کد خبر : 95362
/ 08:18

به سراغ ما اگر می‌آیید فقط برای عکس نباشد

سیدجعفر عضو تیم فوتسال کوتاه‌قامتان است. مربی او را خوش‌اخلاق‌ترین و با‌نمک‌ترین عضو تیم معرفی می‌کند.

به سراغ ما اگر می‌آیید فقط برای عکس نباشد

شهرآرا آنلاین - سیدجعفر عضو تیم فوتسال کوتاه‌قامتان است. مربی او را خوش‌اخلاق‌ترین و با‌نمک‌ترین عضو تیم معرفی می‌کند. سیدجعفر می‌گوید: با قد و قامت کوتاهی که دارم چهره شناخته‌شده مغازه‌داران چهارطبقه هستم. از هرکس در چهارطبقه بپرسید سید کیست، سریع به شما نشانی می‌دهند.

اوبا قد یک‌متر و ٢۵‌سانتی‌متری از کار، زندگی و حتی ازدواجش می‌گوید؛ «درس‌خواندن را دوست داشتم اما تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخواندم، چون مدرسه‌ها پسری با قدوقواره من را قبول نمی‌کردند. وقتی برای ثبت‌نام مراجعه کردم، مدیران مدرسه به من گفتند که برای ادامه‌تحصیل و رفتن به دبیرستان باید به تهران بروم. حرفشان این بود که در مشهد و استان خراسان‌رضوی مدرسه‌ای برای کوتاه‌قامتان وجود ندارد.»

 

چند وقت کارم بخور و بخواب بود

سید‌جعفر، درس‌خواندن در یک استان دیگر، هزینه زیاد مدرسه و گرفتن خوابگاه را مهم‌ترین دلایل ترک تحصیلش می‌داند. او می‌گوید: با این شرایط، خانواده‌ام قید مدرسه‌رفتنم را زدند. چند وقت کارم خوردن و خوابیدن بود. بهترین و خسته‌کننده‌ترین کار عالم (‌با خنده). خیلی کم پیش می‌آمد که از خانه بیرون بروم. پنج سال کامل در خانه بودم. یک روز یکی از دوستانم به گفت که در بولوار وکیل‌آباد، مرکزی برای آموزش مهارت‌های شغلی وجود دارد که اگر به آنجا بروم می‌توانم حداقل مهارتی یاد بگیرم تا کسب‌وکاری برای خودم راه بیندازم. مدتی در این مرکز کلاس‌های آموزش تعمیر لوازم خانگی را گذراندم اما فایده‌ای نداشت، چون نتوانستم کاری برای خودم پیدا کنم. از خوردن و خوابیدن و از بیکاری به سقف خیره‌شدن خسته شده بودم تا اینکه در یکی از پیراهن‌فروشی‌های چهارطبقه برای فروشندگی کار پیدا کردم. الان نزدیک به هشت‌سالی است که پیراهن‌فروش هستم. پیراهن‌فروشی برای او که فقط ١٢۵سانتی‌متر قد دارد قواعد و شرایط متفاوتی دارد؛ مثلا ویترین مغازه‌ای که او فروشنده آن است، باید کوتاه‌تر از حد معمول باشد. از سید درباره فروش لباس‌های قفسه‌های بالای ویترین به مشتری می‌پرسم. می‌گوید: کاری ندارد. به خود مشتری می‌گویم که خودت بیا پشت ویترین و لباسی را که می‌خواهی بردار. حقوقش زیاد نیست اما در این بازار بیکاری باز هم خدا را شکر که دستم به دهانم می‌رسد.

 

ازدواج به شرط کوتاه‌قامتی

سید‌جعفر هشت سال قبل با خانمی کوتاه‌قامت آشنا می‌شود و ازدواج می‌کنند. آن‌طور‌که می‌گوید در‌کنار همه شرط و شروط‌هایی که برای ازدواج در‌نظر گرفته بود، به خانواده این موضوع را هم گفته بود که همسرش حتما باید خانمی کوتاه‌قامت باشد.

او می‌گوید: بیشتر ‌آدم‌هایی مثل من دوست دارند همسرشان کمی قدبلندتر باشد تا حداقل بچه‌های بلندتری داشته باشند. اما کدام خانم قد‌بلندی به یک مرد کوتاه‌قامت جواب بله می‌دهد؟ به خانواده گفتم خودتان را درگیر این چیزها نکنید. اصلا برفرض یک نفر هم جواب داد؛ راه‌رفتن یک زن قد‌بلند با یک مرد کوتاه‌قد توجه همه مردم را جلب می‌کند. با خودم گفتم اگر زنم بلند باشد، توی خیابان همه به من به چشم بچه‌اش نگاه می‌کنند تا شوهرش!

ادامه حرف‌هایش را با آه و خنده‌ای که با هم نمی‌سازند، همراه می‌کند؛ «ای بابا! همین الان هم زنم از من بلندتر است و مدام قدش را به سرم می‌زند.»

با این حرف، تصور یک اختلاف قد حداقل ٢٠ تا ٣٠‌سانتی‌‌متری به ذهنمان می‌رسد. توی همین تصورات هستیم که سید‌جعفر حرف‌هایش را با خنده کامل می‌کند؛ «زنم ٢سانتی‌متر از من بلندتر است. ٢سانتی‌متر برای ما خیلی زیاد است.» سید‌جعفر درباره خانواده و خواهر و برادرهایش می‌گوید: من پنج‌برادر و دوخواهر دارم. تنها عتیقه آنان که این‌طور کوتاه‌قد است، من هستم! همه خواهر و برادرهایم قدبلند هستند. دکتر به من گفت تو یک جهش ژنتیکی بوده‌ای. این هم قسمت ما بود.

﷯سید‌جعفر مهم‌ترین مشکلات مردان کوتاه‌قامت را کار و ازدواج می‌داند و می‌گوید: ما شاید نتوانیم هر کاری را انجام بدهیم اما بعضی کارها فقط به دست ما انجام می‌شود. برای تعمیر موتور هواپیما از چند کوتاه‌قامت در تهران استفاده می‌شود، چون جثه ظریفی دارند و می‌توانند به‌راحتی در فضای کوچک موتور هواپیما کار تعمیرات انجام دهند. در مشهد اما کسی زیاد دنبال ما نیست. اگر مسئولان یا کسی سراغ ما آمد فقط برای عکس است. اینکه بیایند یک عکس با یک لبخند ژکوند بگیرند و بروند، دردی از ما دوا نمی‌کند. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی