کد خبر : 94637
/ 06:30

«عشق» بر بال شعر عماد

سلسله جبال شعر خراسان پر است از قله های شعری که هرکدام نام و آوازه ای در شعر دیروز و امروز ما داشته اند و دارند.

«عشق» بر بال شعر عماد

شهرآرا آنلاین - علیرضا حیدری|  شعر خراسان جدا از اینکه در سرزمینی بالیده است که خود مهد زبان دری و فارسی بوده، سرچشمه و آبشخور شعر و ادب روزگاران پس از خود بوده است و آثار این زبان و این شعر تا عراق عجم و سعدی و شیراز و گنجه و نظامی و شروان و خاقانی هم رفت. این زبان و این پایگاه شعر و ادب، هیچ گاه بی حجت ادبی نبوده و همیشه نمایندگانی در حوزه های مختلف ادبی داشته است. در روزگار نزدیک به ما و در این سده اخیر، شاعرانی داشته ایم که پرچم دارانی در عرصه های گوناگون شعری و ادبی بوده اند. در قطعه، استاد بقا؛ در قصیده، استاد کمال؛ در غزل به سبک هندی، استادان قهرمان و صاحبکار و قدسی و درغزل عاشقانه، عماد خراسانی.

شعر عماد را هم آن هایی که اهل شعرند می شناسند، هم آن هایی که اهل موسیقی اند و هم آن هایی که به شعر لهجه و گویش مشهدی علاقه مندند؛ از همه مهم تر آن هایی که سرسودایی عاشقانه دارند و دلشان به غزل عاشقانه گرهی خورده است؛ آن هم شاعری که خود چونان شهریار درد شوریدگی عشقی ناتمام را چشیده است. شعر او همچنان طرف دار دارد. دیوان اشعارش چندین بار چاپ شده است . مجموعه ای از اشعارش نیز با عنوان «ورقی چند از دیوان عماد خراسانی» با مقدمه مهدی اخوان ثالث منتشر شده است. دیوان کامل او نیز منتشر شده است. 

شاید بهترین توصیف هم در باره شعر عماد همین سخن اخوان باشد که در مقدمه ورقی چند از دیوان عماد آورده است: «سخن عماد اغلب فصیح و بلیغ و بلند است و اگر فتوری در کلامش دیده می شود، از آن جهت است که او بعد از سرودن و فرود آمدن از حال سرایش و تغنی در موالید طبع خود کمتر تجدید نظر و آرایش روا می دارد ».

عماد خراسانی از معتبرترین چهره های غزل معاصر است و شاعرانی چون محمد حسین شهریار، رهی معیری و عماد خراسانی هر کدام با زبان و بیان خاص خودشان غزل اصیل و سنتی را ادامه دادند، ضمن اینکه شعر عماد سوته دلی باباطاهر را هم دارد و تجلی دردها، ناراحتی ها و سرخوردگی های زندگی اوست. خائفی که خود از غزل سرایان معاصر است، کار عماد را حتی بالاتر از شهریار می داند؛ البته غزل سرایان بنام دیگری چون حسین منزوی، هوشنگ ابتهاج و سیمین بهبهانی را هم نباید فراموش کنیم. با این حال این سعدی روزگار ما، هم در عاشقانه سرایی به سعدی شبیه است و هم به سهل ممتنع گویی و هم به اعتبار زیبایی و شیوایی نمونه ای از ارسال المثل های زبان فارسی است؛

پیش ما سوختگان، مسجد و میخانه یکی است 

حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی است 

این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است 

گر نظر پاک کنی، کعبه و بتخانه یکی است 

هر کسی قصه شوقش به زبانی گوید

چون نکو می نگرم، حاصل افسانه یکی است 

این همه قصه ز سودای گرفتاران است

ورنه از روز ازل، دام یکی، دانه یکی است

ره هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه

گریه نیمه شب و خنده مستانه یکی است

گر ز من پرسی از آن لطف که من می دانم

آشنا بر در این خانه و بیگانه یکی است

عماد شاعر تنهایی است و این تنهایی و خلوت او را می توان در گوشه گیری او در روزگار حیاتش دریافت. او با اینکه یکی از شاعران خوب مشهد است و همان زمان با او، شاعران اسم و رسم داری در مشهد، در انجمن ها و جلسه های ادبی جمع های شاعرانه داشته اند، همواره از این انجمن ها به دور بود و جز یکی دو مورد از حضور او در جلسه ها یاد نمی کنند.

از دیگر ویژگی های شعری او گرایش به سرایش شعر با لهجه مشهدی است و شعر او را بسیاری از ما ایرانیان در موسیقی های اصیل ایرانی شنیده ایم که یکی از آن ها استاد شجریان است که ادای دینی درخور به این شاعر همشهری خود کرده است و شعر «یره گه کار مو و تو دره بالا می گیره» با صدای این استاد، ماندگارتر شد.

هرکس که دلی چون دل ما داشته باشد

از دست غم آرام کجا داشته باشد

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی