کد خبر : 94310
/ 06:11
روایت شهرآرا از توسعه و آبادانی نوین شهر الهیه

از زمین‌های بایر تا برج‌های لوکس

در سال‌های پیش از انقلاب اراضی الهیه کنونی، بخشی از اراضی کشاورزی روستاهای منزل‌آباد، صفی‌آباد، حسین‌آباد جلدک، امامیه و قاسم‌آباد بوده است.

از زمین‌های بایر تا برج‌های لوکس

شهرآرا آنلاین - رضاریاحی - حسین برادران فر- هکتارها زمین کشاورزی که از قنات نهرگناباد، امامیه و چاه‌های اطراف تغذیه می‌شدند و رزق و روزی کشاورزان را فراهم می‌کردند. با گذشت سال‌ها و به 2دلیل مهم کم‌آبی و زمین نامناسب برای کشاورزی، اراضی الهیه از رونق افتاده و به دیمه‌زارهایی تبدیل شد که بازدهی و درآمد خاصی را به دنبال نداشت. همین زمین‌ها در آینده و با درایت مدیران شهری مشهد، بعد از انقلاب تبدیل به منطقه نوین شهری می‌شود.

 

  الهیه، مسیرتوسعه شهر مشهد به سمت غرب   

همه چیز از 4دهه پیش آغاز شد، انقلاب اسلامی ایران؛ انقلاب گاهی اوقات منشأ خرابی، فقر مردم، ترس و وحشت است اما انقلاب اسلامی ایران سرآغاز سازندگی و آزادی مردم ایران بود. مدیرانی جهادگر، جوان و تحصیل‌کرده، آینده‌نگر، با انرژی فراوان و تازه‌نفس به میدان عمل قدم نهاده و شروع به ساختن و توسعه کلان‌شهرهای ایران پرداختند و مشهد هم به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کلان‌شهرهای ایران از این قاعده مستثنا نبود. شهر مشهد بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد و نوین‌شهر الهیه حاصل تفکر مدیران در راستای توسعه شهر مقدس مشهد به سمت غرب ایجاد شد.

 

خرید اراضی کشاورزی و آغاز ساخت منطقه

اوایل دهه60 است و مدیران وقت شهرداری مشهد، 200هکتار از اراضی و زمین‌هایی کشاورزی را که دیگر به زمین‌های بایر و لم‌یزرع تبدیل شده است خریداری کرده و در اختیار شرکت‌های انبوه‌ساز در آن زمان قرار می‌دهند و بدین ترتیب منطقه الهیه پایه‌گذاری می‌شود. هدف کاملا مشخص بود. ساختن منطقه نوین شهری، چراکه اگر خط‌‌مشی غیر از این ترسیم می‌شد، ممکن بود که منطقه حاشیه‌نشینی با سازه‌های آلونکی احداث شود.

 

تأسیس شهرداری منطقه در سال83

در سال1383 همه منطقه الهیه خلاصه در محله کوچک جاهدشهر می‌شود. شهرداری در منطقه وجود ندارد و اندک ساخت‌وسازهای موجود با نظارت و کنترل شهرداری منطقه10 انجام می‌شود. در سال1384 شهرداری منطقه تأسیس شده و از همان ابتدا با شعار «الهیه، نگرش نوین، منطقه نوین» کار خود را آغاز کرد. مجموعه‌ای که به‌شدت بر اصول ساخت مهندسی سازه‌ها، رعایت اصول شهرسازی معابر، فضای سبز و شهر بدون ترافیک و آلودگی پایبند است.

131026.jpg

وسیع‌ترین منطقه شهری مشهد

 در ابتدا نوین شهر الهیه در محدوده‌ای به وسعت 2154هکتار و حریم 5000هکتار تأسیس شد. در اردیبهشت سال1392 محدوده منفصل توس که در شمال غربی مشهد واقع شده است به مساحت 3448هکتار به منطقه12 ملحق شد که در حال حاضر این منطقه با احتساب 3ناحیه درمجموع با وسعتی بالغ بر 5600هکتار از لحاظ وسعت مقام اول را در بین مناطق شهری دارا بوده و حدود 17درصد کل شهر مشهد را به خود اختصاص داده است. اراضی الهیه از جنوب شرق به بزرگراه میثاق، از جنوب غرب به بزرگراه شاندیز، از شمال به جاده آسیایی و از شمال غرب به بولوار مهدیه محدود است. جمعیت منطقه از مرز 120هزار نفر گذشته است و 3درصد جمعیت شهر مشهد را شامل می‌شود.

 

40درصد زمین‌ها برای ساخت آماده است

 15سال است که نوین‌شهر الهیه هر روز در حال پیشرفت است و همچنان با شتاب به سمت پیشرفت گام برمی‌دارد. بعد از گذشت سال‌ها فقط60درصد زمین‌های موجود ساخته شده و مابقی اراضی آماده برای سرمایه‌گذاری در بخش مسکن است. همچنین در منطقه12 زمین‌های زیادی با متراژ بالا مخصوص کاربری‌های خدماتی مانند بیمارستان، درمانگاه، مدرسه، آموزش عالی، سینما، سالن‌های ورزشی، شهربازی و مراکز خرید وجود دارد که فرصتی ایده‌ال برای سرمایه‌گذاران است.

 

ریسک پایین سرمایه‌گذاری در منطقه

 در سال95 وضعیت مسکن در مناطق سیزده‌گانه مشهد بررسی شد. بر اساس این تحقیق، جمعیت در منطقه12 از سال85 تا 90، 194درصد رشد پیدا کرده است. بیشترین سهم از کاربری‌های زیرساختی و بالاترین تعداد کارخانه‌ها و کاربری‌های صنعتی نیز در منطقه12 واقع شده است. سهم شاغلان بخش عمومی از کل شاغلان این منطقه نسبت به دیگر مناطق بالاتر است. همچنین بالاترین نرخ باسوادی و کمترین بعد خانوار در شهر مربوط به مناطق10 و 12 است. همه این‌ها در کنار عواملی مانند وسعت زیاد منطقه، رشد جمعیت، تعداد صدور پروانه ساختمانی به لحاظ کمی و مساحتی، رقابتی‌بودن ساخت‌وساز در منطقه و به‌تبع آن بالارفتن کیفیت ساخت سازه‌ها از لحاظ نما و متریال، کیفیت هوایی و فضایی به دلیل متراکم نشدن بافت مسکونی و عدم عبور و مرور زیاد وسایل نقلیه، دور بودن از هیاهوی شهری، پایین‌بودن قیمت زمین در منطقه، وجود معابر با عرض زیاد و شبکه ارتباطی مناسب، نزدیکی به ییلاقات و مناطق گردشگری و مجاورت با محور آزادی، آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی و صدمتری ازجمله دلایل برتری منطقه به شمار می‌رود. در حقیقت عوامل فوق باعث می‌شود که ریسک سرمایه‌گذاری برای افرادی که قصد سکونت در منطقه را دارند یا برای برخورداری از منافع اقتصادی پای به نوین شهر الهیه گذاشته‌اند به حداقل می‌رسد.

131028.jpg

پیشرفت متوازن منطقه

محله جاهدشهر به‌عنوان اولین محله در منطقه12 شروع به ساختن و آبادانی می‌کند. در پی آن ابتدای مجیدیه و سپس بولوار الهیه راه‌اندازی می‌شود. به خاطر اینکه از همه فضای اراضی الهیه به نحو احسن استفاده شود، به پیشنهاد مدیران وقت، همگام با ساختن محلات الهیه و جاهدشهر، عده‌ای از شرکت‌های انبوه‌ساز گام به محله امیریه گذاشته و 1800واحد آپارتمانی را ساخته و در اختیار شهروندان قرار می‌دهند. بدین ترتیب سکونت در ابتدا و انتهای اراضی الهیه برقرار شده و بدیهی است که بین آن نیز ساخته خواهد شد.

 

نام نیک مردان کار

این روزها که در کوچه‌پس‌کوچه این منطقه از مشهد قدم برمی‌داری نام افرادی بیش از بقیه به گوش می‌رسد. چه مدیران انقلابی که فقط با واژه تلاش و همت آشنا بودند و چه مدیران جوانی که ادامه‌دهنده راه آن نسل طلایی بودند. افرادی که جوانی خود را در راه ساختن این منطقه گذاشتند، از اکبر صابری‌فر که الهیه نوین را پایه‌گذاری کرد و مهندس نوروزی و پژمان که از هیچ تلاشی برای ساخت این منطقه فروگذار نکردند تا دکتر سحابی که به‌عنوان اولین شهردار منطقه پایه عمران و آبادانی را بنا نهاد تا احمد محبی که به‌عنوان شهردار حال حاضر در منطقه ادامه‌دهنده راه کسانی است که نوین شهرالهیه را ساختند.

 

اینجا نوین شهر الهیه است

امروز همه منطقه الهیه مملو از آپارتمان‌های لوکس و زیباست که شاید نظیر آن‌ها در مناطق مرفه‌نشین هم انگشت‌شمار باشند. امروز دیگر منطقه الهیه «ته قاسم‌آباد» نیست. امروز دیگر با فروختن طلاهای همسرتان و گرفتن یک وام مسکن، نمی‌توانید در این منطقه صاحب‌خانه باشید. امروز دیگر منطقه12 محله کوچ روستاییانی که از کشاورزی و دامداری خیری ندیده‌اند، نیست. اینجا دیگر محله حاشیه شهر محسوب نمی‌شود. اینجا نوین‌شهر الهیه است.

با وجود اینکه منطقه الهیه، قدمت چندانی ندارد و میزبان روزها و حماسه‌های انقلاب نبوده است، اما پذیرای افرادی است که امروز ساکن الهیه هستند و هر کدام به نوبه خود نقش پررنگی در شهر و محل خود در روزهای انقلاب ایفا کردند. در ادامه به معرفی و بازگوکردن خاطرات آن‌ها از روزهای انقلاب می‌پردازیم.

131030.jpg

  اولین آورنده پیام انقلاب

غلام‌عباس احمدزاده متولد یکی از روستاهای درگز است، او اولین کسی است که خبر قیام امام خمینی(قدس) و تظاهرات میلیونی مردم را به گوش مردم روستا می‌رساند.

احمدزاده در توضیح این مطلب می‌گوید: روستای کوچک ما در دل کوه‌های درگز قرار دارد و مردم روستا 6ماه از سال به‌خاطر ریزش برف و باران توان بیرون رفتن از روستا را ندارند، در سال1356که تقریبا قیام عمومی مردم شهرهای مختلف ایران شروع شده بود، مردم روستای ما به دلیل همین برف و باران سنگین و نبود وسایل ارتباطی(مثل رادیو، تلویزیون) هیچ اطلاعی از انقلاب نداشتند، با پایان زمستان و شروع بهار1357برای زیارت امام رضا(ع) راهی مشهد شدم، در این مدت با جریان قیام امام خمینی(قدس) و قیام مردم شهرهای مختلف بر ضد رژیم شاه آشنا شدم، بعد از چند روز بلافاصله روانه روستا شدم تا ماجرای انقلاب و قیام مردم را برای اهالی روستا توضیح بدهم، مردم را در میدان روستا جمع کردم و برای آن‌ها از انقلاب و امام خمینی (قدس ) گفتم. اولین دفعه‌ای بود که اهالی روستا از انقلاب می‌شنیدند. یک روز بعد از این ماجرا خودرویی از نیروهای امنیتی شهرستان درگز به روستای ما آمدند. فرمانده این گروه که فردی قلدر وخشن بود، دستور داد که همه اهالی روستا در میدان روستا جمع شوند، بعد از تجمع مردم، روی سکویی رفت و با این ادعا که عده‌ای از خائنان و فرزندان فئودال‌ها در شهرهای بزرگ تظاهرات کرده وعلیه نظام قیام کرده‌اند، گفت: مطلع شدیم که روز گذشته فردی از اهالی این روستا دروغ‌هایی را دراین‌باره گفته است، هرکس این فرد خائن را معرفی کند تشویق خواهد شد، فریب این حرف‌های بیهوده را نخورید که دروغ محض است، مأموران امنیتی بعد از این ماجرا چند دفعه دیگر به روستا آمدند و با ترس و ارعاب، مردم را از پیوستن به انقلاب برحذر داشتند، اما خیلی‌ها با خواندن اعلامیه امام(قدس) شیفته او شده و راهی شهرهای بزرگی مثل مشهد، بجنورد و قوچان شدند تا در راهپیمایی‌ها شرکت کنند.

 

پایین کشیدن مجسمه

قدرت‌ا... صفایی‌نژاد، متولد نیشابور است. او که همیشه در راهپیمایی‌های زمان انقلاب حضور داشته‌ است، با تعدادی از انقلابیون مجسمه شاه را پایین کشیده و به آتش می‌کشند.

صفایی‌نژاد در توضیح این مطلب می‌گوید: در روزهای اوج انقلاب در سال1357 یکی از کارهایی که نشان‌دهنده ضعف رژیم و پیروزی انقلاب اسلامی بود، سرنگون‌‌کردن مجسمه شاه بود، مأموران رژیم که این موضوع را می‌دانستند، به‌طور شبانه‌روزی از میدان مجسمه و مجسمه شاه که معمولا در میدان اصلی شهر قرار داشت مراقبت می‌کردند. در شهر نیشابور مجسمه شاه جلو میدان شهرداری قرار داشت، انقلابیون بعد از تجمع از روستاها و مناطق مختلف شهر به طرف میدان مجسمه حرکت کرده و تلاش زیادی می‌کردند که خودشان را به مجسمه رسانده و او را سرنگون‌کنند، از آن طرف هم نیروهای گارد با تیراندازی به سمت مردم، آن‌ها را از مجسمه دور می‌کرد، هر روز صبح که برای تظاهرات و راهپیمایی می‌رفتم، دعا می‌کردیم که امروز بتوانیم مجسمه شاه را پایین بکشیم، چراکه مطمئن بودیم افتادن مجسمه یعنی سرنگونی حکومت شاهنشاهی. سرانجام در یکی از روزهای منتهی به بهمن سال1357 من و عده دیگر از افراد انقلابی عزممان را جزم کردیم که مجسمه را پایین بکشیم، به همین منظور چند عدد زنجیر دانه‌درشت نیز با خودمان برداشتیم. تظاهرکننده‌ها با شعارهای کوبنده سرانجام مقاومت گاردی‌ها را شکسته و میدان مجسمه را در اختیار گرفتند، بلافاصله زنجیرهایی را که در دست داشتیم، به گردن مجسمه انداختیم، و با تهدید از صاحب خودرو جرثقیلی که کارمند شهرداری بود خواستیم که با کشیدن زنجیرها مجسمه را پایین بکشد، اما راننده جرثقیل که مایل به این کار نبود، با سرعت زیاد حرکت کرد زنجیرها را کند و از محل متواری شد. وقت زیادی نداشتیم چون هر لحظه با ورود نیروهای تقویتی گاردی امکان درگیری و پس گرفتن میدان وجود داشت، بلافاصله زنجیرها را بستیم و با کمک لودر یکی از مردم مجسمه را کنده و سرنگون‌ کردیم، لودر هم مجسمه را با خود برداشت و به کالی در بیرون از شهر منتقل کرد. سرانجام موفق به سرنگونی مجسمه شدیم و نیروی‌های انقلابی که معتقد بودند سرنگونی مجسمه یعنی سرنگونی خود شاه، نیروی مضاعفی پیدا کردند و بعد از مدتی نیروی گارد فراری و شهر در دست افراد انقلابی افتاد.

131029.jpg

خوابیدن در گودال مرگ

محمدباقر شریعت، متولد سال 1328 بازنشسته جهاد سازندگی و یکی از افراد فعال دوران انقلاب است که بارها در راهپیمایی‌ها شرکت و تا مرز شهادت نیز پیش رفته است.

شریعت در توضیح این مطلب می‌گوید: متولد شهرستان تربت‌حیدریه هستم، اما هم‌زمان با انقلاب به همراه خانواده به مشهد آمدیم. همه کار و زندگی را تعطیل کرده بودم و در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردم. راهپیمایی هر روز که تمام می‌شد، نشانی تجمع روز بعد را اعلام می‌کردند، من جزو اولین کسانی بودم که از صبح زود در محل حاضر می‌شدم، به همین دلیل ساواکی‌ها چهره‌ام را شناسایی کرده بودند و دستور داشتند هر جا که من را دیدند، تیراندازی و دستگیرم کنند. در یکی از همین تجمعات که از میدان راه‌آهن به طرف چهارراه شهدا انجام می‌شد، بعد از حرکت انقلابیون از راه‌آهن به طرف میدان شهدا نیروهای گاردی مسیر چهارراه شهدا را بسته بودند و با تیراندازی و حمله شدید با باتوم به راهپیمایان، انقلابیون را مجبور به عقب‌نشینی کردند. من و عده دیگری به طرف میدان راه‌آهن حرکت کردیم، هنگام برخورد با دیوار راه‌آهن، همه در حال بالا رفتن بودند که به‌دلیل فشار جمعیت سرتاسر دیوار فروریخت و ما وارد محوطه چندهکتاری راه‌آهن شدیم، اما نیروهای گاردی دست‌بردار نبودند. در مسیر فرار وارد گودالی شدیم تا خودمان را مخفی کنیم. خوشبختانه نیروهای گارد تعقیب را ادامه ندادند و برگشتند، درهمان حالت که خوابیده بودیم و به خاطر بازگشت نیروهای گارد خوشحال بودیم، ناگهان چند سرباز که ظاهرا سربازان حراست راه‌آهن بودند، به بالای گودال آمده و ما را شناسایی‌کردند. 5یا 6نفری بودند، سردسته‌شان که از آن شاه‌دوست‌های دوآتشه بود، با لحنی ناراحت گفت: پدرسوخته‌ها، علیه شاه شعار می‌دهید، پس چرا مثل موش به این سوراخ خزیدید، توی همین سوراخ تیربارانتان می‌کنم، بعد هم همین جا خاکتان می‌کنم، هیچ کس هم خبردار نمی‌شود. بعد از آن به سربازهای زیر دستش دستور داد که اسلحه‌ها را مسلح کرده و به ما شلیک کنند. دقایقی گذشت اما سربازان دستور او را اجرا نکردند و از کنار گودال متواری شدند. فرمانده هم با عصبانیت فریاد می‌زد: در دادگاه نظامی اعدامتان می‌کنم، از دستور مافوقتان سرپیچی می‌کنید. ما هم از این فرصت استفاده کرده بلافاصله از گودال بیرون آمده و فرار کردیم. 

  

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی