کد خبر : 94678
/ 08:03
گفت‌وگو با مصطفی جلیلیان مصلحی، شاعر مشهدی

با تکیه بر پیشینه شعر می‌توان «نو» سرود

دور از بافته‌های مسخِ زمان/ از بادیه‌هایی گم در طاقتِ جزیره‌ی اعراب/ تا دهانه‌ی طلوعِ اسراری شگفت/ کوچیدی / و شهودِ نگارین/ در آینه‌ی حرا/ گواهت شد...

با تکیه بر پیشینه شعر می‌توان «نو» سرود

شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی| با اینکه چند‌سالی است که در قالب‌های نوِ شعر آزاد و هایکو به سرایش مشغول است، عمده فعالیت‌ ادبی‌اش در زمینه غزل و رباعی است. پژوهش دیگر فعالیت ادبی اوست و روی‌هم‌رفته تا الان حدود ٢۵ جلد کتاب منتشر کرده است. «در دلم جز غزل نمی‌گنجد» تازه‌ترین کتاب مصطفی جلیلیان مصلحی است که اخیرا با مقدمه‌ای از دکتر رضا اشرف‌زاده روانه بازار شده است. این مجموعه شامل ۴٠ غزل از سروده‌های این شاعر مشهدی است که کوشیده نوآوری‌هایی هم در کارش ارائه کند.

با اینکه شماری از اهالی ادبیات مشهد مصلحی را بیشتر شاعر آیینی می‌شناسند، خودش این انحصار را رد می‌کند. به نظرش شاعر باید در همه زمینه‌ها طبع‌آزمایی کند. او که از محضر بزرگانی همچون احمد کمال‌پور، ذبیح‌ا... صاحبکار، غلامرضا شکوهی، قیصر امین‌پور و... بهره برده است.

با مصلحی ۴٢ساله درباره شعر آیینی، قالب‌های آن، جایگاه شناخت و احساس در سرایش شعر آیینی و... همکلام شدیم.

 

﷯ در زمینه‌ها و مضامین متنوع و در قالب‌های مختلف شعر گفته‌اید، با وجود این شما را بیشتر به شاعر آیینی می‌شناسند. چرا؟

اعتقاد دارم شاعر باید شاعر باشد. مهم نیست با چه چیزی شروع کرده است و سرایشش به کجا ختم می‌شود. اثر مهم است. شاعر دانسته‌های روزمره خودش را در اختیار می‌گیرد تا برای جامعه مخاطبش سودمند باشد. انتقال این دانسته‌ها گاهی در شعر آزاد نمود پیدا می‌کند، گاهی در غزل و گاهی در رباعی. عبدالجبار کاکایی شاعری باپیشینه است و نمی‌توانیم او را منحصر به یک قالب و یک سبک شعری بدانیم. کاکایی به این تشخیص رسیده است که امروزه جامعه به ترانه نیاز دارد. نباید شاعرانی را که زحمت می‌کشند، به قالب یا جریانی وابسته کنیم و شاعر هم نباید این وابستگی را برای خودش ایجاد کند. شخصیت هر شاعر جهانی است و نباید یک جرگه موضوعی او را احاطه کند. این جهان‌شمولی از ادبیات فارسی ما برگرفته شده است. درباره خودم هم هر سروده‌ای را که احساس کردم شایان اعتناست منتشر کردم و در این راه به شعر آیینی بسنده نکردم. سعی کردم از قافله شعر عقب نمانم.

 

﷯ اینکه خودتان را منحصر به شعر آیینی نمی‌دانید، یعنی چنین جهت‌دهی‌ای را نمی‌پذیرید؟

این توفیقی است که شامل حالم شده است و مرا شاعر آیینی خطاب می‌کنید، اما مثلا آثار سید علی موسوی گرمارودی را در نظر بگیرید. او را تنها به‌عنوان شاعر آیینی نمی‌شناسیم بلکه شاعری جامع‌الاطراف است، به اجتماع پیرامونش حساس است، شاعری سربلند و آزاده که فقط شاعر انقلاب نیست. زمانی ایجاب می‌کرده‌است بنا به مقتضیات شعر انقلابی بسراید اما به این دلیل نمی‌شود او را به یک جریان شعری منتسب کرد. به نظرم شاعر باید گونه‌های مختلف را محک بزند، خودش و شعرش را در معرض نقد قرار بدهد و آن را به کارگاه تصحیح بسپارد؛ آن‌گاه است که شعرش به پختگی می‌رسد. خودم هم دائم در حال آموختن مفاهیم شعر معاصر هستم. قالب‌های مختلف را تمرین می‌کنم. شعر برای من یک ظرف است. می‌خواهم حرفم را بزنم. با این‌همه پایه خودم را غزل خراسان می‌دانم. حتی در شعر آزاد و هایکو خودم تغزل کرده‌ام. در این تغزل‌ها هم طبیعت‌گرایی دارم و هم به ساحت‌های روحانی پرداخته‌ام. 

 

﷯ شاعر چطور می‌تواند نگاه درونی‌اش را به اجتماع تسری دهد یا بالعکس مسائل اجتماعی را در آیینه احساسات شخصی‌اش کشف کند؟

شاعر اگر بار مسئولیتی را بر دوشش احساس کند، می‌تواند در اعماق درونش اجتماع را بیابد. اگر خودم را رسول و فرستاده‌ای قلمداد کنم که رسالتش در زبان و بیان او تعریف شده است، می‌توانم برای جامعه راه‌گشا و چراغ باشم. اگر فقط به سرایشم بیندیشم که شاعر موفقی نخواهم بود. این احساس مسئولیت است که شاعر را در اندیشه، دل و زبان به سمتی هدایت می‌کند که حرف جامعه‌اش را بزند. بعد از احساس مسئولیت او نیاز دارد در مسیری به‌روز حرکت کند، یعنی مسیری که اکسیژن ادبیات معاصر در آن وجود دارد. این تذکر از بزرگان است که شاعران را به مطالعه مدام توصیه می‌کردند. شاعر باید از حواشی دور باشد تا بتواند از اکسیژن موجود در مسیر ادبیات معاصر تنفس کند. در این راه طبع‌آزمایی به درد شاعر می‌خورد.

 

﷯ به اعتقاد شما تمرین و ممارست در فن شعر یا در محتوا باید صورت بگیرد تا اثربخشی لازم را داشته باشد؟ اساسا چه میزان از شعر آیینی محصول شناخت و چقدر محدود به احساس است؟

وقتی ما می‌خواهیم این موضوع را بررسی کنیم فقط نباید به سرآمدانی همچون مؤید، سازگار، شفق، مجاهدی (پروانه)، ده‌بزرگی، محبت کرمانشاهی و آغاسی بپردازیم. در مواجهه با این شاعران بحث درباره شناخت صدق می‌کند، چون محک خورده‌اند، اما مابقی را باید از بُعد احساس بررسی کنیم. شاعری که در ۴ یا ۵ زمینه شعر آیینی مثل شعر محرم، رضوی، علوی، فاطمی، جنگ، انقلاب و... موفق بوده است از روی شناخت شعر می‌گوید. واضح است که هم منابع تاریخی را مطالعه کرده هم کتاب‌های آیینی را درک کرده است. در این میان فقط از روی اثر است که می‌توان قضاوت کرد. اسم‌ها باید کنار برود. چیزی که حرف می‌زند و شاعر را معرفی می‌کند اثرش و تفکر جاری در آن است. یک قسم شعر آیینی نوآوری است، یک قسمش تکرار. نمی‌شود این اقسام را به طور مستقل در شعر جست‌وجو کنیم. این اقسام هم در قالب و هم در محتوا یافت می‌شود. لازم است شاعر با زبانی نو بر پایه ادبیات پیشین و آنچه از گذشته به او رسیده است برای گفتن حرفی نو بکوشد. از طرفی هم باید نگاهمان را تغییر دهیم. شاعر آیینی تنها به کسانی که مجموعه شعر آیینی دارند اطلاق نمی‌شود، بلکه کسی را که در این عرصه درست کار کرده باشد باید شاعر آیینی خطاب کنیم. مرحوم استاد محمد قهرمان را شاعر آیینی نمی‌دانستند. اما بیتی از یک شعر از ایشان برایتان می‌خوانم، خودتان قضاوت کنید. تا چاره داشتم ز خدایم خبر نبود / بیچارگی به سوی خدا می‌برد مرا. تک تک واژه‌های این شعر شما را به این گواه وا می‌دارد که شعر آیینی است. یا یک بیت از مخلص کاشانی برایتان می‌خوانم ببینید این بیت بدون اینکه با چهارچوب شعر آیینی در ذهن ما برابری کند آیینی است: نمازت کی شود مقبول نزد حضرت باری/ که در تکبیر هم دست از تکبر بر نمی‌داری. با اینکه ترکیب بدیعی در این گونه سرایش نمی‌بینیم به مخاطب می‌چسبد.

 

﷯ این نوع سرایش روان و عمیق از درک شاعر می‌آید. همان شناخت از ممدوح.

بله. ببینید، ادبیات فارسی از پشتوانه غنی و خوبی برخوردار است. یک شاعر با مطالعه و درک آن و با تمرین می‌تواند خودش را به اندازه خوبی پیش ببرد. آن چیزی که شاعر را متمایز می‌کند همین درک است. همین شناختی که باید شاعر در شعرش ارائه کند. کار شاعر از همین جهت دشوار است.

 

﷯ چرا یک شاعر به عنوان شاعر آیینی شناخته می‌شود در صورتی که اشعار دیگری هم دارد؟

دلایل متعددی دارد. شاعران باید از هم حمایت کنند. یادم می‌آید اواخر عمر قیصر امین‌پور در منزلش بودم که با ٢ مجلد از کتاب یک شاعر در کتابخانه‌اش مواجه شدم. علت را که جویا شدم فهمیدم یک جلد را مرحوم امین‌پور خودش خریده است، قبل از آنکه صاحب کتاب، کتابش را برای او ارسال کند. بزرگان ما معتقد بودند باید از هم حمایت کنند. شعرا باید از هم حمایت کنند تا یک شاعر درست با همه ظرفیت‌هایش به جامعه شناسانده شود. البته کتاب‌ها توزیع درستی هم ندارند. من باید اعتراف کنم در انتشار و نشر کار‌های ادبی‌مان بسیار کند عمل کرده‌ایم. اندیشمندان فرهنگی ما به این فکر نکردند محصولی که یک شاعر سال‌ها زحمت کشیده تا به چاب برساند و حرفی برای جامعه داشته باشد چطور باید به دست مخاطب برسد. نه از این جهت که کتاب به فروش برسد، نه، از این نظر که حرف شاعر به گوش مخاطب برسد. همین می‌شود که شاعر با یک کتاب یا یک دفتر شعر که بیشتر توزیع شده سنجیده می‌شود. البته خود شعرا هم باید از هم حمایت کنند. این نیاز جامعه شعر است. هم مسئولان باید فکری برای توزیع بکنند و هم شاعران به فکر بیفتند تا از هم حمایت کنند.

 

﷯ قالب آزاد را در چه موقعیتی درمواجهه با شعر آیینی می‌بینید؟ آیا بستر مناسبی برای این جریان شعری است؟

حتما بستر مناسبی است. اگر در شعر آیینی به دنبال شعر نو نباشیم حتما دچار پس‌رفتگی شده‌ایم. شما آثار گرمارودی را مطالعه کنید. از بسیاری از آثار پیش از خودش 

جلوتر است. هر قالبی که معرفت‌اندیشی بزرگان و پاسداران و نگهبانان آیین وحی در آن گنجانده شود، شعر آیینی هم در آن می‌گنجد. از طرفی هر قالبی که ویژگی‌های شعری در آن جاری و ساری بود، برای سرودن شایسته است. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی