کد خبر : 95235
/ 07:20
گفت وگو با اولین زن ایرانی برگزیده در رویداد جهانی ورلدپرس فتو

برای عکاسی جنگ جنگیدم

گفت وگو با اولین عکاس زن ایرانی راه یافته به «World press photo» برایم تداعی‌کننده واژه های تحسین برانگیزاست.

برای عکاسی جنگ جنگیدم

شهرآرا آنلاین - فاطمه سادات آرام| گفت وگو با اولین عکاس زن ایرانی راه یافته به «World press photo» برایم تداعی‌کننده واژه های تحسین برانگیزاست. واژه هایی مثل استقامت، صبر و موفقیت، اما از جنس زنانه اش. «فاطمه بهبودی» متولد۶۴ است؛ یک دهه شصتی تمام عیار. شوق و انگیزه را از برق چشمانش می توان دریافت. ظاهری ساده و معمولی دارد. حرف که می زند، احساسات در آهنگ کلماتش آشکار می شود. کارش را با خبرگزاری ایکنا شروع کرده است و سوابقی با خبرگزاری های مهر، فارس، ایرنا، روزنامه جام جم و دیگر رسانه ها دارد. بهبودی اولین موفقیت بین المللی اش را در سال٢٠١٣ کسب می کند. زمانی که بنیاد ورلدپرس فتو برای شرکت در مسترکلاس «جوپ‌سوارت»، انتخابش می کند و سپس از مجموعه عکس «مادران انتظار» او در سال۲۰۱۵ در این بنیاد جهانی عکس، تقدیر می شود. اثر مادران انتظار او در کشورهای مالزی، ویتنام و لیتوانی به نمایش گذاشته می شود و همچنین ازطریق ورلدپرس فتو در سراسر نقاط جهان بازنشر می شود. بهبودی هرچند پس از کسب این موفقیت، پیشنهادهای کاری بسیاری از آن سوی مرزها دریافت می کند، ترجیح می دهد در ایران بماند و سوژه اصلی عکس هایش را در کشورش بیابد. سفر بهبودی به مشهد، فرصتی است تا با او درباره موضوع عموم پروژه های عکاسی اش که «جنگ» است، گپ بزنیم.

 

﷯ فکر می کنید چه عاملی مجموعه عکس «مادران انتظار» را به نقطه عطفی در فعالیت های حرفه ای و بین المللی شما تبدیل کرده است؟

شروع فعالیت های بین المللی من با «مادران انتظار» بود که داستان مادران رزمنده های مفقودالاثر ایرانی را که -بعد از گذشت ٣٠سال از جنگ ایران و عراق- هنوز منتظر و چشم به راه فرزندانشان بودند، به تصویر می کشد. این مجموعه عکس شاید جرقه یا بتوان گفت یک معجزه در فعالیت حرفه ای من بوده است اما دلیل اینکه این سوژه را انتخاب کردم، این بود که در خارج از کشور کمترکسی درباره تاریخ جنگ ایران و عراق می داند و مجموعه های عکاسی جنگ من، تاثیر مثبتی بر این مسئله گذاشت و هرچه در این زمینه عمیق تر می شوم، بیشتر می فهمم که چه نکاتی با موضوع جنگ باید اطلاع رسانی شود.

 

﷯ انگیزه اصلی شما برای اینکه به سراغ موضوع جنگ بروید، چه بود؟

به نظر خودم، من برای عکاسی جنگ انتخاب شده ام؛ چراکه تا قبل از این، گرایشی به این موضوعات نداشتم و حتی این فضاها را تجربه نکرده بودم اما با این نگاه توانستم راهم را پیدا کنم. علاوه بر این، آنچه در جشنواره های عکاسی خارجی دیده می شود، همیشه داستان های تکراری و کلیشه و سیاه از ایران مثل «اعدام» بوده است و به همین دلیل تصمیم گرفتم فرهنگ و اعتقادات متفاوتی را از کشورم به جهانیان معرفی کنم و در سال٢٠١٣ چهره ای متفاوت را از ایران در قالب عکس با مجموعه مادران انتظار نشان دادم که عاملی برای تقویت این انگیزه بود.

 

﷯ احتمالا عکاسی با موضوع جنگ، برایتان سختی هایی را نیز به همراه داشته است؟

درست است، اما هدفم این بود که به عنوان یک عکاس ایرانی، بتوانم درباره موضوع جنگ و مسائل مربوط به آن کار کنم و در این باره یک عکاس تاثیرگذار باشم. همین عامل، شوق و انگیزه ام را برای رسیدن به هدفم بیشتر می کرد و تحمل سختی های کار را راحت تر.

 

﷯ یکی از سختی های کار شما که البته خود، عامل موفق بودن نیز به شمار می رود، زمان گذاشتن و زندگی کردن با سوژه های عکاسی است. شما چقدر با این موضوع دست وپنجه نرم کردید؟

من برای هر پروژه وقت زیادی صرف می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. این حرف شما مرا یاد پروژه «شهید زنده است» انداخت که سه سال در گلزار شهدای تهران، برایش وقت گذاشتم تا بتوانم این پروژه را که درباره زندگی خانواده شهدا بود، آن طور که می خواهم، برای مخاطب ترسیم کنم.

 

﷯ علاوه بر مجموعه عکس «شهید زنده است»، به نظر می رسد مجموعه عکس «این شهر قهرمان ندارد» شما نیز چنین ویژگی ای دارد و حل شدن عکاس درمیان سوژه هایش برای مخاطب، محسوس است؟

بله، «این شهر قهرمان ندارد»، یکی دیگر از مجموعه عکس های منتشرشده من درزمینه جنگ است که در شهر خرمشهر سه سال زمان برد. درحال حاضر نیز به دنبال تکمیل مجموعه عکس جانبازان شیمیایی با عنوان «قربانیان مین» هستم که این پروژه هم، مستلزم صرف زمان زیادی است.

 

﷯ «جنگ» نقشی انکارناشدنی در خاطرات دهه شصتی ها ایفا می کند، گرایش شما به این حوزه چقدر متاثر از دوران کودکی تان بود؟

من نسل دهه شصتی هستم و در خانواده ای بزرگ شدم که وابستگانم در زمان جنگ ایران و عراق با حملات بمباران های هوایی، شهید شدند. نقاشی های کودکی ام رنگ وبوی جنگ داشت. من در آن دوران بزرگ شدم و همین ها باعث شد که در عکس هایم نیز جنگ و حواشی آن یک دغدغه باشد.

 

﷯ آیا تا به حال در بین راه از ادامه دادن این مسیر دلسرد شده اید؟ اگر این گونه بوده، چه عاملی شما را همچنان در این مسیر نگه داشته است؟

بله. در حین این پروژه ها، اتفاق بسیار خوب برای من، ارتباط با شهدای گمنام و انس گرفتن با آن ها بوده که کار را برایم جلو برده است. من گاهی انگیزه ام از ادامه کار را مدیون آن ها می دانم، تاحدی که اگر جایی از کارم گره می خورد یا دلسرد می شدم، تصور قلبی ام این بود که شهدا با من قهر کرده اند. من از نظر بعضی ها شاید به ظاهر سنخیتی با مفهوم شهید و شهدا نداشته باشم ولی معتقدم که شهدا در کار من زنده هستند و آن ها خودشان کار را جلو می برند و هر بار راه جدیدی برای من می گشایند و افکارم را روشن می کنند.

 

﷯ پیش از آنکه به سراغ سوژه «جنگ» بروید، آیا فکرش را می کردید که این سوژه برای مخاطبانتان نیز جذاب باشد؟

من معتقدم داستان جنگ و خانواده شهدا همیشه مهم است برای همه نوع مخاطب، حتی برای مخاطبان دهه٨٠ و حتی در خارج از مرزها.

 

﷯ عکاسی جنگ موقعیتی است که برای همه عکاسان به‌وجود نمی‌آید. به‌نظر شما نکات مهم در این سبک از عکاسی، چه چیزهایی است؟

به نظر من، عکس خوب با هر سوژه ای، عکسی است که در آن اصل داستان را بشناسیم و در آن عمیق شویم و به آن بپردازیم. همچنین عکاسان باید با داستان های خوب عکاسی بیشتر آشنا شوند. یک عکاس حرفه ای و خوب باید عمیق، صبور و باحوصله باشد تا بتواند پروژه ای خوب از نگاهی متفاوت انتخاب کند. عکاسان باید به دنبال مجموعه عکسی باشند که با روح و قلبشان، آن را درک کنند و حس کنند و بدانند که به دنبال گفتن چه حرف و موضوعی هستند، بنابراین برای انتخاب یک سوژه، به دنبال موضوعات یک جشنواره و گرفتن جایزه آن نباشند و عکاسی را با دلشان انجام دهند.

 

﷯ خیلی از عکاسان، جشنواره ها را فرصتی برای دیده شدن می دانند.

درست است، به شرط آنکه موضوع جشنواره با ایده خود عکاس همسو باشد. در این صورت جشنواره های موضوعی در ایران، اتفاق بسیار خوبی برای عکاسان خواهد بود؛ چراکه قدم بسیار بزرگی در الگوگیری از جشنواره های بزرگ خارجی به منظور دیده شدن آثار آن هاست.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی