کد خبر : 94413
/ 07:45
درباره برگزاری سراسری جشنواره فیلم فجر و معایب آن

یک اشتباه راهبردی

در ۴ دهه گذشته برگزاری جشنواره فیلم فجر در بهمن‌ماه، مهم‌ترین اتفاق و گردهمایی فرهنگی هر سال کشور بود؛ بزرگ‌ترین رویداد سینمایی ایران که تاکنون ١۶دوره در مشهد برگزار شده است.

یک اشتباه راهبردی

شهرآرا آنلاین - عماد پورشهریاری|  در چند سال اخیر شهرهای دیگری نیز در کشور میزبان و نمایش‌دهنده فیلم‌های «جشنواره فیلم فجر کشور» بوده‌اند؛ اتفاقی که بر شور و اشتیاق جشنواره افزوده اما تیغ تبرش بر پیکر نحیف اقتصاد سینما ضرباتی کاری وارد کرده است. 

فیلم‌های سینمایی در زمان اکران نیازمند دیده شدن و تبلیغ هستند اما این تبلیغات تنها عاید بخش کوچکی از آثار می‌شود و تعداد اندکی از فیلم‌ها می‌توانند در مؤثرترین رسانه تبلیغاتی، صداوسیما، حضور پررنگی داشته باشند. سایر رسانه‌های سنتی مانند نشریات مکتوب نیز روزبه‌روز کیسه مخاطبانشان کوچک‌تر می‌شود و کارایی خود را از دست می‌دهند. در نبود این فرصت‌های خودنمایی، مهم‌ترین روش تبلیغ، تبلیغات شفاهی است. اینکه کسی فیلم را دیده، از آن خوشش آمده است و به دیگری معرفی‌اش می‌کند. این مؤثرترین روش تبلیغات، نه درمورد سینما که در سایر حوزه‌های بازاریابی نیز بسیار مورد توجه است اما نکته اصلی در این روش، مرجعیت شخص تبلیغ‌کننده است. درمورد سینما و تماشای فیلم، گروه‌های دوستان، خانواده یا اجتماع‌های کوچکی از این دست به شخصی اعتماد می‌کنند که او را به‌عنوان یک «فیلم‌بین» حرفه‌ای بشناسند یا دست‌کم احساس کنند سلیقه او به علاقه آن‌ها نزدیک‌تر است. این فیلم‌بین‌ها دقیقا همان افرادی هستند که گاه در صف‌های طولانی نمایش یک فیلم در جشنواره فیلم فجر، انتظار می‌کشند یا حاضرند بلیت فیلم‌ها را به بهایی بسیار بیشتر بخرند. برگزاری جشنواره به این شکل، سراسری و در تمام کشور، افراد مرجع بیشتری را به سینما می‌کشاند؛ همان فرصت‌های تبلیغاتی که باید در زمان نمایش عمومی‌ فیلم، دیگران را به تماشای یک فیلم ترغیب کنند. 

فیلم‌های جشنواره در طول یک سال بعد و در بسیاری مواقع با فاصله بیشتری اکران می‌شوند. شخص مرجع در این فاصله زمانی حال‌وهوای فیلم را فراموش کرده یا شدت اهمیت آن برای او کم شده است. ازطرفی احتمال تماشای دوباره فیلم در بیشتر مواقع به صفر میل می‎کند. درکنار این‌‌ها، بیشتر شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان رسانه‌های دردسترس اما فراگیر به ابزار مؤثر انتقال پیام فردی تبدیل شده‌اند. فیلم‌بین‌های تأثیرگذار یا حتی سایر افرادی که در روزهای جشنواره به سینما می‌روند، به اشکال مختلف، فیلم را در رسانه‌های شخصی خود «پروموت» (تبلیغ) می‌کنند، ظرفیتی که در زمان اکران عمومی‌ به حداقل می‌رسد.

البته خود اخبار و پوشش رسانه‌ای گسترده از جشنواره در این ١٠روز یک فرصت مناسب برای دیده شدن فیلم‌هاست. این فرصت برای فیلم‌های دوست‌نداشتنی یک تهدید بالقوه است؛ به همین دلیل هم دست‌اندرکاران بسیاری از فیلم‌ها علاقه‌ای به پُر کردن فرم حضور در جشنواره ندارند و ترجیح می‌دهند بدون قضاوت قبلی وارد جشنواره شوند. آن‌هایی بیشترین سود را خواهند برد که خود را به اکران نوروزی برسانند. پایان جشنواره در انتهای بهمن‌ و استمرار حواشی و اخبار تا اواخر اسفند، نام و بحث درباره فیلم‌ها را درمیان عموم حفظ می‌کند؛ به همین دلیل هم رانت و لابی بسیاری برای اکران نوروزی بین فیلم‌ها و شورای صنفی انجام می‌شود. در صنعت سینمایی که تعداد سالن‌ها و صندلی‌هایش کمترین تناسبی با جمعیت یا حتی تعداد تولیدات آن ندارد، برگزاری جشنواره‌ای به وسعت یک کشور توجیه اقتصادی ندارد و لطمه‌اش بیش از سودش است. این نکات، موضوعاتی نیست که از ذهن سینماگران و مدیران دور مانده باشد اما لغو اجازه نمایش فیلم‌های جشنواره در شهرهای مختلف و به حداقل رساندن نمایش فیلم در تهران، شجاعت بسیاری را طلب می‌کند، آن‌هم در شرایطی که فشار مدیران محلی و منطقه‌ای برای نمایش فیلم در شهر خود هر سال بیشتر می‌شود. سینماگران هم چون فرصت دیگری برای خودنمایی ندارند، کمتر حاضر می‌شوند قید سیمرغ را بزنند و داستان همان خواهد ماند که بوده است.  

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی