گذار بروند و ساعاتی را در دل طبیعت بگذرانند.

 

ظرفیت گردشگری روستایی در خراسان را چطور توصیف می کنید؟

خراسان از توپوگرافی و شرایط اقلیمی خوبی برخوردار است و این خوبی را باید مدیون تنوع اقلیمی آن دانست. کویر یکی از این ظرفیت هاست که تماشا و سیاحت در آن در سال های اخیر باب شده است. به عنوان مثال چند سالی هست که در خراسان جنوبی به ویژه بشرویه و فردوس، جشنواره کویرنوردی برگزار می شود و گروه های زیادی هرساله میهمان ِ روز آفتابی و شبِ غرقِ در ستاره آن می شوند. ناگفته پیداست هر مسافری که به این اقلیم پا می گذارد نیازها و تقاضاهایی دارد. افزایشِ تقاضا هم به افزایش عرضه ختم می شود. این معادله درنهایت ایجاد اشتغال و رونق اقتصادیِ روستاهای کویری را به دنبال دارد. علاوه بر این وجود آب و هوای کوهستانی، بناهای تاریخی، جاذبه های طبیعی، زیارتگاه ها و دیگر جاذبه های گردشگری که در سراسر خراسان پخش شده، دست پُری برای این خطه به ارمغان آورده است تا مردمش حرف درخورِ اعتنایی در صنعت گردشگری داشته باشند. ناگفته نماند که ما با وجود ظرفیت های بالقوه در این حوزه هنوز زیرساخت های مناسبِ گردشگری را نداریم، اما مطمئن هستم که توجه به آن سبب می شود ما بالاخره راهمان را در این صنعت اشتغال زا و پول ساز پیدا کنیم.

 

شما خودتان به روستاهای مختلفی سفر کرده اید. در این سفرها بیشتر به چه مسائلی توجه می کنید؟

در گذشته هر روستایی در ایران بنا بر شرایط جوی و اقلیمی، قوم و نژاد و شغلی که داشتند، از الگویی خاص در معماری تبعیت می کردند. برای مثال در کویر، خانه ها گنبدی، پنجره ها کوچک و دیوارها قطور بود تا جلو ورود گرما و خروج سرما را بگیرد. خانه مردم دامدار به نوعی ساخته می شده است که از طبقه زیرین برای نگهداری دام و از طبقه بالا برای سکونت استفاده شود. اگر کشاورز بودند، خانه ها انبار داشته و در خانه قالی بافان معمولا یک اتاق مجزا برای دارِ قالی وجود داشته است. تمام مصالح معماری و نیازهای زندگی در خود روستا تأمین می شده و مردم به دولت یا نهادهای دولتی وابسته نبودند. اما متأسفانه در سال های اخیر اجرای طرح هادی در روستاها که با هدف استحکام بخشی و مقاوم سازی خانه ها و ایجاد راه ها انجام شد، کالبد روستاها در ایران دچار تغییر و تحول گردید؛ زیرا همه آن ها در ساخت و ساز از یک الگوی یکنواخت سرمشق گرفتند؛ این موضوع ضربات جبران ناپذیری بر فرهنگ و حتی شغل روستاییان وارد کرد. مردمی که دیگر جایی برای نگهداری غلات یا دام هایشان نداشتند، کم کم به شهرها مهاجرت کردند. صنایع دستی، پوشاک، غذا و خیلی چیزهای دیگر جلوه های شهری به خود گرفت؛ همین است که اکنون بیشتر روستاها تنها شکل سکونتگاه را به خود گرفته اند و رونق گذشته را ندارند. ما در سفر به هر روستا به این داشته ها و نداشته ها توجه می کنیم تا شاید بتوانیم آن روح گمشده روستایی را دوباره به این اجتماع ها باز گردانیم.

 

رونق گردشگری روستایی تا چه اندازه می تواند در بازگشت روح زندگی به روستاها کمک کند؟

قطعا رونق گردشگری تأثیر بسزایی در تحقق این موضوع دارد؛ زیرا گردشگری روستایی مؤلفه هایی دارد که باید آن ها را رعایت کرد؛ برای مثال یک گردشگر وقتی به یک روستا مراجعه می کند، قطعا دوست ندارد برای صبحانه کره بسته بندی شده در کارخانه های شهری را بخورد یا تخم مرغ پرورش یافته در مرغداری های صنعتی را استفاده کند. او محصولات روستایی را طلب می کند. دوست دارد به عنوان سوغات صنایع دستی آن روستا را با خود به شهر ببرد یا شب های سرد به جای مچاله شدن کنار بخاری، زیر کرسی پا دراز کند. گردشگر از شما می خواهد به جای اینکه او را پایِ تلویزیون بنشانید به مزرعه ببرید تا خرمن درو کردن گندم را ببیند و حتی کنار تنور با شما نان بپزد؛ این تقاضاها روستاییان را به تکاپو می اندازد تا خواسته گردشگرانی را که بابت اقامت در روستا هزینه می کنند، برآورده سازند. همین موضوع به مرور سبب می شود روستاها به آن جان مایه اولیه خود باز گردند و چرخ اقتصادشان هم بچرخد. فراگیر شدن این موضوع حتی می تواند روستاییان شهری شده را به صرافت بیندازد تا دوباره به دیار آبا و اجدادی شان برگردند.

 

با توجه به طرح های اجرا شده و تغییر شکل روستا تحقق این موضوع ساده نیست.

بله، ساده نیست اما قرار هم نیست که ما همه خانه های روستایی را دوباره خشت و گلی یا خراب کنیم و از نو بسازیم. در هیچ جای دنیا هم این امر مرسوم نیست. برای مثال در شهر گردشگری ونیز، تنها هسته مرکزی شهر قدیم ونیز حفظ شده است و شکلِ باقی شهر مانند شهرهای امروزی است. ناگفته نماند که شکل امروزی شهرهای کشورهای پیشرفته هم با نظارت دولت و تحت ضوابط خاصی ساخته شده  و دارای هارمونی خاصی که به آن هویت بشخیده که در مورد شهرهای ایران کمتر یافت می شود. ما هم می توانیم در روستاهایی که قابلیت گردشگری دارند، یک، دو یا چند خانه را که ارزش معماری دارند، با عنوان اقامتگاه های بوم گردی احیا کنیم تا آداب و رسوم آن ناحیه، غذاهای سنتی، موسیقی، پوشاک و در نهایت میراث ناملموس مردم آن اقلیم زیر سقف آن مکان به نمایش درآیند و عرضه شوند. خوشبختانه از سال٩۶ که طرح ایجاد اقامتگاه های بوم گردی کلید خورده تا الان، در خراسان رضوی ٣۵ خانه با این سبک و سیاق پا گرفته است که مورد اقبال نیز بوده اند؛ این فرصت را می توان برای دیگر روستاها هم ایجاد کرد؛ البته تا از قلم نیفتاده بگویم، در چنین حالتی نخست باید ظرفیت هر روستا را بررسی کرد تا ساخت اقامتگاه ها برای مالکان صرفه اقتصادی هم داشته باشند.

 

به نظر شما برای بالنده شدن گردشگری روستایی در خراسان و حتی ایران، به چه موضوع هایی باید توجه کرد؟

اکنون ١٧ روستای هدفِ گردشگری در خراسان رضوی شناسایی شده اند که می توان روی آن ها کار کرد. مهم ترین گام در وهله نخست، آموزش درست است. متأسفانه بسیاری از مردم فکر می کنند که اقامتگاه بوم گردی، مکانی شبیه مسافرخانه است که گردشگر شب را در آن می گذراند. نه، این طور نیست. اقامتگاه های بوم گردی جایی برای شناخت فرهنگ ها و آداب و رسوم هر قوم در هر خطه است. در این میان علاوه بر آموزش میزبانی، چگونگی برقراری ارتباط با گردشگر، احترام به فرهنگ های مختلف و پیداکردن شبکه ای از نیازهای مسافران است که آنان را سر ذوق می آورد برای تماشاکردن و آشنا شدن؛ با رعایت این جنبه هاست که گردشگر رغبت می کند دوباره به آن مکان یا روستا بازگردد؛ این رفتن ها و بازگشتن هاست که رونق اقتصادی را رنگ و رو می بخشد.

دومین مسئله ای که باید در حوزه رونق گردشگری روستایی مدنظر قرار بگیرد، برندسازی است؛ یعنی محصولات دامی و محلی، صنایع دستی، پوشاک، موسقی و آواها و نواهای هر خطه باید خاص همان محل باشد. این ها باید شناسایی و برند سازی کرد تا شاخص و عرضه شوند، مثل زعفران قائنات، سفال میبد، انگور کاشمر و برندهایی از این دست؛ تکیه بر این موضوع ها و معرفی آنان سبب احیای دوباره داشته های فراموش شده هر روستا می شود. 

 

٣۵

در استان خراسان رضوی ٣۵ خانه با سبک و سیاق روستایی ایجاد شده است

١٧

١٧ روستای هدفِ گردشگری در خراسان رضوی شناسایی شده اند

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی