کد خبر : 95700
/ 10:59

شاعرانه‌های برادر کوچک جنگ

رونمایی از کتاب «سه‌گانه خاورمیانه» با حضور گروس عبدالملکیان در مشهد برگزار شد

شاعرانه‌های برادر کوچک جنگ

شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی| بعید است بتوان انکار کرد که علاقه گروس عبدالملکیان به شعر، ریشه در خانواده‌اش دارد. مادری اهل مطالعه ادبیات و پدر شاعر و جوّی که باعث‌شده مادرش ذهنیات او را که به زبان می‌آورده است روی کاغذ بنویسد. همان نوشته‌ها و تشویق‌های خانواده، او را به سمت ادبیات می‌کشاند و از دوران نوجوانی نوشتن را آغاز می‌کند. تا الان هم چند کتاب شعر مانند «پرنده پنهان»، «سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند»، «حفره‌ها» و... از او به چاپ رسیده است. عبدالملکیان برای رونمایی از کتاب «سه‌گانه خاورمیانه»اش عصر پنجشنبه به مشهد آمد و با علاقه‌مندان آثارش در کتاب‌فروشیِ نشرچشمه دلشدگان هم‌کلام شد.

 

﷯ از جنگ ١٨ روز کوچک‌تر هستم

عبدالملکیان در ابتدای برنامه شعرخوانی، گفت‌و‌گو و رونمایی از مجموعه شعر «سه‌گانه خاورمیانه» از دوران کودکی‌اش گفت و از تلاش‌های مادرش که تراوش‌های ذهنی کودکی پنج‌ساله را مکتوب می‌کرده است: من می‌گفتم و مادرم می‌نوشت. به دلیل علاقه‌مندی پدر و مادرم به ادبیات آن گفته‌های مکتوب شده‌ام موجود است. شاید این‌ها را روزی در فضایی منتشر کردم؛ دست‌کم با‌نمک هستند. 

فضای زندگی فردی و اجتماعی دهه پنجاهی‌ها آمیخته با هیجانات جنگ است. ازاین‌روست که اغلب نوشته‌هایی که از ذهن گروس شش‌هفت‌ساله بیرون می‌آمده، نامه‌هایی بوده که برای سربازان در جنگ می‌نوشته است: من ‌‌١٨ روز کوچک‌تر از جنگ هستم. در کودکی علاقه‌مندی‌هایی به فضای جبهه و جنگ داشتم. بسته به شرایط حاکم آن دوره همه نگرانی‌ام این بود که نکند جنگ تمام شود و من بزرگ نشده باشم. 

شاید به نظر اغراق باشد اما عبدالملکیان می‌گوید که حتی بازی‌های دوران کودکی با پدر و مادر و هم‌سن‌و‌سال‌هایش در جبهه‌بازی خلاصه می‌شده است. توصیف بازی‌های عبدالملکیان پسر در آن روزگار را عبدالملکیان پدر در کتاب شعر «ریشه در ابر» -مجموعه‌ای که در دهه ۶٠ منتشر کرده- آورده است. گروس عبدالملکیان این مقدمات را در صحبت‌هایش در جمع علاقه‌مندان به شعر و ادبیات در نمایندگیِ مشهد نشر چشمه گفت تا برای آن‌ها زمینه‌سازی کند که کتاب‌های شعرش از کجا سرچشمه می‌گیرد.

 

﷯ جنگ‌ها تمام نمی‌شوند

او تقریبا هر ٣ سال یک مجموعه شعر چاپ کرده است. در همه این مجموعه‌ها به طور ناخودآگاه از جنگ بماهو جنگ، تأثیر گرفته است، رویدادی که کودکی او در اوج آن، اوج اتفاقات جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سپری شده است: ناخودآگاه شعر‌های من در بند‌های زندگی دوران کودکی‌ام ریشه داشت. خاطرم هست حدود ٨ سالم بود که تهران را موشک‌باران می‌کردند و من و هم‌بازی‌هایم در ارتفاعات اطراف تهران از بالای بلندی موشک‌باران را تماشا می‌کردیم. اشعارم را که نگاه می‌کنم در می‌یابم جنگ‌ها فقط شروع می‌شوند ولی تمام نمی‌شوند. 

عبدالملکیان جنگ‌ها را ممتد در زندگی آدم‌های درگیر جنگ حتی پس از پایان آن می‌داند. شاید اگر بخواهیم برای نفوذ جنگ در زندگی خصوصی افراد نمونه‌ای بیاوریم شعری خواهد بود که در کتاب «حفره‌ها» آمده است: دراز کشیده‌ام/ زنم شعری از جنگ می‌خواند/ همین مانده بود تانک‌ها/ به تخت خوابم بیایند/[...].

این شاعر در ادامه از مواجهه خود با سروده‌هایش به‌عنوان مخاطب می‌گوید که او را به این باور می‌رساند: نه‌تنها آن جنگ که همه کودکی مرا فرا گرفته، متوقف نشده است بلکه تانک‌هایی که پشت آن خاکریز‌ها بودند پیشروی کردند و حتی تا خصوصی‌ترین جا‌های زندگی من نفوذ‌ کردند.

 

﷯ شعله‌ور شدن آتش زیر خاکستر

اما «سه‌گانه خاورمیانه» که بهانه‌ای برای حضور دبیر بخش شعر نشر چشمه در مشهد بود، روی میزِ رونمایی قرار گرفت و عبدالملکیان درباره این کتاب شعر و ویژگی‌های آن صحبت کرد. سه‌گانه خاورمیانه بازتابی است از گذر شاعرش از ٣ معرکه جنگ، عشق و تنهایی. 

بازتابی از جنگی دنباله‌دار که تا گیرودار حضور داعش در منطقه تداوم دارد: اوایل سال ٩٣ و اواخر سال ٩۴ بود. هر شب که اخبار گوش می‌دادم گویا واقعا شکنجه‌گرم روبه‌رویم نشسته بود. ناخودآگاهم مثل آتش زیر خاکستر بود که بادی وزیده بود و آن را شعله‌ور می‌کرد. همان دوران بود که پایه‌های شکل‌گیری مجموعه‌ای از شعرهایم گذاشته شد.

فضای کتاب بسیار نمادین است. شاعر موقعیت خودش را مشخص کرده که انسان خاورمیانه است و از این گفته‌است که همه‌چیز ما در همین فضای نمادین اتفاق می‌افتد: در این کتاب، تلاش شده کران‌مند کردن جهان بی‌کران اتفاق بیفتد. یعنی ایران در‌عین‌حال که ایران است خاورمیانه و خاورمیانه همان ایران است. خاور‌میانه در‌عین‌حال که خاور میانه است، جهان است و جهان در‌عین‌حال که جهان است، همان خاور‌میانه است. در عین اینکه بی‌کرانه است، کران‌مند است و در‌عین‌حال که کران‌مند است، بیکران است.

این کتاب به قول شاعرش نه منظومه است و نه مجموعه است ولی هم منظومه است هم مجموعه، چراکه مجموعه شعری پیوسته ‌است: این، فرم کار را سخت می‌کرد. کتاب یک روایت ضمنی و داستانی است که به‌صورت پنهان اتفاق می‌افتد. بحث تازه‌ای که در فرم آن اتفاق افتاده‌ این است که این کتاب یک سه‌گانه است، ٣ فصل دارد اما فصل‌بندی نشده است، یعنی مخاطب من است که وارد این مجموعه می‌شود و مخاطب من است که این کتاب را فصل‌بندی می‌کند. شروع و پایان فصل‌بندی کتاب بر اساس جنگ، عشق و تنهایی به خاصیت ذهنی و ارتباطی که خواننده با اشعار می‌گیرد، بستگی دارد. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی