کد خبر : 94377
/ 06:45
وقتی یک همایش دوچرخه سواری بعضی را به آرزویشان می‌رساند

پا در رکاب!

در جامعه ما که دوچرخه سواری برای بانوان محدودیت‌های خاص خودش را دارد خبر برگزاری همایش دوچرخه‌سواری بانوان می‌تواند برای اهلش مسرت‌بخش باشد

پا در رکاب!

شهرآرا آنلاین - سیده نعیمه زینبی |   در جامعه ما که دوچرخه سواری برای بانوان محدودیت‌های خاص خودش را دارد خبر برگزاری همایش دوچرخه‌سواری بانوان می‌تواند برای اهلش مسرت‌بخش باشد و البته همه عاشقان این وسیله سالم دوچرخ را به بخشی از دوران کودکی‌شان پیوند بزند.  جایی که هنوز موانع آن‌ها را از یک نشاطِ سالم دور نکرده بود. این همایش به وسیله کمیته دوچرخه سواری بانوان و همراهی شهرداری منطقه 7 به مناسبت دهه فجر در بوستان ریحانه برگزار شد و تعدادی از بانوان علاقه‌مند در یک صبح زمستانی نه چندان سرد خودشان را به پیست دوچرخه‌سواری این بوستان رساندند تا ساعت‌هایی در کنار هم  باشند و بدون هیچ دغدغه‌ای به علاقه‌مندی‌شان برسند. پا در رکاب و دل پر از امید. با توجه به اینکه جامعه زنان بیشتر در معرض بیماری‌های ناشی از بی‌تحرکی و فقر عضلانی هستند و از طرفی فضای مناسب و کافی برای ورزش در هوای آزاد ندارند این فرصت کوتاه برایشان مغتنم است. البته استقبال آن‌قدر که پیش‌بینی می‌شود، نیست. زنانی که دوچرخه ندارند و آنانی که باید از آن سر شهر به بوستان ریحانه بیایند و نمی‌دانند چطور دوچرخه را با خودشان بیاورند و بانوانی که هنوز جرئت رویارویی با یک خیابان شلوغ را ندارند از این همایش جا می‌مانند. اما اندک بانوانی هم هستند که آن‌قدر مشتاق بوده‌اند که همه بهانه‌هایی که آن‌ها را از اشتیاقشان دور می‌کند، برای ساعتی کنار بگذارند و به جایش به این بوستان بیایند تا در پیست کوچک دوچرخه سواری آن دور بزنند به نمایندگی از تمام بانوانی که دل در این وادی دارند ولی از آن دورند.

 

  یک آرزوی کوچک!

از همان بدو ورود بی آنکه حرفی بزنی و سؤالی بپرسی، می‌گویند:«همایش دوچرخه سواری روبه‌روی نمازخانه». انگار خود مسئولان بوستان ریحانه هم می‌دانند که مراجعه‌های امروز در ساعت 9 صبح برای دور زدن در بوستان نیست. این‌ها بانوانی هستند که دلشان می‌خواهد حس رهایی را روی دوچرخه در یک مکان امن و همراه با کسانی که حالشان را خوب می‌فهمند تجربه کنند. ریسه‌های پرچم‌های کوچک آویز که درختان را به هم دوخته‌اند مکان مسابقه را بهتر به ما نشان می‌دهند. هواپیماها در فاصله چند صد متری اینجا به هوا برمی‌خیزند. آن‌ها آن‌قدر بالا هستند که نتوانند قلب کوچک تپنده اینجا را ببینند ولی صدایشان آن‌قدر نزدیک است که ناخودآگاه سرت به سمتشان بچرخد. هنوز چند دقیقه‌ای به آغاز این حرکت باقی مانده است و هرکه دوچرخه دارد در محوطه پیش رو دور می‌زند. بعضی‌ها با خودشان کلاه و دوچرخه آورده‌اند تا ظاهرشان بگوید که ما کسانی هستیم که رفاقتمان با دوچرخه بیش از این‌هاست و بعضی از ایستگاه ابتدای بوستان دوچرخه گرفته‌اند تا ثابت کنند که اگر چه بر مرکب خودشان سوار نیستند اما نمی‌خواهند این فرصت را از دست بدهند. چرخ‌ها روی زمین می‌چرخند و قلب‌ها توی آسمان پرواز می‌کنند. نشاط حاصل از حرکت را می‌توان در چهره تک تک افراد شرکت کننده دید. بعضی هم با بچه آمده‌اند. دختر یا پسر فرقی ندارد مهم این است که مادری همراه فرزند کوچکش می‌خواهد این فرصت کوچک را به خودش بدهد. بعضی هم فرزندشان را پیش مادرشان گذاشته‌اند و خودشان را این ساعت به این نقطه معلوم رسانده‌اند تا برای ساعتی هم که شده به آن رویای دوره کودکی‌شان تحقق ببخشند. قرار نیست مسابقه‌ای در کار باشد. همه با فاصله پشت هم می‌ایستند و دو دور در پیست کوچک بوستان ریحانه می‌چرخند. درخت‌ها تماشاچیان خاموش این میدان هستند. در پایان مراسم بین شرکت‌کنندگان قرعه‌کشی می‌شود و به تعدادی از بانوان شرکت‌کننده هدایایی تعلق می‌گیرد. اما مهم‌تر از هدیه آن خاطره‌ای بود که این روز در ذهنشان به یادگار گذاشت تا بار دیگر با آرزوی دوران کودکیشان آشتی کنند.

 

دلم برای دوچرخه تنگ شده بود

بعد از بازنشستگی به سراغ این رفیق دیرین آمده است تا خوش و بشی هرچند کوتاه با رکاب و چرخ‌هایش داشته باشد. زمانی که خانه‌ها هنوز روی حیاط به خودشان می‌بینند آن‌ها هم از این نعمت بی‌بهره نیستند. هراز چند گاهی با دوچرخه همسرش دور باغچه تاب می‌خورد. یاد حیاط بزرگشان می‌افتد که می‌شد در آن دوچرخه راند. زمانی که بچه‌هایش کوچک هستند هم از این علاقه‌اش غافل نمی‌شود. گاهی که به بوستان طرق می‌آیند پایی به رکاب و دلی به نوا می‌رساند. 15 سالی است که سوار دوچرخه نشده تا همین هفته پیش که در بوستان بانوان در قم دلش برای آن یار دیرین تنگ می‌شود و باز هوای دوچرخه به سرش می‌زند. از صیاد شیرازی خودش را به این میعادگاه رسانده تا اینجا هم آن تجربه شیرین را تکرار کند. نمی‌ترسد زمین بخورد یا تعادلش را از دست بدهد. آرام و با طمأنینه در انتهای صف دوچرخه‌سواران می‌راند. برایش اهمیتی ندارد عقب بیفتد یا دیر برسد. همین که پایش در رکاب است و دلش راضی، کافی است تا به آنچه می‌خواهد رسیده باشد. اشتیاق وصف ناپذیری دارد که با خنده می‌گوید:«بنویسید یک خانم 50 ساله از صیاد به بوستان ریحانه آمده است تا دو ساعت دوچرخه سواری کند». دوچرخه سواری را مشابه پرواز می‌داند. دکترا دارد و استاد فلسفه تربیت دانشگاه است و می‌گوید:«سواد مهم نیست». این را در حالی می‌گوید که اولویتش زمانی درسش بوده و حالا که فرصت دارد خودش را به این فضا رسانده است تا از این لذت بی نصیب نماند. شاید اگر به عقب بازگردد دوچرخه را هرگز از اولویت‌هایش کنار نگذارد.

131119.jpg

به برخوردها عادت کرده‌ام

مریم صفایی ترشیزی متولد 51 است و خودش را از کوهسنگی به اینجا رسانده است. 12 سال است دوچرخه سوار می‌شود و حالا دیگر بیشتر مسیرها را با این وسیله ساده و کارآمد می‌پیماید. او بانوی شجاعی است که دیگر از خیابان نمی‌ترسد. دوچرخه جزئی از سبک زندگی‌اش شده است که اگر هوا با او بسازد و مساعد باشد دیگر خیال ماشین به سرش نمی‌زند. ترجیح اولش دوچرخه است. دوچرخه آساک دوچرخ زردش رفیق ماندگار روزهای دورش است. خانواده با او و دوچرخه سواری‌اش موافق هستند ولی جامعه کمی در برابر این اتفاق مقاومت می‌کند. انگار سخت است ببینند یک بانو بر زین دوچرخه‌ای نشسته است و به محدودیت‌ها نه گفته است. یک بار مزدایی از کنارش رد می‌شود و فریاد می‌کشد. آن‌قدر بلند که او در جا خشکش می‌زند. دیگر عادت کرده که وقتی خودرویی از کنارش عبور می‌کند منتظر صداهای عجیب و غریب باشد. البته او تأکید می‌کند که الان وضعیت بهتر شده است. می‌گوید:«الان تعداد خانم‌های دوچرخه سوار بیشتر شده است و دارد در جامعه عادی می‌شود». او کهنه سوار و هنجاری را از نگاه مردم زیر پا گذاشته است می‌گوید:«من سوار شدم و تحمل کردم تا دیگران هم سوار بشوند». او پا در رکاب بیشتر همایش‌هاست. حتی اگر مربوط به آقایان باشد او دور نمی‌ایستد. گاهی مسیرهای طولانی هم می‌رود. همین امروز هم با دوچرخه خودش را به اینجا رسانده است. هر وقت فرصتی پیدا کند دیگران را به دوچرخه سواری دعوت می‌کند. دلش می‌خواهد روزی برسد که بانوان دوچرخه سوار بیشتر از آقایان شوند. حتی کارت سه‌شنبه‌های بدون خودرو را از گوشه دسته دوچرخه‌اش آویزان کرده است تا این عشق سه سالگی‌اش را بین مردم هم رواج بدهد.

 

خانم‌ها بیایند

احتشام، مسئول کمیته بانوان، است. او به تشریح برنامه‌هایی که برای بانوان دارند، می‌پردازد:«برنامه آموزشی برای خانم‌هایی که تا به حال دوچرخه سوار نشده اند، داریم. حتی دوچرخه و سرویس را از اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهیم تا با هزینه کم صفر تا صد دوچرخه را آموزش ببینند و حتی بتوانند در مسابقات شرکت کنند». این کلاس‌هایشان با استقبال خوبی روبه‌رو می‌شود.

او که خودش از سال75 حرفه‌ای دوچرخه‌سواری می‌کند درباره برگزاری همایش بانوان می‌گوید:«متأسفانه فرهنگ دوچرخه سواری بانوان هنوز جا نیفتاده و گاهی حتی دوچرخه‌سواران ما با برخورد انتظامی مواجه می‌شوند. بوستان‌ها هنوز شناخته شده نیستند. ما شروع کردیم تا حداقل خانم‌ها بوستان‌های بانوان را بشناسند و بیایند رکاب بزنند. خراسان از لحاظ قهرمانی نائب قهرمان کشور است، ولی در بخش عمومی ضعیف هستیم. همایش آقایان با استقبال روبه‌رو می‌شود اما متأسفانه برای خانم‌ها این اتفاق نمی‌افتد. این فرهنگ باید در میان عموم بانوان جا بیفتد. ما فضای مناسب برای دوچرخه‌سواری بانوان نداریم. همین پیست هم کوچک است ولی باید به هم کمک کنیم. در اولین گام قرار است که این اماکن به بانوان معرفی شود. باید یاد بگیریم که با دوچرخه سر کار برویم. پوشش مناسب باشد چه اشکالی دارد.» 

131125.jpg

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی