• خانه
  • یادداشت
  • هوش اجتماعی و ریشه‌های فرهنگی معضلات اقتصادی
کد خبر : 95891
/ 07:29
علیرضا طوسی رضوانی

هوش اجتماعی و ریشه‌های فرهنگی معضلات اقتصادی

هوش اجتماعی و ریشه‌های فرهنگی معضلات اقتصادی

شهرآرا آنلاین - تاکنون بیشتر تحلیل‌ها درباره بحران موجود در اقتصاد کشور به بررسی نقش دولت در مدیریت و رفع مشکلات مذکور معطوف بوده و به نقش مردم در این ماجرا کمتر توجه شده است. درست است که کاهش رشد اقتصادی، کاهش تولیدات داخلی و سیاست‌های پولی نادرست دولت موازنه عرضه و تقاضا در بازار را برهم زده و بنابراین دولت متهم اصلی این بحران است، اما افزایش هیجانی، احساسی و غیرمنطقی تقاضا‌ از سوی بخش‌هایی از جامعه نیز بر این ماجرا بی‌تأثیر نبوده است. در بیشتر جوامع توسعه‌یافته، هنگامی‌ که در کالاهای اساسی کمبود ایجاد می‌شود، مردم و شهروندان ‌آگاهانه و به ٢ دلیل از میزان تقاضای خود برای خرید کالا می‌کاهند: نخست، کمک به توزیع عادلانه کالاها در میان آحاد جامعه بر اساس مسئولیت اجتماعی و اخلاق شهروندی، و دوم، ایجاد تعادل و موازنه بین عرضه و تقاضا و جلوگیری از افزایش تورم از طریق کاهش تقاضا، اما در جامعه ما در کمال تعجب، عکس این رویه دیده می‌شود؛ یعنی دقیقا زمانی که عرضه کالا کاهش می‌یابد و قیمت‌ها رو به رشد است، تقاضا ناگهان دچار جهش می‌شود و همچون هیزمی، بر آتش تورم و صعود قیمت‌ها می‌افزاید. این همان وضعیتی است که امروز در مورد تقاضای سیری‌ناپذیر عده‌ای برای دلار، سکه، خودرو و حتی کالاهای اساسی شاهد هستیم. توجیه کسانی که این‌گونه عمل می‌کنند‌ تلاش برای حفظ ارزش دارایی‌ها در شرایط تورم‌ است، غافل از اینکه چنین رفتارهایی اتفاقا بر شدت تورم می‌افزاید و نه‌‌تنها به اقشار آسیب‌پذیر لطمه جدی وارد می‌کند که در نهایت به زیان خودشان ‌خواهد بود و حاصلی جز تشدید بحران نخواهد داشت. به‌راستی چرا ‌چنین است؟ چرا افراد تا این اندازه خودخواهانه، منفعت‌طلبانه و ضداجتماعی رفتار می‌کنند و به منافع جمعی و سرنوشت دیگران بی‌توجه‌اند؟ اگر ریشه این رفتارها را صرفا در عواملی چون سوء‌‌مدیریت دولت، رشد افسارگسیخته نقدینگی ‌یا تحریم‌های خارجی بجوییم، با تقلیل مسئله به عوامل اقتصادی و سیاسی، از نقش عوامل فرهنگی غفلت کرده‌ایم. این در حالی است که ‌در اینجا با نوعی از رفتار اجتماعی مواجهیم و هنگامی‌ که از رفتار اجتماعی سخن می‌گوییم، مسئله «هوش اجتماعی» یا مهارت در زندگی اجتماعی که امری فرهنگی است اهمیت می‌یابد. منظور از هوش اجتماعی مجموعه دانسته‌ها و مهارت‌هایی است که هر فرد برای زندگی در جامعه و برقراری ارتباط سالم و سازنده با دیگران باید دارا باشد. بنابراین هوش اجتماعی برخلاف هوش زیستی یا بیولوژیک، نه ذاتی و موروثی، بلکه اکتسابی و آموختنی است. میزان آگاهی فرد از حقوق و تکالیف شهروندی به همراه مشارکت و مسئولیت‌های اجتماعی از مهم‌ترین شاخص‌هایی هستند که معمولا در تعریف هوش اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این معنا افراد باید بیاموزند که آثار و نتایج کنش‌های آن‌ها می‌تواند بر جامعه و‌ شهروندان دیگر آثاری مثبت یا منفی بر جای بگذارد. اینجاست که مراعات حقوق دیگران و احساس مسئولیت در قبال آن‌ها اهمیت می‌یابد و مهارت‌هایی نظیر قابلیت مدارا در تعاملات اجتماعی، تعقیب منافع شخصی در سایه توجه به منافع همگانی، احترام به همنوع، رعایت قوانین، و تعاون و مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی به ضرورتی اخلاقی بدل می‌شود که باید از راه‌های مختلف آموزش داده شود.

با این توضیح، باید اذعان کرد ‌با کمال تأسف، جامعه ما از حیث میزان و درجه هوش اجتماعی در سطح و اندازه‌ای قابل قبول‌ نیست. ناآگاهی مردم از مسئولیت‌های مدنی، و بی‌اعتنایی به منافع عمومی در رفتارهای افراد کاملا مشهود است و در همین ماجرای بحران اقتصادی به‌وضوح خودنمایی می‌کند. به نظر می‌رسد حل این معضل تنها از راه آموزش و آگاهی‌بخشی از طریق نهادهای آموزشی و رسانه‌ها ‌همچنین تقویت حوزه عمومی و جامعه مدنی با هدف افزایش تمرین مشارکت اجتماعی و ارتقای روحیه تعاون و همیاری در بین آحاد جامعه میسر خواهد شد، اقدامی عاجل و ضرور‌ که جامعه را در برابر تمامی بحران‌ها و آسیب‌ها واکسینه خواهد کرد.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی