کد خبر : 95627
/ 09:41
گزارش شهرآرا از کفاشی که انصاف را سرلوحه کارش قرار داده است

کوک انصاف

کنار مغازه‌های پرزرق و برق امروز دیدن حجره‌ای کوچک که در آن پیرمردی ۶۴ ساله با دستان پینه بسته‌اش کفش‌های این و آن را می‌دوزد شاید بیش از هر چیز یادآور خاطرات ریز و درشت دهه‌های پیش باشد.

کوک انصاف

شهرآرا آنلاین - فهیمه شهری /  همان موقع که تجملات و تنوع‌طلبی مثل امروز وارد زندگی‌ها نشده بود و والدین، کفش‌های فرزندانشان را کمی بزرگ‌تر می‌خریدند تا برای مدت‌ها استفاده شود. هر بار که جایی از کفش خراب می‌شد کسی فکر خرید کفش جدید نبود. همان را به کفاشی می‌دادند تا تعمیرش کند. اگر باز هم عمری برای کفش‌ها باقی می‌ماند به خواهر و برادرهای بعدی می‌رسید و در این مدت هنر دستان یک کفاش بود که جانی دوباره به کفش پاره می‌داد و برقی تازه بر آن می‌انداخت.

 

رسول اصغری هم شاید یکی از همین کفاش‌ها باشد. حجره کوچک او در حاشیه بولوار آموزگار، زیر پله‌های یک منزل مسکونی است. اگر بندهای کفش آویزان و بنری که روی آن نوشته «تعمیرات کفش پذیرفته می‌شود»، نباشد کمتر کسی متوجه بساط جمع و جورش می‌شود. اولین بار در حال خرید از داروخانه مجاورش بودم که حجره‌اش توجهم را جلب کرد. عروسک کفشی که تازه برای کودکم خریده بودم از آن جدا شده بود و فرزندم با چشمان گریان عروسک را در دستش گرفته بود. با دیدن حجره کفاشی، عروسک و کفش را به او سپردم. در حالی که دل کودکم به آن کفش گره خورده بود، گمان کردم تعمیر را به فردا و پس فردا موکول می‌کند اما همان لحظه انجامش داد. هنگامی که خواستم دستمزدش را بپردازم تأملی کرد و گفت: «هزار تومان خوب است؟» مطمئن بودم اگر بگویم زیاد است، می‌گوید هر قدر دوست داری پرداخت کن. انصافش توجهم را جلب کرد و همین بهانه‌ای شد که چند دقیقه‌ای هم‌نشینش شوم. از خودش گفت و اینکه کارگر ساختمان بوده اما ضعف و دردمندی یارای ادامه کار را از او گرفته و دنبال کار دیگری رفته است. با خودش گفته کفاشی راحت‌تر از کارگری است. بنابراین دو سه هفته‌ای نزد چند کفاش رفته و کار را یاد می‌گیرد. از سال ۷۰ کارگری را رها و به کفاشی مشغول می‌شود. یک سال است که در بولوار دانش‌آموز حجره دارد اما پیش از آن، ۱۸ سال در بولوار دانشجو، یکی از مالکان به طور رایگان زیر پله‌هایش را در اختیارش گذاشته بوده است. اصغری می‌گوید: خدا خیرش بدهد هوایم را داشت و اجاره نمی‌گرفت. برق را هم همسایه‌ها داده بودند و راحت بودم. در اینجا چون مالک آشناست اجاره‌ای کمتر از قیمت معمول می‌گیرد. بابت آب و برق هم هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنم. البته خیلی در مصرف صرفه‌جویی دارم.»

 بخاری برقی پشت پرده را نشانمان می‌دهد و می‌گوید: «فقط وقتی هوا خیلی سرد باشد آن را روشن می‌کنم. مصرف دیگری هم ندارم.»

 یک جعبه کوچک حاوی قیچی، تیغ، چوب ساب، درفش (سوزن مخصوص دوختن کفش)، یک تکه پارچه مشکی که روی پایش می‌اندازد و یک قوطی چسب، تمام ابزار کارش را تشکیل می‌دهد. با همین‌ها درزهای باز شده را می‌دوزد و فرسودگی‌ها را ترمیم می‌کند. چرخ ندارد. همه را با دست می‌دوزد. تاکنون با چرخ کار نکرده، هم قیمتش گران است هم یاد گرفتن آن دیگر در توان و حوصله اصغری نیست.

کنار بساطش، واکس، پاشنه‌کش، کفی و بند کفش را برای فروش گذاشته است. می‌گوید: «در گذشته، تعداد افرادی که برای واکس زدن می‌آمدند زیاد بود اما اکنون در هر خانواده‌ای یک واکس هست و خودشان کفش‌هایشان را تمیز می‌کنند.» درباره کیفیت واکس‌ها و تأثیر آن‌ها در دوام بیشتر کفش از او می‌پرسم که پاسخ می‌دهد: «واکس‌های خمیری قدیم به خاطر چربی که دارند طول عمر کفش را بیشتر می‌کنند اما چون رنگ پس می‌دهند بعضی‌ها دوست ندارند از آن‌ها استفاده کنند. در مقابل، واکس‌های مایع به خوبی کفش را براق می‌کنند و رنگ پس نمی‎دهند اما در دوام کفش تأثیری ندارند.»

 

برکت مال حلال

وقتی از اوضاع و احوال کارش می‌پرسم، می‌گوید:« تعریفی ندارد اما خدا را شکر دستمان پیش کسی دراز نیست.»

به کار و بار دم عید اشاره می‌کند و اینکه در این ایام تعداد مشتری‌‎ها بیشتر می‌شود. او به تجربه دیده چون قیمت کفش گران است مردم تا هر وقت بتوانند از آن استفاده می‌کنند. زمستان که تمام می‌شود و هوا رو به گرمی می‌رود کار و بارش رونق بیشتری می‌گیرد. انگار مردم در هوای سرد کمتر دنبال کارهایی مثل تعمیر کفش می‌روند. در روز بین ۳ تا ۵ مشتری دارد و اگر خیلی خوب کار کند، ماهیانه حداکثر یک میلیون تومان به دست می‌آورد. در خانه‌ای اجاره‌ای با پسرش که دو فرزند دارد و او هم کارگر است، زندگی می‌کند. هرچند درآمدش کم است اما دلخوش به برکتی است که خدا در زندگی‌اش جاری کرده است. او معتقد است اگر افراد در هر کاری هستند صداقت، پاکی و انصاف را رعایت کنند خدا به مالشان برکت زیادی می‌دهد.

کفاش محله دانش‌آموز این موضوع را با تمام وجود درک کرده و بارها اثرش را در زندگی شخصی دیده است. به نظر اصغری کسانی که با نیرنگ و فریب، درآمدی کسب می‌کنند آن مال نه تنها برایشان برکت ندارد بلکه به راه خیر صرف نمی‌شود و دیر یا زود گرفتاری‌هایی در زندگی‌شان وارد می‌شود که لذت بهره‌گیری از آن مال را از آن‌ها می‌گیرد.

خیلی معتقد به حلال و حرام است. برایش اهمیت دارد که مشتری از کاری که تحویلش داده راضی باشد. چنانچه مشتری کفشی را برای تعمیر بیاورد اما نیاید تحویل بگیرد، آن را تا یک سال نگه می‌دارد. اگر کسی بگوید پولی برای پرداخت هزینه تعمیر کفش ندارد سخت نمی‌گیرد. او در این باره اظهار می‌کند:« چون خودم به سختی اموراتم را می‌گذرانم مردم را درک می‌کنم و اگر کسی بگوید حتی ۵۰۰ تومان ندارم، می‌گویم عیب ندارد. خدا روزی رسان است.»

در بین مشتریانش کسانی هستند که اصغری آن‌ها را می‌شناسد و می‌داند استطاعت مالی دارند اما هنگام پرداخت هزینه تعمیرات، بارها چک و چانه می‌زنند و به عنوان مثال برای کاری که ۵ هزار تومان هزینه‌اش می‌شود ۳ هزار تومان پرداخت می‌کنند البته در مقابلش مشتریانی هم هستند که بیشتر از مبلغ تعیین شده می‌پردازند.

اصغری خاطرات زیادی از این افراد دارد از جمله اینکه یک سال نزدیک عید در حالی که پولی برای خرید مایحتاج نداشته است یک نفر از مشتریانش می‌آید و پاکتی حاوی ۵۰۰ هزار تومان به او می‌دهد. به این ترتیب به قول خودش شرمنده زن و بچه نمی‌شود و با دست پر به منزل می‌رود.

بخش زیادی از آرامش زندگی‌اش را مدیون قناعت همسر و فرزندانش می‌داند. در این باره به سخن حضرت علی(ع) مبنی بر اینکه بهترین گنج قناعت است، اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: این چشم و هم چشمی‌هایی که امروز بین مردم رواج پیدا کرده زندگی‌هایشان را خراب می‌کند و از هم می‌پاشاند در حالی‌که اگر کمی صبر و قناعت داشته باشند، زندگی شیرین‌تری را تجربه خواهند کرد.»

او که یک دختر و یک پسر دارد که هر دوی آن‌ها ازدواج کرده‌اند، خطاب به جوانان اظهار می‌کند:« ازدواج را برای خودتان سخت نگیرید و به خاطر مال دنیا زندگی‌هایتان را به هم نزنید. دنیا محل گذر است هرچه داشته باشیم روزی باید همه را بگذاریم و به زیر خاک رویم پس چه بهتر که بیشتر از کسب مال دنیا، دنبال اخلاق خوب باشیم. پسران مجرد هم گمان نکنند همه دختران به خاطر پول با کسی ازدواج می‌کنند، این طور نیست، هنوز هم دختران و خانواده‌های زیادی هستند که اهل زندگی‌اند و برای مال دنیا اوقات خودشان را تلخ نمی‌کنند.»

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی