کد خبر : 93844
/ 05:49

نویسنده، نقاش و شاید دوبلر

گفت و گو با داستان‌نویس نوجوان منطقه که می‌خواهد روزی دوبلر شود

نویسنده، نقاش و شاید دوبلر

شهرآرا آنلاین - نجمه موسوی - شیدا حسینی، نویسنده‌ای 12ساله است که اشعار حافظ را حفظ کرده و بدون لکنتی برایمان می‌خواند. در طنین کودکانه او تجلی کلمات حافظ و سعدی به‌روشنی نمایان می‌شود. شیدا که به گفته پدرش از زمانی که لب به سخن گشوده است، در انتخاب کلماتش از وزن و نظم فارسی الهام گرفته اکنون نویسنده‌ای کوشا در زمینه کودکان است. پدر شیدا دبیر تاریخ است و اوقات فراغت خود را برای کودکانش از کتاب‌های فارسی داستان می‌خواند. او خیلی زود متوجه این استعداد دخترش شده و او را به کانون پرورش فکری کودکان می‌فرستد. در آن زمان شیدای 8ساله با ابراز علاقه به تئاتر و هنر و داستان‌نویسی، فعالیت خود را در این کلاس‌های کانون آغاز می‌کند.

 

یک داستان‌نویس بااستعداد

این دختر پرتلاش و خلاق که در خانواده‌ای فرهنگی و اهل ادبیات پرورش یافته در نه‌سالگی اولین کتاب خود را به چاپ رسانده است. کیوان حسینی، پدر شیدا، ماجرای چاپ کتاب او را یک اتفاق خوب در زندگی دخترش می‌داند و این‌گونه روایت می‌کند: زمانی که در کانون پرورش فکری مشغول فعالیت بود نوشته‌های او در کلاس داستان‌نویسی نظر مربیان را به خود جلب کرد. داستان‌های کوتاهی با عنوان موفرفری و دردسرهای تنبلی با پیشنهاد و همکاری استادان شیدا در کانون مجلد شده و تبدیل به کتابی کودکانه شد. این اتفاق باعث شد آثار او ماندگار شود و در وجودش انگیزه‌ای برای ادامه مسیر ایجاد شود.

کیوان حسینی ادامه می‌دهد: شیدا برخلاف توانایی و خلاقیت‌های بسیاری که در زمینه‌های مختلف هنری و ادبی دارد، دختر کم‌رویی است و به‌سختی در جمع ظاهر می‌شود. درست به همین دلیل یکی از مسائلی که خانواده سعی می‌کند بر آن بیشتر تمرکز کند ایجاد اعتماد به نفس صحیح در وجود شیداست تا بتواند توانایی‌هایش را نشان دهد.

 

تقویت حافظه و تصویرسازی با شعر و هنر

 شیدا با لبخندهای کودکانه‌اش به‌خوبی شعر می‌خواند. او شعری از حافظ را برایمان می‌خواند که به گفته خودش کمتر از یک شبانه‌روز برای حفظ آن وقت گذاشته است. او که خود متوجه استعداد و علاقه‌اش در زمینه نویسنگی شده است با حمایت خانواده درصدد پرورش ابعاد دیگر روحش است به‌گونه‌ای که نقاشی و تصویرگری را به‌طور خودجوش آغاز کرده و کتاب جدید خود را درحالی می‌نویسد که تصویرگری آن را هم خودش انجام می‌دهد.

 پدر شیدا می‌گوید: من و مادرش هیچ دخالتی در نوع و میزان فعالیت او نداریم زیرا می‌خواهیم او با افکار کودکانه خود پرورش یابد و تصمیم نداریم که ما برای او مسیر علاقه‌اش را انتخاب کنیم.

 

نویسنده از کتابش می‌گوید

با شیدا صحبت می‌کنیم و از کتابش می‌پرسیم. کتابی که با زبان کودکانه نوشته شده و تصویرهای کودکانه نیز درکنارش نقش بسته است. شیدا می‌گوید: دوست دارم داستان‌هایم طنز باشد. کلا به شوخی و خنده علاقه دارم. داستان کتابم هم طنز است.

 او قسمتی از کتابش را باذوق و شوق فراوان می‌خواند:«با نیلوفر و مامانش رفتیم خونشون. مامان نیلو یک کار جدی براش پیش اومد و رفت بیرون. ما هم که حوصله‌مون سر رفت، نشستیم و یک فیلم ترسناک دیدیم. کلی اتفاقات ترسناک توی فیلم افتاد. داشتیم فیلم رو با هیجان و ترس می‌دیدیم که دست نیلو خورد به جعبه موزیکال و با صداش هر دو از جا پریدیم.»

 شیدا سپس به نقاشی‌هایی که با مداد سیاه می‌کشد و بعد آن را رنگ‌آمیزی می‌کند، اشاره کرده و اضافه می‌کند: من با توجه به تصویری که در ذهن خودم دارم نقاشی‌ها را می‌کشم. البته اتفاقات داستان هم تأثیر دارد و به من کمک می‌کند که حالت‌های متفاوت شخصیت‌های داستانم را بهتر در ذهن خود تصور کنم.

130443.jpg

علاقه به شاعران قدیمی

نویسنده کوچک ما درحالی که تلاش می‌کند شعر453 دیوان حافظ را حفظ کند، می‌گوید: خواندن و حفظ کردن غزلیات حافظ را به‌تازگی شروع کرده‌ام. تاکنون گلستان سعدی را می‌خواندم. به نظر من برای شروع، کتاب‌های سعدی خیلی بهتر از دیگر کتاب‌های شاعران قدیمی است. هم داستان‌های جذاب دارد و هم کلمات خیلی ساده و قابل درکی برای سن کم دارد.

شیدا سپس درحالی که چشمانش برق کودکانه‌ای می‌زند با شوق یک بیت از اشعار سعدی شیرازی را این گونه می‌خواند:«بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار... خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار».

شیدای کوچک ما آرزو دارد دوبلر شود و می‌گوید: خیلی تمرین می‌کنم تا بتوانم صدای افراد مختلف را با توجه به شخصیت آن‌ها تقلید کنم. دوست دارم دوبلر شوم و در انیمیشن‌هایی که خودم تصویر آن‌ها را کشیده و داستانش را نوشته‌ام صداگذاری کنم.

 

ورزش ذهن و جسم در کنار هم

شیدا حسینی در کنار فعالیت‌های هنری و ادبی خود به ورزش هم اهمیت می‌دهد. او با اشاره به اینکه «عقل سالم در بدن سالم» است، می‌گوید: من به ورزش دوومیدانی علاقه دارم و برای آزادشدن فکرم در طول روز ساعت‌هایی را به دویدن اختصاص می‌دهم.

او ادامه می‌دهد: می‌دانم که وظیفه اصلی من درس خواندن است و باید قبل از هرگونه فعالیت جانبی به تحصیل اهمیت بدهم. پس طوری برنامه‌ریزی می‌کنم که بتوانم با سرعت بیشتری به درس‌هایم بپردازم و اوقات فراغت بیشتری برای کارهای مورد علاقه‌ام ایجاد کنم.

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی