کد خبر : 95567
/ 08:03

٨ساعت کنار جنازه‌ها نشستم

گزارش شهرآرا از اعترافات تکان‌دهنده مردی که همسر و دختر ٣ساله‌اش را در مشهد کشت

٨ساعت کنار جنازه‌ها نشستم

شهرآرا آنلاین - محمدجواد ابوعطا - «‌بعد از اینکه همسرم را کشتم، دختر ٣ساله‌ام را از خواب بیدار کردم. او وقتی جسد مادرش را دید گریه می‌کرد. کسی را نداشتم که از او نگهداری کند و نمی‌خواستم زیر‌دست باشد برای همین او را هم کشتم.» این‌ اظهارات تکان‌دهنده تنها گوشه‌ای از اعترافات جمشید بیست‌ونه ساله است. او ٣ روز قبل در منطقه همت‌آباد دست به جنایت زد و همسر هجده‌ساله و دختر سه‌ساله‌اش را به قتل رساند.

ساعت ۴بعدازظهر بود که موضوع این جنایت از سوی پلیس به بازپرس جنایی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گزارش شد. با حضور قاضی‌میرزایی در این منزل مسکونی، بررسی‌ها آغاز و مشخص شد که این مادر و دختر به طرز مشکوکی جان باخته اند.

جست‌و‌جو برای یافتن مرد خانواده که طبق اظهارات شاهدان برای اولین‌بار او اجساد را مشاهده کرده بود، بی‌نتیجه ماند و مشخص شد که او پس از اینکه مرگ همسر و دخترش را بر اثر گازگرفتگی به همسر برادرش اعلام می‌کند از محل متواری می‌شود. صحنه‌سازی صورت گرفته از چشمان مقام قضایی دور نماند و قاضی میرزایی فرضیه قتل را مطرح کرد. طبق بررسی‌های بعدی از سوی کارشناسان پزشکی قانونی، بحث گازگرفتگی منتفی و مشخص شد که این مادر و دختر به دلیل انسداد راه‌های تنفسی (خفگی) جان باخته‌اند.

با مشخص شدن وضعیت اولیه پرونده، تمام توجه‌ها به سمت مرد خانواده به عنوان متهم اصلی پرونده جلب شد و از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات همه‌جانبه‌ای برای دستگیری این مظنون به قتل آغاز شد. در‌نهایت شامگاه دوشنبه پس از گذشت ٢۴ساعت از بازشدن پرونده، متهم که راه فراری پیش روی خود نمی‌دید و از سویی می‌دانست هر لحظه ممکن است دستگیر شود، به کلانتری مهرگان مراجعه و خودش را معرفی کرد.

 

اعترافاتی تکان‌دهنده

روز گذشته پس از ٣روز از وقوع جنایت، نخستین جلسه بازپرسی از جمشید، متهم به قتل همسر و فرزندش در حضور قاضی میرزایی، بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد برگزار شد.

متهم که بیست‌ونه ساله است و ۵سال از ازدواجش می‌گذرد در پاسخ به سؤالات تخصصی قاضی میرزایی، ضمن اعتراف به قتل درباره انگیزه‌اش برای این جنایت اعلام کرد: «بیکار و به تریاک هم اعتیاد دارم. چند سال است که سر همین دو مسئله با همسرم مشکل داشتیم. حتی چندباری هم با هم دعوای لفظی کرده بودیم که او قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود. سر اعتیاد و بیکاری همیشه با هم درگیر بودیم. آن شب هم من در خیابان بودم و دیر به خانه رفتم که برای همین موضوع همسرم دوباره دعوا را شروع کرد و من هم داد کشیدم و او جوابم را داد. این دعوایمان ٢٠دقیقه طول کشید. ساعت ١٠بود که به همراه دختر و همسرم داخل اتاق خواب خوابیدیم. ساعت ۶صبح از خواب بیدار شدم، همسرم قبل از من بیدار شده بود و سر سفره صبحانه نشسته بود. دوباره بحثمان پای سفره صبحانه شروع شد، من که عصبانی شده بودم یک دستمال که کناری افتاده بود را برداشتم و بدون اینکه همسرم متوجه شود، دستمال را از پشت سر دور گردنش انداختم و کشیدم. او هیچ سر و صدایی نکرد و ٢دقیقه بعد که دستمال را رها کردم، روی زمین افتاد. بعد رفتم سراغ دختر سه‌ساله‌ام که خواب بود. او را بیدار کردم و آوردم توی حال، گریه می‌کرد، ١٠دقیقه روی پایم نشاندمش، بعد هم با دست‌هایم جلوی دهانش را گرفتم و ٢دقیقه زمان برد تا جان باخت. تا ساعت ٢ بعد از ظهر بالای سر جنازه‌ها بودم و بعد آن‌ها را توی اتاق بردم و در رختخواب خواباندمشان و زیر سرشان بالشت گذاشتم و رویشان پتو انداختم و از خانه بیرون زدم.»

جمشید در پاسخ به مقام قضایی که پرسید: «‌بعد از ترک منزل چه کردی؟» بیان کرد:« به خانه برادرم رفتم و چون نمی‌خواستم سر و صدا راه بیفتد و همسرش داد و فریاد راه بیندازد، به او گفتم که زن و دخترم را گاز گرفته و مرده‌اند، زنگ بزن به خانه پدر و مادرم و قضیه را بگو. قصد فرار نداشتم اما نمی‌خواستم با خانواده همسرم مواجه شوم، البته داستان گازگرفتگی را الکی گفتم چون خودم می‌دانستم که آثار خفگی دور گردن زنم هست و به زودی دستگیر می‌شوم.» « بعد از فرار کجا رفتی؟» متهم به قتل در جواب قاضی میرزایی گفت: «رفتم پارک خواجه‌ربیع و شب را همانجا خوابیدم. صبح که برگشتم به محل بچه‌های محل که مرا دیدند، چون فکر می‌کردند من کسی را نکشته‌ام و آن‌ها به دلیل گازگرفتگی مرده‌اند، به من گفتند که مأموران دنبالت هستند، برو کلانتری و بگو که کار تو نبوده است. بعد هم رفتم کلانتری بولوار رسالت و خودم را معرفی کردم و آن‌ها هم مرا بازداشت کردند.»

 

نمی‌خواستم دخترم سربار شود

بازپرس قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد از جمشید علت قتل فرزندش را پرسید که «‌با همسرت مشکل داشتی، چرا دخترت را کشتی، او هنگام جنایت هیچ چیزی نگفت؟»، متهم در پاسخ گفت:« بچه‌‌ام فقط گریه می‌کرد و هیچ حرفی نمی‌زد. پدر و مادرم پیر هستند و حوصله بچه را ندارند، نخواستم سربار باشد.»

قاضی پرسید، «منزلی که این اتفاق در آن افتاد متعلق به کیست و چند وقت است آنجا زندگی می‌کنید؟» جمشید اعلام کرد منزل متعلق به پدرش است و پس از ازدواج به مدت ۴سال آنجا زندگی می‌کنند.

«چیزی هم مصرف کرده بودی؟»، «‌نه درست است که تریاک می‌کشم، اما آن روز هیچ چیزی مصرف نکرده بودم.»

« آب‌گرم‌کن لوله نداشت، می‌خواستی چنین وانمود کنی که گازگرفتگی بوده است؟»، «نه، از خیلی وقت پیش آب‌گرم‌کن لوله نداشت. من منظورم از گاز گرفتگی، گاز شهری بود.»

« چه انتظاری از خانواده همسرت به عنوان اولیای‌دم داری؟»، «‌پشیمانم و می‌خواهم زودتر قصاصم کنند و به زندان نروم‌»«‌مشکل اصلی شما چه بود، به غیر از چیزهایی که گفتی مشکل دیگری هم داشتید؟»، «‌نه، مشکل ما همان بیکاری و اعتیاد من بود که هر چند وقت یک‌بار با هم دعوا می‌کردیم. من آن روز صبح عصبانی شده بودم و در همان لحظه تصمیم گرفتم که او را بکشم.»

 

بازسازی صحنه جنایت

با ثبت اظهارات متهم، قاضی میرزایی متهم را برای روشن شدن برخی ابهامات در پرونده تحویل کارآگاهان پلیس آگاهی داد و پس از بازسازی صحنه جرم که امروز انجام می‌شود، پرونده وارد مرحله صدور کیفرخواست می‌شود. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی