کد خبر : 95964
/ 07:52
گفت‌و‌‌گو با حسین وحدتی، نویسنده و منتقد تئاتر

دردِ درام

می‌گوید: «به فرهنگ خودمان خیانت کرده‌ایم؛ چون دانشی را که می‌تواند الان راهگشا باشد و مردم را به تامل وادارد، در قصه‌های آیینی و ریشه‌هایمان پیدا نکرده‌ایم؛ قصه‌هایی که می‌توان با بازآفرینی دراماتیک آن‌ها، اتفاقات خوبی را در تئاتر رقم زد.»

دردِ درام

شهرآرا آنلاین - مریم قاسمی| حسین وحدتی، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر تئاتر که کمبود نمایشنامه خوب را یکی از ضعف‌های مهم تئاتر مشهد می‌داند، از سال‌ها پیش تلاشش را بر پرورش و تربیت نویسندگان در این حوزه، متمرکز کرده است. پایه‌‌گذاری «شنبه‌های خوانش» در خراسان رضوی، از نمونه همین تلاش‌ها برای نویسندگان تازه‌کار و نوقلمان بود. وحدتی که دبیر بخش خوانش سومین جشنواره تئاتر فجر خراسان رضوی نیز بوده است، بادقت اجراهای تئاتر را دنبال می‌کند و برای آن‌ها نقد می‌‌نویسد. این منتقد که یکی از نقدهای مهمش درباره شیوه کاری نمایشنامه‌نویسان جوان است، در تحریریه روزنامه شهرآرا حاضر شد تا برخی شیوه‌‌های متداول نمایشنامه‌نویسان را آسیب‌شناسی کند.

 

﷯ امروز در فضای تئاتر مشهد با حجم زیادی از نمایش‌های آپارتمانی روبه‌رو هستیم که شاید به‌دلیل کمبود صحنه مناسب و وجود تماشاخانه‌ها روی صحنه می‌روند. با وجود اینکه در برخی از این آثار، ایده‌های درخشانی هم به‌چشم می‌خورد، باز شاهد آثار بی‌کیفیت هم هستیم. به نظر شما ریشه این مشکل در کجاست؟

می‌توان گفت الان جریان به‌سمت تئاتر آپارتمانی پیش رفته است؛ سبکی که در حد و اندازه خودش باید درام داشته باشد اما در اغلب این کارها ضعف درام و ایده به‌شدت احساس می‌‌شود. این روزها درحال نوشتن نقدی بر همین موضوع هستم تا از شورای بازبینی بپرسم چطور اجازه می‌‌دهند نمایشی با هر کیفیت و با هر متن ضعیفی اجرا شود. شورای بازبین قرار نیست فقط جلوی خط قرمزها را بگیرد، بلکه لازم است زیباشناسی اثر را هم مدنظر قرار دهد. باید کسی فیلترینگ نمایش‌ها را انجام دهد که صاحب دانش باشد تا اجازه ندهد هر نمایشی با هر تقلای دم‌دستی به سمع و نظر مخاطب برسد. این موضوع در درازمدت به تئاتر، آسیب جدی وارد می‌کند و آزاردهنده خواهد بود. اگر انگیزه نویسندگان و کارگردانان مولف در این شیوه کاری را شناسایی کنیم، می‌بینیم که این اتفاق بیشتر به‌دلایل اقتصادی رخ می‌دهد. در شرایطی که کارگردان باید خودش دنبال همه کارهای نمایش برود و همه پیگیری‌ها برعهده اوست، ترجیح می‌دهد به‌دنبال ایده‌‌ای برود که بتواند با یک میز و صندلی، سروته آن را هم بیاورد.

 

﷯ اما یک نمایشنامه کم‌حجم که سروته آن با یک میز و صندلی هم بیاید، نیز باید درام داشته باشد، درحالی‌که ما ضعف درام را در بسیاری از این آثار می‌بینیم. به نظر شما، نمایشنامه‌نویسان، فضای مینی‌مال را بی‌نیاز از درام می‌بینند؟ 

یکی از چیزهایی که تئاتر آپارتمانی را باب کرده است، همان نوع درامی‌ است که خاصیت آپارتمانی دارد؛ یک فضای گفت‌وگو. ما کمبود گفت‌وگو داریم و باید گفت‌وگو‌ها را از فضای خودمانی شروع کنیم اما بده‌وبستان‌های دیالوگی، درام تولید نمی‌کند. اگر قرار بود به این سادگی باشد که کارهای شاخص جهان شکل نمی‌‌گرفت، بنابراین فکر می‌‌کنم انگیزه‌های ما ابتر است که درکنار دانش و تجربه کم نسل جوان تئاتر، این معضل را به‌وجود می‌‌آورد. امروز برخی می‌‌گویند تئاتر ساندویچی شده است. این اتفاق زیر سایه تغییرات فرهنگی ما رخ داده است؛ مثلا قدیم بیشتر خانه‌ها ویلایی بودند و دم‌ودستگاه و مطبخی برای پخت‌وپز غذاها وجود داشت اما امروز آشپزخانه‌‌ها در خانه‌‌های آپارتمانی، کوچک‌ و مختصر شده‌اند، بنابراین مینی‌مال شدن فضا‌ها در زمانی اتفاق افتاده که آن فضای مجازی مینی‌مال و ذهنیت آدم‌ها هنوز قابلیت دراماتیک پیدا نکرده است.

 

﷯ اینکه ذهنیت آدم‌ها قابلیت دراماتیک پیدا نکرده است، یک موضوع است و فراهم بودن فرصت برای ارائه کارهای ضعیف و بی‌کیفیت توسط افراد کم‌تجربه، موضوع دیگری. مواجهه با این افراد چطور باید باشد؟

اوایل که مسئولیت شنبه‌های خوانش را برعهده داشتم، تاکید می‌‌کردم کارگردان یا نمایشنامه‌‌نویس باید توانایی دفاع از اثرش را در همان جلسه داشته باشد. این نکته برای برخی خوشایند بود و برای برخی نه. به‌نظرم، زمانی که این افراد خودشان را در مواجهه با یک منتقد نمی‌‌بینند، راحت‌‌تر کار می‌‌کنند اما اگر بدانند سیستمی‌ وجود دارد که کارها را نقد می‌‌کند و فیلتری وجود دارد، از همان ابتدا کار ضعیف وارد صحنه نمی‌‌شود.

 

﷯ اما نه‌تنها چنین فیلتری وجود ندارد که به‌تازگی به گوشمان می‌رسد برخی افراد باتجربه هم با حضور بی‌نام‌ونشان در کنار جوان‌ها و مشاوره دادن به آن‌ها، به این معضل دامن می‌زنند. نظر شما در این‌باره چیست؟

بله، متاسفانه همین‌گونه است و این به‌خاطر موج عجیبی است که در این زمینه به‌راه افتاده است؛ به این معنا که جوانی که هیچ تجربه‌‌ای ندارد، یک نفر کاربلد را به‌عنوان مشاور انتخاب می‌‌کند. همه کار و ایده می‌‌شود از آن مشاور اما نام آن تازه‌کار به‌عنوان نویسنده و کارگردان مطرح می‌‌شود؛ یعنی من حسین وحدتی که عمرم را در این کار گذاشته‌ام، به‌دلیل اینکه هیچ منفعت مالی نمی‌‌برم، باید سوادم را بفروشم به جوانی کم‌تجربه و جویای نام. باید دید این چه سیستم آسیب‌‌زایی است که این فرصت را برای افراد بی‌تجربه و بی‌‌دانش فراهم کرده است. من اسمش را می‌‌گذارم اختلاس در عنوان هنرمند و اختلال در کار مشاور هنری.

 

﷯ در شرایطی که فضای مینی‌مال غلبه دارد، آیا می‌شود از نویسندگان انتظار داشت به ریشه‌های فرهنگی و تاریخی خودمان توجه کنند و درصورتی‌که این توجه وجود داشته باشد، به رشد تئاتر ما کمک می‌کند؟

یکی از خوشبختی‌های من، حضور در مدرسه تجربی تئاتر بود. این موقعیت، مسیر ما را جهت داد و ما متوجه شدیم که ریشه‌های فرهنگی و تاریخی زیادی داریم و از این نظر بسیار غنی هستیم. الان در عرصه مدرنیته در کنار دانش و پژوهش و مطالعه ادبیات غرب، می‌‌توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم. یکی‌دو نفری بودند که به اسطوره‌ها توجه کردند. چند وقت پیش خانم سحر رضوانی، کاری با این مضمون نوشت که اجرا نشد. این روایت‌ها که گاه از جادو‌ها حرف می‌زنند، می‌‌توانند ایده‌های خوبی برای نوشتن باشند؛ مثلا بهرام بیضایی با عمق سواد و اشرافش به فرهنگ و جغرافیای ایران، آثار ماندگاری تولید کرده است. نمی‌گویم آثار بهرام بیضایی را کپی کنیم اما می‌توانیم از آن‌ها به‌عنوان راهنمای مسیرمان استفاده کنیم.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی