کد خبر : 95755
/ 06:45
گفت‌وگو با فریبا مأموریان، نامزد جایزه شعر خبرنگاران

شاعر بی‌دغدغه نمی‌تواند شعر بگوید

فریبا مأموریان نامزد جایزه شعر خبرنگاران در بخش بدون کتاب شده است.

شاعر بی‌دغدغه نمی‌تواند شعر بگوید

شهرآرا آنلاین - رادمنش| فریبا مأموریان نامزد جایزه شعر خبرنگاران در بخش بدون کتاب شده است. او شاعر آزادسُرای مشهدی است که به گفته خودش از نه‌سالگی شعر سراغش را گرفته است و او این مسیر را -هر چند با وقفه‌- ادامه داده و دست از آن نکشیده است. برای آشنایی بیشتر با او و تجربه‌هایی که از سر گذرانده است به گفت‌وگو نشستیم. مأموریان معتقد است شاعر شدن بیش از اینکه به تلاش بیرونی مرتبط باشد، به جوشش درونی نیاز دارد. او همچنین از نقدهای غرض‌ورزانه و تبعیضی که در فضاهای شعری بین زنان و مردان است می‌گوید و البته سختی‌هایی راکه کشیده است برای خودش سکوی پرش می‌داند و می‌گوید: شاعری که دغدغه نداشته باشد، نمی‌تواند شعر بگوید. 

او معتقد است شعرهایش با درون‌مایه‌های مختلفی مانند روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه همراه است و مسائلی چون پایان دادن به تبعیض نژادی و رسیدن به صلح و آرامش را دغدغه خود می‌خواند؛ هرچند بیان می‌کند: اگر نتوانیم صلح را در دنیا برقرار کنیم، همین که بتوانیم با خودمان به صلحی درونی برسیم خیلی ارزشمند است.

 

﷯ چه شد که سراغ شاعری رفتید و از چه زمانی شعر سرودن را شروع کردید؟

شعر مثل ورزش نیست که مثلا بگویید کلاسی رفتم و عضلاتم را تقویت کردم و بعد توانستم این وزنه را بردارم. شعر خودش آدم را پیدا می‌کند. حس ناب و خاصی است که خودش به سراغت می‌آید. این حس در نه‌سالگی به سراغ من آمد. نشسته بودم و در لحظه‌ای، شعری کودکانه گفتم و احساس کردم موزون و آهنگین است. بعد شروع کردم به گفتن شعرهای مقفا، تا ١۶ -١٧ سالگی. در این سن با شعر آزاد و آثار فروغ و شاملو و شاعرانی که بسیاری از شاعران دوره ما وام‌دار آن‌ها هستند آشنا شدم و این‌طور بود که به صورت جدی‌تر روی شعر کار کردم. وقتی ازدواج کردم، به دلیل پاره‌ای مسائل زنانه و مادرانه از سال ٨٣ تا ٩١ از شعر فاصله گرفتم و دوباره بعد از چند‌سال به شعر برگشتم. کلا با شعر خداحافظی کرده بودم. هم با شعر و هم با جلسات ادبی. این بار با شرکت در جلسات شعر آقای مجید نظافت شروع کردم. پشتیبانی‌های ایشان به‌خصوص از شاعران زن و نقدهای سازنده‌شان -برخلاف عده‌ای که نقدهای کوبنده و غرض‌ورزانه‌ می‌کنند- در برگشتنم به عالم شعر خیلی نقش داشت.

 

﷯ این حس شاعری برای همه وجود دارد و همه می‌توانند شعر بگویند یا معتقدید پیش‌زمینه‌ای می‌خواهد؟

فکر می‌کنم بعضی چیزها موروثی است، مثل نقاشی، مجسمه‌سازی، شعر. پدربزرگ من ادیب بودند و خیلی جلسات مولاناشناسی و مثنوی‌خوانی برگزار می‌کردند و ما در این عوالم رشد کردیم. محیط خانه خودمان هم همین‌طور بود. پدرم خیلی کتاب‌خوان بود و واقعا آثار خوبی مانند کارهای ویکتور هوگو و داستایفسکی و زاهاریا استانکو را در کتابخانه‌اش داشت. ما هرجا دور می‌زدیم، کتاب می‌دیدیم و مسلما خواندن آن رمان‌ها که هم‌زمان بود با وارد شدن من به مقطع تحصیلی راهنمایی، بر من تأثیرگذار بوده است. آن زمان شاید خیلی از زوایای آن رمان‌ها را نمی‌فهمیدم، اما الان در کارم تأثیر خودش را نشان می‌دهد. آن جهان‌بینی که از همان دوران به من منتقل شد، در من مانده است.

 

﷯ گفتید ورود جدی‌تان به عرصه سرودن با آشنایی با شاعرانی مانند فروغ فرخزاد و احمد شاملو رقم خورد؟

من با سهراب شروع کردم که بی‌نهایت از خواندن شعرش لذت می‌بردم. بعد رفتم سراغ فروغ و شاملو و اخوان که از سروده‌های اخوان هم بی‌نهایت لذت می‌بردم. بعد کم‌کم کارهای شاعران عرب مانند غاده السمان و نزار قبانی را خواندم. این‌ها فوق‌العاده‌اند و نمی‌توانم حرفی در موردشان بزنم. نزار قبانی شاعر مورد علاقه من است و او را به خاطر جسارت و اینکه راحت حرفش را می‌زند دوست دارم.

 

﷯ از چه زمانی پایتان به جلسات شعر باز شد؟

از اول دبیرستان؛ به هنرکده فرخ می‌رفتم که حوالی خیابان جنت بود.

 

﷯ چیزی به اسم معلم یا راهنما در شعر داشته‌اید؟

بله، آقای مهدی آخرتی بسیار در زمینه شعر به من کمک کرد؛ همچنین آقای امیرتیمور زحمتکش که بسیار انسان افتاده‌ای است. استاد مجید نظافت و استادان خوب دیگری هم داشتم که کنار آن‌ها توانستم شعرم را ارتقا بدهم.

 

﷯ شما می‌گویید سرودن مانند باشگاه رفتن نیست که کسی بتواند با تمرین خودش را قوی کند. بااین‌حساب فکر می‌کنید اگر کسی مایه شعر‌گفتن را نداشته باشد، نمی‌تواند با مطالعه و تلاش و تمرین شعر بگوید؟

شعر باید از درون شخص جوشش کند. می‌گویند آن چیزی که از دل برآید، بر دل می‌نشیند. شاید کسی برود و شعرهای ١٠٠ شاعر را بخواند و بعد، از روی دست آن‌ها تقلید کند، شاید بتواند در عرصه کوچکی هم موفق شود، اما وقتی دستش رو شود و کپی‌کاری‌اش لو برود کم می‌آورد. در همه هنرها همین‌طور است به نظرم.

 

﷯ به نقدها اشاره کردید و بعضی را خوب و بعضی را غرض‌ورزانه دانستید. دراین‌باره توضیح می‌دهید؟ به چه چیزی می‌گویید نقد غرض‌ورزانه؟

من منتقد نیستم و اگر دوستان لطف داشته باشند و بخواهند در مورد شعری نظر بدهم، سعی می‌کنم به نقاط قوت آن شعر اشاره کنم. ببینید، بیشتر شاعران ما که شعرشان را برای نقد می‌آورند، شاعران نوپا هستند. هیچ‌وقت استادان شعر ما، کارشان را به نقد نمی‌گذارند. برای همین وقتی شاعری اول راه است و ما او را بکوبیم، ممکن است بسوزد. به نظرم باید به نقاط قوت شعر او بپردازیم، نه اینکه او را بکوبیم برای اینکه علم نقد خودمان را به چند‌نفر دیگر ثابت کنیم. نقد اگر قرار است سازنده باشد باید از غرض و مرض دور باشد. متأسفانه خیلی کم نقد سازنده می‌شنوم. نباید کاری کنیم که یک شاعر جوان بگذارد برود.

 

﷯ فضا را برای شاعران زن در مقایسه با شاعران مرد چگونه می‌بینید؟

من زیاد در شب شعرها شرکت نمی‌کنم، اما به یاد دارم وقتی در یکی از آن‌ها شرکت کردم و پشت تریبون رفتم، گفتم: امیدوارم روزی را ببینم که آن‌قدر که عدالت در صف نانوایی برقرار می‌شود، در شب شعرهای ما هم اجرا شود؛ نه اینکه ١٠ نفر یا ٨ نفر آقا برای شعرخوانی دعوت ‌شوند و فقط یک خانم. وقتی فضا این‌طور است، شاعران خانم چطور می‌توانند رشد کنند؟ هرچند بالاخره جلسه «اتاقی از آن خود» شکل گرفت و فضایی به وجود آورد که بدون دغدغه و ترس و وحشت مورد تمسخر قرار گرفتن برویم و شعرمان را بخوانیم. 

 

﷯ به عنوان زنی شاعر آیا با چیزهایی در ذهنتان روبه‌رو بوده‌اید که به دلیل اینکه جامعه نمی‌پذیرد، ناچار به خودسانسوری شوید؟

این اتفاق برای زنان می‌افتد. این خیلی بد است که خانم‌ها به دلیل خانم بودن سعی می‌کنند کارهای هنری خود را از فیلتر رد کنند. هرچند الان فضا خیلی‌خیلی بهتر شده است. به آینده فعالیت زنان در جامعه امیدوارم. آقایان فضاهای بیشتری در اختیار دختران و همسرانشان می‌گذارند تا آن‌ها هم بتوانند پیشرفت کنند. البته سرخوردگی‌ها و فشارهایی که هر شاعری تحمل می‌کند، سکوی پرتابی برای اوست. فکر می‌کنم که وقتی شاعری دغدغه نداشته باشد، نمی‌تواند شعری هم بگوید. من افسوس گذشته را نمی‌خورم.

 

﷯ از «اتاقی از آن خود» برای ما بگویید. کی راه افتاده است و چه فعالیت‌هایی در آن انجام می‌شود؟

از حدود یک سال و نیم پیش به کوشش تعدادی از زنان فرهیخته راه افتاده است. جایی پر از احساس خوب و فضایی دوستانه برای زنان که هفته‌ای ٢ساعت دور هم در کافه رادین بنشینند. در این جلسه محورْ ادبیات است، اما راجع به جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فیلم و مسائل روز جهان هم صحبت می‌‌کنیم. همین که یک جمعه را دارم که می‌توانم در جمع افرادی مانند خودم باشم، خیلی برایم لذت‌بخش است. می‌دانید، انسان به چیز زیادی نیاز ندارد، توجه و تشویق می‌خواهد و همین‌چیزها هم از ما دریغ شده است. در جلساتی که رفتیم چیزی یاد بگیریم آدم‌هایی دست گذاشتند روی سیاهی‌ها و آن‌قدر آن را بزرگ کردند که خیلی از ما با شعر و ادبیات خداحافظی کردیم.

 

﷯ شما امسال نامزد جایزه‌ کتاب سال شعر به انتخاب خبرنگاران هم شده‌اید، از این جایزه ادبی بگویید.

من زیاد روی خوشی به جشنواره‌ها نشان نداده‌ام. اینکه در این جشنواره شرکت کردم، یکی از اثرات شرکت در جلسات اتاقی از آن خود است. دوستان خیلی مرا تشویق کردند که شعرهایم را بفرستم و با اصرار این‌جمع این کار را کردم و خوشحالم از اینکه نامزد دریافت این جایزه شدم. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی