• خانه
  • یادداشت
  • استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
کد خبر : 94363
/ 07:51
محمد‌رحیم نوروزیان

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

شهرآرا آنلاین - چهار واژه (استقلال آزادی جمهوری اسلامی) راهبردی‌ترین مطالبه و شعار ملت ایران در ۴٠ سال قبل بود که هنوز هم اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران با هرصنف وسلیقه سیاسی و با هر زبان ونژاد برآن تاکید دارند. درچهلمین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران بررسی چگونگی تحقق این خواسته برحق ملت، می‌تواند ما را در پیمودن درست مسیر آینده یاری رساند.

 

الف) استقلال

همان‌قدر که نسل فعلی بی‌نیاز از ارائه دلایل برای استقلال فعلی کشور است، برای کسانی که دوران رژیم شاهی را درک کرده‌اند هم نیازی به ارائه هیچ استدلال و مدرکی نیست که آن رژیم تا چه حد خالی از اراده و تصمیم مستقلانه و تا چه حد وابسته به میل و اراده بیگانگان سلطه‌گربود، به‌طوری‌که حتی برای ازدواج که از خصوصی‌ترین امور حاکم مطلق کشور یعنی شاه بود، بیگانگان تصمیم می‌گرفتند. فیلم‌ها، اسناد و روایت‌های مستند و دقیق بسیاری در این رابطه هست که نسل‌های بعد از انقلاب هم می‌توانند با رجوع به آن عمق فاجعه را به‌خوبی دریابند. 

از باب نمونه چند مورد را که براساس منافع و اراده بیگانگان در ایران رخ داده شاهد مثال خواهم آورد:

آوردن رضاخان برمسند شاهی و برداشتن ایشان و نشاندن پسرش محمدرضا به‌جای وی. ساقط کردن دولت ملی مرحوم مصدق باکودتایی ننگین. غده سرطانی منطقه یعنی رژیم جعلی نژادپرست و غاصب صهیونیستی که هیچ‌گاه مورد تایید اکثریت قاطع ملت مسلمان ایران نبوده، به‌دستور آمریکا ودیگر قدرت‌های زورگوی غربی توسط شاه مورد حمایت بی‌چون وچرا قرار گرفته بود و بخشی از منابع کشور به جیب صهیونیست‌ها سرازیر می‌شد. اجرای نقشه انگلیسی واگذاری بحرین در پوشش رفراندوم! کاپیتولاسیون یا مصونیت قضایی اتباع آمریکایی، برنامه‌هایی مثل اصلاحات ارضی، نابودی کشاورزی ودامداری کشور، تک محصولی شدن، وابسته شدن کشور به نفت و نهایتا اجرای دیگر نقش‌های تعریف شده از سوی بیگانگان به‌خصوص آمریکا برای شاه، نمونه‌هایی متعدد از عدم استقلال کشور بود. 

در اینجا بدنیست اشاره‌ای شود به شیطنت وخباثت متناقضی که برخی غربی‌ها با انگیزه ترمیم چهره نوکر ظالم و بی‌خرد خود یعنی شاه و تضعیف اراده مردم دارند، آن‌ها از یک‌طرف شایعه می‌کنند که اولا شاه چون نمی‌خواست مردم بیشتری کشته شوند ایران راترک کرد، از آنجاکه دروغ‌گو کم‌حافظه است بازمدعی هستند که با اشاره و تصمیم آن‌ها بود که شاه کنار گذاشته شد! ( که البته این اعتراف به نقش عروسکی شاه هم هست).

بله، حتی باقبول هرکدام از دوفرض، عزم و اراده راسخ و قاطعیت بی‌نظیر رهبری انقلاب بود که خواست ملت را بر بیگانگان و نوکر آنان تحمیل کرد و آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم درقبال مطالبه برحق ملت نداشتند. بنابراین بدون اغراق می‌توان گفت امروز به برکت انقلاب اسلامی ملت ایران استقلال کشور کاملا تضمین شده و این خواست تحقق یافته است. 

 

ب) آزادی

با توجه به آنچه گفته شد بدیهی است در کشوری که سرنوشت آن در مسائل مهم و غیرمهم را بیگانگان تعیین می‌کردند چه جای سخن از آزادی ملت بود؟! جالب آن‌که شاه دستور تاسیس حزب رستاخیز را داد و بعد هم گفت هرکس ناراضی است از ایران برود! بنابراین تامین استقلال کشور پس از انقلاب خود به خود بخش مهمی از آزادی ملت راهم تامین کرد.

اما نکته مهم دراین مورد این است که در مقایسه باکرامت انسانی وارزش‌های مورد نظراسلام که اهداف و آرمان‌های انقلاب ما برآن اساس بوده، حتی برای تامین آزادی متناسب باظرفیت همین قانون اساسی موجود بایستی تلاش و سعه‌صدر بیشتری داشته باشیم زیرا استقلال وآزادی در هر کشور لازم و ملزوم یکدیگرند. چنان‌که گفته شد استقلال آزادی را هم باعث می‌شود لیکن وجود آزادی هم استمرار استقلال را ضمانت می‌کند.

البته ازحق نباید گذشت که پس از پیروزی انقلاب فضای باز وآزاد بی‌نظیری را تجربه کردیم، دسترسی راحت مردم به مسئولان، هم‌رنگی و همدلی مردم و مسئولان واعتماد متقابل در اوج خود بود، حتی گروه‌هایی مثل حزب توده و فدائیان خلق که مخالف عقیدتی ما بودند کاملا آزاد فعالیت داشتند، همچنین سازمان مجاهدین‌خلق(منافقین)، تاقبل از ورود به فاز نظامی به‌رغم مخالفت با نظام، فعالیت آزادانه داشتند لیکن انجام اقدامات مسلحانه و ترور مردم بی‌گناه و مسئولان کشور و فعالیت‌های پنهانی وبراندازانه آن‌ها و شروع جنگ تحمیلی و هم‌دستی آنان بادشمنان خارجی، نظام جمهوری اسلامی را ناچار به اعمال برخی از محدودیت‌ها کرد. 

متاسفانه در ادامه این روند، اختلاف نظر در فهم و تطبیق مسائل و مصادیق و اولویت‌ها و برخی بدفهمی یاکج فهمی‌ها ورقابت‌های جناحی ناسالم، نظام را با فراز و فرودها و افراط و تفریط‌هایی مواجه کرد که در فعالیت احزاب، رسانه‌ها و مقاطعی مانند انتخابات بعضا دچار کژ کارکردی‌هایی شدیم که به فضای آزاد مورد انتظار لطماتی وارد کرده است. 

 

ج) جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی اولین مدل و تجربه حکومتی دردنیاست. (البته چندکشور به‌نام جمهوری اسلامی داشته‌ایم که صرفا اشتراک لفظی بوده و ماهیتا باسیستم اسلامی ما متفاوت بوده‌اند.) به‌طور طبیعی دردنیای پیچیده و مادی کنونی چه از نظر تئوری و چه از نگاه عملی باپرسش‌ها و چالش‌های جدی مواجه بوده و خواهد بود، با این حال معتقدم این مدل حکومتی توان و ظرفیت بالایی برای سعادت دنیا و آخرت مردم دارد، کما اینکه درسال‌های بعد پیروزی انقلاب، مسیر پیشرفت فردی وجمعی در کشور به‌خوبی بازشد و ایران بی‌سواد و عقب مانده در خیلی ازشاخص‌های مهم پیشرفت، درصف مدعیان قرارگرفت، به‌عنوان مثال امروز بیش از ٩۵درصد داروی مورد نیاز کشور را خودمان تولید می‌کنیم که در صورت استمرار حکومت شاه تصور چنین چیزی راهم نمی‌شد کرد. 

اما نکته اساسی این است که هرقدر توجیه و توفیق اداره کشوری با مدل خاص جمهوری اسلامی در دنیای کنونی برای بسیاری ازمردم دنیا مشکل است و نیاز به تبیین و توضیح دقیق و ظریف دارد، کارگزاری و دولتمردی چنین نظامی سخت‌تراست! زیرا شما نخواهید توانست متد وروش‌هایی کاملا تقلیدی را برای مدلی از حکومت ماهیتا متفاوت با انواع موجود در جهان، به‌کار ببرید. هرچیزی باید ساز و کارخاص خود را داشته باشد، شاید یکی از دلایل عدم توفیق احزاب در کشور ما همین باشد (تاکید می‌کنم فقط یکی ازدلایل) این سخن بدین معناست که افرادی که درچنین سیستمی مسئولیت دارند اگر ازخود و نزدیکان خود و منافع خویش نگذرند ممکن نیست موفق به انجام درست مسئولیت شوند.

متاسفانه گویی ما در سال‌های بعد انقلاب آن‌طور که باید به این مهم نیندیشیده‌ایم! زیرا اگرچنین نبود باید به کادرسازی و تربیت نیرو اهتمام بیشتری می‌شد و هم تشویق و تنبیه مناسب نسبت به مدیران اعمال می‌گردید. 

سعی کرده‌ایم با ارزش‌ها و معیارهای رایج دنیا (آن‌هم شکل ناقص آن) سیستمی را مدیریت کنیم که اصول، اهداف، مبانی و ارزش‌های کاملا متفاوتی دارد، نتیجه این شده که امروز می‌بینیم!

سخن پایانی اینکه انقلاب اسلامی با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی هم کشور را از سلطه بیگانگان آزاد کرد و هم حق انتخاب و آزادی را به ملت بازگرداند و هم با استقرار جمهوری اسلامی زمینه و شرایط مناسب برای پیشرفت کشور را فراهم آورد. لیکن در ادامه کار، این مدیران و مسئولان و سیاست‌گذاران هستند که باید در فهم بهتر و درک مناسب از شرایط و تشخیص بد و خوب مردم و اولویت‌های کشور دقت بهتر و بیشتری داشته باشند تا اجماع مناسب‌تری درکشور شکل گیرد که به پشتوانه اعتماد فراگیر ملت بتوانیم چالش‌های پیش رو را مدیریت کرده یا به‌خوبی با آن مواجه شویم و مسیر رشد کشور را تضمین کنیم.

ان شاءالله که چنین باد.

 

معاون پیشین سیاسی امنیتی استاندار

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی